توجه به خواست مردم در جهت پایایی نظام است/ تمایزات وجه جمهوریت در نظام مردم‌سالاری دینی

تاریخ:سه شنبه 16 اردیبهشت 1399-02:28 ب.ظ

توجه به خواست مردم در جهت پایایی نظام است/ تمایزات وجه جمهوریت در نظام مردم‌سالاری دینی

حجت‌الاسلام ایزدهی در گفتگویی بررسی کرد؛

توجه به خواست مردم در جهت پایایی نظام است/ تمایزات وجه جمهوریت در نظام مردم‌سالاری دینی

با وجود ناکارآمدی‌ها ولی امتداد وضعیت مردم‌سالاری دینی برای پایایی نظام، ارزش بیشتری دارد تا اینکه در کوتاه مدت بخواهیم بخشی از بدنه نظام را از مردم جدا کنیم و مصلحت آن‌ها را بر خواست مردم ترجیح دهیم. اینکه در جمهوری اسلامی این‌قدر بر انتخابات و حمایت رهبری از منتخب مردم تأکید می‌شود، به همین واسطه است.

به گزارش شبکه اجتهاد، شکل‌گیری نظامی که با عنوان نظام مردم‌سالاری دینی در ایران شناخته می‌شود، نظر به گذشت زمان، راه خودش را در ادبیات سیاسی اجتماعی دوران جدید باز کرده است. جذابیت این نظام در نگاه دیگران را شاید بتوان در تلفیق جمهوریت با وجه حکومتی اسلام جست‌وجو کرد. حجت‌الاسلام دکتر سیدسجاد ایزدهی، عضو هیئت علمی گروه فقه سیاسی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی و مدیر گروه سیاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلام در مورد اهمیت و تمایزات وجه جمهوریت در نظام مردم‌سالاری دینی با قدس آنلاین به گفت‌وگو نشسته‌ است که در ادامه می‌خوانید.

تفاوت در ماهیت جمهوریت در جمهوری اسلامی با دموکراسی رایج غربی چیست؟

ایزدهی: انقلاب اسلامی بیش از اینکه نقطه اتکا و محوریت آن بر از بین بردن رژیم شاه باشد، مرهون این نقطه محوری است که بر اساس چه معیاری شکل گرفته و چه ربطی به مشروعیت نظام دارد. تا پیش از جمهوری اسلامی دو نوع نظام در عالم وجود داشت که یکی تئوکراسی یعنی حاکمیت دین یا به بهانه دین وجود داشت؛ حکومت بنی‌عباس و بنی‌امیه از این دسته بودند که لازمه آن، این بود که مصلحت مردم بر خواست مردم ترجیح داده شود و حاکمان باید مصلحت مردم را تشخیص دهند و مردم در این میان کاره‌ای نیستند. این منطق در غرب در قرون وسطا هم حاکم بود. اما آن‌ها برای گریز از این نظام، به نظام مردم‌سالاری و دموکراسی روی آوردند و از این جهت مبانی قدیم را زیرسؤال بردند. از طرف دیگر محور را مردم قرار دادند و خواست مردم را مقدم دانستند. در نظام اسلامی –فارغ از جمهوری اسلامی – در مبانی ما نظم حکومتی دیگری حاکم است که بر اساس آن، چنان که امروز از آن به مردم‌سالاری دینی یاد می‌شود، هم خواست و هم مصحلت مردم لحاظ می‌شود. در نظم جدید به تعبیری این دو در مقابل همدیگر نیستند. براساس نظام مردم‌سالاری دینی که برآمده از سیره پیامبر (ص) و امیرالمؤمنین(ع) است و در ادبیات بسیاری از روایات وجود داد، از یک جهت محوریت در قوانین، ارزش‌هاست و ارزش‌ها نیز تابع یک اعتبار خارجی هستند که با رأی و نظر مردم تغییر نمی‌کنند. از طرف دیگر در اداره امور جامعه، مردم تأثیرگذارند و خواست آن‌ها در محدوده مصالح نفس الامری یا مصالح ارزشی حاکم هست. در این نظام که به تعبیری از آن به مردم‌سالاری دینی یاد می‌شود هم بر ارزش‌ها تأکید می‌شود و هم رأی مردم محترم شمرده می‌شود و تأثیر مردم در آن جدی است.

پس نظام مردم‌سالاری دینی به تعبیری یک نظم سوم است. غربی‌ها آیا این نظم را به‌واسطه انقلاب پیش‌بینی می‌کردند؟

ایزدهی: تأکید می‌کنم نظام جمهوری اسلامی بیش از آنکه بر از بین بردن نظام شاهنشاهی سوار شود بر آن نظم پیشینی این نظام مستند است. شاید به همین دلیل بود که ابتدا برای نظام سلطه این مهم نبود که حکومت شاهنشاهی بماند و یا حکومت دیگری جایگزین آن شود؛ چراکه این پیش‌فرض مطرح بود که منطق پیشینی این نظام جدید، بر یکی از این دو نظم استوار خواهد بود و نظم سومی در کار نیست. در جمهوری اسلامی که با قرائتی از نظام اصیل اسلامی و اصل اسلام ارائه شد این منطق پیشینی و دموکراسی به چالش کشیده شد و مردم‌سالاری سر کار آمد که برپایه معیارهای فطری استوار بود و مثل حکومت‌های تئوکراسی نبود که مردم خودشان نقشی نداشته باشند، بلکه خود مردم نیز مؤثر بودند؛ بنابراین این دوگانه در جمهوری اسلامی پیگیری شد و اساساً رمز صدور انقلاب را در نرم‌افزار جمهوری اسلامی باید دانست. نکته اینجاست که مردم‌سالاری دینی به معنای یک قرائت از دموکراسی نیست که گونه بومی و ملی دموکراسی غربی باشد بلکه مراد از آن مردم‌سالاری است که از دین اخذ می‌شود و التقاطی نیز نیست؛ به این معنا که بخواهیم بگوییم محتوا را از دین و شکل را از نظام‌های جامعه غربی ضمیمه کرده‌ایم، بلکه سنخ مردم‌سالاری ما با دموکراسی غربی متفاوت است. به همین دلیل این مردم‌سالاری می‌تواند جایگزین نظام‌هایی شود که هم خدا و فطرت را نادیده می‌گیرند و هم نظر مردم برخلاف تصور در آن دخالت ندارد. این مدل از مردم‌سالاری دینی است که می‌تواند هم مصلحت و هم خواست مردم را دنبال کند و هم نظام جامع و مؤثر و برآمده از اسلام باشد.

در نظام مردم‌سالاری دینی بر خواست مردم تأکید می‌شود. مردم هر کارگزاری را که معیارهای حداقلی‌اش توسط شورای نگهبان احراز شود انتخاب می‌کنند و بنابراین این مردم هستند که تأثیرگذارند و در اداره خودشان مؤثر هستند.

مشکلات اقتصادی حتی در نظام‌های مردم‌سالار، به نظر باورمندی‌ها به جمهوری را نیز زیرسؤال برده است؛ آیا ناکارآمدی را می‌توان به وجوه جمهوری ارجاع داد؟

ایزدهی: وقتی مردم احساس کنند اراده آن‌ها تأثیرگذار است، طبیعتاً میل دارند کسانی را انتخاب کنند که برای اداره زندگی خودشان مفید باشد. مسئله این است که با همه فراز و نشیب‌هایی که نظام دارد، پیش می‌رود و به زوال نمی‌رسد و مردم در انتخابات‌ها و راهپیمایی و فضاهایی چون تشییع حاج قاسم از آن حمایت می‌کنند؛ این، نماد جمهوری است.

اما اگر ما کارگزاری را انتخاب کنیم که این کارگزار عملاً فضای عمومی را فریب و خود را کارآمد نشان دهد، در اینجا با وجود اینکه این انتخاب موجب شده یک فرد ناکارآمد در حکومت مستقر شود ولی مسئله مهم این است که در ذهن همه این گزاره وجود دارد که این مسئول، حاصل انتخاب و گزینش خود مردم بوده است و حداقل در دوره‌های بعدی کسی را انتخاب خواهند کرد که آن‌ها را فریب ندهد و کارآمدتر باشد. اگر فضای ناکارآمدی در برخی از امور وجود دارد نه ناشی از نرم‌افزار جمهوری اسلامی بلکه حاصل از کارگزارانی است که در این فضای سیاسی می‌آیند و رأی مردم را جلب می‌کنند و با آگاهی کاذب بر فضای اداره جامعه حاکم می‌شوند. آنچه به ناکارآمدی منجر شده، رفتارهای ناشی از کارگزارانی است که از جنس مردم نبوده‌اند. مشکل اساسی فعلی، اقتصاد است که در این فضا عمدتاً کسانی حاکم هستند که رویکرد شایسته سالاری مبتنی بر دین در آن‌ها وجود ندارد. آنچه مهم است در دراز مدت مردم خودشان به عنوان یک خانواده کم و کاستی‌ها را جبران می‌کنند و ایرادها را می‌گیرند و گروه‌هایی را که احساس کنند کارآمدی ندارند، کنار خواهند زد.

مشکل اینجاست که مردم به‌واسطه مشکلات، بعضاً از انتخاب‌هایشان سرخورده می‌شوند و دنبال راه کوتاه‌تری می‌گردند. حتی برخی اوقات از انتصاب به جای انتخاب حرف می‌زنند. آیا واقعاً راه حل در چنین رویکردی است؟

ایزدهی: اگر ما در قبال منطق جمهوری اسلامی بخواهیم جمهوریت را برداریم و بگوییم مصلحت مردم بر خواست آن‌ها مقدم است و افرادی منتصب شوند، شاید در کوتاه مدت به‌واسطه به‌وجود آمدن تمرکز قوا مشکل را حل و پویایی ایجاد کند، ولی آنچه مهم است پایایی است؛ یعنی مردم احساس کنند تدبیر امور به دست خودشان است و خود مردم صاحب نظام هستند و خودشان تأثیرگذار و انتخاب کننده هستند. آنجا که چنین باوری بر مردم سوار شود، هیچ دشمنی بر این کشور فائق نخواهد آمد. با وجود ناکارآمدی‌ها ولی امتداد وضعیت مردم‌سالاری دینی برای پایایی نظام، ارزش بیشتری دارد تا اینکه در کوتاه مدت بخواهیم بخشی از بدنه نظام را از مردم جدا کنیم و مصلحت آن‌ها را بر خواست مردم ترجیح دهیم. اینکه در جمهوری اسلامی این‌قدر بر انتخابات و حمایت رهبری از منتخب مردم تأکید می‌شود، به همین واسطه است.

نقش نخبگان در جهت کارآمدتر شدن وجه جمهوریت نظام چیست؟

ایزدهی: آنچه از ادبیات دینی ما برمی‌آید این است پیامبر (ص) و اهل بیت(ع) سعی می‌کردند مردم را آگاه و همراه کنند، نه اینکه مردم را به امری وادار کنند. پیامبر(ص) وقتی حکومت اسلامی را برقرار می‌کند که مردم مدینه مسلمان می‌شوند و به آرمان‌های دین وفادار می‌مانند. به همین نسبت در فضای حاکمیت عملاً پیامبر چیزی را بر مردم تحمیل نمی‌کند. وظیفه اهل بیت عمدتاً روشنگری است و وقتی مردم به راه راست و حقیقت گرایش پیدا کنند خود به خود مشکل ما حل خواهد شد. در قضیه بنی صدر به‌واسطه روشنگری‌ها، خود مردم به این نتیجه رسیدند که باید او را کنار زد. آن چیزی که نخبگان می‌توانند به تأسی از اهل بیت(ع) و پیامبر(ص) و نظام دینی ما انجام دهند فضای روشنگری نسبت به دو چیز است: یک، آن چیزی که مردم‌سالاری دینی را ارج ‌نهیم و سراغ رویکردهای دموکراسی و تئوکراسی نرویم و از طرف دیگر همواره تلاش کنیم مردم را به سمت نیازهای واقعی آن‌ها سوق دهیم و کارگزار شایسته را معرفی کنیم و ملاک‌های شایستگی را به مردم بشناسانیم. طبیعی است وقتی مردم به این قضیه واقف شوند طرف دیگر را انتخاب نخواهند کرد. در نظام اسلامی مردم غریبه نیستند، از جنس نظام هستند، بنابراین باید آن‌ها را راهنمایی کرد. هدایت از جانب نخبگان است اما تصمیم نهایی بر عهده مردم است و در رتبه بعد نوبت به حمایت از این فرایند و نقد و نظر و نظارت می‌رسد. حتی با روی کار آمدن کارگزار ناکارآمد، وظیفه مردم هدایت این فرد به روند مطلوب است.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

منطق هم‌ترازی «اقتصاد» و «سلامت» در حکمرانی شایسته / تأثیر ساختار نظام‌های سیاسی بر استفاده از ظرفیت مردم

تاریخ:سه شنبه 16 اردیبهشت 1399-02:23 ب.ظ

حجت‌الاسلام ایزدهی بیان کرد:
رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی درباره رویکرد حکمرانی شایسته در وضعیت بحرانی مانند کرونا با استناد به آیه ۳۲ سوره «مائده» گفت: مضمون این آیه در بحران کرونا شامل هم حوزه بهداشت و سلامت و هم حوزه اقتصاد می‌شود؛ همانطور که حفظ سلامت یک نفر حفظ سلامت همه است و باید اصول بهداشتی رعایت شود، در حوزه اقتصاد نیز اگر کار و معیشت افراد به واسطه تعطیلی و تداوم خانه‌نشینی از بین برود، جان او نیز در خطر خواهد بود.

حجت‌الاسلام و المسلمین ایزدهی

حجت‌‌الاسلام والمسلمین سیدسجاد ایزدهی، رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در گفت‌وگو با ایکنا، درباره رویکرد حکمرانی شایسته و مبتنی بر دین در مواجهه با بحران‌هایی مانند کرونا و نسبت این الگو با راهبرد پیشبرد همزمان «اقتصاد» و «سلامت» در این وضعیت گفت: ناظر به موضوع کرونا و آثار و تبعات آن در ادبیات دینی با دو مسئله مواجه هستیم؛ اقتصاد و بهداشت. به طور طبیعی با عنایت به اینکه نظام اداره کشور براساس منطق علم، تخصص و کارشناسی است، دو گونه پاسخ به این قضیه از سوی کارشناسان امر داده شده است.


بیشتر بخوانید:


وی ادامه داد: از یک جهت عده‌ای از این کارشناسان بر توجه به مسئله بهداشت و حفظ جان و سلامت جامعه تأکید دارند و حتی بیان‌ می‌دارند که باید اثر این ویروس در جامعه به لحاظ بهداشتی و سلامتی جامعه به صفر برسد که مسئله درستی است. ادبیات دینی هم در قرآن تأکید دارد که «أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعًا وَمَنْ أَحْیَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا» (هر كس كسى را -جز به قصاص قتل، یا [به كیفر] فسادى در زمین- بكشد، چنان است كه گویى همه مردم را كشته باشد. و هر كس كسى را زنده بدارد، چنان است كه گویى تمام مردم را زنده داشته است). لذا مسئله حفظ جان و زندگی آحاد جامعه اهمیت به سزایی در حکمرانی شایسته دارد.

کرونا و ضرورت نگاه مجموعه‌ای به «سلامت» و «اقتصاد»

ایزدهی افزود:‌ از طرف دیگر نمی‌توان مسئله اقتصاد و اشتغال جامعه را فراموش کرد. کارشناسان حوزه اقتصاد براین باورند اگر مسئله قرنطینه و در خانه ماندن به گونه‌ای ادامه یابد که عملاً پایه‌های اقتصادی تضعیف شده، اشتغال و کار نابود شود و نظام اداره خانواده و معیشت مردم از یک سو و نظام کلان اقتصاد کشور از سوی دیگر از بین برود، بازهم این آیه براین وضعیت مصداق خواهد یافت. به عبارت دیگر در حوزه اقتصاد خرد بحث این است اگر کار و معیشت فرد از دست برود جان او نیز در خطر خواهد بود همان‌طور که کرونا سلامتی او را تهدید می‌کند.

رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی بیان کرد: لذا در مقام تزاحم بین این دو اولویت و فهم تقدم یکی بر دیگری، باید حد وسطی بین این دو دیدگاه از سوی حاکمیت و دولت اعمال و اجرایی شود تا اقتصاد و فضای کسب و کار و معیشت مردم به گونه مناسب فراهم شده و امکان گذران زندگی ادامه یابد و دولت هم باید حمایت‌های اقتصادی لازم را از مردم انجام دهد و هم زمینه رعایت بهداشت و سلامت فراهم شود.

وی تأکید کرد: اینکه دولت فضا را بازتر کرده و از سطح سخت‌گیری‌ها کاسته است به معنای نادیده انگاشتن سلامت مردم نیست. زیرا باید سرنوشت جامعه را به صورت یک مجموعه در کنار همدیگر دید که نیازمند تصمیمات چندوجهی است. به ویژه اینکه کشور در وضعیت تحریمی است و اقتصاد فارغ از مسئله کرونا وضعیت شکننده‌ای دارد و اگر کرونا باعث شود همین سطح از فعالیت‌های اقتصادی به لحاظ صادرات و تولید کاهش پیدا کند مشکلات اقتصادی مضاعف خواهد شد و نظام زندگی و معیشت مردم به شدت دچار چالش می‌شود.

ایزدهی اظهار کرد: لذا نمی‌توان گفت کدام یک از دو مقوله «سلامت» و «اقتصاد» بر دیگری مقدم و ارجح است بلکه باید این دو را در قالب یک مجموعه مشاهده کرد و دولت نیز همزمان باید در دو عرصه فعالیت کند. یک؛ در حوزه اقتصاد کلان پشتیبانی اقتصادی انجام دهد و کسب و کارهای خرد را از طریق اقداماتی مانند ارائه وام، تعویق پرداخت اقساط و مالیات حمایت کند و دو؛ در حوزه سلامت نیز باید فضای بهداشتی را مناسب‌تر کند، امکانات بیمارستانی را افزایش دهد و اقلام بهداشتی و درمانی را به راحتی در اختیار جامعه قرار دهد و در کنار آن توصیه‌های بهداشتی را به اطلاع مردم برساند.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ابراز کرد: سؤال بعدی این است که اساساً می‌توان مردم را مانند اتفاقی که در ترکیه افتاد و دولت قرنطینه کامل را به مدت ۴۸ ساعت اعمال کرد، مجبور به ماندن در خانه کرد و آیا چنین کاری عملی هست یا خیر؟ همچنین چنین اقداماتی به لحاظ شاخصه‌های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی کشور امکان عملیاتی شدن دارد یا خیر؟ بیشتر کارشناسان در این حوزه معتقدند امکان چنین کاری در کشور وجود ندارد و اگر مردم ۴۸ ساعت بخواهند در خانه بمانند دولت باید کالاهای اساسی و غذا را به خانه‌ها برساند که این امر در سطح کلان کشور میسر نیست.

ماه رمضان فرصتی برای نزولی کردن شیب کرونا

وی اظهار کرد: البته نکته مهم در مدیریت کرونا این بود که دولت می‌توانست در ایام تعطیلات عید نوروز به مدت دو هفته رفت‌وآمدها را به طور جدی محدود کند و جلوی مسافرت‌ها و ترددها را می‌گرفت تا کرونا کنترل و مهار بیشتری می‌شد که به هر دلیلی انجام نگرفت و فقط در یک هفته این سخت‌گیری‌ها انجام شد و تا حدی آن قصور را پوشش داد.

ایزدهی یادآور شد: البته ماه رمضان را از آنجا که مردم به خاطر روزه غالباً مسافرت نمی‌روند و آمارها هم حکایت از به حداقل رسیدن مسافرت‌ها و ترددها در این ماه دارد و ساعات کار ادارات کاهش می‌یابد و مساجد هم فعلاً تعطیل است می‌توان به منزله فرصتی برای قرنطینه خودخواسته شرعی و حکومتی دانست و شاید این فضای میسری برای دولت باشد تا از آن برای مهار و کنترل کرونا استفاده کرده و شیب آن را کاملاً نزولی کند.

اعمال حداکثری حاکمیتی و سیاستگذاری از سوی دولت

رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی تصریح کرد: مهم این است که دولت در این مسئله تدبیر مناسب انجام دهد و فارغ از اقتضائات سیاسی و جناحی، سلامت حداکثری جامعه را ضمن برقراری کسب و کارها و حفظ اقتصاد مردم دنبال کند. اگر این دو مؤلفه به یک هماهنگی با یکدیگر برسند و دولت در راستای بهداشت و سلامت و اقتصاد و کار اعمال حاکمیت حداکثری کند روال اداره کشور به شرایط عادی خواهد رسید.

وی اضافه کرد: در این وضعیت رفتار حداقلی دولت و اتکا به مردم چاره‌ساز نخواهد بود، هرچند مردم عامل مهمی در کاهش شیب این ویروس هستند اما این بدین معنا نیست که دولت به لحاظ حاکمیتی و سیاستگذاری رویکرد حداقلی داشته باشد.

نسبت ساختار نظام‌های سیاسی و بهره‌مندی از نقش مردم

حجت‌الاسلام ایزدهی درباره مقایسه رفتار مردم کشورمان با مردم برخی کشورهای پیشرفته و توسعه‌یافته در هنگامه این بحران و ضرورت بهره‌برداری بیشتر از ظرفیت‌های مردمی از سوی مسئولان گفت: از حیث ساختار نظام‌های سیاسی دو نوع مواجهه با کرونا را می‌توان شناسایی کرد؛ مواجهه نظام‌های اقتدارگرا و مواجهه نظام‌های دموکراتیک با این بحران. چین براساس منطق توتالیتر خود منطقه ووهان را کاملاً قرنطینه کرد و مردم در خانه‌ها ماندند و ارتش و دولت نیازهای مردم را تأمین کردند و به گونه‌ای رفتار کرد که مصلحت مردم بر خواست آنها مقدم شود و این امر در نظام‌های اقتدارگرا وجود دارد. لذا حکومت‌ها براساس مصلحت‌سنجی اموری را بر مردم تحمیل کنند.


بیشتر بخوانید:


وی ادامه داد: اما حکومت‌های عمدتا لیبرال دموکراسی اصل را بر رأی و نظر مردم می‌دانند و حکومت‌ها را متأخر از آن می‌دانند و دولت‌ها بیشتر جنبه مدیریتی و اداری دارند تا اینکه بخواهند بر مردم تحکم کنند. شعار این حکومت‌ها آن است که خواست مردم بر مصلحت آن‌ها مقدم است و در واقع خواست مردم همان مصلحت‌شان است.

ایزدهی اظهار کرد: در این دوگانه که در مسائل بحرانی بیشتر از همیشه خودش را بیشتر نشان می‌دهد حکومت‌های توتالیتر معمولاً موفق‌تر هستند، زیرا در فضای بوروکراتیک قرار نمی‌گیرند و تحت تأثیر تشتت آرای مردم نیستند و لذا با یکپارچگی بیشتر مسئله را حل و فصل کنند. اما در نظام‌های دموکراسی به دلیل قرار گرفتن در فضای جلب نظر مردم و نظرخواهی از جامعه موجب شد که قدری دیر عمل کنند و کرونا در این کشورها تبدیل به یک فاجعه شود و مردم هم در فضای آزادیخواهی و فردگرایی خود را محق دانستند که کار دلخواه خود را کنند و ابتدا اقدامات قاطع دولت را نپذیرفتند. همین اتفاق باعث شد که میزان رشد ابتلا به کرونا در اروپا و آمریکا سرعت بگیرد و دولت‌ها نتوانند مدیریت قاطعانه‌ای انجام دهند.

نقش مردم در مردم‌سالاری دینی در دوران بحران   

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در ادامه به تشریح تفاوت الگوی نظام اسلامی با این دو ساختار پرداخت و گفت: نظام اسلامی ساختاری را تعبیه کرده که هیچ یک از این دو الگو نیست؛ مردم‌سالاری دینی هم خواست مردم را مهم و اصیل می‌داند و از سوی دیگر نهاد ارشد و صالحی مانند ولایت فقیه وجود دارد که مصلحت مردم را در مسیر خواست آن‌ها تنظیم می‌کند. این دوگانه که هم مصلحت و هم خواست جامعه رعایت شود، در ساختار مردم‌سالاری دینی وجود دارد و در مواجهه با کرونا خود را نشان داد؛ به عبارتی نظام یک اقتدار و فرماندهی واحد دارد که همه را از دولت، نیروهای مسلح و نیروهای زیرمجموعه رهبری کنار هم جمع می‌کند و همراه با هم کارها را انجام می‌دهند و تشتت و پراکندگی به حداقل می‌رسد و از طرف دیگر حضور مردم و فعالیت نیروهای مردمی هم مطرح و مورد توجه است و لذا سازمان‌های مردم‌نهاد، بسیج، مساجد و خیرین در کنار مجموعه حاکمیت و هماهنگ با آن به کمک‌رسانی در ابعاد مختلف می‌پردازند.

وی ابراز کرد: لذا نوع مواجهه نظام اسلامی با کرونا همزمانی اقتدارگرایی دولت و حاکمیت در عین مردم‌محوری و اعمال اراده مردم است. در سطح کلان براساس این مدل می‌توان گفت در شرق عمدتاً جامعه وجود دارد و اصل است و مردم هم حضور جدی دارند اما غربی‌‌ها بیشتر فردمحورهستند و لذا به هم تعهد جدی ندارند. در حالی که در شرق و به ویژه جامعه اسلامی براساس آموزه‌های دینی مردم نسبت به هم وظیفه و مسئولیت دارند؛ «کلکم راع و کلکم مسئول»، «بعضکم اولیا بعض»، «یأمرون بالمعروف و ینهون  عن المنکر» و ....

ایزدهی اظهار کرد: در واقع این فضا در نظام اسلامی به طور حداکثری وجود دارد و در شرق نیز به طور سنتی به دلیل اهمیت جامعه و خانواده مشاهده می‌شود. اما در نظام‌های غربی چون خانواده ضعیف شده، تجرد زیاد است و جامعه اصالت ندارد و کارتن‌خوابی روبه افزایش است. لذا مردم به لحاظ ساختاری نمی‌توانند حضور مؤثری داشته باشند. این نشان می‌دهد مکتب اصالت فرد و ساختار موجود در غرب و نظام‌های مردم‌سالاری غربی با چالش مواجهند و این ساختار در شرایط بحران توانایی اداره جامعه و همراه کردن ظرفیت‌های مردم را با خود ندارد.

گفت‌وگو از مهدی مخبری




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ساختار مردم‌سالاری دینی؛ عامل موفقیت ایران در مواجهه با کرونا

تاریخ:سه شنبه 16 اردیبهشت 1399-02:21 ب.ظ

حجت‌الاسلام ایزدهی:
رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی گفت: در نظام مردم‌سالاری دینی به رهبری ولی فقیه، این دوگانه که هم مصلحت و هم خواست جامعه رعایت شود، وجود دارد و همین عنصر دوگانه در مواجهه با کرونا، موفقیت خود را نشان داد.

مردم‌سالاری دینی، ضعف‌ حکومت‌های اقتدارگرا و مردم‌سالاری را ندارد / ساختار مردم‌سالاری دینی؛ عامل موفقیت ایران در مواجهه با کرونابه گزاش ایکنا، حجت‌الاسلام والمسلمین سیدسجاد ایزدهی، رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، امروز، ۱۴ اردیبهشت‌ماه در نشست ظرفیت و توانمندی نظام‌های دموکراسی، اقتدارگرا و مردم‌سالاری دینی در مواجهه با بحران کرونا گفت: از حیث ساختار نظام‌های سیاسی، دو نوع مواجهه با بحران‌های فراگیر مانند بیماری همه‌گیر کرونا را می‌توان شناسایی کرد؛ یکی مواجهه نظام‌های اقتدارگرا و دیگری مواجهه نظام‌های دموکراتیک.

وی افزود: نوع ارزیابی این ساختارهای سیاسی علاوه بر منطق مشروعیت فلسفی و پیشینی، تابع کارکرد مثبت و کارآمدی این نظام‌ها در شرایط بحرانی است. بلکه کارکرد مثبت و منفی این ساختارها را نیز نمی‌توان فارغ از رویکرد فلسفی آن دانست، زیرا منطق اقتدارگرایی ناظر به حل بحران‌ها و تأمین مصالح شهروندان است همچنان که منطق مردم‌سالاری نیز ناظر به توانایی جهت حل مشکلات شهروندان و حل بحران‌ها در راستای مصالح مردم است.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با اشاره به ویژگی‌های نظام‌های اقتدارگرا به ویژگی‌های مثبت آن پرداخت و اضافه کرد: اقتدارگرایی، مبتنی بر این منطق است که حاکمان، توانمندترین افراد جهت حل مشکلات جامعه و اداره آن، فاقد رویکرد بروکراسی هستند و با سرعت بیشتری قادرند به مواجهه مشکلات بروند همچنین تجمیع قوا و امکانات، به صورت مناسب‌تری در آن صورت می‌گیرد.

ایزدهی با بیان اینکه جامعه‌گرایی از دیگر ویژگی‌های مثبت این نظام‌ها است، به ویژگی‌های منفی آن اشاره کرد و افزود: نظارت‌ناپذیر یا کم نظارت‌پذیری، در اولویت نبودن آزادی‌های مردم از جمله این ویژگی‌ها است. همچنین فساد در این نظام‌ها، زیادتر و شفافیت در آن کمتر است.

ایزدهی با اشاره به ویژگی‌های نظام‌های مردم‌سالار تصریح کرد: از جمله ویژگی‌های مثبت این نظام‌ها آن است که فاقد رویکرد استبدادی  هستند؛ یعنی در آن تقدم خواست مردم بر اداره حاکمان، تأمین آزادی‌های مردم به صورت حداکثری و قانون‌محوری در اداره امور وجود دارد.

استاد حوزه علمیه با اشاره به ویژگی‌های منفی این نظام‌ها بیان کرد: عدم تمرکز بر نظام اداره کشور، حاکمیّت بروکراسی، عدم قدرت حداکثری کارگزاران برای مواجهه با بحران، ایجاد نهادهای موازی در کنار هم و عدم قرار گرفتن مصالح مردم به ملاک نفس الامری و همچنین فردگرایی از جمله این ویژگی‌ها محسوب می‌شود.

ایزدهی اضافه کرد: طبیعتاً بر اساس این نقاط ضعف و قوت که در هر یک از این دو ساختار سیاسی وجود دارد، قدرت مواجهه این دو در مقابله با مشکلات و بحران‌ها نمایان می‌شود. برخلاف نظام‌های اقتدارگرا که در شرایط عادی زندگی، مورد اقبال قرار نمی‌گیرند، در شرایط بحران، از کارآمدی مناسب‌تری برخوردار هستند.

وجه ممیزه نظام مردم‌سالاری دینی از نظام‌های دیگر

وی اضافه کرد: نظام‌های مردم‌سالار، در شرایط عادی زندگی، از مطلوبیت برخوردار هستند، ولی در زمان بحران، از توانایی مناسب برخوردار نیستند. ساختار مردم‌سالاری دینی، به گونه‌ای است که از مزایای این دو نظام برخوردار بوده و از معایب آنها به دور است و توانایی مدیریت مطلوب‌تری در هر دو شرایط عادی و بحرانی را دارد.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان اینکه در بحران کرونا، چین براساس منطق توتالیتر خود، منطقه ووهان را کاملاً قرنطینه کرد، افزود: مردم در خانه‌ها ماندند و ارتش و دولت نیازهای مردم را تأمین کردند؛ دولت به گونه‌ای رفتار کرد که مصلحت مردم بر خواست آنها مقدم شود و این امر در نظام‌های اقتدارگرا وجود دارد؛ لذا حکومت‌ها براساس مصلحت‌سنجی، اموری را بر مردم تحمیل کنند.

وی اظهار کرد: اما حکومت‌های عمدتاً لیبرال دموکراسی اصل را بر رای و نظر مردم می‌دانند و حکومت‌ها را متأخر از آن می‌دانند و دولت‌ها بیشتر جنبه مدیریتی و اداری دارند تا اینکه بخواهند بر مردم تحکم کنند. شعار این حکومت‌ها آن است که خواست مردم بر مصلحت آنها مقدم است و در واقع خواست مردم همان مصلحتشان است.

ایزدهی تصریح کرد: در این دوگانه که در مسائل بحرانی بیشتر از همیشه خودش را بیشتر نشان می‌دهد، حکومت‌های توتالیتر معمولاً موفق‌تر هستند، زیرا در فضای بوروکراتیک قرار نمی‌گیرند و تحت تأثیر تشتت آرای مردم نیستند و لذا با یکپارچگی بیشتر مسئله را حل و فصل کنند.

وی ادامه داد: اما در نظام‌های دموکراسی به دلیل قرار گرفتن در فضای جلب نظر مردم و نظرخواهی از جامعه موجب شد که قدری دیر عمل کنند و کرونا در این کشورها تبدیل به یک فاجعه شود؛ مردم هم در فضای آزادی‌خواهی و فردگرایی خود را محق دانستند که کار دلخواه خود را بکنند و ابتدا اقدامات قاطع دولت را نپذیرفتند و همین اتفاق باعث شد که میزان رشد ابتلا به کرونا در اروپا و آمریکا سرعت بگیرد و دولت‌ها نتوانند مدیریت قاطعانه‌ای انجام دهند.

این پژوهشگر سیاسی حوزه اظهار کرد: نظام اسلامی ساختاری را تعبیه کرده که هیچ یک از این دو الگو نیست؛ مردم‌سالاری دینی هم خواست مردم را مهم و اصیل می‌داند و از سوی دیگر نهاد ارشد و صالحی مانند ولایت فقیه وجود دارد که مصلحت مردم را در مسیر خواست آنها تنظیم می‌کند.

وی تأکید کرد: این دوگانه که هم مصلحت و هم خواست جامعه رعایت شود، در ساختار مردم‌سالاری دینی وجود دارد و در مواجهه با کرونا خود را نشان داد؛ به عبارتی نظام یک اقتدار و فرماندهی واحد دارد که همه را از دولت، نیروهای مسلح و نیروهای زیرمجموعه رهبری کنار هم جمع می‌کند و همراه با هم کارها را انجام می‌دهند و تشتت و پراکندگی به حداقل می‌رسد و از طرف دیگر حضور مردم و فعالیت نیروهای مردمی هم مطرح و مورد توجه است، لذا سازمان‌های مردم نهاد، بسیج، مساجد و خیرین در کنار مجموعه حاکمیت و هماهنگ با آن به کمک‌رسانی در ابعاد مختلف پرداخته و می‌پردازند.

انتهای پیام



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ساختار مردم‌سالاری دینی؛ عامل موفقیت ایران در مواجهه با کرونا

تاریخ:سه شنبه 16 اردیبهشت 1399-02:21 ب.ظ

حجت‌الاسلام ایزدهی:
رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی گفت: در نظام مردم‌سالاری دینی به رهبری ولی فقیه، این دوگانه که هم مصلحت و هم خواست جامعه رعایت شود، وجود دارد و همین عنصر دوگانه در مواجهه با کرونا، موفقیت خود را نشان داد.

مردم‌سالاری دینی، ضعف‌ حکومت‌های اقتدارگرا و مردم‌سالاری را ندارد / ساختار مردم‌سالاری دینی؛ عامل موفقیت ایران در مواجهه با کرونابه گزاش ایکنا، حجت‌الاسلام والمسلمین سیدسجاد ایزدهی، رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، امروز، ۱۴ اردیبهشت‌ماه در نشست ظرفیت و توانمندی نظام‌های دموکراسی، اقتدارگرا و مردم‌سالاری دینی در مواجهه با بحران کرونا گفت: از حیث ساختار نظام‌های سیاسی، دو نوع مواجهه با بحران‌های فراگیر مانند بیماری همه‌گیر کرونا را می‌توان شناسایی کرد؛ یکی مواجهه نظام‌های اقتدارگرا و دیگری مواجهه نظام‌های دموکراتیک.

وی افزود: نوع ارزیابی این ساختارهای سیاسی علاوه بر منطق مشروعیت فلسفی و پیشینی، تابع کارکرد مثبت و کارآمدی این نظام‌ها در شرایط بحرانی است. بلکه کارکرد مثبت و منفی این ساختارها را نیز نمی‌توان فارغ از رویکرد فلسفی آن دانست، زیرا منطق اقتدارگرایی ناظر به حل بحران‌ها و تأمین مصالح شهروندان است همچنان که منطق مردم‌سالاری نیز ناظر به توانایی جهت حل مشکلات شهروندان و حل بحران‌ها در راستای مصالح مردم است.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با اشاره به ویژگی‌های نظام‌های اقتدارگرا به ویژگی‌های مثبت آن پرداخت و اضافه کرد: اقتدارگرایی، مبتنی بر این منطق است که حاکمان، توانمندترین افراد جهت حل مشکلات جامعه و اداره آن، فاقد رویکرد بروکراسی هستند و با سرعت بیشتری قادرند به مواجهه مشکلات بروند همچنین تجمیع قوا و امکانات، به صورت مناسب‌تری در آن صورت می‌گیرد.

ایزدهی با بیان اینکه جامعه‌گرایی از دیگر ویژگی‌های مثبت این نظام‌ها است، به ویژگی‌های منفی آن اشاره کرد و افزود: نظارت‌ناپذیر یا کم نظارت‌پذیری، در اولویت نبودن آزادی‌های مردم از جمله این ویژگی‌ها است. همچنین فساد در این نظام‌ها، زیادتر و شفافیت در آن کمتر است.

ایزدهی با اشاره به ویژگی‌های نظام‌های مردم‌سالار تصریح کرد: از جمله ویژگی‌های مثبت این نظام‌ها آن است که فاقد رویکرد استبدادی  هستند؛ یعنی در آن تقدم خواست مردم بر اداره حاکمان، تأمین آزادی‌های مردم به صورت حداکثری و قانون‌محوری در اداره امور وجود دارد.

استاد حوزه علمیه با اشاره به ویژگی‌های منفی این نظام‌ها بیان کرد: عدم تمرکز بر نظام اداره کشور، حاکمیّت بروکراسی، عدم قدرت حداکثری کارگزاران برای مواجهه با بحران، ایجاد نهادهای موازی در کنار هم و عدم قرار گرفتن مصالح مردم به ملاک نفس الامری و همچنین فردگرایی از جمله این ویژگی‌ها محسوب می‌شود.

ایزدهی اضافه کرد: طبیعتاً بر اساس این نقاط ضعف و قوت که در هر یک از این دو ساختار سیاسی وجود دارد، قدرت مواجهه این دو در مقابله با مشکلات و بحران‌ها نمایان می‌شود. برخلاف نظام‌های اقتدارگرا که در شرایط عادی زندگی، مورد اقبال قرار نمی‌گیرند، در شرایط بحران، از کارآمدی مناسب‌تری برخوردار هستند.

وجه ممیزه نظام مردم‌سالاری دینی از نظام‌های دیگر

وی اضافه کرد: نظام‌های مردم‌سالار، در شرایط عادی زندگی، از مطلوبیت برخوردار هستند، ولی در زمان بحران، از توانایی مناسب برخوردار نیستند. ساختار مردم‌سالاری دینی، به گونه‌ای است که از مزایای این دو نظام برخوردار بوده و از معایب آنها به دور است و توانایی مدیریت مطلوب‌تری در هر دو شرایط عادی و بحرانی را دارد.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان اینکه در بحران کرونا، چین براساس منطق توتالیتر خود، منطقه ووهان را کاملاً قرنطینه کرد، افزود: مردم در خانه‌ها ماندند و ارتش و دولت نیازهای مردم را تأمین کردند؛ دولت به گونه‌ای رفتار کرد که مصلحت مردم بر خواست آنها مقدم شود و این امر در نظام‌های اقتدارگرا وجود دارد؛ لذا حکومت‌ها براساس مصلحت‌سنجی، اموری را بر مردم تحمیل کنند.

وی اظهار کرد: اما حکومت‌های عمدتاً لیبرال دموکراسی اصل را بر رای و نظر مردم می‌دانند و حکومت‌ها را متأخر از آن می‌دانند و دولت‌ها بیشتر جنبه مدیریتی و اداری دارند تا اینکه بخواهند بر مردم تحکم کنند. شعار این حکومت‌ها آن است که خواست مردم بر مصلحت آنها مقدم است و در واقع خواست مردم همان مصلحتشان است.

ایزدهی تصریح کرد: در این دوگانه که در مسائل بحرانی بیشتر از همیشه خودش را بیشتر نشان می‌دهد، حکومت‌های توتالیتر معمولاً موفق‌تر هستند، زیرا در فضای بوروکراتیک قرار نمی‌گیرند و تحت تأثیر تشتت آرای مردم نیستند و لذا با یکپارچگی بیشتر مسئله را حل و فصل کنند.

وی ادامه داد: اما در نظام‌های دموکراسی به دلیل قرار گرفتن در فضای جلب نظر مردم و نظرخواهی از جامعه موجب شد که قدری دیر عمل کنند و کرونا در این کشورها تبدیل به یک فاجعه شود؛ مردم هم در فضای آزادی‌خواهی و فردگرایی خود را محق دانستند که کار دلخواه خود را بکنند و ابتدا اقدامات قاطع دولت را نپذیرفتند و همین اتفاق باعث شد که میزان رشد ابتلا به کرونا در اروپا و آمریکا سرعت بگیرد و دولت‌ها نتوانند مدیریت قاطعانه‌ای انجام دهند.

این پژوهشگر سیاسی حوزه اظهار کرد: نظام اسلامی ساختاری را تعبیه کرده که هیچ یک از این دو الگو نیست؛ مردم‌سالاری دینی هم خواست مردم را مهم و اصیل می‌داند و از سوی دیگر نهاد ارشد و صالحی مانند ولایت فقیه وجود دارد که مصلحت مردم را در مسیر خواست آنها تنظیم می‌کند.

وی تأکید کرد: این دوگانه که هم مصلحت و هم خواست جامعه رعایت شود، در ساختار مردم‌سالاری دینی وجود دارد و در مواجهه با کرونا خود را نشان داد؛ به عبارتی نظام یک اقتدار و فرماندهی واحد دارد که همه را از دولت، نیروهای مسلح و نیروهای زیرمجموعه رهبری کنار هم جمع می‌کند و همراه با هم کارها را انجام می‌دهند و تشتت و پراکندگی به حداقل می‌رسد و از طرف دیگر حضور مردم و فعالیت نیروهای مردمی هم مطرح و مورد توجه است، لذا سازمان‌های مردم نهاد، بسیج، مساجد و خیرین در کنار مجموعه حاکمیت و هماهنگ با آن به کمک‌رسانی در ابعاد مختلف پرداخته و می‌پردازند.

انتهای پیام



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خراش کرونا بر پیکره فردگرایی

تاریخ:سه شنبه 16 اردیبهشت 1399-02:11 ب.ظ

گفت‌وگو حسام رضایی / فردگرایی ستون فقرات مکتب لیبرالیسم است. «استیون تانسی» در مقدمات سیاست و در باب وجاهت فردگرایی می‌نویسد: «فرد نقطه شروع هرگونه تامل و اندیشه سیاسی است.» استوارت میل نیز با برشمردن لذت نوع عالی‌تر، دست‌زدن به انتخاب خودمختارانه را جزئی ضروری از این لذت دانسته و عقبه چنین لذت‌جویی را در فردیت آدمی می‌بیند. به نظر می‌رسد مبنای اصلیِ گرایشِ جنون‌آمیز به فردیت و تمایل افراطی به خودمختاری، لذت‌جویی انسان و کوشش برای اطفای شهوت او برای سلطه‌اش بر طبیعت با هدف غایی بیرون ‌شدن از جلد خلق و درآمدن در پوستین خالق باشد. اگر نخ این سلطه را دست بگیریم و به عقب بازگردیم، عصر روشنگری و آرمان تحقق «عقل فیزیکی» به جای «نقل متافیزیکی» را پیش روی خود خواهیم یافت. برشمردن عواقب دهشتناک محوریت یافتن فردیت آدمی، زمانبر است، لیکن آنچه اینجا قصد پرداختن به آن را دارم، خراشی است که ریزک تاجدار، این روزها بر پیکره ستبر فردگرایی در غرب انداخته است.


خراش کرونا بر پیکره فردگرایی - صبح نو

در همین باب، می‌خواهم درباره اجتماع‌گراییِ نوعِ کرونایی چالش کنم و به این سوال پاسخ دهم 

که چرا انسان عاصی، همچون سرباز دورمانده از موطن، هوس آغوش همبودی دوباره کرده است. 

به همین منظور با حجت‌الاسلام سیدسجاد ایزدهی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و 

اندیشه اسلامی گفت‌وگویی را ترتیب دادم که در ادامه مشروح آن را می‌خوانید.

غرب برای مدیریت کرونا مشغول اعمال
«نسخه اقتدارگرایی» است
ایزدهی در مطلع این گفت‌وگو با اشاره به آثار کرونا بر جوامع غربی، گفت: یکی از ویژگی‌های 

ویروس کرونا، ضعیف‌کش‌بودن آن است، یعنی این ویروس معمولا به افرادی هجوم می‌ آورد 

که بدن ضعیفی دارند یا از بیماری‌های زمینه‌ای برخوردار هستند. وی افزود: فراگیر‌شدن 

کرونا باعث شد تا بسیاری از هنجارهای پذیرفته‌شدهِ جهانی از جمله لیبرال دموکراسی 

که مدعی هدایت انسان به بهشت برین یا تامین رفاه است، با مشکل مواجه شوند و 

می‌‌بینیم که بالاترین نرخ مشکلات و بیماری و حتی مرگ و میر، عمدتا در کشورهایی

 ظاهر شده که نظام آنها مبتنی بر لیبرال‌دموکراسی، سرمایه‌داری و ماتریالیسم و الحاد است.

 ایزدهی با طرح این پرسش که اپیدمی مزبور آیا مساله‌ای تصادفی است، اذعان کرد: 

بحران کرونا علاوه بر اینکه ضعیف‌کش است، ضعیف‌نشانده هم هست، یعنی این بحران 

به وضوح ثابت کرد که کشورهای به ظاهر پیشرفته دنیا، در عمل ضعیف هستند. حال این 

سوال مطرح است که این ضعف آیا ناشی از سخت‌افزارهای آن‌هاست؟ این درحالی است 

که سخت‌افزارهای آنها عمدتا خوب است و بیشترین فناوری و تکنولوژی، در اختیار آنها قرار 

دارد؛ بنابراین به نظر می‌رسد اصل مشکل، در نرم‌افزار آنها باشد که تمام نظام سرمایه‌داری 

روی آن بنا شده است. 

وی با برشمردن دلایل نرم‌افزاریِ مستاصل ‌شدنِ دنیای غرب در برابر کرونا، گفت:

 اگر در غرب با شیوع گسترده ویروس کرونا مواجه می‌شویم، یک علتش آن است که در غرب، 

مساله خانواده به طور جدی وجود ندارد، یعنی در آنجا خانواده، چندان محور نیست و اگر در 

جوامع شرقی، صحبت از مهار ویروس به میان می‌‌آید، در واقع اشاره به مهار و درمان خانگی 

دارد که باعث می‌شود اعضای خانواده از یکدیگر حمایت کنند و مراقب همدیگر باشند. 

ایزدهی تاکید کرد: اما در غرب که خانه‌های مجردی و عدم تعلق خاطر به بزرگ‌ترها و 

سالخوردگان وجود دارد، باعث شده تا دولت و نهادهای بهداشتی به‌تنهایی توانایی مقابله 

نداشته باشند و عملا به بحران برخورد کنند. الان در کشوری مثل ایران، عمدتا مراقبت‌های 

خانگی باعث پایین آمدن حجم مراجعات به بیمارستان‌ها شده است اما در غرب چنین چیزی 

چندان وجود ندارد.
ایزدهی در بخش دیگری از اظهارات خود با اشاره به اصل محوریت فرد در جوامع غربی، گفت: 

دنیای غرب در برابر خود اساس منطق جامعه‌گرای سوسیالیستی و آزادی افراد و 

فردگرایی را تا مادامی که موجب شکایت دیگران نشود، قرار داد؛ لذا بسیاری از ناهنجاری ‌هایی 

که در آنجا شاهدش هستیم، از همین فردگرایی ناشی می‌شود. وی افزود: در نظام‌های شرقی 

و مبتنی بر جامعه به دلیل حاکم بودن سنت‌ها، اجازه بروز بسیاری از این ناهنجاری ‌ها وجود ندارد.

 ایزدهی در همین‌باره با بیان اینکه مهم‌ترین عنصر در اسلام، جامعه‌گرایی و اجتماع‌گرایی است، 

گفت: نماز جماعت، نماز جمعه، جهاد، حج، اعتکاف و زیارت‌ها عمدتا مقولاتی اجتماعی هستند 

و ما معمولا در اسلام، فردگرایی نداریم و در ادبیات ما، نه‌تنها گرایش به فرد توجیه نمی‌شود، 

بلکه مذمت هم می‌شود.
وی با بیان اینکه جامعه‌گرایی در غرب اصالتی ندارد و اساسا در آنجا جامعه‌ای وجود ندارد، 

اظهار كرد: وقتی از جامعه صحبت می‌‌کنیم، میان جامعه و اجتماع تفاوت وجود دارد. 

شاید در غرب مثلا در یک مسابقه فوتبال یا در سینما یا در جشن‌های موسیقی، اجتماع 

وجود داشته باشد اما وقتی صحبت از جامعه می‌‌کنیم، مرادمان وجود نوعی همبستگی 

و پیوستگی درونی است که باعث پیوندزدن افراد آن جامعه به یکدیگر می‌شود و آنها را 

نسبت به همدیگر، شریک و مسوول می‌داند. ایزدهی اضافه کرد: در غرب چون منطق 

سرمایه‌داری و اصالت فرد حاکم است، ضرورتا مسوولیتی نسبت به افراد جامعه وجود ندارد؛ 

مثلا سرمایه‌دار باید سرمایه‌داری کند و مسوولیتی در قبال فقرا ندارد و حتی همسایه‌ها 

نیز نسبت به یکدیگر، مسوولیتی احساس نمی‌کنند؛ لذا جامعه، از‌هم‌گسیخته و فردمحور 

است اما در جوامع شرقی اینطور نیست و این جامعه است که اصالت دارد. وی افزود: 

مثلا وقتی کرونا وارد ایران شد، نهادی مانند بسیج وارد عرصه شده و اقدام به ضدعفونی 

معابر یا تهیه ماسک کرد اما وقتی همین ویروس وارد غرب شد، دیدیم که به فروشگاه‌ها 

حمله ‌کردند و حتی اعضای اتحادیه اروپا نسبت به کشورهای هم‌پیمان خود، ماسک‌دزدی ‌کردند.
این پژوهشگر حوزه اندیشه اسلامی با اشاره به نبود روح تعاون‌گرایی در غرب، تصریح کرد: 

چنین رفتارهایی در غرب، نه‌تنها اتفاقی تصادفی نیست، بلکه مبتنی بر فرهنگی است که آن فرهنگ، 

بحث تعاون و تکافل اجتماعی را ضعیف می‌كند و در مواقع بحران و فشار و مشکلات، عوارض خود را نشان می‌دهد.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در پاسخ به این سوال که آیا شما تلاش‌های 

تئوریک فیلسوفان غربی برای تکوین «جامعه مدنی» را بازکننده مسیری به سوی ایجاد جامعه نمی‌دانید، 

گفت: اگر بخواهیم منطق اندیشه‌ غرب را در چند مفهوم خلاصه کنیم، آن مفاهیم عبارتند از: سرمایه‌داری، 

فردگرایی، اومانیسم یا انسان‌محوری، الحاد و ماتریالیسم. در چنین فضایی اگر بحث «جامعه مدنی» هم 

مطرح می‌‍‌‌‌شود، این جامعه را باید ذیل مفاهیمی که بخشی از آن ‌ها را نام بردم، معنا کرد. وی در این‌باره افزود: 

من قصد توجیه سوسیالیسم و کمونیسم را ندارم اما اگر بخواهیم امروز یک محاسبه سرانگشتی داشته باشیم، 

می‌‌بینیم که کشوری مثل چین و تا حدودی ایران، توانستند کرونا را مدیریت کنند اما غرب نتوانست و موفق نبود. 

از دل این محاسبه، این سوال مطرح می‌شود که آیا دموکراسی‌خواهی و آزادی در بحث مدیریت بحران بیشتر 

تاثیرگذار است یا اقتدارگرایی. ایزدهی تاکید کرد: امروز غربی‌ها با وجود اینكه از دموکراسی‌خواهی و اصالت فرد 

دم می‌زنند، اما برای مدیریت بحران کرونا مشغول اعمال نسخه‌ای هستند که به تعبیری «نسخه جمع‌گرایی» یا 

«نسخه اقتدارگرایی» است، یعنی اعلام کرده‌اند هر کسی از منزل خارج شود و قرنطینه را رعایت نکند، جریمه یا 

زندانی خواهد شد. وی در این‌باره اضافه کرد: البته من قصد توجیه و توصیه اقتدارگرایی را ندارم اما در غرب که 

مدل دموکراسی‌خواهی آرمان بود، دیدیم که در بحران کرونا به وضوح فشل شد.

نه اقتدارگرایی نوع چینی، نه دموکراسی نوع غربی
ایزدهی با اشاره به مدل مورد پسند برای مدیریت بحران گفت: امروز تمدن غرب نتوانست واکنش لازم را در برابر 

بحران کرونا از خود بروز بدهد و البته نظام‌های اقتدارگرایی مانند چین یا شبیه آن هم عملا برای همه کشورها 

توانایی ندارند؛ بنابراین آن مدلی که می‌‌تواند بحران را مدیریت کند (از حیث نرم‌افزاری و نه سخت‌افزاری)، 

مردم‌سالاری دینی یا مردم‌سالاری مبتنی بر شایستگی است که از یک طرف واجد ویژگی‌های اقتدارگرایی ب

ه معنای نهاد برتر شایسته و جمع‌کننده تکثرهاست که می‌‌تواند در مواقع لزوم، همه امکانات را به خط کند 

و از طرف دیگر، مبتنی بر نوعی دموکراسی بوده که نظر و رای مردم در آن دخیل است. ایزدهی تصریح کرد: ما 

امروز نمی‌توانیم به مدل اقتدارگرایی از نوع چین اعتماد کنیم چون در آنجا با وجود اینكه اجتماع و جامعه‌پذیری 

وجود دارد اما عملا، مردم‌محور نیستند، یعنی نمی‌توان امورات را در درازمدت مدیریت کرد و از سویی، امکان 

اعتماد به دموکراسی از نوع غربی هم وجود ندارد چون در آنجا هم با وجود اینكه می‌شود در درازمدت مدیریت 

کرد اما در کوتاه‌مدت به دلیل ضعف در اداره بحران، در نهایت مدل اقتدارگرایی، الگو می‌شود.

این پژوهشگر حوزه اندیشه اسلامی در بخش دیگری از اظهارات خود با اشاره به اصالت سرمایه در غرب و تقدم 

آن بر سلامتی افراد، تاکید کرد: در جایی مثل آمریکا شاهد هستیم که در دعوای میان جان و نان، نان اولویت 

پیدا می‌کند. برای دولت آمریکا اقتصاد و رقابت اقتصادی در جهان بر جان و سلامتی مردم این کشور، اولویت دارد 

و به همین دلیل، برای شخصی مثل ترامپ سیاست قرنطینگی یا حفاظت اساسا مهم نیست یا از اهمیت 

پایینی برخوردار است.  
ایزدهی در پاسخ به این سوال که روح جمع‌گراییِ نوع کرونایی که هم‌اکنون در غرب ایجاد شده، تا چه حد 

اصالت و تداوم خواهد داشت، گفت: در موارد بسیار ضروری که انسان‌ها به مشکل برمی‌خورند، طبیعی است 

که روحیه نزدیک ‌شدن به یکدیگر پیدا می‌کنند؛ لذا جامعه غربی در شرایط فعلی که درگیر کروناست، مجبور شده

 تا فرد را از جامعه جدا نکند و فرد را به عنوان یکی از اعضای جامعه ببیند. وی اضافه کرد: لذا جوامع غربی در 

کوتاه‌مدت، اصالت را بر همبستگی و جمع‌گرایی قرار می‌دهند اما قطعا این قضیه امتداد پیدا نخواهد کرد چون 

بستر جامعه‌گرایی در غرب فراهم نیست و از 200 سال پیش تاکنون بر اساس منطق فردگرایی و آزادی‌های 

فردی رشد کرده‌اند. ایزدهی تاکید کرد: بحران کرونا قطعا باعث ایجاد تَرَک در سد فردگرایی خواهد شد و این سوال 

را در اذهان به وجود می‌‌آورد که آیا می‌شود جوری غیر از وضعیت کنونی زندگی کرد یا نه که  البته جاافتادن این 

موضوع نیاز به تبلیغات دارد، به شرط اینكه بوق ‌‌های رسانه‌ای غربی اجازه بدهند.

عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی همچنین درباره تاثیر کرونا بر شیوه زیست ایرانیان گفت: 

این بیماری باعث شد تا در کوتاه‌مدت، اجتماعی نداشته باشیم اما در درازمدت چون ما در مجموع به جامعه و 

همبستگی گرایش داریم و چون جامعه برای ما اصل است، بار دیگر به سمت اجتماع گرایش پیدا خواهیم کرد. 

ایزدهی تصریح کرد: همین الان وقتی یک زیارتگاهی در ایران تعطیل می‌شود، همان زیارتگاه به محلی برای 

تهیه و تولید مثلا ماسک یا ابزارهای دیگر تبدیل می‌شود. البته این را هم باید تصریح كرد که متاسفانه طی 

سال‌های گذشته، به دلیل تبلیغ زیبایی‌های غرب، جامعه ایران هم تا حدودی به سمت ارزش‌های غربی 

گرایش یافته که آثار آن را مثلا در رواج خانه‌های مجردی یا دیگر رفتارهای اجتماعی می‌‌بینیم.
این بیماری باعث شد تا در کوتاه‌مدت، اجتماعی نداشته باشیم اما در درازمدت چون ما در مجموع به جامعه و 

همبستگی گرایش داریم و چون جامعه برای ما اصل است، بار دیگر به سمت اجتماع گرایش پیدا خواهیم کرد




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ابتلائات؛ تلنگری برای یاد خدا و بستری برای تکامل

تاریخ:سه شنبه 16 اردیبهشت 1399-02:07 ب.ظ

ابتلائات؛ تلنگری برای یاد خدا و بستری برای تکامل

سجاد ایزدهی گفت: ابتلائات تلنگری است برای این که ما نظارت خداوند بر خودمان را احساس کنیم و در عین حال بستری است که خود را در آن فضا به تکامل برسانیم.

حجت الاسلام سید سجاد ایزدهی در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: مسائل و مشکلاتی بر انسان عارض می‌شود و گریزی از آنها در زندگی نیست. به تعبیری «الدّنیا دارٌ بالبلاء محفوفة». دنیا همواره با مشکلات و مصائب و بدی‌هایی همراه است و نحوه مواجهه با این بلایا مهم است. نمی‌شود در دنیا باشیم و عملاً هیچ مصیبت و مشکل و بلیه ای نداشته باشیم. در آموزه‌های دینی بحث مواجهه با بلایا مانند زلزله و سایر چیزهایی که موجب وحشت می‌شود را بر ما عرضه می‌کنند مثل نماز آیات تا قدری از وحشت انسان کم شود.

رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی افزود: یک طرف بحث این است که باید تا آن جایی که می‌توانیم مقدماتی را فراهم کنیم که این بلایا کم شود. مثل محکم ساختن خانه‌ها، رعایت بهداشت و …. اینها جز آموزه‌های ماست و این مسئله منافاتی با این ندارد که اراده خدا را باور نداشته باشیم. خداوند دستور داده است که این مراقبت‌ها را داشته باشیم تا آنجا که می‌توانیم تا مشکلات و بلایا را کم کنیم.

وی ادامه داد: گریزی از بعضی مسائل مثل زلزله یا بیماری‌های فراگیر نیست. در سطح کلان گریزی نیست البته در سطح جز انسان باید مراقبت بکند. در مواردی که گریزی از آنها نیست از جهتی علوم تجربی تمهیداتی برای ما دارد. توجه به این مسئله هم در ادبیات دینی ما مورد تأکید قرار گرفته و هم عقل بر آن حکم می‌کند. اما نکته مهم این است که عمده مسائل در این حوزه بعد روانی و بعد امنیتی است که آنها را تشدید می‌کند.

سجاد ایزدهی اضافه کرد: در ادبیات روایی ما وجود دارد که اگر خداوند فرزندی را از یک خانواده گرفت یا او را مبتلا کرد و مورد آزمایش قرار داد توصیه شده که در این موارد صبوری پیشه کنیم. به این معنا که عذاب مضاعف بر خود تحمیل نکنیم. به گونه‌ای نشود که اگر خدایی نکرده فرزندی را از دست دادیم، در کنار این مسئله آن قدر به خود فشار وارد کنیم که مشکلات دیگری هم برای خودمان به وجود بیاوریم. این عذاب مضاعف را طبیعتاً شارع از ما نخواسته و ما را نهی کرده است. دستور به صبوری می‌دهد به این معنا که به مصلحت خداوند راضی باشیم و عذاب مضاعف بر خود تحمیل نکنیم.

وی سپس گفت: در بحث بیماری‌های فراگیر مسئله عمده در عالم پزشکی که تجربه هم بر آن حکم می‌کند این است که تشویش و نگرانی درونی، سیستم عصبی بدن را تضعیف می‌کند و درصد مقابله با بیماری‌ها را تقلیل می‌دهد. باور و اعتماد به خداوند و توکل به خداوند برای بیماری بازدارندگی ایجاد می‌کند. جدا از اینکه رحمت الهی را نازل می‌کند و عنایت خدا را به بشر جلب می‌کند، بدن هم در مقابل بیماری مقاومت می‌کند و درصد خسارت بیماری کم می‌شود.

سجاد ایزدهی خاطرنشان کرد: نکته دیگر این است که اگر قرار باشد بیماری و بلیه ای بر ما بیاید باید صبر کنیم نه به این معنا که کاری انجام ندهیم بلکه به این معنا که خود را دچار مصیبت دو چندان نکنیم. به عنوان مثال در شرایط فعلی در خانه نشستن و خودقرنطینگی همان صبری است که ما را از مشکلات در امان نگه می‌دارد. این خود موجب پایین آمدن درصد مشکلات و مصیبت‌ها می‌شود تا هم امنیت روانی ما و هم سلامت بدنی ما تأمین شود.

وی اظهار داشت: امروز می‌بینیم بشری که خدا را ندیده و عملاً خدا را از زندگی خود پاک کرده، در مواقع ناراحتی‌ها سراغ خدا می‌رود و به فطرت خود مراجعه می‌کند. این مسئله تلنگری برای ما است که بتوانیم همواره در طول زندگی مان این آرامش را به خود هدیه کنیم، ارتباط مان با خداوند را بیشتر کنیم و امور را از جانب خدا ببینیم تا اینکه سلامت زندگی مان تأمین شود و عملاً بتوانیم هم زندگی مادی و هم سلامت و زندگی معنوی خوبی را برای خود رقم بزنیم.

سجاد ایزدهی افزود: اینکه می‌گویند «فی تَقلُّبِ الأحْوالِ عُلِمَ جواهِرُ الرِّجالِ» به این معناست که خداوند انسان‌ها را مبتلا می‌کند و به مشکلاتی دچار می‌کند، مثل پدری که فرزندش را به چالشی دعوت می‌کند مثلاً بچه اش را به مدرسه می‌فرستد و به زحمت می‌افتد و درس می‌خواند، در این فرایند ابتلاء کسی که خود را از این بحران و ابتلاء نجات می‌دهد، آن را تبدیل به یک فرصتی می‌کند. مثلاً از مشکلات برای خود تجربه ایجاد می‌کند یا سختی درس خواندن را به علم آموزی تبدیل می‌کند و یا از بین رفتن فرزند را به آرامش قلب تبدیل می‌کند.

وی عنوان کرد: خداوند انسان‌ها را مبتلا می‌کند چون این دنیا محل گذر است و در این محل گذر انسان‌ها باید به کمال برسند. در این فرایند کمال مهم این است که نفس و باطن انسان تقویت شود و رشد کند. در این موارد هر چه ابتلاء بیشتر شود انسان به خدا نزدیک می‌شود و یادش می‌آید خدا او را می بیند. ابتلائات تلنگری است برای اینکه ما نظارت خداوند بر خودمان را احساس کنیم و در عین حال بستری است که خود را در آن فضا به تکامل برسانیم.

سجاد ایزدهی همچنین گفت: دنیا همواره دار ابتلا است و بشر برای تکامل خود باید با این چالش‌ها مواجه شود و از آنها عبور کند تا هم خود به کمال برسد و هم آن جوهر وجودی خودش را به کمال برساند. این دنیا با همه پستی و بلندی‌ها و با همه قبض و بسط‌هایش می‌گذرد و مهم این است که انسان در این فرایند گوهر وجود خود را کامل کند تا برای رسیدن به آن نشئه دیگر حیات خود را آماده کند. هر چه قوی‌تر و مهیاتر و هر چه روح بلندتر، طبیعتاً برای آن نشئه مناسب‌تر است.

وی در ادامه اظهار داشت: در این شرایط موجود صبوری کردن، مدیریت کردن، تدبیر و کمک به دیگران مهم است. در ابتلائات اگر به دیگران کمک کردیم و از این کمک لذت بردیم روح مان هم تغذیه می‌شود. اما اگر به دیگران کاری نداشتیم و تنها به خود فکر کردیم و یا از این مسائل برای خودمان کیسه‌ای دوختیم معلوم می‌شود روح ما نه تنها تقویت نشده بلکه تضعیف شده و به آن مرحله دنائت و حیوانی آن نزدیک شده است. در این صورت ابتلا موجب پستی روح می‌شود. می‌شود از این فرصت استفاده کرد و این روح را تقویت کرد تا برای آن نشئه دنیای بعدی آماده و مهیا شود.

سجاد ایزدهی خاطرنشان کرد: برای رسیدن به مفاهیمی همچون آرامش و سکینه مهم این است که ما این دنیا را فارغ از خدا و آخرت نبینیم و جسم را فارغ از روح و دنیا را فارغ از آخرت نبینیم و زندگی آخرت را ادامه زندگی دنیا بدانیم. طبیعی است که اگر کسی بداند که خدا می بیند و جزا می‌دهد و خدا دارد او را در این فضا مهیا می‌کند نه تنها به التهاب نمی‌افتد بلکه آرامش او بیشتر می‌شود. درباره امام حسین گفته شده است که در روز عاشورا هر چه به ظهر عاشورا نزدیک تر می‌شد آرامش و اشتیاق به خدا در ایشان بیشتر می‌شد. تعبیر حضرت زینب را نیز شنیده‌ایم که گفتند هیچ چیز جز زیبایی نمی‌دیدند. در شرایطی که بدترین زمان است و شرایط اسارت در شام است این فضای سختی و مشقت را حضرت زینب با آرامش و سکینه گذر می‌کند و این تهدید را به فرصت تبدیل می‌کند.

وی ادامه داد: ویلیام جیمز می‌گوید بر فرض که خدا نباشد، اعتقاد به خدا موجب آرامش بدن می‌شود و در مقابل مصائب تحمل انسان بیشتر می‌شود. به تعبیری شبیه به این زنگی که در گذشته بر روی دوچرخه‌ها بود که وقتی این زنگ به صدا در می‌آمد ملتهب می‌شد اما وقتی انسان دستی روی آن می‌کشید آرام می‌شد. اگر احساس کردیم که دستی از طرف خدا بر سر ماست و نظاره گر ماست، طبیعتاً آرامش بر ما حاکم می‌شود. نگرانی و وحشت و ترس نشانه ندیدن دست الهی است. اگر ما باورهایمان را تقویت کنیم آن وحشت از ما رخت می‌بندند و در نهایت ما را به آرامش می‌رساند که این آرامش هم برای این دنیای ما و سلامت ما خوب است. تمام آموزه‌های دینی به دنبال این هستند که ما خدا را ببینیم که خدا ناظر ماست و خدا می بیند.

سجاد ایزدهی یادآور شد: حضرت ابراهیم می‌گوید همین که خداوند من را می بیند من را کفایت می‌کند. خدا که نمی‌خواهد او را در آتش بیندازد و لذا آتش برای ابراهیم سرد و سلامت می‌شود. چون می‌گوید خداوند مرا می بیند و جون مرا می بیند و من در معرض دید او هستم هیچ نگرانی‌ای ندارم. اگر بخواهد من را در آتش بسوزاند لطف است و اگر به سلامت بیرون بیایم باز هم لطف خداست. نگرانی و وحشت ناشی از دوری از خدا و فراموش کردن خداست که اثرات جدی در زندگی انسان دارد و در بهداشت و سلامت روحی فرد و جامعه می‌تواند تأثیرگذار باشد.

وی اظهار داشت: از سردار شهید سلیمانی مثالی می زنم که ان شا الله خداوند ایشان را با اهل بیت محشور بگرداند. چگونه شد که ایشان بزرگ شد و همه مردم از هر گروهی و هر کشوری به ایشان اقبال داشتند؟ ایشان در بلیّات ورود کرد و از داخل بلیّات گذر کرد و امتحان خود را خوب پس داد. اما اگر سردار سلیمانی اهل ورود در بلیّات نبود و این امتحانات بر او حادث نمی‌شد این اتفاقات برای او نمی‌افتاد. بحث داعش با وجود اینکه توطئه دشمن بود اما باعث شد انسان‌ها خود را محک بزنند و انسان‌ها در ورود به این عرصه‌ها بتوانند به صورت مطلوب بیرون بیایند و بسیاری از ظرفیت‌های نهفته شأن را آشکار کنند.

سجاد ایزدهی اضافه کرد: یکی از خوبی‌های انقلاب اسلامی این بود که بسیاری از ظرفیت‌ها ی نهفته ما را آشکار کرد و ما افراد بسیار خوبی در این انقلاب داشته‌ایم. مانند شهید همت، شهید رجایی، مرحوم امام، مقام معظم رهبری و …. اگر انقلاب اتفاق نمی‌افتاد معلوم نبود که این بروز و ظهورها را شاهد باشیم و چنین سرمایه‌ها و ظرفیت‌هایی را کشف کنیم. در بستر این ابتلائات است که ظرفیت‌ها کشف می‌شود. اگر جنگ تحمیلی نبود الان ما خودکفایی در خیلی از عرصه‌ها را نداشتیم. تعبیر حضرت امام هم به همین دلیل این بود که این جنگ برای ما نعمت بود. جنگ بلیه است و چیز بدی است و هیچکس از جنگ به نیکی یاد نمی‌کند اما در داخل جنگ اگر ما ورود کردیم و بلیه را به فرصت تبدیل کردیم طبیعتاً ظرفیت‌های جدیدی برای ما آشکار می‌شود که برای زمان‌های بعد می‌توانیم از آن استفاده کنیم.

وی تأکید کرد: این بیماری جدید هم ولو اینکه می‌تواند توطئه دشمن باشد یا به خاطر سهل انگاری دیگران باشد اما می‌تواند برای بدن امنیت بخشی کند، می‌توان از ویروس آن پادزهر آن را ایجاد کرد و می‌تواند حتی در بعد اقتصادی اگر واکسنی ایجاد شود نفع اقتصادی برای کشور داشته باشد. اما همه اینها منوط به این است که ما با این مشکل چگونه رو به رو می‌شویم. اگر انفعالی و بر اساس روزمرگی رفتار کردیم طبیعتاً این مشکل بر ما تحمیل می‌شود و آورده‌ای هم برای ما نخواهد داشت. اما اگر به گونه فعال و کارآمد رفتار کردیم طبیعتاً با وجود اینکه مشکلاتی بر ما تحمیل می‌شود اما عملاً آورده‌هایی برای ما خواهد داشت که جز در این فضا برای ما قابل ایجاد شدن نمی بود.

سجاد ایزدهی در پایان گفت: می‌توان با الگوگیری از آن تعبیر حضرت زینب که می‌فرمایند جز زیبایی چیزی ندیدم، فضای سخت و مشکل را به گونه‌ای مدیریت کرد که ارمغان آن رساندن پیام امام حسین به همه جهان باشد. از سختی‌های دیگر هم می‌توان بهره برداری خوب کرد. به شرط آنکه به گونه‌ای فعال و کارآمد و با مواجهه مثبت با آنها رو به رو شویم.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




Admin Logo
themebox Logo



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic