تبلیغات
فقه سیاسی - مطالب فروردین 1398

تولید علم پیش نیاز رونق تولید است/تحول اقتصاد به خروج از کلیشه غرب گرایی نیاز دارد

تاریخ:چهارشنبه 21 فروردین 1398-10:19 ب.ظ

مدیر گروه فقه سیاسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی تاکید کرد 
تولید علم پیش نیاز رونق تولید است/تحول اقتصاد به خروج از کلیشه غرب گرایی نیاز دارد
حجت الاسلام ایزدهی با اشاره به تاکید مقام معظم رهبری بر مسئله اقتصاد در شعارهای انتخابی سال، گفت: اگر قرار باشد که رونق تولید در اقتصاد شکل بگیرد باید پیش فرض آن رونق تولید در علم باشد واگرنه رویکرد اقتصادی مناسبی شکل نمی گیرد.

حجت الاسلام «سید سجاد ایزدهی» در گفت وگو با خبرنگار گروه اندیشه خبرگزاری شبستان، در مورد نامگذاری سال جدید با عنوان «رونق تولید» از سوی مقام مقم معظم رهبری، اظهار کرد: امسال نیز مانند چند سال گذشته معظم له شعار را به سمت مسایل اقتصادی سوق دادند. اگر بخواهیم از این مساله تبارشناسی کنیم و اینکه چرا ایشان همواره ذیل هر بحثی از جمله الگوی اسلای ایرانی پیشرفت، نهضت نرم افزاری علمی، بیانیه گام دوم و و... همواره بحث اقتصاد را مورد التفات قرار می دهند، باید ابتدا به نقاط قوت و ضعف مان توجه کنیم.
 
 
مدیر گروه فقه سیاسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
 ادامه داد: علت تاکید مقام معظم رهبری از آن جهت است که یکی از نقطه ضعف هایی که دشمن می تواند بر اساس آن به نظام آسیب بزند، مسایل اقتصادی است. اگر این مولفه رونق و رواج پیدا کند، کارآمدی و کارکرد نظام تقویت می شود لذا تاثیرگذاری بیشتری خواهد داشت.


 
وی تصریح کرد: از سوی دیگر اقتصاد همواره پیش نیازهای مهمی دارد و اگز آن پیش نیازها تامین نشوند اقتصاد هم رویکرد مطلوب ندارد، برای مثال ما اکنون اقتصاد داریم اما با رویکرد لیبرالیستی، کاپیتالیسیتی و ... .اگر نسبت به این مسایل تعیین تکلیف نشود طبیعتا راه به جای نمی بریم، در نتیجه مقام معظم رهبری همواره تاکید بر مولفه هایی نظیر اقتصاد مقاومتی می کنند که پیش فرض های کلامی و فلسفی دارد.

 

این پژوهشگر اظهار کرد: برای توضیح این نکته باید بگویم که وقتی دوران قرون وسطا در غرب به پایان رسید، رویکرد اصلی ممالک غربی مسایل اقتصادی بود در نتیجه با ایجاد کارخانجات متعدد، سعی در رشد جامعه در حوزه صنعت کرد و برای آنکه به قدرت برسند از هر ظرفیتی استفاده کردند، از جمله بحث فمنیسیم را مطرح کردند تا زنان را به کارخانجات بکشند و از نیروی ارزان استفاده کنند، بعدها بحث دموکراسی را به گونه ای دیگر مطرح کردند تا از زنان به عنوان نیروهای پشت پرده این دموکراسی استفاده کنند ودر نهایت نیز ایسم هایی را ایجاد کردند تا پشتوانه محور اقتصادشان قرار بگیرد.

 

حجت الاسلام ایزدهی ابراز کرد: این سبک اقتصادی به مثابه سبک زندگی های رایج آنهاست، یعنی اگر امروز به تولیدات غربی نگاه می کنیم یک پشتوانه نظری دارد و متناسب با  سبک زندگی غربی است، آنها این تفکر را رواج می دهند و در کشورهای جهان سوم نیز روالی شکل می گیرد که طی آن تولیدات در ذات و بطن خود الگوی تمدن غربی را به همراه دارند. می خواهم به این نتیجه گیری برسم که غرب به واسطه اقتصاد و تولیداتی که دارد وارد کشورهای جهان سوم شده و به هر صورت سرمایه های آنها را جمع می کند.

 

وی تاکید کرد: امروز اگر قرار باشد که بحث رونق تولید را مد نظر قرار دهیم باید بستر مناسب فراهم شود و قانون گذاران قانون مناسب بگذارند. اگر قرار باشد که رونق تولید در اقتصاد شکل بگیرد باید پیش فرض آن رونق تولید در علم باشد اگر چنین نشود رویکرد اقتصادی مناسبی هم جریان پیدا نمی کند. برای مثال اکنون بانک داریم اما بانکداری ما متناسب با سبک زندگی غربی است یعنی اصل بر این است که سرمایه سرمایه داران جمع شود، بنابر این در چنین رویکردی ذات بانک عدالت نیست، ذات بانک از بین بردن فقر نیست، اگر از نظر فلسفی، علمی، فقهی، راه یک مساله را عوض کنیم و از قاب غرب گرایی خارج کنیم آن زمان است که نتیجه می دهد.


حجت الاسلام ایزدهی در ادامه بیان کرد: بانک از آنجا که مبتنی بر هنجارهای ذاتی و مساله سرمایه است نمی توان انتظاری از آن داشت که عدالت اجتماعی ایجاد کند مگر آنکه بیاییم و نهادهای بدیل را ایجاد کنیم. نمی گویم بانک را از بین ببریم ولی باید بر اساس منطق پیشینی ابزارهای لازم فکری برای مقاصد اقتصادی را فراهم کنیم که اگر چنین شود شاهد بانکداری و اقتصاد بدون ربا خواهیم بود. 

 

عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در پایان خاطرنشان کرد: با تحقق این مساله می توانیم سطح و اختلاف فقیر و غنی را کم کنیم، اگر چنین کردیم طبیعتا اهداف غایی نظام و عدالت محقق می شود. صرف اقتصاد به ما هو اقتصاد آن هم با الگوگیری از غرب به نتیجه ای نمی رسیم. بنابراین باید بحث الگوی تولید و رونق تولید با پیش فرض علمی پیش برود و متناسب با الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت در جامعه رشد کند.

پایان پیام/248



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

جمهوری اسلامی ثابت کرد مردم سالاری و اسلامیت هیچ منافاتی با یکدیگر ندارند

تاریخ:دوشنبه 12 فروردین 1398-04:56 ب.ظ

رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی:
جمهوری اسلامی ثابت کرد مردم سالاری و اسلامیت هیچ منافاتی با یکدیگر ندارند
حجت الاسلام ایزدهی با بیان اینکه مردم سالاری مدنظر ما برگرفته از غرب نیست بلکه در ذات دین است، گفت: این نظام بر حاکمیت شایستگان تاکید دارد؛ جمهوری اسلامی یعنی مردم سالاری و معنویت هیچ منافاتی با هم ندارند.

















به گزارش خبرنگار گروه اندیشه خبرگزاری شبستان: چهل سال قبل در دوازدهمین روز از بهار طبیعت، مردم ایران به جمهوری اسلامی «رأی» آری دادند تا در سایه یک حکومت مردم سالار دینی بتوانند به بهترین شکل در تعالی خود و جامعه تلاش کنند.

از این رو، به مناسبت فرا رسیدن این روز، بر آن شدیم مساله مردم سالاری دینی و انقلاب اسلامی ایران را در گفت وگو با حجت الاسلام «سید سجاد ایزدهی»، رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به بحث و بررسی بگذاریم که در ادامه حاصل آن را می خوانید:

 

امروز دوازدهم فروردین است، روزی که مردم به جمهوری اسلامی رای دادند و تصمیم گرفتند که نظام اسلامی اداره امور کشور را بر عهده بگیرد، به عنوان نخستین سوال در مورد ابعاد این جمهوریت اسلامی و آنچه که از آن به مردم سالاری دینی یاد می کنیم اشاره بفرمایید.

 هنر، قدرت و پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357بیش از آنکه در بیرون انداختن شاه و ساقط کردن رژیم طاغوتی نمود داشته باشد، بیشتر وابسته به این بود که قانون اساسی تدوین و ایجاد شد که بر اساس بنیادهای اصیل دینی بود.

 در آن زمان دولتمردان کشورهایی نظیر آمریکا و نظام های غربی می خواستند علیه ایران اقدام کنند و علت اصلی آن عمدتا به تدوین قانون اساسی بر می گشت چراکه این قانون مبتنی بر آموزه های اصیل دینی و مردم سالاری بود، به عبارت دیگر، چیزی که موجب شد بعدها دشمنان بیایند و در عرصه نظامی و فرهنگی و سیاسی تحریم برای کشور ایجاد کنند الگویی بود که در ایران اسلامی شکل گرفت.

الگویی که از یک جهت سر بر آسمان داشته و مشروعیت حکومت را مستند به خدا و آموزه های دینی می داند و از طرف دیگر حاکمیت را به مردم و مقبولیت مردمی واگذار می کند، یعنی دوگانه ای که در نظام های غربی به مثابه پارادوکس تلقی می شد؛ به این معنا که سیاست و حکومت باید از خدا بِبُرد و به مردم واگذار شود لذا نظام های قدیم که در جهان تحت عنوان نظام تئوکراسی یا نظام دین سالاری وجود داشت در قرون متمادی تبدیل به مردم سالاری شد و خدا از معادلات خط خورد و نظام دموکراسی به معنای حاکمیت مردم بر مردم مطرح شد.

از طرفی حاکمیت نظام دینی غرب از قدیم به دلیل رویکرد اقتدارگرایی و سوء استفاده از دین برای حاکمیت که در زمان قرون وسطا وجود داشت در کشورهای غربی از بین رفته بود و نظام های غربی جدید جایگزین آن شده بودند. حال در چنین شرایطی انقلاب ایران، دین را در قانون اساسی خود آورده و روز دوازدهم فروردین هم مردم به جهموری اسلامی رای می دهند، این نظام یعنی جمهوریت و مردم سالاری و از طرف دیگر اسلامیت و معنویت، دو رویکردی هستند که هیچ منافاتی با یکدیگر ندارند. 

 

چرا کشورهای غربی جمهوری اسلامی را یک تهدید برای خود می دانستند؟

سران این ممالک دیدند اگر این نظام با چنین کیفیتی شکل بگیرد که اتفاقا گرفت و به خوبی راه خود را پیدا کرد، تبدیل به الگو می شود یعنی کشورهای اسلامی می توانند نظامی خدامحور و به دور از استبداد داشته باشند و دخالت بیگانگان را برنتابند در نتیجه دشمنی ها با نظام ایران اسلامی آغاز شد.

معادله مردم سالاری دینی که در قالب قانون اساسی ما به عنوان جمهوری اسلامی نمودار شد در این چهل سال نشان داد که می توان ارزش مدار بود، خدامحور بود و در عین حال مردم گرایی هم داشت. می توان مردم را در حاکمیت و قانون گذاری جریان داد، لذا در طول چهل سال گذشته به عیان مشخص شد که نظام و مردم ایران از یکدیگر متقابلا استفاده حداکثری می کنند و مردم خود را متولی این نظام می دانند. بنابراین چنین نظامی حیات دارد چون مردم پایش نشسته اند و بر اساس ارزش های اسلامی حرکت می کند.

 نکته دیگر آنکه آن زمان کشورهایی دیگر مثل پاکستان و موریتانی نیز اسمی از جمهوری اسلامی داشتند اما قانون اساسی با این محتوا نبود، در ایران اما قانون اساسی نیز بر این اساس تدوین شد.

 

اما چه طور این دو رویکرد یعنی مردم سالاری و دین سالاری ایجاد شد بدون آنکه پارادوکسی شکل بگیرد؟

 دو نظر در آن زمان وجود داشت، از یک طرف بعضا مطرح می شد که ما از حیث محتوا دینی باشیم و از نظر شکلی جمهوریت و دموکراسی داشته باشیم، به این معنا که از حیث ساختار مثل غرب باشیم اما به آن ساختار محتوای دینی تزریق کنیم اما بعد از مدتی اندیشمندان به این باور رسیدند که این رویکرد نوعی التقاط است و اصالت نداشته و تعلقی به ما ندارد؛ مضافا بر این که خود ساختار و شکل هم تاثیر جدی در بحث محتوا دارد. نمی شود شکل را بگیریم و محتوا را توجه نکنیم. 

نکته دیگر اینکه مردم سالاری ای که ما می گوییم برگرفته از غرب نیست بلکه در ذات دین وجود دارد لذا ذات دین مردم سالار است یعنی خود دین می گوید که مردم دخیل و صاحب اختیارند و در ارکان حکومت اثرگذارند، بنابراین مدلی که جمهوری اسلامی از 12 فروردین ارایه کرد مدلی است که با دو کلان نظریه عمده در جهان یعنی نظریه تئوکراسی یعنی حاکمیت دین و نظریه دموکراسی یعنی  حاکمیت مردم سالاری رقابت می کند.

این در حالی است که مدل مردم سالاری دینی مدلی است که در قبال این دو مدل عمده قرار دارد. اگر قرار باشد ما انقلاب اسلامی و محتوا و ارزش هایش را صادر کنیم باید بر اساس مدل مردم سالاری دینی باشد؛ به عبارت دیگر اگر غرب توانست دموکراسی را در همه جهان صادر کند ما نیز می توانیم مدل مردم سالاری دینی را در جهان حاکم کنیم، مردم سالاری دینی می گوید حاکمیت شایستگان و نَه حاکمیت هرکسی که انتخاب شود بلکه باید شایستگان حکومت کنند و بر اساس منطق شایسته و به شایستگی با مردم رفتار کنند. با این منطق در نظام های غربی هم می توان مردم سالاری دینی مطابق قرائت آنها داشت چنانکه از قدیم الایام صحبت فیلسوف شاهی می کردند یعنی کسی حاکم شود که دانا و حکیم است.

دستاوردهای حکومت مردم سالاری دینی که نظام ما نمونه موفقی از این مدل به شمار می رود، چیست؟

اساسا نوع مدیریت مردم سالاری دینی خود به خود به لطیف شدن و حاکم شدن ارزش ها و از بین رفتن جنگ ها کمک می کند لذا مدل جهوری اسلامی ایران بیش از اینکه هنر و نفوذش به از بین بردن شاه محدود شود به ایجاد یک نرم افزار جدی و نو در عرصه بین الملل مستند است که هم دین داری و هم مردم سالاری را حاکم می داند و این مولفه(مردم سالاری) را به مثابه امر بسیط می داند نه التقاطی، لذا این مدل برای جهان غرب زنگ خطر ایجاد کرده است چون نرم افزار و سبک زندگی و ساختار انقلاب اسلامی ما است که با مبانی غربی سازگار نیست و آنها از در مخالفت با آن وارد می شوند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عبور از چالش‌های کلان نیازمند تولید نظام‌های معرفتی بومی است

تاریخ:جمعه 9 فروردین 1398-08:56 ب.ظ

سیدسجاد ایزدهی:

عبور از چالش‌های کلان نیازمند تولید نظام‌های معرفتی بومی است

رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی، اقتصاد به معنی ساخت نظام اقتصادی اسلامی را عمده‌ترین چالش کلان پیش روی نظام در دهه پنجم دانست و گفت: امروز بر بستر نظام معرفتی اقتصاد غرب قرار داریم و تا اصل ساختار معرفتی اقتصاد کشور اصلاح نشود، مشکلات اقتصادی نیز از دولتی به دولت دیگر منتقل می‌شود.

به گزارش پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح؛ حجت‌الاسلام والمسلمین سیدسجاد ایزدهی، رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی، در گفت‌وگویی درباره چالش‌ها و مشکلات کلان کشور در دهه پنجم انقلاب گفت: عمده‌ترین چالش پیش روی نظام اسلامی که البته امروز نیز نمایان شده مسئله اقتصاد است. در واقع آنچه مهم‌تر از رفتارها و تصمیمات اقتصادی دولت‌هاست، نظام اقتصادی اسلامی و بنیان‌های فکری آن است.

وی اظهار کرد: امروز ما بر بستر نظام معرفتی اقتصاد غرب قرار داریم و برخی از جزئیات را اصلاح و آنها را بومی‌سازی کردیم، اما تا وقتی اصل ساختار معرفتی اقتصاد کشور اصلاح نشود، طبیعی است که رویکردهای اقتصادی دولت‌ها اصلاح نشده و در نتیجه مشکلات اقتصادی نیز از دولتی به دولت دیگر منتقل و به صورت بنیانی حل و فصل نمی‌شود.

تولید نظام‌های معرفتی بومی

وی ادامه داد: زمانی که ساختار اقتصادی براساس شکاف بین فقیر و غنی باشد، عدالتی هم تحقق نخواهد یافت. لذا در دهه پنجم انقلاب عمدتا با بحث نظام‌های معرفتی در حوزه‌های مختلف مواجه هستیم که اگر نظام‌های معرفتی بومی و اسلامی در حوزه‌های فرهنگ، اقتصاد، سیاست و سایر عرصه‌ها شکل بگیرد، می‌توانیم با نظام‌های معرفتی غرب هم‌آوردی کنیم.

رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی اظهار کرد: از جنبه رفتاری نیز دشمن درصدد محدود کردن منابع و توسعه قدرت و نفوذ معنوی جمهوری اسلامی ایران است و اگر مردم براساس منطق مردمسالاری دینی شایستگان را به معنی واقعی آن انتخاب کنند، این نرم‌افزار قابلیت وصول کشور به سعادت و قدرت حداکثری را دارد، اما اگر مردم شایستگان را انتخاب نکنند و کارگزاران حداکثری متناسب با آموزه‌های حداکثری دینی برگزیده نشوند، به شکل طبیعی منطق انقلاب اسلامی در جامعه جنبه عینی و عملی پیدا نخواهد کرد و با چالش مواجه می‌شود.

ایزدهی بیان کرد: لذا از حیث معرفتی باید نرم‌افزارهای متناسب با ارزش‌های اسلامی و ملی در حوزه‌های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تولید شود و از بعد عملی نیز کارگزاران شایسته و صالح انتخاب شوند که هم به نرم‌افزار انقلاب اسلامی باور داشته باشند و هم از قدرت، توانایی و میل اجرای آن برخوردار باشند.

وی تأکید کرد: اگر این دو مؤلفه علمی و عملی تحقق پیدا کند تقریبا بستر توسعه حداکثری انقلاب اسلامی در دهه پنجم و حرکت به سمت تمدن‌سازی اسلامی فراهم می‌شود و می‌توان گفت گام دوم انقلاب هم با قدرت برداشته شده است.

تهیه و اجرای الگوی بومی پیشرفت 

مدیر گروه سیاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی اضافه کرد: از آنجا که هدف غایی نظام اسلامی، ساختن تمدن نوین اسلامی است، لذا باید با تهیه الگوی کلان مبتنی بر ارزش‌های دینی و ملی خود که همان الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت است و تسری آن به همه خرده‌نظام‌های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و دفاعی ــ امنیتی، سبک زندگی نمونه‌ای ایجاد کنیم که به یک الگوی جهانی تبدیل شود.

ایزدهی یادآور شد: البته در طی چهل سال اول انقلاب در این راستا گام‌های بلندی برداشته شده، اما چون اغلب در بستر نظام معرفتی غرب بوده نتوانسته به نتایج دلخواه و مدنظر انقلاب برسد. لذا لازم است بر مبنای یک نگاه بلندمدت، برنامه‌ریزی، سیاستگذاری و تولید دانش صورت گیرد تا بتوان همه ظرفیت‌های بالقوه و استفاده نشده انقلاب اسلامی را شکوفا کرد و در جهت حل مشکلات کلان و خرد نظام اسلامی به کار گرفت.

اهمیت مقابله تمدنی با تمدن غرب

رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی تصریح کرد: با تحقق این امر، قطعا جمهوری اسلامی ایران یک قدرت جهانی خواهد شد و جهان اسلام نیز به تبع آن به قطب قدرت جدید تبدیل می‌شود و در این وضعیت دیگر سیاست‌های تحریم و فشار امریکا نه تنها نمی‌تواند به اقتصاد، فرهنگ، تولید و سیاست کشور ضربه بزند بلکه کاملا بی‌اثر و خنثی شده به نحوی که امریکایی‌ها را از رفتن به سمت اعمال تحریم به عنوان یک راهبرد علیه ایران ناامید خواهد ساخت.

وی در پایان بیان کرد: البته طی این چهل سال هماوردی و مقابله با نظام‌های غربی به لحاظ شعای و عملی انجام ‌شده، اما نکته محوری آن است که انقلاب اسلامی باید به مثابه تمدن نوینی مبتنی بر آموزه‌های اصیل اسلامی بتواند وارد این میدان نبرد شده و بر تمدن مبتنی بر مادی‌گری غلبه کرده و جایگزین آن شود.

انتهای پیام/

منبع: ایکنا




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تحقق اسلام حداکثری در زمانه بسط ید فقیه

تاریخ:پنجشنبه 1 فروردین 1398-12:54 ب.ظ

تحقق اسلام حداکثری در زمانه بسط ید فقیه


حجت‌الاسلام ایزدهی در گفت‌وگو با «صبح‌نو» الزامات حوزه انقلابی را بررسی کرد

تحقق اسلام حداکثری در زمانه بسط ید فقیه

رهبر انقلاب اسلامی چندی قبل در دیدار اعضای مؤسسه عالی فقه و علوم اسلامی بیاناتی درباره مسائل علوم دینی و اقتضائات حوزه انقلابی داشتند. یکی از حاضران در جلسه حجت‌الاسلام دکتر سید سجاد ایزدهی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی بود. «صبح نو» در گفت‌وگو با او الزامات حوزه انقلابی و پژوهش مسأله‌مند را به بحث گذاشته است.

اگر انقلاب اسلامی و حکومت اسلامی نباشد، روحانیت به همان معنای سنتی و قدیمی کلمه باقی خواهد ماند یا همین هم از بین خواهد رفت؟

ایزدهی: روحانیت یک مقوله مشکک است. مقوله‌ای نیست که بین وجود و عدم باشد. طبیعتاً تابع قرائت‌های مختلفی است. این قرائت‌ها از مرحله حداقلی شروع می‌شود تا حداکثری. ممکن است نحله‌ها و گونه‌هایی باشند که قائل به عرفان‌گریز و گوشه‌گیر باشند. ممکن است در سطح بالاتر عرفان اجتماعی و سیاسی و حکومتی هم وجود داشته باشد. لذا این‌گونه نیست که روحانیت فقط با انقلاب معنا داشته باشد و اگر انقلاب نباشد روحانیت معنا نداشته باشد.

نشانه ماندگاری روحانیت این است که در هر زمانی متناسب با اوضاع و شرایط همان زمانه زندگی می‌کند. یک وقت، زمان قبض ید فقیه جامع‌الشرایط است؛ یعنی قدرت ندارد و مجبور است با سلطان تعامل کند و تقیه کند. در اینجا وظیفه روحانیت رسیدگی به زندگی مؤمنانه افراد است و بس. عمده عالمان ما در طول تاریخ همین گونه بوده‌اند. چون در زمان تقیه قرار داشتند و پاسخگوی یک جامعه نبودند. بلکه فقط مرجع تقلید بوده‌اند و پاسخگوی نیاز فردی مکلفان بوده‌اند؛ اما در زمان اقتضائات حداکثری و منع حداقلی دشمن، طبیعی است که عالم دین بر اساس جامعیت و خاتمیت و فرازمانی و فرامکانی بودن دین، رویکرد حداکثری خواهد داشت. نه دین حداقلی است و نه عالمان دین.

اما از حیث عمل می‌تواند یک روحانی حداقلی باشد در زمانی که اقتضائات حداقلی است. اینکه در زمان مرحوم امام(ره) انقلاب مطرح می‌شود چون امکان تحقق حداکثری دین وجود دارد. اما در زمان مرحوم بروجردی و آقای خویی امکان تحقق حداکثری دین را نداشتند. حکومت یکی از شئون روحانیت است. به این دلیل که حکومت ابزار رسیدن به غایات دین است.

صرف نظر از امکان‌های تاریخی، از نظر مبانی عده‌ای اصلاً قائل به اسلام حداکثری نیستند. این رویکرد حداقلی آیا در این شرایط اگر حکومت اسلامی نباشد امکان حیات خواهد داشت؟

ایزدهی: دین یک مقوله فطری است و مردم می‌خواهند دین داشته باشند. اینطور نیست که اگر حاکمیت نبود دین هم نیست. مهم این است که این دین دیگر دین واقعی نخواهد بود و بدلی خواهد بود. آن معنویت حداقلی باقی خواهد ماند.

مردم با همان فطرت‌شان نخواهند گفت دینی را که حداقلی باشد و با ظلم مبارزه نکند نمی‌خواهیم و لذا به الحاد رو نمی‌آورند؟

ایزدهی: این دین حداقل مترادف سکولاریسم است و ماهیت حقیقی دین را ندارد اما برخی از کارکردهای دین را دارد. همین دینداری در زمان قبض ید فقیه بسیار مطلوب است؛ اما در زمان اقتضائات حداکثری دیگر دین مطلوبی نیست. مثل بسیاری از معنویت‌های نوظهوری که در غرب آمده است. ممکن است کارکردهای دین را داشته باشد اما دیگر دین واقعی نیست. دینی که خاتم است و برای تحقق مهدویت آمده است. دینی که می‌خواهد حاکمیت خدا را پیاده کند. صورت دین حداقلی در زمان اقتضاء حداکثری و بسط‌ ید فقیه عبادت است اما ماهیتش الحاد است. مثل معنویت‌های بدلی که سازگار با اومانیسم و حتی کفر است.

گاهی احساس می‌کنیم برخی روحانیون نسبت به حکومت اسلامی و مشکلاتش یک حالت تنزه‌طلبی دارد. ظاهراً می‌خواهند خودشان را از مشکلات حاکمیت برکنار بدانند و بگویند مشکلات به این دلیل رخ داده که نظر ما اجرا نشده است. نظر شما چیست؟

ایزدهی: من این تعبیر تنزه‌طلبی را قبول ندارم. شاید مصلحت‌اندیشی باشد. در برخی از مباحث وظیفه علما این است که تذکر دهند و نظارت و نقد کنند؛ اما این یک طرف قضیه است. طرف دیگر قضیه این است که بالاخره یک دولتی سرکار آمده که منتخب مردم است.

طبیعتاً مخالفت با انتخاب فراگیر مردم به صلاح نیست و از طرف دیگر از بین رفتن غایات دین به صلاح نیست. این که الان طبق کدام صلاح رفتار کنند، به معنای تنزه‌طلبی نیست. به این معناست که مصلحت را مراعات کنم.

زمانی امام(ره) با شاه درافتاد و زمانی هم که به صورت مستقیم با شاه مبارزه نمی‌کرد به این معنا نبود که امام(ره) تنزه‌طلب است. مهم این است که اقتضای زمانه بر اساس فهم عالم چیست. البته اینکه برخی به خاطر مصلحت شخصی یا صنفی از وظیفه خودشان فرار کنند نه تنها تنزه‌طلبی و مصلحت‌طلبی نیست بلکه نفاق است؛ که این از ساحت روحانیت اصیل و مراجع واقعاً به دور است. ممکن است برخی مسائل را به‌صورت خصوصی تذکر دهند که این هم به دلیل اقتضائاتی است و به معنای تنزه‌طلبی نیست.

چیزی که امروز غیرقابل انکار است جنگ ما با نظام سلطه در همه ابعاد است. هم جنگ اقتصادی هم جنگ رسانه‌ای و هم جنگ نظامی و … . این شرایط جنگی در پژوهش‌ها و تبعات علمی ما چه الزاماتی دارد؟ مرز آن با پژوهش‌هایی که فقط در پناه بودجه‌های بیت‌المال و بدون دغدغه انجام می‌شود چیست؟

ایزدهی: دو رویکرد در جنگ با دشمن داریم. یه موقع جنگ ما بنیادین است. جنگ بنیادین ما با دشمن، بحث اسلام و کفر است، بحث اسلام ناب و اسلام آمریکایی است، بحث نظام‌های اسلامی در حوزه‌های گوناگون فرهنگ و امنیت و … است. نمی‌شود انتظار داشت که فرمانده جنگ برود در صف و سرباز برود در ستاد.

اگر جنگ اقتصادی به معنای تحریم است یک بخش کار این است که باید من مبانی اقتصاد مقاومتی را استخراج کنم و راهبردها را بررسی کنم. همچنان‌که کسی در حوزه بنیادها باید ببیند اقتصاد اسلامی چیست. ما نباید بگوییم اگر کسی صحبت‌های نظری کرد وارد جنگ نشده است. عمده جنگ ما با غرب در بنیادها است. مثلاً ما جایگزین عادلانه برای «بانک» نداریم. البته این نکته مهم است که باید کارها سازمان‌یافته باشد. متناسب با رویکرد تقابلی با غرب باشد. بر اساس نیازها و ساخت نظام اسلامی باشد.

بعضی از پژوهش‌ها در ساختار اداری آن‌چنان به دور از واقعیت است که فقط در ساحت نظر معنا دارد.

ایزدهی: روی این کسی بحثی ندارد. یا مثلاً بعضی پژوهش‌های به صورت موازی در حال انجام است. این قطعاً مطلوب نیست. اگر ما تحقیق کنیم برای تحقیق، خوب نیست. تحقیق اگر هدفمند و بر اساس حل مشکل عینی و روزآمد باشد خوب است. تحقیق باید برای تحقق کارآمدی نظام باشد. پژوهش باید انقلابی و اقتضائات و حل مشکلات انقلاب باشد.

یکی از اشارات رهبری در دیدار اخیر هم این بود که لازم نیست ۱۵ سال روی همه جزئیات علم اصول وقت گذاشته شود و از اصل مسأله غافل شد.

ایزدهی: بله، رهبری فرمودند مثلاً خواندن اصول آقای خویی پنج سال طول می‌کشد. ما دو نگاه در حوزه داریم. یکی کسانی که برای اصول اصالت قائل هستند. عده‌ای هم مانند مرحوم امام(ره) و آقای بروجردی از تورم اصول یاد می‌کردند؛ یعنی مواردی در آن هست که لزومی ندارد. اصول موضوعیت ندارد، طریقیت دارد. اصول برای حل مشکل فقه است. هر کجا فقه مشکل دارد سراغ فقه می‌روند. از طرفی یک طلبه مگر چقدر فرصت دارد که ۱۵ سال اصول بخواند که بسیاری از آن هم به کارش نمی‌آید. پژوهش‌ها هم باید برای حل مسأله طریقیت داشته باشد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




Admin Logo
themebox Logo