تبلیغات
فقه سیاسی - مطالب ابر فقه سیاسی

فقه سیاسی و اجتهاد پویا

تاریخ:سه شنبه 26 دی 1391-01:34 ب.ظ

اشاره: این نوشتار، ماحصل گفت و گوی ما با حجت الاسلام والمسلمین سید سجاد ایزدهی، عضو هیئت علمی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی و عضو شورای علمی گروه فقه سیاسی مرکز فقهی ائمه اطهار وابسته به مرحوم آیت الله فاضل لنکرانی است که با هم از نظر می گذرانیم. لازم به ذکر است که از ایشان تاکنون کتاب های متعددی در حوزه فقه سیاسی به چاپ رسیده است.

*. با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید اگر موافق باشید به عنوان اولین سؤال، نظر شما را به عنوان شخصی که در حوزه فقه سیاسی تحقیق می کند از فقه حداکثری و جایگاه امام خمینی(ره) در این ارتباط داشته باشیم؟

مقدمتاً باید عرض کنم که امام خمینی به مثابه فقیهی که مبارزه با رژیم شاه و رهبری انقلاب اسلامی را در سایه دیدگاه فقه حدّ اکثری و دخالت فقه در جمیع شئون زندگی انجام داده بود و سیره عملی ایشان، بر اعتقاد ایشان نسبت به فقه حدّ اکثری، حکایت می کند، از آغازین روزهایی که دیدگاه خویش را در قالب کتب عرضه کرده بود به این مسأله اهتمام داشته و در کتب اخلاقی خود، فقه را مشتمل بر اموری چون سیاست جامعه، و تنظیم امور جامعه دانسته است.

ایشان در کتب و عبارات بعدی خویش نیز بر این قضیه صحّه گذاشته و ضمن این که ماهیت احکام اسلام را به گونه ای معرفی می نمایند که در راستای رفع نیازهای کلان اداره جامعه وتشکیل دولت جعل شده است، جامعیت احکام اسلام را برای پاسخگویی به همه شئون و نیازمندی های انسانی را مورد تأکید قرار داده اند.

بر اساس دیدگاه ایشان، بر خلاف فقه فردی که تنها بخشی از نیازهای فردی و شخصی افراد را مورد عنایت قرار می دهد، فقه، علم به احكام دین بوده و احكام دین، گستره اى بس فراگیر دارد و همه زوایاى زندگى فردى، اجتماعى و سیاسى انسان را در بر مى گیرد. بلکه ایشان ضمن این که جامعیت فقه شیعه نسبت به همه مسائل و تمام ادوار زندگی را مورد تأکید قرار می دهد، جنبه های فردی فقه را در سایه مسائل عمده و حکومتی قرار داده و جنبه عملی فقه را در سایه حکومت معنای کرده است.

*. حکومت به چه معنا؟

بیشتر مرادم از دیدگاه اجتهادی است حكومت، در نظرمجتهد واقعى، فلسفه علمى تمامى فقه در تمامى زوایاى زندگى بشریت است. حكومت نشان دهنده جنبه عملى فقه در برخورد با تمامى معضلات اجتماعى و سیاسى و نظامى و فرهنگى است، فقه، تئورى واقعى و كامل اداره انسان از گهواره تا گور است.

مطابق این دیدگاه، منافع، مضار و مصلحت جمع بر فرد یا گروه خاص اولویت دارد و همه احكام در سایه مصالح جمعى معنا مى یابند.

نگرش امام خمینی نسبت به فقه حدّ اکثری به اداره جامعه محدود اسلامی منحصر نشده بلکه ایشان ضمن تذکّر به شورای نگهبان، نگرش فقها در مورد فقه شیعه به گونه ای که برای رفع نیازهای اقتصادی، نظامی، اجتماعی و سیاسی جوامع آماده بوده و توانایی اداره جهان را نیز داشته باشد، را خواستار شدند.

اکتفای اصحاب فقه، به بخش های خاصی از فقه فردی، در زمان های گذشته، نه فقط به خاطر دور بودن فقه از عرصه حاکمیت و اداره جامعه بلکه بنا بر نظر امام خمینی، به خاطر تبلیغات سوئی بود که از سوی دشمنان دین عرضه شده و البته مورد باور بسیاری نیز قرار گرفته بود.

*. و در ارتباط با فقه متناسب با زمانه؟

گذر از فقه حدّ اقلی به سوی فقه حدّ اکثری تنها به اضافه شدن موضوعاتی به فقه سنتی مستند نبوده بلکه در گرو نگرشی جدید به فقه است. فقه شیعه که در تمامی ادوار خود، فرزند زمانه خویش بوده و به سوالات زمانه خود پاسخ گفته (و درعین حال در فضای فقه فردی می زیسته است) با پیروزی انقلاب اسلامی، رسالت اداره جامعه و کشوری وسیع را برعهده گرفته و از این روی، ضمن گذر از فقه فردی، نیازهای کلان جامعه و کشور و مدیریت سیاسی، فرهنگی جامعه را فراروی خود دیده و ضرورت پاسخ گویی به این مسائل جدید را بر خود فرض می دانست.

آنچه توانایی گذار از مرحله فقه فردی به فقه اجتماعی را دارد، عنصر اجتهاد است که توانایی بسیاری در پویایی فقه دارد توانایى فقه در همراهی با تحولات زمانه و پاسخگویى به حوادث جدید نیز در سایه همین عنصر تامین مى شود. همچنان که فقیهان پیشین نیز بنای استوار فقه را بر عهده اجتهادی زنده، متحرک و به روز نهاده بودند. پاسخ گویی به نیازهای جدید در قالب فقه اجتماعی نیز در گرو اجتهادی پویا و در عین حال منطبق بر مبانی و مقررات فقه است. از این رو امام خمینی، ضمن اعتقاد به مقررات فقه سنتی، پویایی را از لوازم اجتهاد دانسته و در عین حال زمان شناسی را از لوازم پویایی فقه معرفی نموده است :

این جانب، معتقد به فقه سنتى و اجتهاد جواهرى هستم و تخلّف از آن را جایز نمى دانم. اجتهاد، به همان سبك صحیح است، ولى این بدان معنى نیست كه فقه اسلام، پویا نیست. زمان و مكان، دو عنصر تعیین كننده در اجتهادند.

پویایی فقه و اجتهاد در گرو این مبنای اساسی است که احکام و قوانین اسلام به زمان و مکان خاصی اختصاص نداشته و قادر به پاسخ گویی به همه نیازهای انسانی و تا روز قیامت خواهد بود. از این روی می بایست با تحولات جامعه و موضوعات و مسائل آن همراه بوده و تحول یابد. بلکه جمود و عدم تحوّل فقه مستلزم باور به ناتوانی اسلام و فقه در پاسخ گویی به مسائل جدید و اختصاص فقه به زمان هایی خاص و محدوده جغرافیایی معین است که بنا بر اعتقاد امام خمینی، از اعتقاد به منسوخ شدن اسلام بدتر است.

براساس دیدگاه امام خمینی، ضمن این که فقه و اجتهاد سنتی، به همان شکل و روش قادر نخواهد بود وارد مرحله فقه اجتماعی و حکومتی شود، طرحی را برای پویایی فقه و اجتهاد ارائه کرده است، که بر اساس آن زمان شناسی و موضوع شناسی دقیق قادر خواهد بود، اجتهاد را به سمت و سوی تحول و پویایی هدایت نماید.

مطابق این منطق، فقیه باید براى انجام مسؤولیت خویش با افكار واندیشه هاى موجود در جامعه كاملا آشنا گشته و با واقع اندیشى ورای این افكار را بنگرد، به نیكى آنها را در جهت درست سوق دهد، نیازهاى موجود و آینده اجتماع را نیز درك كرده و با تشخیص و آینده نگرى صحیح، در مقام پاسخگوئى آنها برآید. ایشان در یکی از نامه های خود که به یکی از اصحاب فقه، ضمن برشمردن بیش از سى و پنج مساله، از میان صدها مساله فقهى كه در زمان حاضر مورد ابتلا و نیاز جامعه بوده است، ضرورت به روز بودن اجتهاد در همه زمان ها را خاطر نشان کرده و فقیهان را به پاسخ گویی به مسائلی که در زمان های گذشته، موضوع نداشته است، فراخوانده است.

*. با توجه به این که به روز بودن و پویایی فقه شیعه در گرو اموری از قبیل مراعات زمان قرار داده شده است، تلقی های متفاوتی كه از نقش زمان و مکان در تحول و پویایی فقه امام وجود دارد، را در چه مواردی می بینید؟

در این رابطه دو تلقی وجود دارد.

الف) در یک تلقّی، زمان شناسی فقیه موجب خواهد شد وی شرایط و نیازهای زمانه خود را بهتر و دقیق تر درک کرده و آگاهی وی از شرائط و نیازهای زمانه تأثیری مضاعف در فهم بهتر او از دلیلها و استنباط دقیق تر احكام شرعی برای مسائل جامعه ای که وی در آن زندگی می کند خواهد گذاشت. در خصوص این نوع تأثیر در پویایی اجتهاد باید گفت جای تردید نیست که انسان ها، از محیط اثر پذیرفته و دگرگونیهای اجتماعی، سیاسی و... در اندیشه او دگرگونیهایی به وجود می آورد. اجتهاد فقیهی كه در متن حوادث و تحولات اجتماعی قرار دارد، با آن كه در كنج خانه و گوشه مدرسه به اجتهادی پردازد، متفاوت بوده و آگاهی و شناخت درست زمانه، تأثیری تام در استنباط و فهم فقیه از منابع و دلیلهای احكام، خواهد گذارد. امام خمینی، مسأله زمان شناسی را در معنای وسیع تر نگریسته و در حوزه سیاست، آشنایی فقیهان با روش سیاست های رایج جهان، و آگاهی با مسائل روز سیاسی جهان غرب و شرق و نقاط ضعف و قوت آنها را نه تنها مطلوب، دانسته، بلکه از لوازم اجتهاد کامل و اداره جامعه توسط فقیه جامعه الشرایط دانسته است :

ب) از امور دیگری که می تواند فقهی روزآمد و پویا را در پی داشته باشد شناخت صحیح موضوعات و تأثیر زمان و مكان در اجتهاد از راه دگرگونی در موضوعات احكام است. به این معنا كه رابطه حكم و موضوع، از قبیل رابطه سبب و مسبب و علت و معلول بوده و تا موضوع محقق نشود، حكم ثابت نخواهد بود. بنا بر این، اگر موضوعی در شرائط و مقتضیات زمانی و مكانی خاص تغییر كند، حكم نیز به پیروی از آن، تغییر پیدا خواهد كرد تردیدی نیست كه شرایط و مقتضیات زمانی و مكانی در دگرگونی موضوعها و مصادیق اثری تام دارند. بر این اساس ممکن است یك چیز، در زمانی و تحت شرایطی، مصداق موضوعی خاص بوده و محكوم به حكمی خاص باشد و در عین حال، آن موضوع در زمانی دیگر و با شرایطی خاص، مصداق به موضوعی متفاوت تبدیل شده و حکمی دیگر را در پی داشته باشد. امام خمینی که از پیشگامان این مسأله بوده و طرح مسأله پویایی اجتهاد در سایه شناخت صحیح زمان و مکان به ایشان منسوب است در این خصوص، این گونه اظهار داشته است :

زمان و مكان دو عنصر تعیین كننده در اجتهادند. مسأله ای كه در قدیم دارای حكمی بوده است، به ظاهر همان مسأله در روابط حاكم بر سیاست و اجتماع و اقتصاد یك نظام ممكن است حكم جدیدی پیدا كند. بدان معنی كه با شناخت دقیق روابط اقتصادی و اجتماعی و سیاسی، همان موضوع اول كه از نظر ظاهر با قدیم فرقی نكرده است، واقعاً موضوع جدیدی شده است كه قهراً حكم جدیدی می طلبد.

والسلام

چاپ در مجله مثلث: شماره دهم / 19 مهرماه 1388



نوع مطلب : اندیشه  فقه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




Admin Logo
themebox Logo