رییس جمهور آینده باید در مسیر پیشرفت کشور یک جهش ایجاد کند

تاریخ:دوشنبه 9 اردیبهشت 1392-09:52 ق.ظ

خبرگزاری رسا - مدیر گروه علوم سیاسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با اشاره به اینکه کارآمدی و توانمندی رییس جمهور آینده یکی از شرایط لازم اداره کشور است، گفت: دولت یازدهم بایستی با کارآمدی و برنامه ریزی مناسب ایران را با شتاب به اهداف جهانی خود نزدیک کند.

حجت الاسلام سید سجاد ایزدهی، استاد سطح حوزه علمیه قم در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری رسا، اعتقاد به اسلام، نظام و اهداف امام راحل و تمکین از ولایت را از شرایط لازم رییس جمهور نظام اسلامی معرفی کرد و افزود: دولت یازدهم با توجه به شرایط کنونی کشور و دهه چهارم پیشرفت و عدالت باید فردی کارآمد و توانمند باشد.

وی با اشاره به این‌که انقلاب نیاز به تحول ندارد بلکه نیازمند یک حرکت جهش‌گونه است، اظهار داشت: رییس جمهور آینده با دارا بودن مجموعه‌ای از صفات و ویِژگی‌های لازم حرکت کشور را برای رسیدن به اهداف نظام سرعت بخشد و یک جهش مناسب را ایجاد کند.

مدیر گروه  علوم سیاسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با اشاره به فرمایشات مقام معظم رهبری مبنی بر این که رییس جمهور آینده باید نقاط قوت دولت‌های قبلی را دارا و از نقاط منفی آن به دور باشد، گفت: دولت نهم و دهم دارای یک فراز و نشیب بوده و در مراحلی نقاط مثبت برجسته و در دورانی نقاط ضعف نمایان بود.

وی ساده زیستی، مبارزه با مفاسد، استفاده از افراد شایسته در امور اجرایی، رشد علمی و پیشبرد برنامه هسته‌ای را از ویژگی‌های مثبت و به حاشیه قرار گرفتن، پناه دادن جریان انحرافی در خود و تعویض فراوان کارگزاران را از نقاط ضعف دولت احمدی نژاد برشمرد.

حجت الاسلام ایزدهی با بیان این‌که رییس جمهور آینده با هر سلیقه و رویکرد داعیه‌دار نظام است و باید با تلاش و جذب نیروهای کارآمد در مسیر رشد علمی و اقتصادی و وحدت عمومی بر محور ولایت فقیه و آرمان‌های امام حرکت کند، خاطرنشان کرد: دولت یازدهم با شکوفاسازی همه جانبه انقلاب و برنامه ریزی درست می‌تواند نظام اسلامی ایران را به عنوان یک الگوی مناسب برای ملت‌های مسلمان و حتی کل جهان قرار دهد.

وی التزام به اصول نظام و حرکت در چارچوب قانون را از اصول رقابتی نظام اسلامی برشمرد و افزود: تکثر و ارائه نظریات مختلف در ذیل نظام هیچ مانعی ندارد و مردم در فضای رقابتی شفاف ‌با حضور حداکثری خود می‌توانند اصلح را انتخاب کنند که در این صورت برنده اصلی نظام و مردم است.

این استاد حوزه و دانشگاه در پایان بیان داشت: تکثر نامزدهای اصولگرا فی نفسه مشکلی ندارد ولی در صورتی که موجب پیروزی رقیب شود باید به گونه ای رفتار شود این امر به وحدت تبدیل شود و کسی توهم نکند که اصولگراها از مسائل اساسی وامانده و دچار جزئیات و فرعیات شده اند./921/ت302/ج

به نقل ازخبرگزاری رسا



نوع مطلب : مناسبت ها 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نخبگان دینی و سیاسی برای تحقق شعار سال فرهنگ‌سازی کنند

تاریخ:دوشنبه 19 فروردین 1392-02:15 ب.ظ

عضو هیات علمی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی گفت: فرهنگ‌سازی از سوی نخبگان دینی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی جامعه در راستای تحقق شعار سال ضروری است.

حجت‌الاسلام والمسلمین سیدسجاد ایزدهی در گفت‌وگو با خبرنگار دین و اندیشه خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با تاکید بر لزوم فرهنگ‌سازی از سوی نخبگان دینی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی جامعه در راستای تحقق شعار سال، افزود: اصل اینکه برای هر سال شعاری طرح می‌شود یا ناشی از انتظاراتی است که قرار است سال آینده محقق شود یا ناشی از پیش‌بینی‌هایی است که احتمال دارد سال آینده اتفاق بیفتد تا این شعار آن موارد را تحت پوشش خود قرار دهد.

وی خاطرنشان کرد: بر این اساس، شعار که یک نماد است عمدتا در راستای جهت‌گیری یک رویکردی است که قرار است اتفاق بیفتد تا در سال جاری رفتارها به آن محوریت جمع شود.

مدیر گروه سیاسی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی با اشاره به این‌که «در سال‌های گذشته نیز مقام معظم رهبری با این محوریت شعار سال را نامگذاری می‌کردند» گفت: اتفاقا گونه شعارهایی که در این سال‌ها مطرح شده منطبق بر واقعیت‌ها بوده است و آن مسائلی را که دشمنان در سر داشتند پوشش می‌داده است که در چند سال اخیر عمدتا بحث اقتصادی بوده و اکنون نیز همین بحث را دنبال می‌کند.

ایزدهی ادامه داد: وقتی صحبت از حماسه اقتصادی می‌شود بعد اصلی تنها متوجه اقتصاددانان نیست، بلکه بعدی از آن برای اقتصاددانان و بخشی دیگر برای عامه مردم است که به عنوان مثال اگر بحث اسراف، کنترل مصرف، مقابله با تحریم‌ها، استفاده از کالای داخلی و مباحثی از این قبیل مطرح می‌شود عمده مسوولیت به مردم بر می‌گردد که باید آن را مدیریت کنند.

وی یادآور شد: بنابراین بستر تحقق این شعار بیش از اینکه متوجه مسوولان باشد متوجه مردم است که اگر آنها همراهی کنند عمده این قضیه محقق خواهد شد که در سال‌های گذشته نیز مردم با این فضا همکاری کردند و همچنان این حکایت باقی است و بستر آن همچنان وجود دارد.

این عضو هیات علمی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی با تاکید بر این‌که «برای تحقق شعار سال به ویژه در بعد اقتصادی نیازمند فرهنگ‌سازی از سوی نخبگان دینی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی هستیم» تصریح کرد: این نخبگان باید به مردم بقبولانند که مثلا خرید اجناس داخلی ممکن است از برخی جهات به سودشان نباشد، اما در درازمدت به سود جامعه و خودشان خواهد بود و نخبگان سیاسی از این جهت قضیه را برای مردم القا کنند که اگر وابسته به کالای خارجی باشیم در درازمدت تحت سلطه دشمن قرار خواهیم گرفت.

ایزدهی ادامه داد: در بعد فرهنگی برای تحقق این شعار می‌توانیم بحث هویت مستقل ایرانی اسلامی را نسبت به دیگران در نوع پوشش و خوراک و سبک زندگی مطرح و القا کنیم که ما چون مسلمان و ایرانی هستیم طبیعتا هر چیزی نمی‌پوشیم، هر چیزی نمی‌خوریم و هر کاری نمی‌کنیم که اگر این فرهنگ ترویج شود نوع اقتصاد ما بومی و متناسب با نیازهای داخلی خواهد بود.

این استاد دانشگاه با بیان این‌که «در بعد دینی و مذهبی نیز نخبگان به مباحث اسراف آن هم در جزئیات بپردازند» اظهار کرد: باید از جهات مختلف این موضوع را برای مردم فرهنگ‌سازی کنیم که اگر این اتفاق بیفتد بسیاری از مشکلات ما حل خواهد شد.

وی با اشاره به این‌که «تعبیر مقام معظم رهبری در شعار امسال استفاده از عنوان حماسه بوده است» گفت: با توجه به اینکه دشمن در سال‌های گذشته فشار بسیار جدی در عرصه اقتصادی و سیاسی انجام داده لازمه مقابله با این فشار و تحریم‌ها، کار بسیار مضاعفی است که از آن تعبیر به حماسه می‌شود یعنی امروزه ما نیاز به یک تحول نداریم بلکه نیاز به یک جهش داریم که کارها باید به صورت جدی‌تر و عملیاتی‌تر در راستای خنثی کردن حربه تحریم انجام شود.

ایزدهی خاطرنشان کرد: بعد دیگر شعار امسال بعد سیاسی آن است که از آن تعبیر به حماسه سیاسی شده است و این از دو جهت قابل توجه است؛ یکی از جهت پیش‌بینی مقام معظم رهبری نسبت به سال آینده به ویژه در بحث انتخابات و همچنین افزایش کارآمدی نظام با حضور بسیار جدی مردم در عرصه انتخابات است.

مدیر گروه سیاسی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی با تاکید بر این‌که «عمده حماسه در شعار امسال متوجه انتخابات پیش‌روست» گفت: این انتخابات از دو جهت می‌تواند برای کشور حائز اهمیت باشد؛ از یک جهت کشور مرهون اقتدار است. اگر اقتدار یک کشوری برای جامعه جهانی اثبات شود دیگر معنایی ندارد که از سوی دیگران تحریم شود تا مردم از آن دولت یا نظام کنار‌ه‌گیری کنند، بنابراین اگر مردم با بیشترین حضور در کنار نظام خود ایستاده‌اند معلوم می‌شود حربه‌هایی که در نظر گرفتند نه تنها بی‌فایده است بلکه اثر عکس داشته است.

وی افزود: از سوی دیگر حضور حداکثری مردم در انتخابات پیش‌رو موجب می‌شود دولتی که سر کار می‌آید بتواند با قدرت بیشتر کار کند و کارهای عقب مانده و نقطه ضعف‌ها را پوشش دهد و این مقوله هم در داخل کشور و هم در عرصه جهانی بسیار موثر است و می‌تواند نظام را تا مدت‌ها بیمه کند.

این عضو هیات علمی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی تاکید کرد: مطمئنا انتظار رهبری از حماسه سیاسی تنها بحث حضور ابتدایی نیست بلکه حماسه‌ای فراتر از آن یعنی در داخل قانون بودن، تمکین به آن، بر مدار قانون رقابت کردن، رعایت اخلاق و ... انتظار ایشان است که موجب قوت و اقتدار نظام خواهد بود.

ایزدهی یادآور شد: این نظام با مشارکت حداکثری که در انتخابات خواهد داشت می‌تواند الگویی مناسب برای جوامعی باشد که در فرآیند بیداری اسلامی قرار دارند و همچنان نگران الگوی مطلوب برای نظام آینده خود هستند.



نوع مطلب : اندیشه  مناسبت ها 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سبك زندگی عاشورایی

تاریخ:سه شنبه 7 آذر 1391-08:28 ق.ظ

سبك زندگی عاشورایی

نویسنده: حجت الاسلام والمسلمین سیدسجاد ایزدهی*

یكی از مسائل مهم امروز جامعه ما، وجود سبك های مختلف زندگی است كه جامعه را دچار مشكل كرده است. از این رو، ضرورت ایجاد و معرفی یك سبك زندگی مناسب به جامعه و همه جوامع انسانی حائزاهمیت بسیار است.

    رجوع به زندگی امام حسین(ع) بیانگر این مساله است كه همه موارد جهت ارائه گونه ای از سبك زندگی برای انسان ها وجود دارد كه این سبك بتواند در همه زمان ها و مكان ها عملیاتی باشد و همواره به عنوان الگویی مناسب مطرح شود. از این رو، به نظر می رسد معنای واقعی حدیث «كل یوم عاشورا و كل ارض كربلا» همین الگو و سبك زندگی امام حسین(ع) برای جوامع انسانی است. با توجه به این مساله باید گفت همه زیارت ها و عزاداری ها برای امام حسین(ع) و اهل بیت(ع) باید با هدف رسیدن به این سبك زندگی صورت گیرد و همه آن اعمال را باید به عنوان مقدمه ای برای رسیدن به این هدف مهم در نظر گرفت.

    ذكر این نكته ضروری است كه اگر به حادثه عاشورا تنها به عنوان رخدادی تاریخی نگریسته شود، سبك زندگی خاصی از آن استخراج نخواهد شد، اما به تعبیر برخی بزرگان ازجمله رهبر معظم انقلاب، عاشورا و كربلایك حادثه نیست و یك فرهنگ است و این فرهنگ قابلیت ارائه سبك زندگی خاصی را برای بشریت دارد و همه جوامع این گونه از سبك زندگی را كه مبتنی بر معرفت و آموزه های فطری است، می پسندند.
    
برای بیان این سبك زندگی می توان به سه سطح فردی، اجتماعی و سیاسی اشاره كرد و شاخص های عاشورایی این سطوح را بیان داشت. در عرصه فردی، با مشاهده رفتار های امام حسین(ع) در طول دوران زندگی مشخص می شود كه ایشان گونه ای از رفتار بر مبنای دین، جوانمردی و اخلاص را ارائه می كردند. ازجمله شاخص های دیگر رفتار ایشان، عبادت محوری بود. همچنین در ظهر عاشورا، ایشان از نماز غافل نشدند. اتخاذ این نگاه خدامحورانه را می توان عامل اصلی پیروزی امام حسین(ع) در طول تاریخ دانست. شاخص دیگر زندگی امام حسین(ع) كه در رخداد عاشورا تبلور دارد، سبك زندگی محبت محورانه نسبت به اطرافیان و نزدیكان خود است كه نمونه های آن در حادثه عاشورا بسیار زیاد است و می توان به مواردی مانند احترام به بزرگ تر و پیشی نگرفتن اصحاب و اهل بیت از امام(ع) اشاره كرد. از جمله دیگر شاخص های زندگی امام حسین(ع) می توان به عنصر شجاعت اشاره كرد. باید توجه داشت كه ائمه معصومین(ع) انسان هایی نبودند كه در زندگی مادی غرق باشند و از فضایل اخلاقی مانند شجاعت بی بهره باشند. عنصر حیا و حجاب هم در فرهنگ و سبك زندگی عاشورایی بسیار برجسته و محوری است كه باید مورد توجه جامعه امروز ما قرار گیرد.
    
در بیان سبك زندگی عاشورایی در سطح اجتماعی هم می توان به مواردی مانند عقلانیت اشاره كرد. بر این اساس، ائمه معصومین(ع) به رغم برخورداری از ملكه عصمت و بهره مندی از فیوضات الهی به امر عقلانیت بی توجه نبودند. امام حسین(ع) هیچ گاه تصمیمات خود را بدون مقدمه و پشتیبانی اتخاذ نمی كردند و پذیرش دعوت كوفیان با لحاظ این مساله بوده است. شاخص دیگر در زندگی اجتماعی امام حسین(ع)، وفاداری به پیمان بود و به همین دلیل، ایشان تا زمان حیات معاویه به دلیل پیمان امام حسن(ع) با او، هیچ گاه وارد نبرد و مبارزه با معاویه نشدند و همواره این پیمان را پاس داشتند. ولایتمداری را نیز باید به عنوان شاخص دیگر زندگی اجتماعی امام حسین(ع) درنظر گرفت و در این رابطه، تاریخ موردی را در عدم تمكین ایشان از ولی زمان خود یعنی امام علی(ع) و امام حسن(ع) به یاد ندارد. همین نگاه مهم در رفتار اهل بیت و یاران ایشان هم قابل توجه است. در بحث اجتماع، كوشش اصلی امام حسین(ع) هدایت مردم بود تا در مسیر زندگی مطلوب قرار گیرند و نطق ها و سخنان ایشان در مكه، عرفات، مسیر حركت و در كربلادر این راستا صورت می گرفت. ایشان احیای دین و امر به معروف و نهی از منكر را اصلی ترین هدف قیام خود می دانست تا مردم بر مبنای دین و اهداف الهی زندگی كنند و از معیارهای مادی و غیرالهی فاصله گیرند.

    در بیان سبك زندگی عاشورایی در سطح سیاسی و حكومتی هم می توان به مواردی مانند عقلانیت، آرمانگرایی، مردمداری و لزوم حاكمیت حكومت دینی اشاره كرد. امام حسین(ع) در برخورد با معاویه و یزید همواره به فضای عمومی و مصالح جامعه اسلامی و پیدایش انحرافات در دین توجه داشتند و با بینشی همه جانبه گرایانه به دنبال تغییر وضع بودند. ایشان همواره كوشش داشتند با توجه به مردم حركت خود را انجام دهند و با همراهی آنها كار خود را پیش ببرند و به همین دلیل همواره توده های جامعه را مورد خطاب اصلی خود قرار می دادند. از دیدگاه امام حسین(ع) عقلانیت منهای آرمانگرایی امر مطلوبی نبود و انسان باایمان باید با لحاظ ارزش های دینی، همواره دین و آرمان های دینی را بر خود برتر بداند و كوشش در راستای حاكم نمودن آنها نماید، به همین دلیل از منظر امام حسین(ع)مشروعیت حكومت ها به بیعت مردم نبود و باید حكومت دینی بر پایه ارزش ها و تعالیم دینی شكل گیرد.

    *عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

 روزنامه جام جم، شماره 3565 به تاریخ 2/9/91، صفحه 11 



نوع مطلب : مناسبت ها 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

صله رحم و تاخیر در اجل!

تاریخ:سه شنبه 12 اردیبهشت 1391-07:21 ب.ظ

حجت‌الاسلام والمسلمین «سید سجاد ایزدهی» عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار آیین و اندیشه فارس در ارتباط با جایگاه صله رحم در آیات و روایات اظهار داشت: یکی از مباحث جدی در آیات و احادیث اسلامی موضوع صله رحم است.

وی با اشاره به سخنی از حضرت رسول(ص) گفت: پیامبر(ص) می‌فرمایند: بهترین مردم کسی است که بیشتر از دیگران به خویشاوندان خویش سر می‌زند ضمن اینکه سریع‌ترین خیرها در صله رحم نهفته است.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی تصریح کرد: با توجه به اینکه جنبه معنوی، اخلاقی و عاطفی در میان مردم ایران بر سایر موارد غلبه دارد لذا به همین دلیل آنها مناسبت‌ها را بهانه‌ای قرار می‌دهند تا به وسیله رفت و آمد و بازدید از اقوام از فشارهای اجتماع بر زندگی خویش بکاهند.

ایزدهی به بیان آثار این سنت حسنه پرداخت و عنوان کرد: صله رحم جدای از اینکه انسان را به لحاظ روحی و عاطفی سبک و با نشاط می‌کند آثار دیگری نیز دارد که از آن جمله می‌توان به توسعه اموال و دارایی، دور شدن بلاها از انسان، آسانی حساب روز قیامت، تاخیر  در اجل، زیبایی اخلاق و پاکی نفس‌ها اشاره کرد.

وی یادآور شد: اینگونه نیست که خداوند متعال فوائد و آثار صله رحم را تعبدا فقط برای شخص صله رحم کننده قرار دهد بلکه آثار تکوینی صله رحم به خودی خود برای هر فردی که این عمل را انجام  دهد به وجود می‌آید. از این رو هر چند این شخص، فرد معتقد و مؤمنی نباشد اما به محض رفت و آمد و برقراری ارتباط اثرات صله رحم نیز شامل حال او خواهد شد.

ایزدهی خاطرنشان کرد: در اهمیت صله رحم همین بس که حضرت رسول(ص) می‌فرمایند: هر کس یک چیز را برای من ضمانت کند من چهار چیز را برای او ضمانت خواهم کرد؛ هر فردی که خود را ملزم به انجام صله رحم کند طبیعتا خانواده و اهلش او را دوست داشته، بر رزق و عمر او افزوده خواهد شد و خداوند متعال نیز او را در بهشت خویش جای خواهد داد.

8/1/1391



نوع مطلب : مناسبت ها  اخلاق  اندیشه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

حکایت تکرار تاریخ عاشورا

تاریخ:پنجشنبه 25 اسفند 1390-06:21 ق.ظ

بررسی عبرت های قیام کربلا در گفتگو با حجةالاسلام والمسلمین دکتر ایزدهی؛

* سید جواد میرخلیلی
یکی از بحث های قابل توجه در رابطه با قیام امام حسین(ع)، بحث عبرت های عاشورا است که توجه جدی بدان را می طلبد. به





مناسبت فرا رسیدن ایام محرم، گفتگویی را با حجةالاسلام والمسلمین دکتر سید سجاد ایزدهی، عضو هیأت علمی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی قم انجام دادیم که دربردارنده بحث عبرت های عاشورا و بازخوانی وضعیت دوران پیامبر(ص) و بعد از ایشان تا قیام خونین کربلا است.لازم به ذکر است که از دکتر ایزدهی، تاکنون کتب و مقالات متعددی به چاپ رسیده است که کتاب نظارت بر قدرت در فقه سیاسی ایشان، نیز به عنوان کتاب سال انتخاب شده است.
***
* اجازه بدهید سؤال اول خودم را با توجه به فضای پیش از امامت امام حسین(ع) مطرح کنم و اینکه وضیعت سیاسی- اجتماعی زمان پیامبر(ص) چگونه بود که وقتی در دلایل قیام امام حسین(ع) دقیق می شویم، یکی از آن دلایل را تغییر وضعیت جامعه به زمان پیامبر(ص) تلقی می کنند؟
** سؤال خوبی مطرح کردید. باید اشاره کنم که فضای زندگی پیامبر(ص) و زمانه ای که ایشان در آن می زیست، دچار کج روی ها و انحراف هایی بود که شامل مسایل مختلف از قبیل فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و غیره بود؛ به گونه ای که آنها بت می پرستیدند، مرتکب فحشا می شدند، دختران خود را زنده به گور می کردند و بسیاری از عادات و انحرافات دیگر.
پیامبر(ص) همزمان با بعثت، علاوه بر تبیین رسالت و وحی الهی، انقلابی در تمامی بنیادهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه آن روز ایجاد کردند. به گونه ای که جامعه مبتنی بر آموزه های پیامبر(ص) تنها مبتنی بر عبادات نبود، بلکه ایشان تغییری اساسی در تمامی ابعاد جامعه ایجاد کردند.






طبیعی است که در فضای جدیدی که از سوی پیامبر(ص) و بر مبنای آموزه های دین اسلام صورت پذیرفت، مدیریت جامعه نمی توانست بر عهده فرهنگ سابق و افرادی که همان دیدگاه را باور داشتند، باشد. بلکه انقلاب نبوی و ادامه آن مستلزم هدایت جامعه، تحت هدایت و رهبری افرادی بود که دل در گرو اهداف وحی داشته و نسبت به مبانی آن آگاهی کامل داشته باشند. بنابراین در این جامعه، صحبتی از حاکمیت افرادی مانند ابوسفیان که اعتقادی به انقلاب پیامبر(ص) و آرمان های آن ندارند، نخواهد بود. چنانچه در روایتی از امام حسین(ع) آمده است که ایشان فرمود: حاکمیت و رهبری بر افرادی مانند ابوسفیان و خاندان وی حرام است.
* چه شد که این وضعیت و فضای نورانی شکل گرفته در زمان پیامبر(ص) بعد از ایشان دگرگون شد؟
** بعد از بعثت پیامبر(ص)، بنیان ها و ارزشهای جامعه تغییر یافته و از محوریت شرک و کفر به محوریت توحید تبدیل شد. لکن افرادی که دل در گرو این تغییرات و انقلاب نبسته بودند، درصدد بودند جامعه را به زمان قبل از انقلاب نبوی برگردانند. اولین زمزمه های این انحراف در پسامد رحلت پیامبر(ص) رخ داد و مدیریت جامعه بر عهده کسانی قرار گرفت که با این اهداف و آرمانها فاصله داشته و دیدگاه خود را به عنوان دیدگاه شریعت حاکم می دانستند. طبیعی است که چون نقل روایت در این تاریخ ممنوع شده و سخنان پیامبر(ص) به نسل بعد منتقل نشده بود جای اصل و بدل در مدیریت کلان جامعه عوض شد و از سوی دیگر جامعه از مجاری حقیقی انقلاب نبوی سیراب نشد و مردم با گونه ای متفاوت از ارزشها روبرو شدند. در حالی که مدیریت جامعه می بایست بر عهده کسانی باشد که نزدیکترین افراد به پیامبر بوده و منسوب خداوند و پیامبر (ص)باشد. نه کسانی که بتوانند به هر دلیلی مردم را به گرد خود جمع کنند. بدیهی است که افرادی که دل در گرو انقلاب فرهنگی پیامبر(ص) نداشته باشند، گرچه بتوانند مردم را نیز در گرد خود جمع کنند، نمی بایست مدیریت کلان جامعه را بر عهده داشته باشند زیرا با توجه به تأثیرپذیری شدید مردم از حاکمان، آنها خواهند توانست مردم را سمت و سویی که خود می خواهند، سوق داده و کم کم جامعه را از اهداف انقلاب دور سازند. به هر حال، معاویه و یزید که در دوران امامت امام حسین(ع) حاکم شده بودند، چون از اساس، اعتقادی به مبانی دینی توحید و اسلام نداشتند، درصدد بودند بنیان های اعتقادی و ارزشی جامعه را تغییر داده و به زمان جاهلیت برگردانند. در چنین وضعیتی امام حسین(ع) که فرزند خاندان وحی و رسالت بود در مبارزه با فساد فراگیر یزید قیام کرده و مردم را به بازگشت به مبانی انقلاب دعوت نمود.
* سؤالی که در اینجا مطرح می شود این است که آیا مطابق آموزه های اسلام در جامعه، شهروند درجه اول و دوم وجود دارد یا خیر؟
** در پاسخ به این پرسش باید گفت. اگر شهروندی درجه یک و دو به این معناست که برخی از افراد از امتیازات اجتماعی خاصی برخوردار باشند و برخی از آن امتیازات محروم، باید گفت چنین تبعیضی در اسلام، روا نیست، اما اگر مراد از شهروند درجه یک و دو این باشد که بگوییم هر کسی قادر خواهد بود بر مدیریت جامعه تکیه زند؛ باید گفت انقلاب، آرمان ها و مبانی آن، اجازه نخواهند داد افرادی که به آن باور نداشته و هنوز در فضای جاهلیت زندگی می کنند، بر عرصه تصدیگری جامعه گام نهاده و رهبری مردم و ارزشهای آن را بر عهده بگیرد.
طبیعی است که در فضای اسلام پس از پیامبر(ص) یک یهودی یا کافر و یا امثال ابوسفیان، معاویه و یزید نخواهند توانست جانشین و خلیفه رسول خدا باشند. گرچه ممکن است به هر دلیلی و به ناحق خلیفه مردم شده باشند، اما این به معنای مشروعیت آنها و جانشینی پیامبر(ص) در امور جامعه و هدایت و رهبری آنان نیست.
به هر حال، در زمان امام حسین(ع)، فضای ارزشی و انقلابی که در زمان پیامبر(ص) شکل گرفته بود در سایه انحرافاتی که در ذیل رهبری خلفای ناحق صورت پذیرفته بود، به تدریج کم رنگ شده و با دین و اسلام ناب فاصله گرفته بود و ثمره حاکمیت افرادی مانند یزید، جز فساد، تباهی و بازگشت جامعه به مبانی جاهلیت نبود.
نکته ای که این جا باید بگویم این است که ما در طول تاریخ مشاهده می کنیم که صلحی که بین امام حسن(ع) و معاویه منعقد شده بود، مانع قیام شده و حتی امام حسین(ع) هم مانند برادر بزرگوارشان، بدان پایبند بودند، اما بعدها که صحبت از اصل اسلام و در خطر بودن آن پیش آمد، سکوت جایز نبود؛ به گونه ای که سکوت در این وضعیت، خلاف صلح نامه هم تلقی می شد و از سوی دیگر یزید هم به صورت علنی به ضدیت با مبانی اسلام مبادرت می ورزید و در ضمن فاقد کیاست و سیاست معاویه بود. در این وضعیت و در کنار هم قرار دادن این مقدمات، می بایست گفت که امام حسین(ع) باید رسالت خویش را در صیانت از ارزشها و آرمان های اسلام اصیل و انقلاب پیامبر(ص) بر عهده می گرفت و مردم را به دین درست رهنمون می ساخت. تأثیرات این قیام و رویگردانی مردم از مبانی جاهلیت به گونه ای بود که می توان گفت که بعدها و تا سده های متوالی، هر قیامی که بر ضد حاکمان جور، شکل گرفت به خونخواهی از حادثه کربلا و شهدای کربلا بود و تاکنون هم ادامه یافته است.
* اگر بخواهیم بحث عبرت های عاشورا را مطرح کنیم، نگاه شما در مقایسه انقلاب اسلامی با وضعیت آن دوران چیست؟
** سؤال قابل توجهی است. در فضای امروزی جامعه ما بحث برپایی نظام جدید و حالتی شبیه زمان پیامبر(ص) مطرح شد؛ به گونه ای که می توان گفت که امام خمینی با انقلاب اسلامی، بنیان های جامعه و حکومت سابق را در هم ریخت و عوض کرد و مانند قضیه ای که در زمان پیامبر(ص) رخ داد، در این زمان هم شکل گرفت. بحثی که این جا قابل توجه است اینکه کسانی که معتقد به انقلاب نیستند الان هم نمی توانند مسؤولیت امور جامعه و کشوری را در دست بگیرند که بر اساس آرمانهای اعتقادی و ارزشی اسلام اصیل به وجود آمده است. به عبارت دیگر می توان گفت آنان می توانند از حقوق شهروندی برخوردار باشند، اما از حقوق انتخاب شوندگی، خیر. چرا که معتقد به آرمانهای امام راحل(ره) نیستند و نمی توان اداره حکومت و جامعه اسلامی را به دست آنها سپرد.
* نتیجه ای که از مقایسه این دو دوران به دست می آید را چگونه ارزیابی می فرمایید؟
** نتیجه منطقی همه اینها بحث عبرت هایی از تاریخ است که عین آن حکایت، اکنون در حال تکرار شدن است و اگر بخواهیم از آرمانهای امام راحل فاصله بگیریم، مشابه وضعیتی برایمان پیش می آید که در بعد از رسول ا...(ص) و حادثه کربلا پیش آمد؛ بنابراین باید دائماً مراقب باشیم؛ چرا که کل ارض کربلا و کل یوم عاشورا.

روزنامه قدس 29/9/1388



نوع مطلب : اندیشه  مناسبت ها 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تبلیغ بستر رشد و ترویج معارف دینی

تاریخ:چهارشنبه 17 اسفند 1390-12:40 ب.ظ

بررسی تحول در عرصه تبلیغ بعد از انقلاب اسلامی در گفتگو با دکتر ایزدهی؛


روزنامه قدس، 14 آذر 1389
* سید جواد میرخلیلی

نزدیک شدن به ایام تبلیغی ماه محرم باعث شد تا گفتگویی را با حجةالاسلام والمسلمین سید سجاد ایزدهی، استادیار پژوهشگاه





فرهنگ و اندیشه اسلامی در خصوص تحول در یکی از مهمترین کارویژه های روحانیت در بعد از انقلاب اسلامی، یعنی تبلیغ انجام دهیم. لازم به ذکر است که وی علاوه بر نگارش مقالات متعدد در نشریات علمی کشور، صاحب تألیفات متعددی در حوزه فقه سیاسی نیز می باشد که از جمله آنها می توان به کتاب نظارت بر قدرت در فقه سیاسی اشاره کرد که تاکنون در جشنواره ها و همایش های متعدد کشوری صاحب عنوان شده است. همچنین دکتر ایزدهی در حال حاضر عضو گروه فقه سیاسی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی نیز هست.

نهاد اجتماعی تأثیرگذار در جامعه دینی






سازمان روحانیت به عنوان نهادی اجتماعی و تأثیرگذار در جامعه دینی، بخصوص در جامعه شیعی ایران، از جایگاه والایی برخوردار بوده و از دیرباز، کارویژه هایی را در راستای توسعه دینداری، تبیین و ترویج شریعت و پاسخگویی به مشکلات دینی جامعه مؤمنان بر عهده داشته است. کارکرد این نهاد که نه از سر دغدغه صنفی یا شغلی، بلکه در راستای اهداف دینی، متصدی سامان یافتگی دین در گستره امور فردی و اجتماعی جامعه بوده و هست، مرهون دلباختگی افرادی در داخل این نهاد به مبانی و آموزه های شریعت و توسعه و ترویج فرهنگ دینداری در جامعه و دفاع از کیان دین اسلام و مذهب شیعه است.
دکتر سید سجاد ایزدهی در این رابطه می گوید: عالمان شیعی که از یک سو، تبیین کنندگان و مروجان مذهب شیعه بوده و از سوی دیگر در زمره مدافعان حریمِ آن از شر مهاجمان فرهنگ بیگانه و بدعت گزاران و خرافه پرستان، محسوب می شوند، در طول تاریخ و در ذیل حاکمیت حاکمان جائر، ضمن حفظ استقلال فکری، عملی و اقتصادی ، کارویژه هایی را برای خویش و در راستای تحقق اهداف دین اسلام و مذهب شیعه رقم زدند که یکی از مهمترین این کارویژه ها، تبلیغ آموزه های دین و شریعت است.
وی در ادامه می افزاید: توسعه و تعمیق فرهنگ دینداری و گسترش دامنه دینداران، از اساسی ترین اهدافی است که در دین اسلام و بنا بر اصل دعوت، مورد تأکید قرار گرفته و نهاد روحانیت، بدین جهت، خویش را موظف به تبلیغ آموزه های دین و شریعت در میان مردم می داند.
این پژوهشگر و محقق حوزوی اظهار می دارد: اگرچه این کارویژه ها، همواره و در طول حیات شیعه، در ذیل نهاد روحانیت جای داشته و حوزه های علمیه و در رأس آنها، مراجع تقلید، به عنوان نقطه ثقل این سازمان، سیاستگذاری، تصمیم گیری و هماهنگی های مورد نیاز، اداره مطلوب و به سامان جامعه شیعه، در راستای وصول به اهداف شریعت را عهده دار بوده اند؛ لکن با عنایت به اینکه نهاد روحانیت و حوزه های علمیه، تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، همواره در ذیل حاکمیت جور، به امور خود می پرداخت و به علل متفاوتی چون غلبه فضای تقیه، حداقلی بودن مذهب شیعه در جامعه، عدم رسمیت مذهب شیعه، قادر نبودند، از ظرفیتهای خویش به خوبی استفاده کرده و کارویژه های خویش را در سطح حداکثری به اجرا در آورند.
او ادامه می دهد: بر همین اساس این نهاد، همواره کارویژه های خویش را به مدیریت امور فردی مؤمنان، محدود کرده و به تعامل دو جانبه میان «مرجع تقلید- مقلد» بسنده می کرد و در این میان، گرچه در برخی از اوقات، حیثیت اجتماعی، مکلفان نیز مورد عنایت قرار می گرفت، اما کارکرد روحانیت و به صورت خاص، حوزه فقه و اجتهاد، به عنوان نماد روحانیت در عصر غیبت، عمدتاً بر امور فردی متمرکز بود.
استاد حوزه و دانشگاه تصریح می کند: با پیروزی انقلاب اسلامی و حاکمیت نظریه ولایت فقیه به عنوان نظریه سیاسی شیعه در مدیریت جامعه در عصر غیبت بر ارکان نظام سیاسی، کارکردهای نهاد روحانیت، از تحول عمیق، کمی و کیفی بسیار برخوردار شد.

تحول در سطح انتظارات از حوزه و روحانیت

دکتر ایزدهی با اشاره به پیروزی انقلاب اسلامی و تأثیر آن بر سطح انتظارات از روحانیت می گوید: پیروزی انقلاب اسلامی باعث شد، در حالی که سطح انتظار از عالمان و حوزه علمیه شیعه، در گذشته پاسخگویی به نیازهای جامعه محدود مؤمنان بود، این نیازها به محدوده جغرافیایی وسیع و نیازمندیهای همه جانبه شؤون اداره کشور ایران و روابط آن با سایر کشورها توسعه یافت.
او می افزاید: طبیعی است سطح انتظارات جدید، گستره مخاطبان متنوع، جایگاه نوین حوزه علمیه و روحانیت به عنوان صاحبان انقلاب و ظرفیتهای وسیعی که در سایه انقلاب به جهت کارکرد روحانیت ایجاد شد، مستلزم تحولات جدی در نهاد روحانیت و حوزه علمیه به عنوان پشتوانه فکری، مذهبی و اعتقادی بود و در حالی که برخی از این تحولات، زاییده تشکیل اصل نظام اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه و گستره کمی، کیفی سطح انتظارات بود، بسیاری از این تحولات، مرهون عنایت و تدبیر ولی فقیه و رهبر نظام اسلامی است که به عنوان فردی روحانی و فقیه، از حوزه علمیه برخاسته و جامعه را مطابق آموزه ها و اهداف شریعت، راهبری می کند.
حجةالاسلام ایزدهی ادامه می دهد: تبلیغ آموزه های دین و شریعت که از آغاز به عنوان کارکرد اساسی سازمان روحانیت، تلقی می شد؛ از سالیان دور مورد عنایت روحانیت قرار داشته و آنان ضمن اینکه آموزه های شریعت برای معتقدان به مذهب را مد نظر خویش قرار داده بودند انجام صحیح مسایل شریعت و مناسک مذهب را نیز مد نظر داشتند.
او تأکید می کند: این امر علاوه بر اینکه بر توسعه و عمق دینداری جامعه دیندار، می افزود، هویت آنان را در برابر مذاهب و ادیان دیگر حفظ می کرد و استقلال فرهنگی، هویتی آنان را در زمان حاکمیت حاکمان جائر، تضمین می کرد. همچنین جلب نوآیینان به دین اسلام و استبصار غیرشیعیان، می توانست بخشی از کارکرد تبلیغی آنان محسوب شود.

تحول در مقوله تبلیغ بعد از انقلاب اسلامی

به گفته عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، مقوله تبلیغ دین اسلام و مذهب شیعه که در سالهای قبل از تأسیس نظام سیاسی مبتنی بر ولایت فقیه، به صورت فردی و در منطقه جغرافیایی محدود و بنا بر دغدغه های دینی روحانیت صورت می پذیرفت، در سالهای پس از انقلاب، پای را از مناطق تبلیغی سابق فراتر گذاشته، طیف متنوعی از مخاطبان را تحت پوشش قرار داد.
دکتر ایزدهی در این رابطه می گوید: این مخاطبان جدید در مناطقی چون دانشگاهها، ارتش و سپاه واجد اعضایی عمدتاً جوان و جویای معارف اسلام ناب بودند و حضورشان در مجامع مذهبی، کم رنگ تر می نمود، از این رو در سایه حضور روحانیت و تعامل با این افراد، ضمن اینکه تبیین هویت مذهب شیعه، گستره وسیع تری یافت، بسیاری از مبانی انقلاب نیز تبیین شده و از بسیاری شبهه ها، ابهام زدایی صورت گرفت بلکه در سایه تخصصی شدن دانش ها در سازمان روحانیت، تبلیغ در بسیاری از این سازمانها و نهادها، حیثیت تخصصی یافته؛ به عنوان نمونه مباحث تحت عنوان نظام سیاسی اسلام، مهدویت یا مباحث کلام جدید، به بحث گذاشته شده است.

تبلیغ در عرصه بین الملل

استاد حوزه و دانشگاه در رابطه با تبلیغ دین در عرصه بین الملل تصریح می کند: آنچه افزون بر توسعه سطح مخاطبان در داخل کشور می تواند در عرصه تبلیغ مورد توجه قرار گیرد، این است که در سایه صدور انقلاب، مبلغان، پای از منطقه جغرافیایی محدود کشور ایران، فراتر گذاشته و بسیاری از کشورهای جهان را تحت پوشش قرار دادند. این امر از دو سو مورد توجه قرار می گرفت. از یک سو، مسلمانان و شیعیان سایر کشورها برای حفظ هویت خویش نیازمند رفع شبهات دینی بودند و از طرف دیگر، تبلیغ به جهت دعوت افراد غیرمسلمان به اسلام و غیرشیعه به آموزه های این مذهب، امری مورد تأکید بوده است.
وی می افزاید: بر خلاف سالیان قبل از انقلاب که تبلیغ برای افراد خارج از کشور، متصدی نداشته بلکه با موانع جدی مواجه بوده است، این قضیه در زمان حاکمیت نظام اسلامی به صورت عملیاتی درآمد.
ایزدهی اظهار می دارد: طبیعی است با توجه به اینکه تبلیغ آموزه های شریعت، برای افراد غیر همزبان، مستلزم فراگیری زبان آنهاست، نهادها و آموزشگاه هایی جهت آموزش زبان خارجی و البته، آموزش تخصصی تبلیغ در آن جوامع، ایجاد شد تا به این فرایند کمک رساند.
وی ادامه می دهد: توسعه کمی و کیفی تبلیغ دین در سالهای اخیر و کارکردهای دیگری که برای تبلیغ در این سالها ایجاد شده است، جز با تأسیس نظام اسلامی در قالب نظریه ولایت فقیه تحقق خارجی نداشت.



نوع مطلب : مناسبت ها  اخلاق  اندیشه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

روحانیت و انتخابات

تاریخ:دوشنبه 8 اسفند 1390-09:50 ق.ظ

یادداشتی از حجة الاسلام سید سجاد ایزدهی در مجله حاشیه، شماره 3

به دست گرفتن قدرت سیاسی و حکومت،‌ از ابزارهای اساسی در سوق دادن توده مردم به سمت و سوی خاص است. و تأثیر حکومت ها و حاکمان، در فرهنگ و گونه دینداری مردم انکار ناپذیر است.[1] و گرچه در آموزه های شیعی، قرار گرفتن در مسند قدرت و حکومت،‌ مطلوبیت بالذات ندارد،‌ لکن با عنایت به این که اجرای حدِّاکثری شریعت و هدایت جامع و کامل مردم و اداره امور شریعت­مدار جامعه جز در سایه حکومت میسّر نمی شود،‌ لذا عالمان شیعه در صورت امکانِ اجرای حدود شرعی و احتمال تأثیر گذاری بر حاکمان و جامعه،‌ از مشارکت سیاسی در امور کلان جامعه،‌ سر باز نزده و تعامل با حاکمان را به جهت بهسامانی امور،‌ تبلیغ شریعت و هدایت توده مردم،‌ مدِّ‌ نظر قرار داده اند.[2]

بلکه فقیهی مانند صاحب جواهر پذیرش کارگزاری از جانب سلطان عادل را مطلوب دانسته و تصدی امور این نظام را از مصادیق خدمت به امام معصوم و كمك به خیر، نیكی و تقوا معرفی می كند كه در این صورت نه تنها باید این مسئولیت را قبول كرد، بلكه می بایست آن را طلب كرده و در مقدمات به دست آوردن آن كوشید.[3]

این مقدّمات که در زمان های قبل، در قالب های خاص همان زمان، صورت می پذیرفت در عصر حاضر قالب های متفاوتی یافته است که از مهم ترین آن ها،‌ می توان به نامزدی برای انتخاب شدن، جهت کارگزاری نظام اسلامی در عصر حاضر یاد کرد.

انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی که بر اساس مبانی فقه شیعی در راستای مشارکت حدِّ‌اکثری مردم و عالمان در اداره کلان جامعه،‌ صورت پذیرفت، تحقق اهداف شریعت را نه در إعمال زور بلکه به اقتدار اجتماعی عالمان و حضور و حمایت مردم مستند کرده است. از این روی سال های مبارزه با طاغوت، با حضور گسترده مردم، همراه بوده و پس از پیروزی انقلاب نیز همواره مشروعیت نظام اسلامی با مقبولیّت فراگیر مردمی همراه بوده است. و برخلاف انقلاب های جهان که معمولاً تا مدّت ها،‌ زمام امور جامعه را انقلابیون بر عهده گرفته و آن را در گرو رأی و نظر مردم قرار نمی دهند،‌ آغازین سال های پیروزی انقلاب اسلامی با رفراندوم مردم به جهت تأسیس جمهوری اسلامی همراه بوده و سال های بعد نیز حضور و مشارکت سیاسی ـ‌ اجتماعی مردم در عرصه های مختلف، (جنگ تحمیلی،‌ انتخابات و حضور در راهپیمایی ها و ... ) محور حفظ و بقای نظام اسلامی بوده است.

بنا بر آموزه های شیعی،‌ مشارکت سیاسی مردم در نظام سیاسی،‌ نه از سرِ‌ استفاده ابزاری از قدرت مردم بلکه از روی باور به این حضور و اعتقاد به فوائدی است که بر نقش آفرینی مردم مترتّب می شود.

و در این میان، ‌روحانیت شیعی به عنوان چشمان باز جامعه و سربازان خط اوّل جبهه حفظ و توسعه کیان اسلامی،‌ با اقتدا به سلف صالح خویش،‌ ضمن این که خود‌ را از دخالت در سرنوشت جامعه بیگانه ندانسته و در بهسامانی و کارآمدی جامعه تلاش می­کنند،‌ می­بایست بقا و کارآیی نظام سیاسی را در گرو مشارکت حدِّ اکثری مردم دانسته و همواره مردم را به آن سوق دهند. از این روی،‌ عنایت به مشاركت فعال و مثبت در «انتخابات» و كمك به تثبیت پایه‌های نظام «مردم سالاری دینی» و ترغیب مردم به حضور آگاهانه، متعهدانه و دین باورانه در این عرصه سرنوشت ساز را می بایست از بایسته های اساسی وظائف روحانیّت در عصر حاضر برشمرد.

بلکه روحانیّت متعهّد، در راستای هدایت مطلوب و شریعت مدار جامعه،‌ می­بایست با دقت و هوشمندی، در متن جریان‌ها و امور سیاسی روز، حضوری پدرانه و آگاهی بخش داشته و با إشراف نسبت به رویدادهای سیاسی ـ اجتماعی جامعه، همچون پدری مهربان، آگاه و بی طرف، بر آگاهی و بصیرت مردم بیفزایند و ضمن مشارکت حدِّ‌اکثری و فعال خویش در عرصه‌های سیاسی ‌ـ اجتماعی، مردم را به ضرورت شركت در امور سیاسی ـ‌ به خصوص انتخابات ـ‌ فراخوانده و این امر را به عنوان تكلیفی شرعی بلکه ملی،‌ تبلیغ نمایند.

تأکید بر مشارکت سیاسی و حضور فعالانه مردم در فرایند انتخابات از آن روی مهم،‌ تلقّی می شود که امروزه انتخابات و نقش اساسی مردم در تعیین سرنوشت خویش در قالب انتخاب كارگزاران و نمایندگان، به عنوان یكی از مهم­ترین شاخصه‌های توسعه و پیشرفت محسوب شده و پشتوانه محکمی برای کیان اسلامی در عرصه‌های بین المللی خواهد بود.

برخی از وظائفی که روحانیّت در راستای مشارکت حدِّ‌اکثری و فعال مردم و حضور موثّر مردم در انتخابات برعهده دارند،‌ می تواند عبارت باشد از:‌

«حضور موثّر و فعّال در فرایند انتخابات»،‌

«تبیین و تبلیغ مناسب جهت ضرورت شرکت مردم در انتخابات»،‌

«مهیّا ساختن فضای سالم و مطلوب برای مشارکت حدِّ‌اکثری مردم»،‌

«تبیین القای این مسأله که شرکت در انتخابات و تعیین سرنوشت،‌ هم حق مردم است و هم تکلیف آن ها»،‌

«‌پیشگیری و جلوگیری از عواملی که موجبات یأس و دلسردی مردم از مشارکت سیاسی را فراهم می آورد»،‌

«رعایت اعتدال و میانه روی، حفظ بی طرفی و هدایت پدرانه رأی دهندگان در فرایند انتخابات»،‌

«بیان شاخص های انتخاب کارگزار اصلح و ملاک های شریعت برای رسیدن به بهترین انتخاب»

و «همراهی با مردم در مشورت و راهنمایی در شناخت بهترین گزینه انتخاباتی».



[1] علی (ع) : الناس بامرائهم أشبه منهم بآبائهم، مردم به حاکمان خویش، شبیه ترند تا پدرانشان؛ بحار الأنوار، ج 75، ص 46، ح 57

[2]. محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج 21، ص 390.

[3] محمد حسن نجفی جواهر الکلام، ج 22، ص 155



نوع مطلب : اندیشه  مناسبت ها 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ظرفیت‌های جهانی شدن گفتمان انقلاب اسلامی

تاریخ:سه شنبه 18 بهمن 1390-07:54 ب.ظ

 سیزده بهمن1390 در گفت و گو با رونامه ایران:

انقلاب اسلامی گفتمانی جهانی

مریم شمس‌الدینی

جهانی بودن یک حرکت به چه معناست و چگونه می‌توان فهمید پدیده‌ای قابلیت جهانی شدن را دارد؟ مواجهه انقلاب اسلامی ایران با جهانی شدن، پرسشی است كه با حجت‌الاسلام سید سجاد ایزدهی به بررسی نشستیم و جواب گرفته‌ایم كه حاصل این گفت‌وشنود پیش روی شما است. حجت‌الاسلام سید سجاد ایزدهی دارای سطح چهار تحصیلات حوزوی و دکترای فقه است. کتاب‌های او فقه سیاسی امام خمینی(ره) و نظارت بر قدرت در فقه سیاسی، اندیشه سیاسی ملااحمد براقی و اندیشه سیاسی صاحب جواهر است. او صاحب مقالاتی چون، امام‌خمینی، آزادی و حق تعیین سرنوشت و مردم سالاری دینی، نظامی برتر از نظام مردم سالار دینی و مشروعیت حکومت از دیدگاه امام علی(ع) است. دكتر ایزدهی هم اکنون ریاست گروه سیاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه را بر عهده دارد و در فقه و اصول و کلام و علوم سیاسی به تحقیق می‌پردازد. کتاب «نظارت بر قدرت در فقه سیاسی» او، برگزیده جشنواره فارابی و کتاب سال حوزه بوده است.


جهانی بودن پدیده‌ای چون انقلاب اسلامی ایران را چگونه می‌توان معنا کرد و چگونه باید آن ‌را فهمید؟
باید توجه داشت که هر رفتاری در جهان در مکان و زمان خاصی صورت می‌گیرد و کسانی که آن حرکت را انجام می‌دهند در زمان و مکان خاصی محدود شده‌اند. اما آنچه مهم است این است که این رفتار خاص بتواند ظرفیت‌های جهانی داشته باشد. به عنوان مثال زبا‌ن‌های بسیاری در جهان وجود دارند که دارای ظرفیت‌های مختلفی هستند. برخی از این ظرفیت‌ها به کشوری خاص محدود می‌شوند اما برخی زبان‌ها ظرفیت‌های بیشتری دارند که در چندین کشور یا بخش‌هایی از کشورهای مختلف استفاده می‌شوند. برخی زبان‌ها نیز کاربرد عمده و بین‌المللی دارند. به عبارت‌دیگر ظرفیت‌های جهانی یک زبان موجب می‌شود که گویش منطقه‌ای به گویش جهانی تبدیل شود. اگر این مثال درست باشد انقلابی که در سال 57 در ایران رخ داد و رفتار خاصی از سوی مردم این کشور در اقشار مختلف به رهبری حضرت امام(ره) صورت گرفت، منطقی را به پیرامون خود عرضه کرد که بعدها فراگیر شد و ظرفیت‌های جهانشمولی پیدا کرد. باید گفت این انقلاب که در زمان و مکانی خاص توسط افراد خاصی انجام شد دارای مبانی جهانی و جهانشمول است.
الگوی امام (ره) بر مبانی اسلامی برگرفته از آیات و روایات استوار بود که از قضا پیامبر‌‌(ص) نیز در منطقه و زمان خاصی انقلاب جهانی خودشان را عرضه کرده بودند اما ظرفیت‌های فراگیر آن موجب شد که پس از مدتی منطق پیامبر(ص) منطق جهانی شده و مورد پذیرش نیمی از جهان آن زمان واقع شود.
بنابراین، منطق و ظرفیت در زمان و مکان خاص جلوه می‌کند اما قابلیت فراگیری دارد. امام(ره) براساس همین آموزه‌ها انقلاب را با همراهی مردم به پیش برده و به پیروزی رساند که محوریت آن قرآن کریم است که مخاطبش فقط مومنان نبوده و مخاطب آن «مردم» هستند. خداوند به واسطه قرآن در پی هدایت همگان است و به قشر خاص و منطقه خاص و قومی خاص اختصاص ندارد.
در منطق شیعه، منطق مهدویت وجود دارد که جهانشمول است و داعیه هدایت حداکثری جهان را در سر دارد و به آرمان رسانیدن تمدن عالی اسلامی را مطرح می‌کند. در اسلام بحث جهاد برای هدایت وجود دارد که در انقلاب نیز با تکیه بر این اصل، صدور انقلاب طرح شده است. این صدور، صدور منطق غالب این انقلاب است.
ورود معنویت در سیاست، چگونه می‌توانست رقیب را نیز وادار کند که در این بازی، نقش خود را ایفا کند؟
اگر اوایل انقلاب بحث معنویت بحث جدی انقلاب بود که معنا را در عرصه سیاست داخل کرد پس از مدتی این بحث برای دشمن ما نیز بحث محوری می‌شود و «بوش» جنگ‌های صلیبی را طرح کرده و خود را داعیه دار مسیحیت در مقابل اسلام بر می‌شمرد، حال اینکه پیش از انقلاب در جهان تنها دو بلوک کمونیست و سرمایه‌داری وجود داشت. در این زمان که مکاتب عمده جهانی سوسیال دموکراسی و لیبرال دموکراسی بود این منطق توسط امام(ره) طرح می‌شود که همان «مردمسالاری دینی» است که هم مردمسالاری مبتنی بر خواست مردم بوده و هم مبتنی بر دین است. در ذیل همین بحث، بحث سیاست و معنویت و اخلاق در عرصه سیاست مطرح شد. این در جهان آن روز بحثی بدیع بود و وجود نداشت و به عنوان یک رقیب جدی وارد عرصه نظام‌های سیاسی شد.
نه شرقی و نه غربی و ستیزه با استکبار شعارهای محدود و ملی گرایانه نیست بلکه شعار، شعار جهانی است. در آن زمان هر نظامی ذیل نظام شرقی یا غربی قرار می‌گرفت و غیر متعهدها نقش چندانی در سیاست جهانی نداشتند. تأسیس نظام سیاسی که شرقی و غربی نباشد کاری جدید بود که تأثیرات علمی و عملی بر دولت‌ها و ملت‌ها گذاشت.
به عنوان نمونه در فلسطین و لبنان و حتی مصر وقتی انقلاب‌ها حیثیت ناسیونالیستی و چپ گرایانه داشت پس از مدتی کاملاً تغییر می‌‌کند و هویت اسلامی می‌یابد. امروز پس از سی سال عملاً بسیاری از کشورهای منطقه که بحثی از دموکراسی در آنها وجود نداشت متأثر از نظام مردمسالاری دینی، نظام‌های خود را به چالش می‌کشانند و استبداد و سلطنت را برنمی‌تابند.
نکته بسیار مهم این است که نظام اسلامی به مستضعفین جهان هویت داد و وقتی مسلمانان در حالت انفعال قرار داشتند امام(ره) با منطق اسلام سیاسی که قادر است در صحنه اجتماع و سیاست نقش ایفا کند به مسلمانان جهان هویت بخشید. اگر غرب زمانی با معنویت گرایی مواجهه جدی داشت امروزه مجبورند به بحث معنویت اقبال نشان دهند اما چاره‌ای ندارند جز اینکه معنویت منفعل خود را مدنظر قرار دهند و در قالب معنویت دروغین عرضه کنند. حتی شکل و شیوه انقلاب که همان راهپیمایی گسترده و مستمر بود به صورت جدی در کشورهای دیگر دنبال شد و نتیجه داد.
از نکات جدی که می‌تواند به بعد جهانی اشاره کند این است که همه کشورهایی که در حوزه شرق و غرب قرار دارند سعی می‌کنند این انقلاب را از بین ببرند که مشخص می‌کند این خط سومی است که می‌تواند رقیب جدی باشد.
مؤلفه‌ها و عناصری که ظرفیت جهانی شدن را در انقلاب اسلامی ایجاد می‌کنند، کدام مؤلفه‌ها هستند؟ آیا می‌توان آنها را یک به یک نشان داد؟
باید به چند مؤلفه به عنوان ظرفیت‌های جدی نظام سیاسی اسلامی اشاره کرد. نکته اول بحث احیای اسلام به عنوان مکتبی جامع و جهانی است. در انقلاب اسلامی، اسلام به عنوان یک نظام پویا و فعال در عرصه جهانی مطرح شد و طرفداران بسیار جدی در میان مسلمانان یافت و توانست هویتی جدی برای اسلام بویژه در کنفرانس کشورهای اسلامی ایجاد کند. نظام دوقطبی به چالش کشیده شده و قطب‌های جدیدی در عالم به وجود آمده‌اند که بر اثر این تأثیر بوده است. قبل از انقلاب اسلامی ایران عمده دعواها یا بعد نظامی و یا بعد اقتصادی داشت و بین کشورها صورت می‌گرفت پس از انقلاب این معادله هم تغییر کرد و بسیاری از دعواها بعد هنجاری پیدا کرد. از طرف دیگر بسیاری از منازعات به ملت‌ها سرایت کرد و از بطن ملت‌ها جوشید و فقط به سیاستمداران و دولت‌ها محدود نشد. پس از انقلاب اسلامی خیزش فراگیری از سوی مستضعفین علیه مستکبرین فارغ از مسلمان بودن شکل گرفت که در آفریقا و امریکای جنوبی حضور داشتند.
مؤلفه دیگر تغییر معیارهای قدرت در نظام بین‌الملل بود که اگر قبلاً شاخص‌های مادی داشت و افراد خاص در آن دخالت داشتند شاخص‌ها و معیارها تغییر پیدا کرد و مردم و معنویت به آن راه یافتند و تأثیرگذار شدند و دین به عنوان قدرت نرم به صورت جدی مطرح شد. پس از انقلاب، اسلام سیاسی به عنوان گفتمانی جدید در عرصه سیاست جهانی مطرح شد که تا پیش ازآن سابقه نداشت و به صورت نظام‌مند وجود نداشت. مباحثی چون عدالت، اخلاق و معنویت سابقه‌ای در سیاست نداشتند و ورود نهادینه شان بسیار جدی بود.
نفی نظام سلطه و غرب محور از مواهب و پیامدهای انقلاب است که مؤلفه‌ای دیگر است. در نهایت جهان اسلام به عنوان قدرتی مطرح در نظم جهانی موجود به شمار آمد. بسیاری از این مؤلفه‌ها به مبانی انقلاب و بسیاری به غایات متکی است و بسیاری نیز در نظام سیاسی تجربه شده است. این ظرفیتی است که برای هر کس که بخواهد از نظم شرقی و غربی خارج شود به وجود آمده تا نظامی براساس رأی مردم، عدالت و آزادی مبتنی بر هنجار مذهبی و ملی داشته
باشد.
اگر این الگوها کاملاً به صورت علمی طرح شود مورد قبول بسیاری از ملت‌ها می‌تواند قرار گیرد که محتاج زمان و تلاش علمی و عملی است همچنان که نهضت پیامبر(ص) توانست پس از مدتی خود را عرضه کند، منطق انقلاب نیز قدرت عرضه خود را به جامعه جهانی دارد.

شبکه خبری زمان13/11/1390




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

روایت دکتر ایزدهی از دلایل مشروعیت قیام امام حسین(ع)؛

تاریخ:شنبه 4 دی 1389-10:53 ق.ظ

چاپ در روزنامه قدس، شنبه چهارم دی ماه 1389

حادثه ای که در دهم محرم الحرام سال 61 هجری قمری در سرزمین کربلا به وقوع پیوست، موجب تأثیرات عمیقی در زمان خود و همین طور تا عصر حاضر بین فرقه های مختلف اسلامی شده و نظرات مختلفی نیز پیرامون آن بیان شده است. برخی، شهدای این حادثه و سالارشان امام حسین(ع) را در این ماجرا ستوده بلکه این عمل را الگوی رفتاری خویش قرار داده اند و عده ای خلاف این دیدگاه را داشته اند.

برخی دیگر طریقه میانه ای را پیمودند که براساس آن، گرچه امام حسین(ع) و یارانش در این قیام صاحب حق نبودند، اما چنین برخوردی و به شهادت رساندن اهل بیت پیامبر(ص) با وضعی فجیع نیز سزاوار آنها نبود و شایسته بود که با آنها برخورد مسالمت آمیزی می شد.

با توجه به اهمیت موضوع و لزوم پاسخگویی به شبهات پیرامون موضوعات دینی و اسلامی بخصوص در باب حادثه عظیم عاشورا بر آن شدیم تا در این خصوص با حجة الاسلام دکتر سید سجاد ایزدهی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، گفتگو کنیم.

آموزه های وحیانی منبع مشروعیت قیام حسینی

حجة الاسلام دکتر ایزدهی، استادیار پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در پاسخ به اولین پرسش ما که منابع مشروعیت قیام حسینی چیست، می گوید: معتقدان مشروعیت قیام حسینی، یگانه منبعی را که برای بازخوانی مشروعیت و تعیین ملاکهای حکومت مشروع در نظر می گیرند، آموزه های وحیانی و دینی است و بر این اساس، حقانیت این قیام نه بواسطه سنتهای حاکم و یا قرارداد اجتماعی، بلکه حق حاکمیت ایشان از یکسو و حقانیت قیام نیز از طرف دیگر به کلام و امر پیامبر منسوب شده است. چنانچه امام حسین(ع) قیام خویش را به امر خداوند و پیامبر نسبت داده و حرکت خویش را امتثال اوامر ایشان می دانند.


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

یازدهمین دوره کتاب سال حوزه

تاریخ:دوشنبه 12 بهمن 1388-08:17 ق.ظ

گزارش خبرنگار ایرنا حاکی است در این همایش آثار زیر بعنوان آثار برگزیده یازدهمین همایش کتاب سال حوزه معرفی شد:

دانش سیاسی

نظارت بر قدرت در فقه سیاسی شیعه ، سید سجاد ایزدهی

در بخش فقه و حقوق و اصول.
الولایة الالهیة او الحکومة الاسلامیة (ج 1 تا 3)، نوشته آیت الله محمد مومن.
حدود الشریعة (ج 1 و 2) نوشته آیت الله محمدآصف محسنی،
مکتب اجتهادی آیت الله بروجردی، خانم زهرا اخوان صراف


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عبرت های عاشورا

تاریخ:سه شنبه 6 بهمن 1388-08:31 ق.ظ

روزنامه قدس: یکشنبه 29 آذرماه 88

اشاره: یکی از بحث های قابل توجه در رابطه با قیام امام حسین(ع)، بحث عبرت های عاشورا است که توجه جدی بدان را می طلبد. به مناسبت فرا رسیدن ایام محرم، گفت و گویی را با حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید سجاد ایزدهی، عضو هیئت علمی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی قم انجام دادیم که متکفل بحث از عبرت های عاشورا و بازخوانی وضعیت دوران پیامبر(ص) و بعد از ایشان تا قیام خونین کربلا است. لازم به ذکر است که از دکتر ایزدهی، تاکنون کتب و مقالات متعددی به چاپ رسیده است که کتاب نظارت بر قدرت در فقه سیاسی ایشان، نیز به عنوان کتاب سال انتخاب شده است.

*. اجازه بدهید سؤال اول خودم را با توجه به فضای پیش از امامت امام حسین(ع) مطرح کنم و این که وضیعت سیاسی- اجتماعی زمان پیامبر(ص) چگونه بود که وقتی در دلایل قیام امام حسین(ع) دقیق می شویم، یکی از آن دلایل را تغییر وضعیت جامعه زمان پیامبر(ص) تلقی می کنند؟

سؤال خوبی مطرح کردید. باید اشاره کنم که فضای زندگی پیامبر(ص) و زمانه ای که ایشان در آن می زیست، دچار کج روی ها و انحراف هایی بود که شامل مسائل مختلف از قبیل فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و غیره می شد؛ به گونه ای که آنها در بت می پرستیدند، مرتکب فحشا می شدند، بلکه، دختران خود را زنده به گور می کردند و بسیاری خیلی از عادات و انحرافات دیگر که پیامبر (ص) همزمان با بعثت، تنها به تبیین رسالت و وحی الهی، اکتفا نکرده بلکه انقلابی در تمامی بنیادهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه ایجاد کردند. به گونه ای که جامعه مبتنی بر آموزه های پیامبر ص تنها اضافه شدن آموزه های عبادات به جامعه آن روز نبود، بلکه تغییری اساسی در تمامی ابعاد جامعه صورت پذیرفت


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

برگزاری میزگرد تحلیلی - تاریخی "شهادت یا حكومت"

تاریخ:سه شنبه 6 بهمن 1388-08:10 ق.ظ

«شهادت یا حكومت؟» میزگردی تحلیلی ـ تاریخی برای بازخوانی سیر تطور نظری در بررسی نهضت عاشورا

این میزگرد عصر دیروز از ساعت 13الی 15‌‌، با حضور و سخنرانی دكتر ایزدهی‌‌، عضو هیئت علمی ‌‌پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی‌‌، در تالار دانشكده علوم پایه و ریاضی دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد.

دكتر ایزدهی در این میزگرد بیان كرد:
فرق اساسی بین دمكراسی و آن چیزی كه ما آن را حكومت مردم‌سالار دینی می‌نامیم و نباید آن را با تئوكراسی‌های قرون وسطی در اروپا یكی دانست، در مبانی مشروعیت سیاسی است.
مبنای مشروعیت سیاسی در نظام‌های سیاسی دمكراتیك آراء اكثریت شركت‌كننده در فرایند انتخابات عمومی‌‌ یا محلی‌‌، سیاسی یا صنفی است. این نوع از مشروعیت سیاسی مبتنی بر نوعی قرارداد یا توافق اجتماعی مكتوب یا غیرمكتوب می‌باشد كه البته نوعی استبداد جمعی محسوب می‌شود و از استبداد فردی‌‌، گروهی و دینی عبور كرده است.

اما در نظام سیاسی اسلام یا مردم سالاری دینی‌‌، مشروعیت خود را از خداوند می‌گیرد؛ بدین معنی كه اثبات مشروعیت سیاسی نظام اسلامی‌ ‌تابعی از اثبات وجود‌‌، حقانیت‌‌، ربوبیت‌‌، مالكیت و در نهایت حاكمیت مطلق خداوند است. اگر اندیشه‌‌ای و مكتبی به وجود خداوند قائل باشد و حق تام و تمام او بر بندگانش را پذیرفته باشد‌، نمی‌تواند توافق اجتماعی انسان‌ها ( آن هم براساس عقل جزوی و برای تقسیم بهتر منافع مادی ) را ملاك مشروعیت بداند. و به همین لحاظ فلسفة سیاسی اسلام برآیندی از اصول عقاید اسلام است.


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بدون شرح

تاریخ:چهارشنبه 9 دی 1388-08:40 ق.ظ

تعیین تکلیف امام خمینی برای شرایط امروز

خوب است نگاهی به عبارات امام خمینی بیندازیم و تکلیف خود را بدانیم:

«شما ملت عزیز با قدرت خودتان، با ایمان خودتان، با تحولى كه درتان واقع شد، دست تبهكاران را در داخل و دست غارتگران را كه از خارج دراز شده بود قطع كردید. شما یك حكومت طاغوتى را برداشتید و به جاى او یك حكومت اسلامى گذاشتید. شمایى كه این كار را كردید باید دنبالش باشید تا نگهش دارید، نمى‏شود كه انسان یك كارى بكند و نیمه كاره رهایش كند. امروز كه اسلام و جمهورى اسلامى در دست شما و ما و همه ملت ایران امانت است، اگر چنانچه خلاف بكنیم، خلاف مصالح جمهورى اسلامى بكنیم، خلاف مصالح اسلام بكنیم، به این امانت خیانت كردیم، و در پیشگاه مقدس حق تعالى مجرم و خائن هستیم. خیانت همه‏اش این نیست كه منافقین مى‏كنند، آنها هم یك قسمش است.

خیانت آن نیست كه صدام مى‏كند، آن هم یك قسمش است. آنهایى كه در داخل با اسم‏هاى مختلف ضربه مى‏خواهند بزنند به اسلام و با اسم امور مختلفه‏اى به حكومت اسلامى مى‏خواهند ضربه بزنند، اینها هم خیانت كردند. گاهى خیانت اینها راه را باز مى‏كند براى این كه آنهایى كه مثل صدام و منافقین هستند راهشان باز بشود و خیانت بالاتر را بكنند. ما كه مى‏گوییم كه مسلمان هستیم، شیعه على بن ابى طالب هستیم، باید ببینیم كه شیوه على بن ابی طالب چى بود. همین على بن ابی طالب كه رسول خدا او را به جاى خودش نصب كرد، بیست و چند سال براى مصالح اسلامى موافقت كرد با اشخاصى كه به عقیده او غاصب مقام بودند، براى این كه مصالح اسلام اقتضا مى‏كرد. اگر حضرت آن وقت مى‏خواست معارضه بكند، اسلام در خطر بود. مایى كه مى‏گوییم مسلمان هستیم، باید مصالح اسلام را در نظر بگیریم، نه مصالح شخصى خودمان را. باید ببینیم كه امروز ضربه زدن به مجلس شوراى اسلامى، ضربه زدن به شوراى نگهبان، ضربه زدن به‏ رئیس جمهور، ضربه زدن به دولت اسلامى، این مى‏سازد با شیعه بودن با على بن ابی طالب؟ آن بیست و چند سال براى مصالح اسلامى موافقت كرد، بچه‏هایش را به جنگ فرستاد.»

امام خمینی، صحیفه امام، ج‏19، ص 67 ـ 66




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نگاهی به علل و عوامل قیام امام حسین(ع) (بخش 3)

تاریخ:جمعه 4 دی 1388-04:07 ب.ظ

حضرت صفاتى چون فسق، شرابخوارى، قتل نفس و ارتكاب علنى فسق و فجور را از جمله صفاتى معرفى مى‏نماید كه موجب مى‏شود هركس بدان صفات متصف باشد در اساس، شایستگى بیعت براى تصدى حكومت بر جامعه اسلامى را ندارد امام حسین در این نمونه از روایات كه از نظر گذشت یزید را حائز ابتدائى‏ترین شرایط حكمرانى بر امت اسلامى نمى‏داند بلكه حكمرانى وى را موجب تباهى دین و نابودى شریعت معرفى مى‏نماید و بر همین اساس بیعت با وى را نمى‏پذیرد خصوصیات فردى و فساد گسترده یزید به حدى است كه وقتى عبدالله فرزند حنظلة غسیل الملائكه كه قیام مردم مدینه بر علیه یزید (پس از ماجراى كربلا) را فرماندهى مى‏كرد درباب سبب قیام خویش علیه یزید مى‏گوید:

«و اللَّه ما خرجنا على یزید حتى خفنا ان ترمى بالحجارة من السماء انه رجل ینكر امهات الاولاد والبنات و الاخوات و یشرب الخمر و یدع الصلاة؛[1]

قسم به خدا ما بر یزید خروج نكردیم تا این‏كه ترسیدیم آسمان بر ما سنگ ببارد زیرا یزید كسى است كه به زنان بچه‏دار، دختران و خواهران مردم تجاوز مى‏نماید شرب خمر نموده و تارك‏الصلاة است.»

 و بر این اساس امام حسین‏(ع) با توجه به خصوصیات نامبرده در یزید نمى‏بایست بلكه نمى‏توانست خلافت وى را به رسمیت بشناسد و با وى بیعت نماید.



[1] السیوطى، تاریخ الخلفاء، ص 165


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نگاهی به علل و عوامل قیام امام حسین(ع) (بخش 2)

تاریخ:جمعه 4 دی 1388-04:05 ب.ظ

مشروعیت قیام به انگیزه ظلم‏ستیزى و مبارزه با فساد فراگیر یزید

 رفتار سیاسى امام حسین‏(ع) در زمان امامت آن حضرت را مى‏توان در دو مرحله عمده مورد بررسى قرار داد ایشان در مرحله نخست یعنى پس از شهادت برادر بزرگوارش امام حسن‏(ع) و (سال‏هاى آخر حكومت معاویه) به سیره سیاسى برادر خویش اقتدا نموده و براساس مقتضیات و شرایط اجتماعى آن روز و به خاطر موجودیت اصل اسلام و مصلحت مسلمانان به صلح امام حسن‏(ع) با معاویه وفادار بوده و همان‏گونه عمل مى‏نمود كه امام حسن‏(ع) انجام داده بود حتى آن حضرت در زمان حیات معاویه وقتى از بیعت با یزید (به‏عنوان خلیفه بعد از معاویه) سرباز زد و برخى مردم كوفه وقتى از این قضیه با خبر شدند و آن حضرت را براى قیام فراخواندند. ایشان در گفتگو با محمد بن حنفیه با اشاره به عدم وجود شرایط آن را رد فرموده‏اند.[1]

 اما با مرگ معاویه شرایط جدیدى بر جامعه اسلامى ایجاد شد كه براساس آن یزید كه فردى فاسق، ظالم و بى‏دین بود بر اریكه قدرت نشست و درصدد ایجاد انحراف‏ها و بدعت‏هاى بسیار در دین الهى و جامعه اسلامى بود به‏گونه‏اى كه حفظ و صیانت از جوهره دین الهى و جلوگیرى از انحراف در شریعت اسلام و بدعت، تحریف و مسخ در این دین حنیف در قالب فریضه امر به معروف و نهى از منكر برعهده همه مسلمانان آگاه به زمان و شرایط و در رأس آنها امام حسین‏(ع)كه در خانه وحى رشد نموده و به‏عنوان امام مسلمین مسئولیت هدایت آنها را به‏عهده داشت سنگینى مى‏نمود و از این روى امام‏ (ع) سر از بیعت با یزید برتافت و پس از آن‏كه بر جان خویش به‏خاطر عدم بیعت احساس نا امنى كرد از مدینه خارج و به سوى مكه عزیمت نمود.



[1]  ابوالفداء اسماعیل بن كثیر، البدایة والنهایة، ج 8، ط بیروت، 1408 ه، ص 174


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  


Admin Logo
themebox Logo