یادآوری شعائر الهی، ایام‌الله‌ را می‌سازد/ چرایی بزرگداشت روزهای سرنوشت‌ساز

تاریخ:دوشنبه 30 دی 1398-06:34 ب.ظ

عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی:
یادآوری شعائر الهی، ایام‌الله‌ را می‌سازد/ چرایی بزرگداشت روزهای سرنوشت‌ساز
حجت‌الاسلام ایزدهی با اشاره به مصادیق ایام‌الله در طول تاریخ، گفت: اساسا یادآوری شعائر الهی است که سبب می‌شود در شرایط به‌خصوص یوم‌الله‌ها شکل بگیرد.

حجت‌الاسلام «سید سجاد ایزدهی» در گفت وگو با خبرنگار گروه اندیشه خبرگزاری شبستان، با اشاره به تعابیر مقام معظم رهبری(مدظله العالی) در خطبه های نماز جمعه مورخ ۲۷ دی ماه، اظهار کرد: اینکه معظم له تعبیر ایام الله را در سخنان خود استفاده کردند، ابعاد مختلفی دارد، از جمله اینکه باید این ایام را یادآوری کرده و مورد تفکر قرار دهیم چراکه ایامی سرنوشت ساز بودند.

 

عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان اینکه در طول تاریخ انقلاب اسلامی روزهای متعددی از مصادیق ایام الله به شمار می آیند، افزود: برای مثال ۲۲بهمن که انقلاب اسلامی در ایران توانست از خاک سر بیرون آورد و نهالش به بار بنشیند و رویکرد حاکمیت الهی در جامعه خودنمایی کند، یا در فتح خرمشهر و زمان هایی که عمدتا چهره حکومت الهی خود را در جامعه نشان می دهد. این موارد از ایام الله هستند و باید از باب گرامیداشت شعائر دینی و مذهبی به آنها ارج نهاد.

 

وی در تبیین اهمیت و جایگاه این ادوار خاص در تاریخ گفت: برای مثال بازی میان تیم های ملی ایران و استرالیا یک نقطه عطف و نماد افتخار برای کشور بود، هنوز از آن روز یاد می شود. در عرف آن روز ثبت شده است، اساسا در بحث های عرفی یا گروه‌های ملی کشورها همین رویکرد وجود دارد.

 

حجت الاسلام ایزدهی ادامه داد: اما آنچه که در مقیاس دین نگاه متمایزی را نسبت به تعبیر ایام الله ایجاد می کند استناد به آموزه های دینی است، ایامی استناد به خدا دارد که به حکومت الهی و غلبه تفکر الهی و از بین رفتن دشمنان خداوند و کفار منتهی شده باشد. اینکه مقام معظم رهبری در بحث تشییع باشکوه سردار شهید سلیمانی از این عنوان استفاده کردند، یا جریان انتقام سخت و حمله موشکی به پایگاه عین الاسد و ... همگی نشان از روزهای تاریخ ساز دارد. سردار شهید حاج قاسم سلیمانی برای اسلام جنگید و بعد از شهادتش مردم برای یک سرباز الهی به میدان آمدند.

 

وی در ادامه تاکید کرد: این روزها و ایام الله را نه از باب ماجرایی که اتفاق افتاده و تمام شده بلکه از باب تذکر و یادآوری باید مورد توجه قرار دهیم تا برای نسل آینده یادآور روزهایی باشد که منطق الهی بر طاغوت غلبه کرد. تشییع باشکوه سردار شهید حاج قاسم سلیمانی که به تعبیر رهبری، به مثابه یک مکتب و نماد و مستند به انقلاب اسلامی شکل گرفت، اقدامی خودجوش بود. 

 

این استاد حوزه ابراز کرد: ما ظرفی به نام انقلاب اسلامی داریم، در این ظرف است که افراد بزرگ می شوند و طبیعتا تذکر نسبت به رشادت ها و فداکاری ها سبب می شود تا وقایع ثبت و ماندگار باقی بمانند.

 

وی خاطرنشان کرد: در تاریخ اسلام برخی موارد را داریم که همواره در طول سال از آنها یاد می کنیم برای مثال جریان غدیر یا ماجرای کربلا و عزاداری ها که سبب شد این وقایع تاریخی تا ابد در اذهان باقی بماند. ماجرای امام حسین(ع) یک ماجرای تاریخی نیست بلکه رویکرد مکتبی است که باید تکرار شود. طبیعتا این یادآوریِ الگوها، نمادها و شعائر همچنان نسل به نسل منتقل می شود تا در یادها باقی بماند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

حمایت از مردم فلسطین، افق و امتداد فکری نظام اسلامی است

تاریخ:دوشنبه 30 دی 1398-06:32 ب.ظ

حمایت از مردم فلسطین، افق و امتداد فکری نظام اسلامی است

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه در گفتگوی اختصاصی با شبکه اجتهاد:

حمایت از مردم فلسطین، افق و امتداد فکری نظام اسلامی است

جمهوری اسلامی سیاست خارجی خود را تنظیم کرده که از همه مسلمانان بر اساس منطق جغرافیای سیاسی و جغرافیای عقیدتی دفاع کنیم؛ زیرا همه در ذیل دارالسلام قرار داریم و بر اساس منطق دفاع در قبال نظام سلطه‌گر، باید همه کشورهای سلطه‌پذیر اتفاق کنند که سلطه را از بین ببرند.

اختصاصی شبکه اجتهاد: مسئله فلسطین یکی از پیچیده‌ترین موضوعات تاریخ معاصر پس از جنگ جهانی دوم بوده و همواره یکی از کانون‌های مهم تحولات غرب آسیا بوده است. مسئله فلسطین همچنین موجب تشکیل بلوک‌بندی‌های این منطقه بوده است. قدرت‌های حمایتگر رژیم صهیونیستی و دستگاه‌های امنیتی و سیاسی این رژیم همواره تلاش نموده‌اند، قدس را از مرکز تحولات و توجهات دور سازند و آن را از تقابل«سلام- صهیونیسم» به جنگ «عرب-یهود» و نهایتاً به «فلسطینی-صهیونیستی» تبدیل سازند. لذا حمایت ما از مردم مظلوم فلسطین نه‌تنها یک حق مشروع در اسلام و حقوق بین‌الملل معاصر، بلکه یک وظیفه دینی، ملی و انسانی است. به مناسبت روز غزه، با حجت‌الاسلام‌ دکتر سید سجاد ایزدهی، عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به گفتگو نشستیم.

اجتهاد: دلیل فقهی لزوم حمایت از مردم فلسطین چیست؟

ایزدهی: سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران طبیعتاً تابعی از آموزه‌های فقهی و اسلامی است. در فقه اگر به این باور رسیدیم که ما باید در ساختار جهان اسلام حرکت کنیم طبیعتاً سیاست خارجی ما بر حمایت از سیاست جهان اسلام محقق می‌شود و اگر غیر از آن باشد رویکرد دیگری دارد. ما در فقه شیعه آموزه‌ای تحت عنوان جهان اسلام داریم که از قدیم خط‌مشی‌هایی که بر این اساس اتفاق افتاده است خط‌کشی کشورها به ملاک دارالسلام و دارالکفر یا دارالشرک است؛ یعنی عملاً بین کشورهای اسلامی اگرچه مرزهایی وجود دارد اما عمدتاً اعتباری است و باید در داخل جهان اسلام و اقتضائات آن بنا کرد. فارغ از این‌که ما اکنون مرز جغرافیایی سیاسی تحت عنوان جهان اسلام نداریم و عملاً مجموعه‌ای از کشورهای مستقل سیاسی با همدیگر در یک ائتلاف تقلیدی تحت عنوان سازمان کنفرانس اسلامی کاری را انجام می‌دهند اما قدر متیقن آن این است که ما در قبال دارالکفر، دارالاسلام را داریم؛ یعنی ما اگر از مقوله فکری و هنجاری تحت عنوان غریب یاد کنیم، در مقابل آن، دارالاسلام را داریم؛ یعنی مناطقی که مسلمانان در آن از غلبه جمعیتی برخوردارند و نفوذ احکام اسلامی در آن جاری است و باوری به اسلام دارند. یک منطقه جغرافیایی مشخصی در جهان اسلام وجود دارد و آموزه‌های ما می‌گوید که باید جهت‌دهی و تمایز رفتاری ما بر اساس دارالاسلام در برابر دارالکفر باشد. لذا اگر در داخل جهان اسلام دارالایمان داشته باشیم، این دارالایمان که کشورهای مذهب اسلام تلقی می‌شوند نمی‌تواند در تقابل با دارالاسلام قرار بگیرد و دارالسلام را مورد هدف قرار دهد. این مورد را در تاریخ اسلام بسیار مشاهده می‌کنیم که اهل‌بیت رفتار تعاملی مثبتی با اهل سنت دارند و اگر کسی پشت سر آن‌ها نماز بخواند، انگار پشت سر پیامبر نماز خوانده است. این آموزه‌های ما در تعامل با اهل سنت در جهان اسلام وجود دارد و طبیعتاً نمی‌توان از آن گذر کرد.

نکته دوم این‌که در جهانی زندگی می‌کنیم که به دو قطب سلطه‌گر و سلطه‌پذیر تقسیم می‌شوند؛ یعنی کشورهایی هستند که زیر نظام سلطه قرا می‌گیرند و کارشان استعمار و استکبار است. از طرفی دیگر کشورهای ضعیفی تحت سلطه آن کشورها قرار دارند و مقتضای نفی سبیل و استقلال آن اقتضا می‌کند همه کشورهای ضعیف در مقابل نظام سلطه یک ائتلاف و طبیعتاً برهمان اساس یک سیاست مشترک داشته باشند.

نکته سوم این است که ما عملاً از لحاظ عقیدتی وقتی از دارالاسلام یاد می‌کنیم یعنی آن مجموعه کشورهایی که بر اساس باور به دین با همه اختلافاتی که در آن وجود دارد اقرار می‌کنند و دین و آرمان و پیامبر مشترک دارند. نقطه مقابل هم نقطه مقابل دارالاسلام است. لذا در تاریخ اسلام اسمی برای این کشورهای اسلامی یاد نشده است لذا همان دارالاسلام نامیده می‌شوند. اگر در دارالاسلام این منطق سه‌گانه وجود داشته باشد طبیعتاً اقتضا می‌کند جبهه مشترکی نسبت به همه مسلمانان در قبال کفار داشته باشیم.

در بحث فلسطین می‌توان گفت یک‌جهت این منطقه اشغال‌شده و بخش اندکی از آن در اختیار صاحبان اصلی آن قرار داده شده است و در مقابل آن اسرائیل قرار دارد و آن‌ها عملاً از چند جهت در امتداد ان منطق قرار دارند؛ یعنی در جبهه سیاسی دارالکفر قرار دارند که به آن دارالحرب گفته می‌شود. از یک طرف دولت‌های سلطه‌گر قرار دارند که می‌خواهند کشورهای را بگیرند. لذا فلسطین و جنوب لبنان را گرفته‌اند و شعارشان هم از نیل تا فرات است. نکته سوم باورهای عقیدتی است که باور عقیدتی اسلام در مقابل باور صهیونیزم و یهود قرار دارد.

بر این اساس، جمهوری اسلامی سیاست خارجی خود را تنظیم کرده که ما از همه مسلمانان بر اساس منطق جغرافیای سیاسی و جغرافیای عقیدتی از همه مسلمانان دفاع می‌کنیم، زیرا همه در ذیل دارالسلام قرار داریم و بر اساس منطق دوم ما در قبال نظام سلطه‌گر، همه کشورهای سلطه‌پذیر اتفاق کنند که سلطه را از بین ببرند.

بر اساس این منطق ما نمی‌توانیم با کشوری چون اسرائیل همراهی داشته باشیم و نمی‌توانیم از مردم فلسطین حمایت نکنیم. این عامل نه‌تنها جزء آرمان‌های نظام جمهوری اسلامی است بلکه افق و امتداد فکری نظام اسلامی است.

نکته‌ای که لازم به ذکر است این است که در قبال این منطق، از اشخاصی چون گروه شیرازی یاد می‌شود که در سیاست خارجی برخلاف رویکرد وحدت در جهان اسلام رویکرد مقابله با اهل سنت را در نظر می‌گیرند؛ یعنی می‌گویند ما باید محوریت شیعه را در نظر بگیریم و با کفر علیه اهل سنت متحد شویم. نتیجه منطقی آن، مثل عربستان و گروه شیرازی‌ها می‌شود که با امریکا و اسرائیل علیه شیعه اتفاق کنند و مسلمانان دیگر مثل عراق و سوریه را تحت‌فشار قرار دهند. این منطق که ما وحدت را کنار بگذاریم و این‌که نمی‌توانیم اهداف اسلام را مقدم نداشته باشیم و فرقه‌ای را مقدم بداریم نتیجه‌اش این می‌شود که ما گروهی داریم به نام وهابیت که منطق آن‌ها تقابل با دارالاسلام است و در قبال آن همراهی کردن با نظام سلطه و کفر است. به همین خاطر از یک طرف وقتی با فلسطین همراهی می‌کنیم با لبنان هم همراهی می‌کنیم و منطق ما فرق نمی‌کند. منطق ما دارالاسلام است. ولو این‌که دارالایمان بر ما مقدم است اما وقتی در تقابل با دارالکفر و دارالحرب قرار دارد، طبیعتاً آن جا دارالسلام مقدم است و سیاست خارجی ما هم بر این اساس باید تنظیم شود. بدین خاطر سیاست خارجی ما همراهی حداکثری با مسلمانان آن هم مسلمانانی که در خط مقدم مقابله با دارالکفر و دارالحرب قرار دارند می‌باشد.

اجتهاد: با توجه به مرزبندی‌های جغرافیایی میان کشورهای اسلامی، مفهوم امت اسلامی اولاً اساساً قابل تصویر است؟ ثانیاً این تصویر، چه آثاری به لحاظ فقهی دارد؟

ایزدهی: با توجه به این‌که ادبیات فقهی، ما را به دارالسلام سوق می‌دهد و از دارالکفر متمایز می‌کند اما عملاً دولت ملت‌هایی که در دو قرن اخیر ایجاد شده‌اند، طبیعتاً این‌ها مرزهای داخلی جهان اسلام‌اند؛ یعنی عملاً جهان اسلام به‌مثابه گروه و جمعیتی است که غلبه جمعیتی با مسلمانان است و عقیده به آموزه‌های اسلام در آن‌ها وجود دارد و شرایع ما در جامعه اجرا می‌شود، لذا به آن دارالاسلام گفته می‌شود. با وجود اختلافاتی که در دارالاسلام وجود دارد اما عملاً با همه کشورها از آفریقا تا کشورهای آسیا بر اساس این منطق سه‌گانه حرکت کرده و وحدت نوعی به وجود آمده است. عملاً اتحاد مفهومی در جهان اسلام ما را به‌مثابه یک امت یاد می‌کند و این امت اگر هست طبیعتاً مرزهای موجود را باید کمرنگ کرد و به آن محوریت اصلی دارالاسلام را داد.

مسئله مهم این است که عملاً بین هست و باید فرق است. این‌که ما یک امت هستیم، اما عملاً گرفتار حاکمانی هستیم که با نظام سلطه همراهی دارند و بین کشورهای اسلامی اختلاف انداخته‌اند و این اختلاف موجب شده همگرایی وجود نداشته باشد و واگرایی پدید آید؛ اما نکته مهم این است هیچ واگرایی در جهان اسلام به‌واسطه کشور ایران پیگیری نشده است. چون همواره به دنبال همگرایی و اتحاد بوده‌ایم و بر نظام سلطه سخت خواهد آمد که با مجموعه‌ای از کشورهای دارالاسلامی مقابله کند. طبیعی است که بین آن‌ها اختلاف بیندازد کمااینکه انداخته و طبیعتاً کار اندیشمندان است که این اختلافات را کمرنگ‌تر کنند و رویکرد حداکثری مبنی بر همگرایی ایجاد کنند تا بتوانند به‌مثابه یک سیاست واحد برای توسعه جهان اسلام، تقابل با نظام سلطه و کفر، دعوت حداکثری غیرمسلمان به اسلام و حاکمیت حداکثری دین در جوامع توسعه قدم بردارند. لذا دشمن هم در راستای اختلاف‌افکنی فعالیت داشته و داعش و وهابیت را شکل داده است.

اجتهاد: سخن پایانی خود را بفرمایید؟

ایزدهی: سیاست همگرایی جهان اسلام در قبال سیاست عربستان و طیف شیرازی که عمدتاً همگرایی در جهان اسلام را برنمی‌تابند و مقدسات اهل سنت را نمی‌شناسند و تفرقه ایجاد می‌کنند دو سیاست راهبردی است که اول در کشورهای امت اسلامی پیگیر می‌شود و سیاست دوم داعیه‌دار آن‌ها از نظام سلطه جهت‌دهی می‌کنند. ما باید منطق وحدت و اتحاد را در جهان اسلام داشته باشیم و به مقدسات همدیگر اهانت نکنیم تا این‌که یک کل واحد پرقدرت در مقابل نظام سلطه باشیم. ولی وضع جهان اسلام شایسته نیست که در حال جنگ باشند و این جنگ هم بین خود مسلمانان است؛ البته گفتنی است محرک آن از خارج است لذا باید این نبرد را به کشورهای نظام سلطه برده و با همگرایی داخلی یک توسعه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی برای جهان اسلام به ارمغان بیاورند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

منطق سردار سلیمانی ایجاد وحدت مبتنی بر دین در امت اسلام بود

تاریخ:شنبه 14 دی 1398-09:31 ب.ظ

منطق سردار سلیمانی ایجاد وحدت مبتنی بر دین در امت اسلام بود
حجت‌الاسلام ایزدهی با اشاره به منش و رویکرد سردار شهید حاج قاسم سلیمانی، گفت: منطق او ایجاد وحدت مبتنی بر دین بود تا در میان کشورهای مسلمان بیش از پیش همبستگی ایجاد شود.

خبرگزاری شبستان، گروه اندیشه: سردار سپهبد حاج «قاسم سلیمانی»، مردی که او را در خارج از ایران بیشتر به نام ژنرال سلیمانی می شناختند، صرفا فردی نظامی نبود. اساسا مسلک او مبتنی بر یک تفکر و اندیشه‌ای مستقل برای اعتلای امت اسلام و البته وحدت میان مسلمانان بود. شاید همین نگرش جسورانه هم سبب شد تا آمریکا به خود اجازه دهد که او را این چنین مظلومانه از میدان بردارد و به شهادت برساند، غافل از آنکه شهادت هنر مردان خدا است.

 

از این رو، بر آن شدیم به مناسبت شهادت آن سردار رشید اسلام، با حجت الاسلام «سید سجاد ایزدهی»، مدیر گروه سیاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به گفت وگو بپردازیم که حاصل آن را می‌خوانید:

 

به عنوان نخستین سوال عنوان بفرمایید که به نظرتان عملکرد و تفکر سردار سلیمانی چه تاثیری در جهان اسلام و امت بر جای نهاد؟

 اینگونه نیست که شهید سردار قاسم سلیمانی، یک شخصیت متمایز از یک فرهنگ باشد. وی در سالیان اخیر تبدیل به نماد فرهنگ مقاومت شد و عملا توانست یک رویکرد جدی در مورد فرهنگ مقاومت ایجاد کند. به بیان دیگر آن شهید بزرگوار جبهه متمایزی را در جهان ایجاد کرد به گونه ای که از ۱۰ تا ۱۵ سال قبل، همه جبهه مقاومت اعم از شیعه و سنی و بلکه غیرمسلمان را در یک مسیر قرار داد.

 اینکه همه این افراد بر مشترکات تاکید دارند عملا موجب شد که در غرب آسیا و خاورمیانه و بلکه فراتر از آن، جبهه مقاومت شکل بگیرد، شهید سلیمانی فارغ از اینکه سرداری نظامی بود، توانست تفکر مقاومت را در منطقه وسیع جغرافیایی ایجاد و آن را تبدیل به باوری نهادینه کند. 

 

این رویکرد چه تاثیری بر سایر کشورها داشت؟

 سردار سلیمانی به گونه ای عمل کرد که نه تنها مسلمانان بلکه مسیحیان نیز با جبهه مقاومت هم‌فکر شدند. عملا افرادی چون پوتین، رئیس جمهوری روسیه که مسلمانان نیستند مصلحت کشور خود را در تقابل با نظام غرب دیدند.

اینکه فردی بتواند تفکری را ایجاد و خط واحدی را ترسیم کند که فارغ از جنبه نظامی، رویکرد اندیشه ای داشته باشد، چیزی نیست که از بین برود.

 

به نظرتان برای حفظ این دستاوردها چه اقداماتی باید انجام گیرد؟

 جهان اسلام دو منطق متمایز دارد؛ یکی در قبال نظام سلطه و دیگری منطقی که شیعه و سنی در قبال یکدیگر دارند. امام خمینی(ره) بحث تقریب و اتحاد شیعه و سنی را مطرح کردند و در برابرش شیعه انگلیسی و اسلام آمریکایی را قرار دارند که رویکردشان در جهان اسلام ایجاد اختلاف است.

 اینکه امروز شاهد هستیم که در جهان اسلام بحث مقاومت مطرح شده، امری فارغ از مذاهب و جریان ها است، این منطق امام راحل و سیاست جمهوری اسلامی است که طبیعتا این منطق باید جا بیفتد و سردار سلیمانی آن را نهادینه کرد و دیگران را به آن باورمند کرد.

 در سالیان گذشته عمدتا بحث تقریب از جانب شیعه مطرح می شد اما اکنون اهل سنت نیز به این امر اقبال دارند. مساله مهم آن است که امروز جهان اسلام این باور را پذیرفته و به واسطه این ترور ناراحت است و علت نیز خشم و غضب جدی مردم نسبت به آمریکا است که با این قضیه تشدید شده است.

اگر این منطق جا بیفتد که در جهان اسلام سیاست ما سیاست تقابل با جهان سلطه باشد و نه شیعه و سنی، سبب می شود که جبهه مقاومت مستحکم تر شود، البته سیاست گذاران باید وجوه اختلاف میان مذاهب را بشناسند و فارغ از آن سیاست گذاری کنند تا جبهه واحد شکل بگیرد همچنان که داخل یک خانه نیز افراد متفاوت اند و اندیشه های مختلفی دارند اما اختلافات مانع از خانواده شدن نیست.

 بنابراین در جهان اسلام نیز با وجو همه مشکلاتی که هست و از آن گریزی نیست اما وحدت در این میان به مثابه ایجاد جبهه مقاومت در قبال نظام سلطه است. این راهی بود که مرحوم سردار سلیمانی رفت و از آن جایی که این مسیر مستند به یک مبنای عینی اسلامی و البته سیاست گذاری و هدایت و راهبری است طبیعتا مستدام خواهد ماند به شرطی که لوازم اش در عرصه عمل مراقبت شود.

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




Admin Logo
themebox Logo



ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو