تبلیغات
فقه سیاسی - مطالب شهریور 1397

فقه حکومتی بدون روش شناسی فقهی شکل نمی‌گیرد/ فقه ما در مرحله بلوغ است

تاریخ:یکشنبه 25 شهریور 1397-12:51 ب.ظ

فقه حکومتی بدون روش شناسی فقهی شکل نمی‌گیرد/ فقه ما در مرحله بلوغ است

مدیرگروه فقه سیاسی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی:

فقه حکومتی بدون روش شناسی فقهی شکل نمی‌گیرد/ فقه ما در مرحله بلوغ است

در گذشته اتفاقات خوبی در زمینه روش شناسی فقهی افتاده و از جایگاه عقل، عرف و بنای عقلا علاوه بر منابع فقهی به عنوان روش استفاده شده و بحث زمان، مکان، مصلحت و حکم حکومتی در فقه ما وارد شده است زیرا فقه حکومتی، اصول فقه حکومتی را می‌طلبد و این اتفاق در حال افتادن و شکل گرفتن است.

به گزارش شبکه اجتهاد، در ادامه سلسله نشست‌های چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی نشستی با موضوع «انقلاب اسلامی و توسعه فقه سیاسی» با ارائه حجت‌الاسلام والمسلمین سید سجاد ایزدهی (مدیرگروه فقه سیاسی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی) و دبیری علمی حجت‌الاسلام والمسلمین روح الله شریعتی در پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی برگزار شد.

حجت‌الاسلام والمسلمین شریعتی با بیان این که فقه قدمت زیادی دارد و علمای شیعه و سنی در این زمینه بسیار قلم زده‌اند، گفت: یکی از بحث‌های فقهی که مغفول مانده بود فقه سیاسی بود ولی کسانی که در اندیشه سیاسی قلم زده‌‌‌اند کتابهایی نوشته‌‌‌اند و ثابت کرده‌‌‌اند که علمای شیعه از زمان‌های قبل و اوایل شروع فقه در مباحث فقه سیاسی بحث دارند و بدون راهکار نبودند.

وی با بیان این که در فقه سیاسی قبل از مشروطه چندان ارائه‌ای ازفقه سیاسی نشده بود، گفت: فقه سیاسی از مشروطه وارد عرصه عملی شد و تبلور ورود فقه سیاسی در مسائل حکومت از انقلاب اسلامی آغاز شده است.

دبیر علمی این نشست با بیان این که حدود ۷۰ جلد کتاب در زمینه فقه سیاسی در پژوهشکده اندیشه سیاسی اسلام چاپ شده است، افزود: بحث امروز ما توسعه فقه سیاسی در ۴۰ سال گذشته است و در این زمینه از حجت‌الاسلام والمسلمین ایزدهی که بیش از ۲۰ سال در این حوزه پژوهش و تدریس می‌کنند و کتابهای زیادی نوشته‌‌‌اند استفاده خواهیم کرد.

هر چه جامعه متحول‌تر می‌شود فقه هم کامل‌تر می‌شود

در ادامه حجت‌الاسلام والمسلمین ایزدهی اظهار داشت: همانطور که دانش در قدرت تأثیرگذار است قدرت هم در دانش تأثیرگذار است بنابراین همانطور که فقه در جامعه تأثیر دارد و برنامه دارد هر چه جامعه متحول تر می‌شود فقه هم متحول تر و کامل تر می‌شود.

وی با بیان این که در دنیای امروز حجم اطلاعات و پیشرفت علم زیاد شده است، گفت: فقه از قدیم نیازهای فردی را جواب می‌داد ولی امروزه در بستر نظامی قرار داریم که سؤال‌های فردی، اجتماعی و حکومتی را از فقه دارد و جدای از بحث افتاء، سؤال‌هایی به فقه اضافه شده که پاسخ به آنها بازنگری در فقه را طلب می‌کند.

مدیرگروه فقه سیاسی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی با بیان این که اگر نظام اسلامی به وجود نمی‌آمد شاید فقه نسبت به برخی سؤال‌ها فکر هم نمی‌کرد، افزود: امروز نه فقط پاسخ به این سؤالات را وظیفه خود می‌دانیم بلکه اگر به آن نپردازیم در خلأ قرار می‌گیریم و باید این نیاز را از فلسفه غرب بگیریم؛ لذا امروزه ضرورتی برای پاسخگویی فقه به سؤالاتی در همه عرصه‌های زندگی از جمله اقتصاد، فرهنگ، سیاست و نظام خانواده وجود دارد.

وی با بیان این که در انقلاب اسلامی فقه نرم افزار اداره جامعه فرض شده است، گفت: حکومت این مجال را به فقه سیاسی داده است که نرم افزار اداره جامعه را ارائه کند و بر اساس مبانی حداکثری دینی قوانینی را تولید کند که هم مبتنی بر دین باشد و هم نیازهای جامعه را بر طرف کند.

ایزدهی افزود: اگر امروز فقه حکومتی داریم در قبل از انقلاب صحبت از حکومت گریزی فقه مطرح بود و در رابطه دین و سیاست ما در مرحله مقدماتی بودیم و هنجار این بود که دین را با سیاست چه کار و اگر طلبه‌ای وارد سیاست می‌شد طلبه‌ای غیر عالم و غیر وجیه محسوب می‌شد.

وی خاطرنشان کرد: در این ۴۰ سال نه فقط رابطه دین و سایست بلکه رابطه فقه و سیاست تقویت شد و ما گام‌های زیادی را برای رفتار سازی سیاسی برداشته ایم و همچنان گام‌هایی را برای جلو رفتن داریم و برای رسیدن به رویکرد تمدنی فاصله زیادی داریم.

وضعیت فقه سیاسی در قبل و بعد از انقلاب

مدیرگروه فقه سیاسی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی با اشاره به وضعیت فقه سیاسی در قبل از انقلاب گفت: توسعه مسائل فقهی، بخشی از توسعه فقه است و اگر در قبل از انقلاب فقه ما به قضا، امور حسبه، امر به معروف، جهاد، مرابطه، هدنه، صلح و این موارد ختم می‌شد امروز بحث‌های زیادی مانند تفکیک قوا، پارلمان، تقنین، بحث‌های امنیتی، جاسوسی، قدرت نرم، ماهیت قدرت، پاسخگویی حاکمان و کارگزاران، پارادوکس انتصاب و انتخاب، عدالت، مصلحت، آزادی و حقوق مردم وارد فقه ما شده و باید مسائل نظام را پوشش دهد.

وی با بیان این که امروزه در مورد جمهوری اسلامی و مردم سالاری دینی نظریه‌های جدی ارائه شده است و خرده نظریاتی در مورد امنیت، نظارت و کارآمدی هم در فقه سیاسی تولید شده است، افزود: امروز مباحثی در فقه مطرح می‌شود که فقه قدیم به حد و مرزهای این‌ها هم نزدیک نشده بود و اگر ما بخواهیم فقه حکومتی را وارد این بحث کنیم دریای وسیعی باز می‌شود که ما باید همه مسائل را باز بینی کنیم.

ایزدهی با اشاره به این که امروزه سطح انتظار ما از فقه بسیار توسعه پیدا کرده است، گفت: اگر قدیم از فقه در حد افتاء و استفتاء در زمینه احکام فردی انتظار داشتیم امروزه آن یک بخش بسیار جزئی از فقه است و جامعه احکام مستقلی را اقتضاء می‌کند که عبارت از اداره مطلوب شهروندان اعم از مسلمان و کافر، مواجهه مثبت و منفی با نظام بین الملل و ارائه چشم انداز مطلوب برای آینده است.

فقه ما از حالت انفعالی به حالت فعال تغییر کرده است

وی با بیان این که امروزه فقه ما از حالت انفعالی به حالت فعال تغییر کرده است، اظهار داشت: امروزه بحث ما نظریه پردازی است و نظریه مردم سالاری دینی و خرده نظریه‌هایی مانند آزادی و نظارت که ذیل نظریه کلان نظام سیاسی اسلام شکل می‌گیرد سطح انتظار ما را از فقه بالا برده است.

مدیرگروه فقه سیاسی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی به کار گیری روش‌های پژوهش متناسب با فقه حکومتی را ضروری دانست و گفت: فقه حکومتی بدون روش شناسی فقهی شکل نمی‌گیرد و در گذشته اتفاقات خوبی در این زمینه افتاده و از جایگاه عقل، عرف و بنای عقلا علاوه بر منابع فقهی به عنوان روش استفاده شده و بحث زمان، مکان، مصلحت و حکم حکومتی در فقه ما وارد شده است زیرا فقه حکومتی، اصول فقه حکومتی را می‌طلبد و این اتفاق در حال افتادن و شکل گرفتن است.

http://www.dte.ir/Portal/picture/?644874/%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D8%AF%D9%87%DB%8C

وی با بیان این که فقه سیاسی بحث پاسخگویی به مسائل فردی نیست، گفت: فقه ما از بساطت و سادگی بیرون آمده است و تبدیل به نظامی شده که عبادات و اقتصاد و سیاست و حقوقش با هم در یک راستا قرار گرفته و به تناسب این تحول، در حوزه‌های علمیه که کسی مثل امام خمینی(ره) استثناء بود امروزه مسائل سیاسی درس‌های رایج حوزه علمیه شده است و در گرایش‌های فقه سیاسی و فقه حکومتی از مباحث کلامی و فلسفه فقه سیاسی و مسائل بنیادی جامعه بحث می‌کنند و کتاب‌ها، مقالات و پایان نامه‌های زیادی در این زمنیه نوشته شده است.

ایزدهی با اشاره به حجم بالای تولیدات فقه سیاسی در مؤسسات حوزوی و دانشگاه‌ها اظهار داشت: ما اگر در بحث ولایت فقیه در گذشته یک نظریه داشتیم امروزه نظریت مختلفی مطرح شده است و درک واضحی از نظام سیاسی و اداره این نظام به وجود آمده است و ما دیگر در آینده نمی‌توانیم حرف تکراری بزنیم و گریزی از مباحث فقه تمدنی نخواهیم داشت و این از برکات امام خمینی(ره) وانقلاب اسلامی است.

فقه باید به اداره جهان فکر کند

وی با بیان این که فقه ما در مرحله بلوغ است، افزود: فقه باید به این مرحله برسد که به اداره جهان فکر کند و برای این که این اتفاق بیفتد باید به مباحث فقه مقارن بپردازیم که می‌تواند عمق، حجیت و کارآمدی فقه را به دنبال داشته باشد.

مدیرگروه فقه سیاسی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی در بخش پرسش و پاسخ به تفاوت نظام انتخاباتی ما و نظام انتخاباتی غرب اشاره کرد و گفت: اگر چه که انتخابات ما و غرب از لحاظ شکلی مشابه است ولی بر اساس مبانی فقهی، ما انتخابات را به مثابه روش تأیید می‌کنیم نه به مثابه ارزش و این یک مقوله و مسأله فقهی است نه یک مسأله علوم سیاسی.

تحول عمیقی در زمینه فقه سیاسی شاهد خواهیم بود

وی با اشاره به بحث تحول خواهی در فقه گفت: اصولا تحول خواهی به این نیست که نظر فقها از حکومت گریزی به حکومت محوری تغییر کند بلکه تحول خواهی یک فرایند است که به قرن‌ها زمان نیاز دارد و ما تحول عمیقی را در دهه آینده در زمینه فقه سیاسی شاهد خواهیم بود.

ایزدهی با بیان این که اهل سنت در فقه سیاسی به خاطر این که حکومت داشته‌‌‌اند از ما جلوتر هستند، گفت: ما امروز بعد از انقلاب در مباحث فقه سیاسی به اندازه‌ای رشد کرده ایم که می‌توانیم تنه به تنه اهل سنت نظریه بدهیم و مباحث فقهی را مطرح کنیم.

وی با بیان این که از حیث عمل حوزه‌ها و دانشگاه‌های ما نتوانسته‌‌‌اند با نظام مچ شوند، گفت: حتی در علوم تجربی هم میان عمل و نظر فاصله داریم و در علوم انسانی که وضعیت بدتر است ولی فقه سیاسی از این جهت بیشتر درگیر است که ما فرض کردیم که نرم افزار اداره جامعه است و بیشتر در گیر هستیم.

نمی‌شود گفت که حوزه علمیه سکولار شده است

مدیرگروه فقه سیاسی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی با بیان این که نمی‌شود به این سادگی گفت که حوزه سکولار شده است و با حاکمیت و حکومت فاصله گرفته است، گفت: مشکل از حوزه که فاعل است نیست بلکه مشکل از نظام به عنوان قابل است که از حوزه برای تهیه نرم افزار اداره جامعه کمک نمی‌گیرد بنابراین نمی‌شود گفت که حوزه سکولار شده است و از حکومت فاصله گرفته است.

وی تصریح کرد: فرایند تبدیل فقه به قانون باید ریل گذاری شود که مثلا اگر شورای فقهی حوزه چیزی گفت این تبدیل به قانون و لازم الاجرا شود و اگر چنین اتفاقی نیفتد حوزه کار خود را می‌کند و نظام هم کار خود را می‌کند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مسأله اصلی قیام عاشورا نه ظواهر دین بلکه روح اسلام بود

تاریخ:یکشنبه 25 شهریور 1397-12:50 ب.ظ

سیدسجاد ایزدهی در گفت‌و‌گو با طلیعه:


مسأله اصلی قیام عاشورا نه ظواهر دین بلکه روح اسلام بود

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی گفت: آنچه از اساس محور قیام امام حسین(ع) تلقی می شود، بازگرداندن حیات به جامعه اسلامی بود پس از آنکه پوسته ظاهری از حیات نباتی اسلامی باقی مانده بود.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری ـ تحلیلی طلیعه، حجت الاسلام والمسلمین دکتر سیدسجاد ایزدهی عضو پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، درباره فلسفه سیاسی قیام امام حسین(ع) و نهضت عاشورا گفت: با توجه به اینکه قیام امام حسین(ع) در سرزمین اسلامی صورت گرفت و کسانی که در این قیام شرکت کردند از جمله مخالفانی بودند که به ظاهر مسلمان محسوب می شدند، هدف اساسی از این قیام، عبادات و نماز و روزه و ظواهر مسلمانان نبود.

ایزدهی اضافه کرد: مساله اصلی قیام عاشورا دعوت غیر مسلمانان به خواندن نماز نبود بلکه مساله اصلی روح دین اسلام بود. بعد از رحلت پیامبر(ص) اتفاقاتی در جهان اسلام روی داد. ۲۵ سال خلفا و ۲۰ سال معاویه حکومت کرده بودند و در این سالها حاکمان و کارگزاران جهان اسلام یا اطلاع درستی از اسلام نداشتند و یا در جبهه مخالف در زمان پیامبر(ص) قرار داشتند و بعدها خودشان را به کارگزاری نظام اسلامی تحمیل کردند و عملا ذات اسلام را از محتوای اصیل آن تهی کردند و تنها پوسته ظاهری از اسلام باقی ماند که آن پوسته هم اعمال و عبادات ظاهری بود و روح اسلام که هدایت و عدالت و سعادت بود از جامعه اسلامی رخت بربسته بود.

ایزدهی افزود: زمانی که پیامبر(ص) قیام خود را آغاز کردند، به دنبال از بین بردن جهالت بودند اما جهالت نوین جای آن را گرفت و فساد نوین ایجاد شد. مساوات و عدالت با ظهور پیامبر(ص) بین مردم ایجاد شد اما بعد از رحلت ایشان تبعیض های فراوان بین مردم شکل گرفت. پیامبر(ص) موضوع قبایل را در حاشیه امت اسلامی قرار داده بودند اما بعدها بحث قبیله گری و نژاد، محور برتری قرار گرفت.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی گفت: آنچه از اساس محور قیام امام حسین(ع) تلقی می شود، بازگرداندن حیات به جامعه اسلامی بود پس از آنکه پوسته ظاهری از حیات نباتی اسلامی باقی مانده بود. حیات نباتی فاقد روح است اما به شکل ظاهری رشد می کند و موجب جهش و تکامل نمی شود. وقتی پیامبر(ص) مساله قناعت و پارسایی کارگزاران را مطرح می کردند، در سالیان پس از ایشان، فضا مجددا به دوران جاهلیت بازگشت.

وی بیان کرد: با وجود اینکه این وضعیت بعد از پیامبر(ص) در زمان خلفا ادامه پیدا کرد اما تا قبل از حکومت یزید به ظواهری از اساس اسلام باور و اعتقاد وجود داشت اما در زمان یزید ظاهر اسلام هم مدنظر قرار نمی گیرد. هنر امام حسین(ع) در این بود که روح رفته از کالبد جهان اسلام را به آن برگرداند تا تاثیرگذار شود. روح موجب حرکت و حیات می شود و الا کالبد از هم متلاشی می شود.

ایزدهی بیان کرد: اساس فلسفه امام حسین(ع) احیای سنت پیامبر(ص) است لذا برای بررسی فلسفه سیاسی قیام امام حسین(ع) باید بدانیم فلسفه قیام پیامبر(ص) چه بود و منبع و خواستگاه اصلی ارزش های اسلامی را بازخوانی کنیم؛ طبق این گفته امام حسین(ع) که «می خواهم به سیره جدم بازگشت کنم». هر آنچه که در سیره امام حسین(ع) و قیام او می بینیم، بازگشت به آن چیزی است که در سیره پیامبر(ص) وجود داشت و در زمان خلفا تضعیف شده بود و از زمان امام حسین(ع) عملا بحث نابودی آن مطرح شد، لذا امام خود را مکلف دید تا با این پدیده مخالفت کند.

وی اظهار کرد: فرآیند قیام امام حسین(ع)علاوه بر بازگشت از خلافت نامشروع، بازگشت به ارزش های بنیادینی که پیامبر(ص) بعد از جاهلیت آنها را ایجاد کرده بود مانند عدم تبعیض و مساوات، رفع اشرافی گری، دوری از لذت های نامشروع، سعادت محوری و حاکمیت فرهیختگان و به معنای کامل بحث اطاعت و عبادت خداوند و ارزشهای انسانی. این مولفه ها شامل فلسفه های قیام عاشورا می‌شوند.

ایزدهی به وجود جاهلیت مدرن اشاره کرد و گفت: امروز فرهنگ جاهلیت مدرن در جهان اسلام بوجود آمده و همچنان در بسیاری از کشورهای جهان اسلام حاکمان ناشایست و کارگزاران نامشروع که بر اساس نظام قبیله اداره می شوند، اسلام و ارزش های انسانی را مدنظر قرار نمی دهند؛ مساوات بین مردم در بهره گیری از منابع را مدنظر قرار نمی دهند و با دشمنان اسلام همچون اسرائیل همکاری می کنند.

حاکمیت سیاسی یزید چه از حیث شایستگی و چه از لحاظ دینی و چه از نظر قرارداد اجتماعی نامشروع بود لذا امام حسین(ع) نمی توانست با وی بیعت کند

این محقق و نویسنده کشورمان ادامه داد: امروز هم در جهان اسلام کارگزارانی فاقد ارزش های انسانی وجود دارند. در اینجا قیامی مانند قیام امام حسین(ع) باید مد نظر قرار بگیرد اما استراتژی مبارزه چیست؟ مسائل کنونی جهان اسلام همان مساله گذشته هستند همچون ارائه فرهنگ حسینی که بازگشت به ارزش هاست در سطح حاکمان و امت اسلامی.

وی درباره شبهاتی که در جهت تخریب قیام امام حسین(ع) و در راستای قدرت‌طلبی امام بیان می شود، گفت: قیام امام مقوله تک بعدی نیست بلکه معادله ای است که از چند جهت قابل بررسی است. از یک بعد موضوع حاکمیت جور مطرح است. طبق گفته پیامبر(ص) خانواده ابوسفیان شایستگی حکومت نداشتند. پس از فوت معاویه بر اساس صلح نامه ای که با امام حسن(ع) منعقد شده بود، نمی باید کسی از قبل برای حاکمیت تعیین می شد، اما انتخاب یزید به عنوان خلیفه، خلاف عهدنامه ای بود که امام با معاویه منعقد کرده بود.

این استاد حوزه و دانشگاه اظهار کرد: حاکمیت سیاسی یزید چه از حیث شایستگی و چه از لحاظ دینی و چه از نظر قرارداد اجتماعی نامشروع بود، لذا امام حسین(ع) نمی توانست با وی بیعت کند. یکی از مواردی که می تواند علت قیام تلقی شود، حاکمیت است. امام حسین(ع) اساسا دارای مشروعیت برای حکومت است اما حاکمیت سیاسی باید با حمایت و پشتیبانی مردم صورت بگیرد.   

ایزدهی تصریح کرد: امام اگر به دنبال قیام در ابتدای کار بود، طبیعتا به مکه نمی رفت اما بعد از مشاهده اقبال عمومی در عراق، مردم حجت را بر امام تمام کردند و امام به سمت کوفه رفت تا با حاکم آنجا مواجهه شود، اما مساله فقط حاکمیت سیاسی نبود. در جهان اسلام فارغ از حاکمیت سیاسی که البته حق اهل بیت(ع) است و با حمایت مردم فعلیت پیدا می کند، مشکلات جهان اسلام فراگیرتر از این موضوعات بود.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی اظهار کرد: یکی از مسائلی که خارج از حاکمیت، امام با آن مواجهه بود، آشنایی مردم نسبت به واقعیات جهان اسلام بود لذا هدف گذاری امام در حرکت به سوی مکه و مدینه و در زمان حج است که بیشترین تعداد از مردم حاضر هستند تا روشنگری درباره انحراف در خلافت و جهان اسلام کند. یکی از مسائل دیگر روشنگری درباره نخبگان است. امام برای افراد زیادی در مکه و مدینه روشنگری کردند.

امام می دانست به شهادت می رسد اما وظیفه خود می دانست برای حیات اسلام و بازگرداندن روح حاکم بر اسلام روشنگری کند

ایزدهی ادامه داد: امام قیام نکرد تا شهید شود اما از نظر سنت الهی، اتفاق بزرگی باید نگاه مردم را عوض کند. جهان اسلام حرکت خزنده و پنهانی را آغاز کرده بود که به تدریج فرهنگ عمومی مردم تغییر کرد و نگاه ها عوض شد. باید نگاه مهم و جدی رخ می داد که صدای بلندی در جهان اسلام و زمان بعد از خود ایجاد کند تا مردم را از خواب بیدار کند و نظام حاکم را از بین ببرد.

وی تصریح کرد: بعد از واقعه عاشورا هیچ کس از اقدام یزید حمایت نکرد. تحرک بخشیدن به جهان اسلام جز به واسطه امر مهمی رخ نمی داد. مقوله قیام امام را نمی توان تک بعدی معنا کرد که صرفا برای قیام و یا برای روشنگری بود در حالی که مجموعه ای از این عوامل را شامل می شد که امام با درایت و موضوع شناسی از جامعه خود دست به این اقدام زد.

مدیرگروه سیاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در پایان سخنانش گفت: امام می دانست به شهادت می رسد اما وظیفه خود می دانست برای حیات اسلام و بازگرداندن روح حاکم بر اسلام روشنگری کند. اگر مردم اصلاح می شدند و یا قیام می کردند و به شهادت می رسیدند، هر دو اتفاق مطلوبی بود و در نهایت «اِحدی الحُسنَیین» می شود. اگر امام برای قیام در جهان اسلام موفق شود، خیر است و در غیر این صورت در سایه روشنگری و هدایت و شهادت جهان اسلام به خطوط تعیین شده پیامبر(ص) بازمی گردد که آن هم مطلوب است.


انتهای پیام/




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ماهیت قیام عاشورا رسانه‌ای و فرهنگی است نه نظامی/ تشریح راهبردهای تبلیغاتی جبهه حسینی و یزیدی

تاریخ:یکشنبه 25 شهریور 1397-12:49 ب.ظ


حجت‌الاسلام ایزدهی:
گروه سیاسی ــ مدیر گروه سیاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با تشریح ابعاد جنگ رسانه‌ای و تبلیغاتی حکومت یزید و امام حسین(ع) در مقابل یکدیگر گفت: قیام‌های صورت گرفته پس از قیام عاشورا که بر مبنای اگاهی‌بخشی امام حسین(ع) و حضرت زینب(س) شکل گرفت نشان داد که ماجرای کربلا، ماجرای جنگ، نبرد سخت و نظامی و مبارزه دو لشکر نیست بلکه ماهیت فرهنگی و رسانه‌ای دارد به نوعی که تا صدها سال پس از آن، قیام‌های عمده و اساسی رخ داده در جهان اسلام متأثر از قیام امام حسین(ع) بوده است.

حجت‌الاسلام و المسلمین سید سجاد ایزدهی، مدیر گروه سیاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در گفت‌وگو با خبرنگار ایکنا درباره رویکرد و استراتژی امام حسین(ع) برای مقابله با حکومت نامشروع یزید و توجه ایشان به بسترسازی فرهنگی برای قیام و حضور فعالانه در میدان جنگ رسانه‌ای علیه بنی امیه گفت: قضیه کربلا و قیام عاشورا بیش از آنکه وجهه نظامی و جنگی داشته باشد بیشتر به تعبیر امروز، جنبه رسانه‌ای داشت. بنی امیه و حکومت یزید در این حوزه، اقدامات زیادی به لحاظ جنگ روانی و تحریف شخصیت‌ها انجام دادند و توانستند فضای عمومی را به دست گرفته و ماجرا را در کربلا بدان گونه به پیش ببرند.

خارجی معرفی شدن امام حسین(ع) نتیجه جنگ رسانه‌ای دشمن بود/ کوفیان از ترس لشکر خیالی مسلم را رها کردند

وی ادامه داد: به عنوان نمونه مشاهده می‌شود آنقدر فضای جنگ روانی دشمن شدید است که از امام حسین(ع) و خاندان ایشان، به عنوان نوادگان پیامبر اکرم(ص)، تحت نام «خارجی» و خروج‌کنندگان از دین پیامبر(ص) یاد می‌شود و مردم شام به این شکل با اسرای کربلا روبرو می‌شوند. یا وقتی در کوفه مسلم بن عقیل مردم را دور خود جمع می‌کند دشمن با تاکتیک‌‌های جنگ رسانه‌ای و روانی، مانند شایعه، رعب‌افکنی و تفرقه‌افکنی، به گونه‌ای عمل می‌کند که مردم کوفه قبل از اینکه سپاهی از شام وارد کوفه شود عملا دور حضرت مسلم را خالی می‌کنند و متفرق می‌شوند در حالی که هیچ اتفاقی نیفتاده بود و در حالی که عبیدالله بن زیاد هست و مسلم هم حضور دارد اما مردم از ترس احتمال جنگ، لشکر خیالی و امکان نابودی از اطراف مسلم متفرق می‌شوند و او را تنها می‌گذارند.

حجت‌الاسلام ایزدهی اظهار کرد: این جنگ رسانه‌ای آنقدر قدرتمند عمل می‌کند که حکومت یزید همین مردم کوفه را که عملا به دنبال بیعت با امام حسین(ع) بودند به سوی جنگ با امام حسین(ع) گسیل می‌دارد. این نکات بسیار تامل برانگیز است به خصوص اینکه وقتی صحنه مبارزه به خوبی مطالعه شود می‌بینیم که لشکر کفر یا لشکر مسلمان شام با امام حسین(ع) نجنگید بلکه لشکر مسلمان کوفه به جنگ با امام حسین(ع) برخاست که دلیل عمده آن همین جنگ رسانه‌ای و عملیات روانی دشمن بود.

تشریح راهبرد رسانه‌ای تقابلی و تهاجمی امام حسین(ع)/ مکه و موسم حج؛ بهترین مکان و زمان برای آگاهی‌بخشی

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در خصوص اقدامات رسانه‌ای و فرهنگی امام حسین(ع) هم در مقابله و هم در تهاجم به دشمن گفت: امام حسین(ع) وقتی بیعت با یزید را نمی‌پذیرند و از مدینه خارج می‌شوند به تنها جایی که برای رفتن فکر می‌کنند مکه و آن هم در موسم حج است. زیرا آنجاست که مردم از قبایل و طوایف مختلف حضور دارند و جمع می‌شوند. طبیعتا اگر اطلاع‌رسانی، آگاهی‌بخشی و روشنگری ماهیت فاسد یزید و حکومت بنی‌امیه نبود و انحراف عظیم در اسلام پس از پیامبر(ص) برای مردم تبیین نمی‌شد و ضرورت بازگشت به اسلام محمدی برای جامعه بیان نمی‌شد قیام امام حسین(ع) در کربلا نمی‌توانست دستاورد بزرگی داشته باشد.

وی تأکید کرد: لذا امام حسین(ع) مکه را برای حضور خود انتخاب می‌کنند و هم با توده مردم به طور مفصل صحبت می‌کنند و هم با نخبگان جامعه به بحث می‌نشینند و اذهان را روشن می‌سازند تا اگر بعدا اتفاقی افتاد این افراد در فضای اهداف قیام و شناخت ماهیت دشمن قرار بگیرند. علاوه بر این امام حسین(ع) در مکان‌های مختلفی که در طول سفر رفتند خطبه خواندند و نه فقط برای دوستان بلکه برای دشمنان نیز صحبت کردند و تا روز و ساعات آخر بحث امام حسین(ع) اگاهی‌بخشی و فهماندن جریان حق و باطل برای مردم بود.

حجت‌الاسلام ایزدهی عنوان کرد: درست است که ماجرای کربلا به شهادت امام حسین(ع) و یارانش منجر شد ولی چون حضرت به لحاظ رسانه‌ای فضا را مهیا کرده بودند، تازه بعد از قیام عاشورا این بعد رسانه‌ای قیام، توسط حضرت زینب(س) و سایر اسرا خودش را نشان می‌دهد و انها رسالت اطلاع‌رسانی و آگاهی‌بخشی به مردم را انجام می‌دهند و این اطلاع‌رسانی را محدود به شهادت امام حسین(ع) نمی‌کنند بلکه در سطح کلان‌تر، مسئله انحراف و تمایز دو جریان حق و باطل را تبیین می‌کنند. این جریان رسانه‌ای امام حسین(ع) در قالب حضرت زینب(س) و سایر اسرا آنقدر به خوبی آگاهی‌بخشی می‌کند که مردم کوفه منفعل شده و متوجه می‌شوند واقعیت ماجرا چه بوده است و از همین کوفه بود که قیام توابین و مختار و سایر قیام‌ها علیه بنی‌امیه شکل می‌گیرد.

عضو هیئت علمی گروه فقه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی یادآور شد: این جنگ رسانه‌ای حتی در داخل شام که سخت‌ترین دشمنان اهل بیت(ع) حضور دارند، نیز ادامه می‌یابد و اسرا شامیان را در مجلس یزید وادار به گریه و انابه و پشیمانی می‌کنند و حتی در نقلی یزید هم اعلام پشیمانی می‌کند و می‌گوید من نمی‌خواستم چنین اتفاقی بیفتد. براین اساس ماجرای کربلا، ماجرای جنگ، نبرد سخت و نظامی و مبارزه دو لشکر نیست بلکه ماهیت فرهنگی و رسانه‌ای دارد. در این جنگ نظامی مشخص است که که ۷۲ نفر در مقابل یک لشکر عظیم نمی‌توانند دوام بیاورند اما چون ذات این مبارزه، نظامی نیست و فرهنگی و رسانه‌ای است معلوم می‌شود که امام حسین(ع) در این مبارزه پیروز شد و توانستند افکار اقشار مختلف مردم اعم از قشر خاکستری و نخبگان، را به سمت اهداف و رسالت قیام سوق دهند.

وی اضافه کرد: به همین دلیل است که پس از مدتی کوفه قیام می‌کند، حکومت یزید منقرض می‌شود و حتی خود حکومت بنی‌امیه به دلیل همین فضای رسانه‌ای پس از قیام عاشورا به مرور تضعیف و متزلزل شده و سقوط می‌کند. حتی تاریخ می‌گوید صدها سال پس از واقعه کربلا، قیام‌های عمده و اساسی رخ داده در جهان اسلام متأثر از قیام امام حسین(ع) بوده است. این نشان می‌دهد که از حیث رسانه‌ای، امام حسین(ع) با نگاه روشنگری و هدایت‌گری وارد فضای مقابله با حکومت یزید شد و یک خط و مسیر را به لحاظ آگاهی‌بخشی ایجاد کرد که هنوز نه تنها در جهان اسلام قیام‌ها به حرکت امام حسین(ع) ارجاع می‌شود بلکه گاندی غیر مسلمان هم در مسیر مبارزه با استعمار انگلیس به فرهنگ امام حسین(ع) و قیام عاشورا استناد می‌کند.

منطق غالب جنگ امروز ما با دشمن نیز جنگ روانی و رسانه‌ای است/ راهبرد دشمن؛ ایجاد حس ناامنی، ترس از جنگ و ناامیدسازی در مردم

حجت‌الاسلام ایزدهی درباره نسبت این نوع نگاه به حرکت امام حسین(ع) با تحولات امروز و به ویژه در تقابل با دشمنان امروز دنیای اسلام گفت: در زمان حاضر نیز بیش از اینکه منطق ما جنگ نظامی و حتی اقتصادی با دشمن باشد بلکه این جنگ رسانه‌ای با دشمن است که اهمیت دارد. به عبارتی اگر دشمن، لشکر خیالی و نداشته خود را به کوفه گسیل داشت و مردم را از اطراف حضرت مسلم متفرق کرد این لشکر خیالی امروز هم وجود دارد و تهدید دشمن به جنگ و تحریم‌های فلج‌کننده بیش از آنکه نظامی و اقتصادی باشد تهدید و ارعاب فرهنگی و رسانه‌ای است.

مدیر گروه سیاست پزوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ابراز کرد: به عبارتی بوق‌های رسانه‌ای دشمن هستند که مردم را تهییج و تهدید می‌کنند و می‌ترسانند و مردم هم خواسته یا نواخواسته مرعوب این فضاسازی‌های می‌شوند و چه بسا فکر می‌کنند کمبود کالا یا بالاتر از آن قحطی در راه است و خودشان دست به احتکار خانگی کالا می‌زنند و فضای اقتصادی کشور را با مشکلات جدی‌تری مواجه می‌سازند. این منطق دشمن است که در کشور ایجاد التهاب کند تا مردم خودشان به التهابات دامن زده و آن را تشدید کنند. در واقع راهبرد دشمن همین ایجاد احساس ناامنی، ایجاد ترس از حمله و از بین بردن امید مردم است و لشکر رسانه‌ای دشمن همواره تلاش می‌کند این سناریو را عملی کند.

وی ادامه داد: البته از یک جهت مردم این زمان هوشیارتر و آگاه‌ترند و تجربه زمان‌های گذشته، مانند همین قضیه کربلا و جنگ‌های صدر اسلام، را پیش روی خود دارند و از همه مهمتر رهبری داهیانه آیت‌الله خامنه‌ای نیز هشدارهای لازم را در خصوص همین جنگ روانی و رسانه‌ای در کنار جنگ اقتصادی دشمن داده‌اند. طبیعتا در این میان مردم باید هوشیار باشند که در این جنگ رسانه‌ای و حملات روانی فریب کسانی را که از گذشته علیه کشور شمشیر کشیده‌اند را نخورند و فریفته سخنان ظاهرالصلاح کسانی که دست چدنی خود را در دستکش مخملی پنهان کرده‌اند نشوند. ‌

حجت‌الاسلام ایزدهی تصریح کرد: به عبارت دیگر اگر محور اصلی جنگ امام حسین(ع) با یزید، بحث فرهنگ، دین و اصلاح بود و دو نوع رویکرد و جهان‌بینی مقابل هم قرار گرفتند که در آن لشکر یزید برای از میان برداشتن جهان‌بینی الهی امام حسین(ع) این جنایت را رقم زد امروز هم این دو رویکرد وجود دارند؛ یکی رویکرد الهی، خداباوری، سعادت‌باوری و معادباوری و دیگری رویکرد سکولار، الحاد و خداناباوری.

همراهی با مکتب امام حسین(ع) مستلزم فهم قیام عاشورا است/ امروز منبرها و مجالس عزا یک رسانه عظیم‌اند

این محقق و پژوهشگر با بیان اینکه این دو جبهه در حال جنگ با هم هستند و جنگ اقتصادی و نظامی در حاشیه است و اگر هم وجود دارد ذیل آن مبحث و مبارزه اصلی است، گفت: حال اگر ما طرفدار امام حسین(ع) هستیم و در مراسم عزاداری امام حسین(ع) شرکت می‌کنیم باید بدانیم هدف غایی قیام امام حسین(ع) این بود که اسلام، سعادت‌محوری، خداباوری، معنویت‌گرایی، اخلاق‌مداری، عدم تشریفات، عدم تبعیض، عدم استبداد کارگزاران حاکم شود. طبیعتا همراهی با نظام و مکتب امام حسین(ع) به این معناست که منطق امام حسین(ع) درک شود و رسانه و اهداف ایشان که در سخنان و خطابه‌‌های امام است فهمیده شده و در کنار آن نیز دشمن را هم براساس رویکرد مواجهه امام حسین(ع) بشناسیم.

وی با تأکید بر اینکه امروزه منبرها، روضه‌ها و مجالس عزای امام حسین(ع) خود یک رسانه عظیم هستند، گفت: البته این به  شرطی است که این پیام به خوبی ابلاغ شود و به ظاهر قیام امام حسین(ع) و ریختن اشک محدود نشود که البته آن هم مهم است. فراتر از اشک، منطق امام حسین(ع) است که باید ابلاغ شده و توسعه پیدا کند. توابین هم امام حسین(ع) را همراهی نکردند ولی بعدها اشک ریختند. باید منطق قیام و مواجهه امام حسین(ع) با یزید و یزیدیان فهمیده شود و براساس این منطق، در مواجهه امروز که با مواجهه زمان امام حسین(ع) مشابهت دارد، بتوان مانند یک رسانه‌ عمل کرد و منطق حسینی را در جامعه اشاعه و گسترش داد و تعمیق بخشید و به تبع آن جنگ رسانه‌ای دشمن را از این جهت تحت‌الشعاع قرار داد.

گفت‌وگو از مهدی مخبری

انتهای پیام




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




Admin Logo
themebox Logo