تبلیغات
فقه سیاسی - مطالب تیر 1398

تبدیل واجب کفایی به واجب حکومتی در ظرف نظام سیاسی

تاریخ:یکشنبه 9 تیر 1398-12:27 ق.ظ

در کرسی علمی بررسی شد؛

تبدیل واجب کفایی به واجب حکومتی در ظرف نظام سیاسی

وسائل ـ حجت الاسلام ایزدهی گفت: تحقّق غرض شارع در اموری که سابقاً به واسطه واجب کفایی و به صورت 
مستقیم از جانب مکلفان، انجام می­‌شد، مستدعی بازخوانی واجب کفایی در عصر حاضر و اقتضائات جوامع پیچیده
 و تحقّق نظام سیاسی مطلوب شیعی و رویکرد فقه حکومتی است.
به گزارش خبرنگار وسائل، کرسی علمی ـ ترویجی «تبدیل واجب کفایی به واجب حکومتی در ظرف 
نظام سیاسی» توسط گروه سیاست پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه 
اسلامی،  چهارشنبه 5 تیرماه 98 در سالن فرهنگ دفتر قم
 برگزار شد.


تبدیل واجب کفایی به واجب حکومتی در ظرف نظام سیاسی


در این کرسی علمی حجت‌الاسلام دکتر سیدسجاد ایزدهی رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه 

به عنوان ارائه‌دهنده بحث، گونه‌های متفاوتی از وجوب در فقه شیعه را ارائه کرده و گفت:‌ از گونه‌های 

مختلف وجوب در فقه شیعه می‌توان به واجب مطلق و مشروط،‌ واجب تعیینی و واجب تخییری،‌ واجب موسع 

و واجب مضیّق،‌ واجب معلق و واجب منجّز،‌ واجب نفسی و واجب غیری، واجب شرعی و واجب عقلی،‌ و 

واجب عینی 

و واجب کفایی اشاره کرد.

وی افزود: درحالی­که رویکرد فردی، اجتماعی یا حکومتی، تفاوتی در تحقّق این واجبات، ایجاد نمی‌کند 

و در هر دو صورت در رویکرد این واجبات، فرقی ایجاد نمی ­شود؛ لکن به نظر می ­رسد با توجّه به این­که 

ماهیّت واجب کفایی (به معنای تحقّق واجب، به واسطه من به الکفایه از کسانی که قادر به تحقّق غرض 

شارع و امتثال واجب در جامعه هستند) در هر زمان و شرایطی، تغییر نمی­کند، لکن می­توان به دو گونه 

رویکرد متفاوت از واجب کفایی در ظرف جوامع پیچیده کنونی و جوامع ساده پیشین، بلکه در ظرف رویکرد 

فردی و رویکرد حکومتی، اشاره کرد.

عضو هیات علمی گروه سیاست پژوهشگاه همچنین ادامه داد: بدین صورت که برخلاف واجب کفایی 

در رویکرد فردی و در ظرف جوامع ساده پیشین که خطابِ وجوب، به افراد تعلّق گرفته و «من به الکفایه» 

از مردم با انجام واجب، غرض شارع از تکلیف را محقّق می‌­کنند، در رویکرد حکومتی و در ظرف جوامع 

پیچیده کنونی، تعلّق خطاب به توده مردم بر اساس رویکرد سنّتی، به چالش­‌هایی در تحقّق واجب در 

جامعه منجر شده یا تعلق تکلیف به توده مردم، به حرج انجامیده و در حلّ معضلات و مشکلات جامعه، غیر 

کارآمد خواهد بود.

وی در ادامه افزود: از این روی، تحقّق غرض شارع در اموری که سابقاً به واسطه واجب کفایی و به 

صورت مستقیم از جانب مکلفان، انجام می­‌شد، مستدعی بازخوانی واجب کفایی در عصر حاضر و 

اقتضائات جوامع پیچیده و تحقّق نظام سیاسی مطلوب شیعی و رویکرد فقه حکومتی است. بدیهی است

 بازخوانی واجب کفایی در عصر حاضر،‌ مستلزم طرح مباحثی مقدماتی است که از آن میان می‌توان به 

امکان تعلّق خطاب به جامعه (به مثابه شخصیّت حقوقی)، شناخت مبانی،‌ ماهیّت و الزامات واجب 

کفایی، شناخت نظام سیاسی و الزامات آن در احکام شرع و امکان تبدیل واجب کفایی به واجب 

حکومتی،‌ تمایز واجباتی چون واجب فردی و حکومتی، موانع عدم امکان تحقق واجب کفایی در ظرف

 نظام سیاسی و رویکرد واجب کفایی، و راهکارهای تحقق واجب کفایی به واجب عینی حکومتی،‌ اشاره کرد.

حجت الاسلام ایزدهی به تشریح واجب کفائی پرداخت و گفت: واجبات کفایی در تعریف سنّتی، به

 قسمی از واجبات دینی اطلاق می‌­شود که به مصالح عمومی جامعه مرتبط بوده و هدف شارع تحقّق 

آن عمل در خارج است و برخلاف واجبات عینی که در آن، امتثال عمل از سوی فرد خاص، دارای اهمیّت

 بوده و شخص مکلف مخاطب دستور الهی است، فرقی ندارد چه کسی آن را امتثال می­کند. بلکه همه 

مکلفان، به طور مساوی مخاطب آن واجب کفایی بوده و با تحقّق آن از سوی برخی، ثواب عمل به آن­ها 

رسیده و وجوب از بقیه برداشته می‌شود اما اگر هیچ کس از مکلفان، مبادرت به امتثال تکلیف واجب 

کفایی نکند، همه مکلفان بدین خاطر، گناهکار شناخته خواهند شد.

رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی در ادامه گفت: از نظام سیاسی، تعاریف مختلفی ارائه شده 

است که برخی از آن‌ها از نظر می‌گذرد؛

1- هر الگوی پایدار روابط انسانی که مبتنی بر قانون و قدرت مجاز باشد.

2-‌‌ مجموعه‌ای از کنش­های متقابل که از طریق آن‌ها ارزش‌ها، خدمات و کالاها بر حسب قدرت معتبر،

 تصمیمات مسئولین قانونگذاری، اجرایی و قضایی جامعه است.

3‌- نظامی که اوامر و دستوراتش به طور مستمر در یک محدوده جغرافیایی مشخص، به علت کاربرد قدرت

 از ناحیه کارگزاران و مجریان آن و یا به سبب ترسی که از احتمال به کار بردن چنین قدرتی موجود است، 

اجرا و اطاعت شود.

4‌- کنش‌های متقابلی که به نحوی با کاربرد یا تهدید به کاربرد قدرت مشروع سر و کار دارند.

5‌- مجموعه اسلوب­‌ها و شیوه‌های اجرای دیکتاتوری طبقه حاکمه در شرایط مشخص تاریخی.

6‌- ساختاری است فراگیر و پیچیده که موجودیت جامعه را به مثابه یک ارگانیسم واحد که به وسیله 

یک قدرت سیاسی مرکزی اداره می‌شود، حفظ می‌کند. نظام سیاسی از دیگر نظام‌های اجتماعی در 

درجه اول به خاطر سرکردگی آن متمایز می‌شود، در مفهوم محدود، معمولاً دولت بیان و نمود رسمی 

تمام جامعه است. مفهوم دولت همچنین به عنوان مترادف نظام سیاسی به کار می‌رود.»

حجت الاسلام ایزدهی با بیان اینکه آنچه در این تحقیق، به مثابه نظام سیاسی، اراده شده در حقیقت، 

تعریف آخر است که از نظام سیاسی، به مثابه حاکمیّت سیاسی و دولت (به معنای عام و نه قوه مجریه)

 تعبیر کرده است، همچنین ادامه داد: گرچه ممکن است به نظر آید مراد از واجب حکومتی، (در برابر واجب 

شرعی) واجبی است که از جانب حکومت (و نه شارع)، جعل شده و به مثابه قانون به شهروندان، 

ابلاغ می­شود، و مردم از حیث شهروندی­شان برای جامعه باید آن را امتثال نمایند، لکن مراد از واجبات 

حکومتی، امور اجتماعی الزامی است که از سوی حاکم اسلامی و در راستای تحقّق غایات شارع، به 

شهروندان جامعه اسلامی، تکلیف می­‌شود.

بر این اساس باید گفت: آن چه واجب کفایی مطابق رویکرد مورد اشاره در این نظریه را ذیل واجب 

حکومتی قرار می دهد، آن است که اولاً خطاب که اولاً و بالذات به جامعه، تعلّق می گیرد، ثانیاً و 

بالعرض به مدیران جامعه (حاکمان) تعلّق می­‌گیرد. ثانیاً مدیریّت امتثال تکالیف به واسطه حکومت 

(حاکمیّت سیاسی) صورت می پذیرد. به گونه‌­ای که تکلیف به صورت مطلوب از جانب شهروندان، امتثال شود.

ثالثاً امتثال واجب، در قالب ایجاد نهادهایی مستند به حکومت (ولو در قالب جعل قوانین و سیاست گذاری­‌ها) 

صورت می‌­پذیرد.

رابعاً با عنایت به این­که ایجاد نهاد و سازمان جهت تحقّق غایات شارع، برعهده مدیر و کارگزار ارشد جامعه

 (حاکم) است لذا در صورت عدم انجام این وظیفه، وی توبیخ و عقوبت می‌شود.

خامساً حاکم (حاکمیّت)، بر اساس این واجب و در قالب قانون، بر بخشی از جامعه، الزام ایجاد می­‌کند، 

حقوق بخشی از کارگزاران نهادهای تأسیس کرده را پرداخت می­‌کند. یا سازکار بقای آن نهادها از حیث مالی 

یا حقوقی را تعیین می‌­کند.

حجت الاسلام سیدسجاد ایزدهی گفت: عمده کتب فقه و اصول که به بحث واجب کفایی، عنایت ورزیده و 

مباحثی چون تعریف و متعلّق واجب کفایی را مورد بررسی قرار داده‌اند، را می‌توان به مثابه پیشینه تاریخی 

این نظریه برشمرد، ضمن این که با وجود همه مباحثی که در خصوص واجب کفایی ارائه شده است، اما 

عملاً مباحثی با محتوای ماهیّت و رویکرد واجب کفایی در نظام سیاسی، مورد بحث و اهتمام واقع نشده است.

وی در بخش پایانی سخنان خود به عنوان نتیجه گیری گفت: واجبات کفایی به مثابه بخشی از واجبات 

دینی و مرتبط با مصالح عمومی جامعه، به غرض تحقّق هدف شارع در جامعه، تشریع شده است. درحالی­که 

تحقّق این واجبات در جوامع بسیطه یا زمان قبض ید فقیه، به توده مکلفین، ارجاع شده و «من به الکفایه» از 

مومنان، می‌­بایست اقدام به امتثال تکلیف و تحقّق واجب در خارج نمایند، در جوامع پیچیده و بسط ید 

فقیه، این واجبات، جز در سایه مدیریّت نظام­واره، منسجم، روزآمد و کارآمد جامعه، محقّق نمی­‌شود، و 

واگذاری آن به توده ملکفان، غایت شارع را به خوبی تأمین نمی­کند. این نظریه بر این باور است که خطاب 

در واجبات کفایی، به جامعه (به مثابه شخصیّت حقوقی)، تعلّق گرفته و مدیر ارشد جامعه، (به مثابه علت 

فاعلی جامعه) که خطاب به جامعه، به وی مستند می ­شود، مدیریّت امتثال تکلیف از سوی شهروندان را 

عهده‌­دار شده و با تعیین من به الکفایه از شهروندان و تأسیس نهادهای متناسب با نوع اهداف شارع، 

تحقّق اهداف شارع در جامعه را تضمین می­‌کند./502/241/ح

 

تهیه و تنظیم: کاظم محدثی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

انقلابی‌گری شهید بهشتی قبل و بعد از پیروزی انقلاب توأم با عقلانیت بود

تاریخ:یکشنبه 9 تیر 1398-12:25 ق.ظ

حجت‌الاسلام ایزدهی:
گروه اندیشه ــ رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ضمن اشاره به ابعاد شخصیتی شهید بهشتی بیان کرد: ایشان شخصیت انقلابی بودند که قبل از پس از انقلاب همواره عقلانیت را در دستور کار قرار می‌دادند.

به گزارش ایکنا؛ حجت‌الاسلام والمسلمین سیدسجاد ایزدهی، رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به بررسی اندیشه‌های شهید بهشتی پرداخت و با اشاره به مهم‌ترین ویژگی‌های شخصیتی وی بیان کرد: وقتی می‌خواهیم اندیشه را تحلیل کنیم و قصد داریم که شاخصه‌ها و گستره‌ها را جمع کرده و یک برایندی از آن‌ها ارائه کنیم می‌توانیم با استفاده از آن برایند شخصیت یک نفر را مورد بررسی قرار دهیم و با توجه به این مسئله و با توجه به ویژگی‌های اندیشه‌ای شهید بهشتی، می‌توان رویکرد انقلابی‌گری را به ایشان نسبت داد که به عنوان یک کارگزار ارشد انقلاب اسلامی مطرح بوده است.

شخصیت شهید بهشتی از منظر انقلابی‌گری

وی در ادامه افزود: این رویکرد انقلابی در عرصه مبنا، بنا، رفتار‌ها و بینش‌ها هر کدام نمود‌های خاص خود را دارد و مانند روحی در یک کالبد است که اگر این روح را که عبارت از انقلابی‌گری است از این کالبد برداریم، در واقع اینطور می‌شود که اجزاء وجود دارند، اما در این جسم، حیات شکل نمی‌گیرد؛ لذا باید از منظر انقلابی‌گری، شخصیت شهید بهشتی را مورد بررسی قرار دهیم.

رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی بیان کرد: قبل از اینکه بگویم شهید بهشتی از نظر انقلابی‌گری چه رویکردی داشته، باید مفهومی از انقلابی‌گری را توضیح دهم و بعد ببینیم مفاهیمی که امروزه در مورد انقلابی‌گری وجود دارد، آیا با اندیشه‌های شهید بهشتی منطبق بوده است و اگر منطبق بوده ایشان چه رویکردی نسبت به این مفهوم داشته است.

وی تصریح کرد: در مورد انقلابی‌گری، یک رویکرد عامیانه وجود دارد که البته به معنای انقلاب اسلامی نیست، بلکه انقلاب به معنای تحول، تغییر و به تعبیر دیگر، روزآمد بودن و فرزند زمانه خویش بودن و به روزمرگی دچار نشدن است. با این رویکرد شهید بهشتی یک انقلابیِ پس از انقلاب نیست بلکه در زندگی شخصی خود هم انقلابی است.

ایزدهی در ادامه بیان کرد: زمانی که ایشان جوان بود، در تهران مدرسه‌ای داشت که در فضای موجود آن زمان، دانش‌آموزان در فضای دینی تربیت شوند و با این کار، فضای معنویت را ایجاد می‌کرد که نتیجه این تربیت در جامعه منعکس شود؛ لذا همیشه تحول‌خواه بود و زمانی که به آمد، در این شهر فضای موجود وضعیت مشخصی داشت، اما وی مدرسه‌ای ایجاد کرد که رویکرد خاصی را دنبال می‌کرد و به علوم رایج و متناسب با پاسخگویی به شرایط زمانه توجه داشت. همچنین به هامبورگ رفت و در هر صورت از کوچکترین مرحله زندگی که شروع می‌شود به مدرسه‌سازی می‌پردازد تا جریانی ایجاد کند و در ادامه نیز به پس از انقلاب اسلامی می‌رسیم که ایشان برای جمهوری اسلامی ساختاری می‌نویسد، یعنی از پایین‌ترین سطح تا بالاترین سطح این روزآمدی، تحول‌خواهی و قانع نبودن به وضعیت موجود در ایشان جلوه‌گر است و به همین دلیل از ایشان یک شخصیت خستگی‌ناپذیر می‌سازد. اگر بخواهیم انقلابی گری را به این معنا بدانیم، ایشان در زمان قبل و بعد از انقلاب اسلامی یک انقلابی است.

رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با اشاره به رویکرد دیگری که در انقلابی‌گری مطرح است تصریح کرد: یک رویکرد دیگری از انقلابی‌گری وجود دارد و آن عبارت از چیزی است که بر سر زبان‌های مردم رایج است. یعنی کسانی که رفتار افراطی داشته باشند و از عقلانیت متناسب نیز برخوردار نباشند؛ بنابراین قبل از انقلاب، به کسانی انقلابی می‌گفتند که در مواجهه با طاغوت زمان، رفتار‌هایی داشتند که در قالب شکستن شیشه‌ها و دادن شعار و ... نمود پیدا می‌کرد.

مرحله گذار از انقلاب

وی در ادامه افزود: اما نکته این است که آیا داشتن این رویکرد تخریبی و تند جزء ذاتی معنای انقلابی بودن است یا در مرحله گذار از زمان از بین بردن طاغوت تا زمان تاسیس حکومت اسلامی تغییر می‌کند؟ یعنی اقتضای انقلابی بودن و رفتار انقلابی در زمانه خود، این است، اما آیا پس از تثبیت انقلاب نیز همان رفتار انقلابی که قبل از پیروزی وجود داشت باید باشد؟ پاسخ منفی است. انقلابی‌گری به معنای عقلانیت متناسب با براندازی نظام طاغوت آن رفتار را اقتضا می‌کند و عقلانیت متناسب با اداره و پیشبرد نظام و کارآمدی آن، حکایت دیگری دارد و در این مرحله رفتار‌ها مانند رفتار‌های قبل از انقلاب نیست.

رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی بیان کرد: در اینجا و پس از انقلاب، هنجار به ساختار تبدیل می‌شود و اصل انقلابی‌گری مقتضی نوعی آرامش و ساختارسازی است، اما سنخ مبارزه با طاغوت یک هیجانی می‌طلبد که در مرحله تاسیس و استمرار، این هیجان لازم نیست، بلکه آرامشی برای یک تشکیل یک ساختار لازم است.

عقلانیت در قالب قانون اساسی

وی در ادامه افزود: خراب کردن یک ساختمان همیشه همراه با آلودگی و ایجاد سر و صدا و ... است، اما در مرحله تاسیس، کار مبتنی بر یک نقشه راه و منطق پیشینی است که آرامش را در بردارد؛ لذا در این فضا باید از شهید بهشتی به عنوان یک انقلابی یاد کرد، با این توضیح که قبل از انقلاب هم رویکرد ایشان با رویکردی که جریان‌هایی مانند مجاهدین خلق داشتند متفاوت بود، همچنین رویکرد ایشان با کسانی که رویکرد نظامی‌گری داشتند هم تفاوت داشت. شهید بهشتی، قبل از انقلاب نیز حاضر نبود که نظام اجتماعی را به‌هم بریزد، لذا وقتی سوار ماشین می‌شود و در نیمه‌های شب این ماشین به چراغ قرمز می‌رسد، می‌گوید که باید بایستید، در حالی که با رژیم شاه مخالف بود، اما معتقد بود که رعایت این قوانین در راستای حفظ نظم اجتماعی است، بنابراین برخورد‌های قبل از پیروزی انقلاب اسلامی او نیز با عقلانیت همراه بود. این عقلانیت در زمان تاسیس نظام، رویکرد اندیشه‌ای به‌خود می‌گیرد و در قالب قانون اساسی در می‌آید و در قالب ایجاد ساختار‌های نظام هم ساختاری می‌شود.

رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی بیان کرد: باید به این نکته هم توجه داشت که در همه انقلاب‌ها افراد انقلابی داریم، اما بحث روی انقلابیِ طراز انقلاب اسلامی متفاوت است. وقتی می‌گوییم انقلاب اسلامی، ویژگی‌هایی دارد که اگر کارگزار و یا شهروند نظام متصف به این ویژگی‌ها باشد، انقلابی است؛ لذا در طراز انقلاب اسلامی باید معلوم شود انقلابیِ طراز کیست که به عنوان مطالعه موردی و نمونه‌ای شهید بهشتی مطرح کرده‌ایم.

وی در ادامه افزود: اگر انقلاب اسلامی را بر اساس مولفه‌هایی مانند مردم‌سالاری دینی، ولایت، قیام مستضعفین علیه مستکبران، عدالت‌محوری و مسائلی از این قبیل معنا کنیم و خداوند را در معادلات سیاسی و اجتماعی داخل کنیم و از ماده‌گرایی و سکولاریسم بگذریم، با یک پدیده‌ای مانند شهید بهشتی مواجه می‌شویم که این خصوصیات را دارد. یعنی از یک طرف، وقتی وارد بحث اندیشه می‌شود مباحث ایشان برآمده از ترکیبی از مبانی دینی به علاوه تطبیقش بر علوم رایج موجود است، یعنی علم اسلامی روزآمد، متناسب با اداره جامعه است و اینطور نیست که صرفا متناسب با تدریس در حوزه یا دانشگاه باشد. اگر ولایت فقیه را نماد عمده انقلاب می‌دانیم، می‌بینم که شهید بهشتی کاملا پایبند این مسئله است. وقتی در مشکلات و گیر‌های اوایل انقلاب، به ایشان تهمت‌هایی می‌زدند، طبیعتی است که در این مواقع حق هر انسانی است که از خود باید دفاع کند و حداقل به شفاف‌سازی بپردازد، اما بهشتی در این فضا سکوت می‌کند و می‌گوید امام گفته که به این مسائل پاسخ ندهم و سکوت کنم؛ بنابراین ولایت‌پذیری در بهشتی، نه به مثابه شعار، بلکه به مثابه عمل تجلی دارد که در سخت‌ترین مواقع که هر انسانی دوست دارد نسبت به مسائلی که برایش ایجاد می‌شود جواب دهد، می‌گوید، چون امام من را از پاسخ دادن منع کرده سکوت می‌کنم.

مردم‌سالاری و شهید بهشتی

ایزدهی بیان کرد: نکته دیگری که در بحث مدیریت انقلابی شهید بهشتی مطرح است اینکه، یکی از ویژگی‌های عمده انقلاب اسلامی، مردم‌سالاری دینی است. یعنی ما دموکراسی به معنای خودبنیاد بودنِ مبانیِ انسانی نداریم و از یک طرف، دین‌محوریِ غیرمبتنیِ بر مردم نیز نداریم. یعنی به تعبیر رهبری، در مردم‌سالاری دینی ما، اینطور نیست که مردم‌سالاری و دین‌سالاری دو چیز باشند که دین را از اسلام و مردم‌سالاری را از غرب بگیریم، خیر این‌ها دو روی یک سکه‌اند، یعنی مردم‌سالاری ما نیز بر دین ما مبتنی است و شهید بهشتی به شدت اینطور بود و در ورطه دموکراسی غرب نیفتاد همچنان که در ورطه دین‌محوری فارغ از مردم هم نیفتاد؛ لذا نماد قانون اساسی ما، جمهوری اسلامی می‌شود، یعنی جمهوریت و اسلامیت به مثابه دو روی یک سکه می‌شوند.

وی در ادامه افزود: شهید بهشتی یک مجتهد است و کتبی در مورد اندیشه اسلامی دارد که سر جای خود است و از طرف دیگر، مردم‌سالار بودن نظام نیز این اقتضا را دارد که به مردم پاسخگو باشد و این نظام باید در قبال انتقادات گوش شنوا داشته باشد و حق رای را به رسمیت بشناسند که در این زمینه نیز با کسی مانند شهید بهشتی مواجه می‌شویم که با اینکه حاکم است و مسئولیت دارد، اما رویکرد او این است که با مردم و در میان مردن باشد.

رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی بیان کرد: انقلاب اسلامی از جانب مستضعفان علیه مستکبران است و نمی‌شود که کارگزار ارشد نظام انقلابی باشد، اما ساده‌زیست نباشد. البته این نکته را نیز باید بگویم که کارگزاران انقلاب‌ها معمولا فراز و فرود دارند و خوبی انقلاب اسلامی نیز این است که در مقام پالایش است و مردم نیز از مسئولان ساده‌زیستی را توقع دارند و اگر مسئولی بخواهد باقی بماند باید بر اساس هنجار‌های انقلاب و ارزش‌های مبتنی بر باور‌های مردم کار کند.

یادآور می‌شود، این صحبت‌ها در برنامه تلویزیونی بصیر که شب گذشته از شبکه چهارم سیما با محوریت اندیشه‌های شهید بهشتی روی آنتن رفت بیان شده است.

انتهای پیام




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آیت الله بهشتی؛ مدیری که در اندیشه و عملکرد انقلابی بود

تاریخ:دوشنبه 3 تیر 1398-01:07 ب.ظ

رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی: 
آیت الله بهشتی؛ مدیری که در اندیشه و عملکرد انقلابی بود
حجت الاسلام ایزدهی با اشاره به ابعاد شخصیتی و روحیات آیت الله شهید بهشتی گفت: او مدیری بود که در اندیشه و عملکرد خود خصیصه انقلابی داشت.

خبرگزاری شبستان، گروه اندیشه: دومین قسمت از برنامه تلویزیونی «مصیر» یکشنبه شب با موضوع مولفه‌های مدیریت انقلابی از شبکه چهار سیما پخش شد. این برنامه که مناسبت هفته قوه قضاییه هر شب ساعت ۲۳ روی آنتن می رود در موضوعات مختلف به بررسی آرا و اندیشه مختلف شهید بهشتی می‌پردازد.

 

بر پایه این گزارش، در ابتدای برنامه شب گذشته کلیپی از مباحثه دانشجویان در خصوص مولفه‌های یک مدیر انقلابی پخش شد. در ادامه حجت الاسلام «سید سجاد ایزدهی» مهمان برنامه طی سخنانی مجموعه رفتارها و کنش‌های شهید بهشتی را عامل انقلابی نام گرفتن و برجستگی شخصیت ایشان قلمداد کرد.

 

عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ادامه داد: رویکرد انقلابی آیت الله بهشتی را هم در مبنا و اندیشه و هم در عملکرد به عنوان یک کارگزار نظام اسلامی شاخص و ممتاز تلقی کرد.


وی مفهوم واژه انقلابی‌گری را تحول خواه بودن و عدم مبتلا شدن به روزمرگی عنوان کرد و افزود: این خصیصه در همه عصرهای زندگی شهید بهشتی قابل رویت است و دکتر بهشتی یک فرد انقلابی بعد از انقلاب نیست و از نوجوانی این روحیه انقلابی‌گری در ایشان تبلور داشته است.


این پژوهشگر، شهید بهشتی را یک فرد انقلابی در تراز انقلاب اسلامی تعریف کرد و ادامه داد: ما اگر ارزش‌های انقلاب اسلامی را مواردی چون مردم سالاری، ولایت فقیه، قیام مستضعفین علیه مستکبرین، عدالتخواهی و ... بشماریم، شهید بهشتی در توجه به این ارزش‌ها و تلاش برای حاکم کردن و تثبیت کردن این فاکتورها پیشتاز بود. شهید بهشتی همواره بر مردم سالاری و دین‌سالاری در کشور توامان باهم تاکید داشت و هیچگاه این دو مقوله را جدای از هم لحاظ نمی کرد. 


رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی در ادامه اشاره‌ای به وضعیت زندگی شهید بهشتی قبل و بعد انقلاب اشاره کرد و یادآور شد : آیت‌الله بهشتی قبل از انقلاب که یک شهروند عادی به شمار می آمد، در وضعیت مناسبی از رفاه بود ولی بعد از انقلاب که از کارگزاران نظام اسلامی شد، وضعیت زندگیشان از بُعد رفاهی و مادی تنزل بسیاری پیدا کرد. 


حجت الاسلام ایزدهی با‌ اشاره به مظلومیت شهید بهشتی در اوج اقتدار ایشان، این مظلومیت را نمونه کوچک شده مظلومیت امام علی(ع) تلقی کردند و یادآور شد که هر دو برای حفظ اسلام در مقابل ظلم های شخصی سکوت کردند. 


وی با اشاره به نحوه مدیریت شهید بهشتی افزود: دکتر بهشتی در عین اینکه در مدیریت شان اقتدار داشتند ولی هیچگاه استبداد در ایشان دیده نشد و مدیریت شان همواره با مشورت همراه بود. 


در بخش‌های دیگری از «مصیر» کلیپی از سخنان شهید بهشتی درخصوص آزادی مردم در انتقاد نسبت مسئولین نظام پخش و در آیتم دیگر گفتگویی با نزدیکان شهید پخش شد.


گفتنی است این برنامه با تهیه کنندگی سید یاسر صانعی و با اجرای دکتر عطاءالله بیگدلی در هفته قوه قضائیه از شنبه یکم تیرماه الی جمعه هفتم تیر هرشب ساعت 23 از شبکه چهار پخش می شود.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

برگزاری کرسی ترویجی تبدیل واجب کفایی به واجب حکومتی

تاریخ:یکشنبه 2 تیر 1398-06:54 ب.ظ

«تبدیل واجب کفایی به واجب حکومتی در ظرف نظام سیاسی» با ارائه حجت‌الاسلام سید سجاد ایزدهی در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار خواهد شد.

به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری آنا از روابط عمومی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، کرسی علمی - ترویجی «تبدیل واجب کفایی به واجب حکومتی در ظرف نظام سیاسی» توسط گروه سیاست پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه و با حضور اساتید و صاحب‌نظران این حوزه در قم برگزار می‌شود.

در این کرسی علمی حجت‌الاسلام سید سجاد ایزدهی به عنوان ارائه‌دهنده، محمود حکمت‌نیا و حجت‌الاسلام خالد غفوری به عنوان ناقد حضور خواهند داشت. دبیر علمی این کرسی، حجت‌الاسلام محمد ملک‌زاده است.

کرسی علمی ـ ترویجی «تبدیل واجب کفایی به واجب حکومتی در ظرف نظام سیاسی»، پنجم تیرماه جاری از ساعت ۹ تا ۱۱ صبح با حضور اساتید حوزه و دانشگاه، دانشجویان و دانش‌پژوهان در سالن فرهنگ پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی دفتر قم به نشانی: بلوار ۱۵ خرداد، کوی شهید میثمی برگزار خواهد شد. حضور علاقه‌مندان در این کرسی بلامانع است.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آشنایی با مولفه‌های مدیریت انقلابی در «مصیر»

تاریخ:یکشنبه 2 تیر 1398-06:53 ب.ظ

آشنایی با مولفه‌های مدیریت انقلابی در «مصیر»

دومین قسمت از ویژه برنامه مناسبتی «مصیر» امشب یکشنبه دوم تیر، با موضوع مولفه‌های مدیریت انقلابی پخش می‌شود.

به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، ویژه برنامه «مصیر» که به بررسی ابعاد فکری کمتر شناخته شده شهید بهشتی می‌پردازد در ایام سالگرد شهادت ایشان در هفته قوه قضائیه هرشب ساعت ۲۳،  تقدیم مخاطبان شبکه چهار سیما می‌شود. 
«مصیر» در مدت زمان پخش یک ساعت در اولین قسمت خود به بررسی ابعاد نگاه تشکیلاتی شهید بهشتی پرداخت و به گفت‎وگو با دکتر عرب اسدی و پخش کلیپ‌هایی از سخنان شهید بهشتی و همراهان ایشان ادامه پیدا کرد. «مصیر» در دومین قسمت خود سعی دارد به بررسی مولفه‌های مدیریت انقلابی با تمرکز بر آسیب‎شناسی عملکرد فعلی مسئولان و ارائه الگوی عینی از شیوه‌های مدیریت انقلابی باحضور حجت‎الاسلام‎والمسلمین دکتر سجاد ایزدهی رئیس پژوهشکده نظام های اسلامی‌بپردازد. در قسمت اول برنامه «مصیر» که با محور تشکیلات پخش شد حسین عرب اسدی میهمان این برنامه بود که به تشریح نگاه شهید بهشتی درخصوص تشکیلات پرداخت.
گروه اجتماعی شبکه 4 سیما به‎مناسبت سالروز شهادت دکتر آیت‎الله بهشتی برنامه تولیدی «مصیر» را با برررسی ابعاد فکری کمتر شناخته شده این شهید بزرگوار به روی آنتن می‌برد.«مصیر» در فصل اول به مناسبت بزرگداشت استاد شهید مطهری در اردیبهشت ماه پخش شد. این برنامه به تهیه‎کنندگی سید یاسر صانعی و با اجرای دکتر عطاءالله بیگدلی در هفته قوه قضائیه از شنبه یکم تیرماه تا جمعه هفتم تیر، هرشب ساعت 23 از شبکه چهار پخش می‌شود.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

جوان شدن نظام مدیریتی نیازمند ساختارسازی برای گردش نخبگان است/ مؤلفه‌های مدیر جوان در تراز گام دوم انقلاب

تاریخ:شنبه 1 تیر 1398-10:19 ب.ظ

حجت‌الاسلام ایزدهی:
گروه سیاسی ــ رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان اینکه گردش نخبگان به معنی «روزآمدسازی نخبگانی کارگزاران» است، گفت: مهم آن است که گردش قدرت به ساختار تبدیل شود که در این ساختار، معیارها و ملاک جایگزینی افراد و گردش قدرت اهمیت دارد و باید به نحوی در سیاست‌ها اعمال شود تا افراد شایسته‌ای که خیلی جوان نیستند بتوانند وارد عرصه مدیریتی شوند.

حجت‌الاسلام والمسلمین سیدسجاد ایزدهی، رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در گفت‌وگو با خبرنگار ایکنا درباره رکود حاکم بر جریانات و احزاب سیاسی کشور و فقدان سازوکار مشخص برای تربیت مدیران جوان متناسب با اقتضائات چهل ساله دوم انقلاب و جایگزین شدن آنها با نیروهای باتجربه گفت: ابتدا باید پاسخ داد که اصل جوان‌گرایی چقدر ضرورت دارد. جوان‌گرایی را نمی‌توان به گونه‌ای مطرح کرد که تجربه را کنار گذاشت و از طرفی وقتی سن افراد بالا می‌رود، بانشاط، ریسک‌پدذیر و خلاق می‌شوند و محافظه‌کار می‌شوند و تا حد زیادی رویکرد تحول‌گرایی آنها کاهش می‌یابد. هر نظام سیاسی گرچه نیاز به تجربه دارد، اما وقتی کارگزار مدت زیادی در مقامی باقی ماند بعد از مدتی خلاقیت و نوآوری چندانی ندارد، در حالی که جمهوری اسلامی امروز و در آغاز گام دوم انقلاب نیاز به نوآوری و بازسازی دارد، به ویژه اینکه نسلی از جوانان دهه شصتی و هفتادی در کشور هستند که به آنها در اداره امور کشور نگاه حداقلی شده است.

اقدام رهبری در جوان‌گرایی نشانه تحقق آن است

وی افزود: در واقع باید سهم مشارکت سیاسی جوانان را لحاظ کرد و باید با توجه به سهم موجود آن‌ها، کارگزار تعریف کرد. انتظار این است که نسل دوم و سوم انقلاب در اداره کشور به اندازه سهمی که دارند تأثیرگذار باشند. از یک جهت نیز اداره کشور به شور و نشاط جوانی و خلاقیت‌ نسل جوان نیاز دارد. اگر کشور در صنعت هسته‌ای، موشکی، پزشکی، نانو و ... با جوانان به پیشرفت و بالندگی رسیده و طبیعی است که این نسل جوان خلاق باید به عرصه مدیریت و تدبیر نظام نیز وارد شوند تا علم آنها به عمل تبدیل شود.

ایزدهی اظهار کرد: بر همین مبنا رهبر معظم انقلاب در بیانیه گام دوم انقلاب بر جوانان بسیار تأکید کردند و از طرفی مدیریت بسیاری از مجموعه‌های مرتبط با نهاد رهبری را به جوانان سپردند. رهبری به مثابه راهبر نظام هم به جوان‌گرایی توصیه کردند و هم در محدوده خودشان به آن عمل کردند و این نشان می‌دهد این کار هم باید بشود و هم شدنی و عملیاتی است و در عرصه عمل هم تحولاتی با ورود نیروهای جوان در نماز جمعه، نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه‌ها و ... انجام گرفت.

رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی بیان کرد: البته ماهیت قدرت به گونه‌ای است که تقاضای ماندگاری دارد و صاحب‌منصبان به اقتضای قدرت و امکاناتی که به واسطه قدرت حاصل می‌کنند تمایل به ثبات دارند، اما در نظام‌های سیاسی راهکارهایی برای گردش قدرت و نخبگان دیده شده که به معنی «روزآمدسازی نخبگانی کارگزاران» است. به عبارتی اگر کارگزار و مسئولی در دهه ۶۰ توانایی و کارامدی از خود نشان داد به معنای آن نیست که در دهه ۹۰ هم از این توانمندی و کارآیی برخوردار باشد، بلکه ملاک روزآمدی در نخبگی و کارآمدی است که این امر هم با نیروی جوانی حاصل می‌شود که قدرت ریسک و تغییر دارد و این هم اقتضای ناگزیر عصر حاضر است.

احزاب کشور کارکردهای واقعی حزب را ندارند

وی با بیان اینکه نظام‌های سیاسی، ساختار احزاب را برای گردش نخبگان تعریف کرده‌اند، گفت: احزاب برای اینکه به قدرت برسند باید نیرو تربیت کنند و این نیرو در ساختار حزب تربیت و رشد کند تا از سطوح پایین حزب به مدارج بالای حزبی برسد و در نهایت بتواند در ساختار کارگزاران قرار بگیرد، اما در کشور ما احزابی که کارویژه‌های واقعی احزاب را داشته باشند در عمل وجود ندارند و اغلب جبهه‌های فراگیری هستند که در ایام انتخابات شکل می‌گیرند. لذا کادرسازی، تربیت نیروی خلاق و مدیر در مجموعه احزاب انجام نمی‌شود.

ایزدهی اظهار کرد: جمهوری اسلامی فارغ از احزاب این توانایی را داشته که در حد نخبگانی، نیروهای مورد نیاز خود را تربیت کند و در دانشگاه‌ها و بدنه علمی و نظام مدیریتی کشور نیروهای متعهدی وجود دارند که به انقلاب وفادارند و بهتر و بیشتر از نسل اول به مبانی انقلاب معتقدند و ایده‌های نوآورانه برای اجرا و همان دغدغه‌های امام(ره) و رهبری را دارند. اخیراً صحبتی از آقای مهاجرانی در یکی از شبکه‌های غربی مطرح شد که ادعا کرد نظام جمهوری اسلامی به دلیل اینکه نیروهای معتقد و خلاق را در سالیان اخیر تربیت کرده به مشکل مدیریتی دچار نخواهد شد، اما در کنار آن به اعتقاد من شرطش این است که این نیروها بتوانند جایگزین شوند و به عبارتی گردش نخبگان و چرخش قدرت اتفاق بیفتد.

ضرورت گذار از شعار به سیاست در موضوع گردش قدرت

وی یادآورشد: همچنان که در دهه اول انقلاب به جوانان فرصت دادیم و خلاقیت آنها جنگ و اقتصاد کشور را پیش برد و مشکلات امنیتی آن سال‌ها را حل کرد، باید به این نسل هم فرصت حضور در عرصه مدیریت بدهیم. مهم آن است که این گردش قدرت به ساختار تبدیل شود. وقتی قانون می‌گوید که بازنشستگان به کار گرفته نشوند و از سمت‌ها کنار بروند به این معناست که راه برای جوانان باز شود یا اینکه در فرایند مشخصی مسئولان، معاونان جوانی برای خود انتخاب کنند. این‌ها راهکارها و سیاست‌هایی است که برای گردش قدرت در نظر گرفته شده است که باید به درستی اجرا شود. متأسفانه این‌ها تبدیل به ساختار، برنامه و سیاست نشده و تا وقتی ایده به سیاست و برنامه تبدیل نشود، در حد شعار باقی می‌ماند.

رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی بیان کرد: رهبری در بیانیه گام دوم از جوان‌گرایی سخن گفتند و خودشان عمل کردند و از کارگزاران هم خواستند که این امر اتفاق بیفتد. در چند روز اخیر هم یکی از نامزدهای سابق ریاست جمهوری بیان کرد که امروز عصر جوانان است و آن‌ها باید وارد میدان شوند. البته وقتی از جوان صحبت می‌شود، فقط به لحاظ سنی نیست، بلکه منظور جوانی است که قدرت ریسک و نشاط جوانانه دارد و با استفاده از تجربه مسئولان قبلی به حدی از پختگی هم رسیده باشد.

وی با تأکید بر اینکه گردش قدرت رمز پویایی و پایایی نظام است، گفت: لذا لازم است با گذار از مرحله شعار تبدیل به سیاست و ساختار الزام‌آور شود. همان طور که در قوانین انتخابات آمده است که سن رأی‌دهندگان بالای ۱۸ سال باشد یا نمایندگان مجلس باید مدرک بالاتر از فوق لیسانس داشته باشد که یک نوع سیاست است و باید برای گردش قدرت هم چنین ساختار و ضوابطی تعریف کرد که مؤلفه‌‌های یک مدیر جوان مورد نیاز نظام را، که مسائلی مانند قدرت رهبری، تحول‌خواهی، ریسک‌پذیری و خلاقیت است، شامل شود.

ایزدهی ادامه داد: در واقع در ساختار و نظام جایگزینی مسئله معیارها و ملاک جایگزینی افراد و گردش قدرت اهمیت دارد و باید به نحوی در سیاست‌ها اعمال شود تا افراد شایسته‌ای که خیلی جوان نیستند بتوانند وارد عرصه مدیریتی شوند. متأسفانه ملاک‌های دقیق جایگزینی و گردش قدرت وجود ندارد و بیشتر براساس سلیقه و نظام ارتباط و آشنایی است که خروجی آن هم ممکن است این باشد که مسئول پیری برود و جوانی بیاید، اما این اتفاق به تحولی منجر نمی‌شود، چون براساس شایستگی نبوده است.

گفت‌وگو از مهدی مخبری




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




Admin Logo
themebox Logo