نگاهی به علل و عوامل قیام امام حسین(ع) (بخش 3)

تاریخ:جمعه 4 دی 1388-04:07 ب.ظ

حضرت صفاتى چون فسق، شرابخوارى، قتل نفس و ارتكاب علنى فسق و فجور را از جمله صفاتى معرفى مى‏نماید كه موجب مى‏شود هركس بدان صفات متصف باشد در اساس، شایستگى بیعت براى تصدى حكومت بر جامعه اسلامى را ندارد امام حسین در این نمونه از روایات كه از نظر گذشت یزید را حائز ابتدائى‏ترین شرایط حكمرانى بر امت اسلامى نمى‏داند بلكه حكمرانى وى را موجب تباهى دین و نابودى شریعت معرفى مى‏نماید و بر همین اساس بیعت با وى را نمى‏پذیرد خصوصیات فردى و فساد گسترده یزید به حدى است كه وقتى عبدالله فرزند حنظلة غسیل الملائكه كه قیام مردم مدینه بر علیه یزید (پس از ماجراى كربلا) را فرماندهى مى‏كرد درباب سبب قیام خویش علیه یزید مى‏گوید:

«و اللَّه ما خرجنا على یزید حتى خفنا ان ترمى بالحجارة من السماء انه رجل ینكر امهات الاولاد والبنات و الاخوات و یشرب الخمر و یدع الصلاة؛[1]

قسم به خدا ما بر یزید خروج نكردیم تا این‏كه ترسیدیم آسمان بر ما سنگ ببارد زیرا یزید كسى است كه به زنان بچه‏دار، دختران و خواهران مردم تجاوز مى‏نماید شرب خمر نموده و تارك‏الصلاة است.»

 و بر این اساس امام حسین‏(ع) با توجه به خصوصیات نامبرده در یزید نمى‏بایست بلكه نمى‏توانست خلافت وى را به رسمیت بشناسد و با وى بیعت نماید.



[1] السیوطى، تاریخ الخلفاء، ص 165

از این روى چون شهر مدینه دیگر امنیت لازم براى آن حضرت را نداشت از یك سو به‏خاطر امنیت خویش و در سوى دیگر به‏خاطر اداى فریضه امر به معروف و نهى از منكر زبانى كه از اولین مراتب این فریضه است رو به سوى حرم الهى و شهر مكه نهاد تا مردم مسلمان را كه از هر سو به آن حرم امن روى مى‏آورند از این ماجرا آگاه ساخته و مفاسد و انحرافات دولت ظالم آگاه سازد. پس از آن‏كه یزید عدم بیعت و افشاگرى ‏هاى آن حضرت علیه حكومت ظالم را برنتابید سعى بر قتل آن حضرت گرفت. امام‏(ع) نیز اولاً براى از بین نرفتن حرمت خانه خدا و نریختن خون در آن حرم امن و ثانیاً براى حفاظت از جان خویش و همین‏طور براى قیام بر علیه حاكم ظالم در سایه حمایت مردم عراق حج خویش را نیمه تمام رها كرده و به سوى عراق عزیمت نمودند.

 بنابراین آنچه ابن تیمیه در خدشه‏دار كردن قیام امام حسین ادعا نموده است به این‏كه این قیام نوعى اجتهاد ظنى همراه با هوا و هوس دانسته است كه تبعیت از آن سزاوار نمى‏باشد از چند سو قابل خدشه و ایراد است وى مى‏گوید:

«و قد یحصل منه نوع من الاجتهاد مقروناً بالظن و نوع من الهدى الخفى فیحصل بسبب ذلك ما لا ینبغى اتباعه فیه؛[1]

این قیام امام حسین‏(ع) نوعى اجتهاد همراه با ظن و نوعى از هوا و هوس پنهان بود و بدین سبب تبعیت از وى در این قیام سزاوار نبود.»

 زیرا از یك سو امام‏(ع) با استناد به سخن پیامبر(ص) از بیعت با یزید استنكاف ورزید حضرت فرموده بود:

«لقد سمعت جدى یقول ان الخلافة محرمة على آل ابى سفیان؛[2]

همانا از جدم پیامبر(ص)شنیدم كه فرمود خلافت بر اولاد ابوسفیان حرام است.»

 و گرچه معاویه نیز براساس این روایت غاصب خلافت بود اما شرایط خاصى كه در زمان صلح امام حسن با معاویه حاكم بود امام حسن‏(ع)را وادار به صلح با او تحت شرایط خاص نمود و از جمله شرایط این بود كه معاویه كسى را پس از خود به‏عنوان خلیفه نصب نكند بنابراین گرچه معاویه و یزید هر دو طبق نص روایت پیامبر(ص) عنصرى ناشایسته براى تصدى حكومت بودند اما موقعیت قیام علیه معاویه مهیا نبود و مردم از همراهى با امام حسن‏(ع) سرباز زده بودند و نبرد با معاویه با تجربه بدى مواجه شده بود و حال آن‏كه این شرایط حداقل به‏صورت ظاهر در زمان حكومت یزید فراهم بود زیرا :

اولاً، نصب یزید توسط معاویه براساس مفاد صلح امام حسن غیرقانونى بود؛

ثانیاً، یزید از فراست و كاردانى پدرش برخوردار نبود؛

ثالثاً،یزید علناً مرتكب فسق و فجور مى‏شود برخلاف پدرش كه ظواهر اسلام را مراعات مى‏نمود؛

رابعاً، این‏كه برخلاف زمان امام حسن‏(ع) مردم كوفه مشتاقانه از امام حسین‏(ع)دعوت به قیام نموده و همراهى خویش را اعلام نموده بودند.

و در مجموع براساس روایت پیامبر (ص)، اصل عدم به رسمیت شناختن خلافت آل ابى سفیان است و اگر شرایط خاص موجب عدول از این اصل در زمان خاصى شد اصل حرمت خلافت آل ابى سفیان در موارد دیگر به جاى خود باقى است. و در سوى دیگر مقتضاى امر به معروف و نهى از منكر ایجاب مى‏كند كه مسلمانان آزاده ظلم و جور حاكمان را برنتابیده بر فساد فراگیر یزید سكوت ننموده و از تعطیل حدود الهى و تاراج بیت‏ المال و صرف آن در عیش و نوش‏ها جلوگیرى نمایند، بلكه امام‏(ع) با استناد به سخن پیامبر گرامى اسلام كسانى كه بر این امور سكوت كرده و اعلام انزجار ننمایند را به مانند خود آن ظالمین دانسته و در عذاب آنها سهیم مى‏داند و از این روى خود را موظف به فریضه امر به معروف و نهى از منكر و قیام علیه چنین حاكمى مى‏داند.

«یا ایها الناس ان رسول اللَّه‏(ص) قال: من رأى سلطاناً جائراً مستحلاً لحرام اللَّه ناكثاً لعهداللَّه مخالفاً سنة رسول اللَّه یعمل فى عباداللَّه بالاثم والعدوان فلم یغیر ما علیه بفعل و لا قول كان حقاً على اللَّه ان یدخل مدخله؛[3]

اى مردم همانا رسول خدا (ص) فرمود: كسى كه سلطانى را دید كه ستمكار است حرام خدا را حلال مى‏شمارد عهد خدا را شكسته و با سنت پیامبر مخالفت مى‏نماید بر بندگان خدا جور و ستم روا مى‏دارد پس بر او به زبان و عمل خرده نگیرد و اعتراض ننماید سزاوار است بر خداوند كه وى را در جایگاه همان ظالم بنشاند.»

 پیامبر(ص) براساس این روایت لزوم تغییر چنین وضعیتى را چه با سخن و چه با عمل مورد تأكید قرار داده بلكه كسانى كه بر این موارد سكوت كرده و نارضایتى خویش را اعلام ننمایند مستحق عقابى برابر با همان ظالم معرفى نموده است.

 امام حسین‏(ع) در ادامه همین روایت با تطبیق شرایط موجود با مفاد روایت پیامبر(ص) و برشمردن مفاسد حاكمان وقت خود را موظف به قیام علیه یزید دانسته و مشروعیت قیام خویش را به سخن پیامبر (ص) مستند مى‏سازد.

«الا و ان هولاء قد لزموا طاعة الشیطان و تركوا طاعة الرحمن و اظهروا الفساد و عطلوا الحدود واستأثروا بالفى‏ء و احلّوا حرام اللَّه و حرمّوا حلاله؛[4]

همانا این گروه ملازم اطاعت از شیطان شده و اطاعت از خدا را ترك نمودند فساد را در جامعه اظهار و حدود را تعطیل نمودند بیت‏المال را غارت، حرام خداوند را حلال و حلالش را حرام نمودند.»

 ابن تیمیه ضمن چشم فرو بستن از مفاسد بى‏شمار یزید و تصدى گروهى كه در حدود حلال نمودن حرام خدا و حرام نمودن حلال آن بودند و بیت‏المال مسلمانان را به غارت مى‏بردند، خروج و قیام بر هر صاحب سلطنتى را موجب ایجاد شرّ و طبیعتاً قبیح دانسته است:

«فان مفسدته اعظم من مصلحته و قل من خرج على امام ذى سلطان الا كان ما تولد على فعله من الشر اعظم مما تولد من الخیر؛[5]

همانا فساد این قیام عظیم‏تر از مصلحت آن بوده است و كم است كه خروج علیه صاحب سلطنتى بشود مگر این‏كه شرّ این كار از خیرش بیشتر است.»

 وى نه تنها این قیام را نامشروع و موجب شرّ دانسته است بلكه آن را سبب شر عظیم و موجب پیدایش فتنه‏هاى متأخر كه عبارت از قیام‏هاى متعدد (حركت مدینه، حركت ابن زبیر، حركت توابین، حركت زید بن على و ...) علیه امویان است دانسته است وى بدون پرداختن به نوع حكومت امویان و انحرافات بسیارى كه به‏واسطه آنها در دین اسلام پدید آمد اساس مخالفت با آنها به‏عنوان حاكم و سلطان را نامطلوب و نامشروع دانسته است.

«ان ما قصده الحسین من تحصیل الخیر و دفع الشر لم یحصل منه شى بل زاد الشرّ بخروجه و قتله و نقص الخیر بذلك و صار سبباً شرٍ عظیم لان خروجه مما اوجب الفتن؛[6]

همانا قصدى كه امام حسین‏(ع)در تحصیل خیر و دفع شر داشت چیزى را در پى نداشت بلكه خروج و قتل ایشان موجب زیاد شدن شر و نقصان خیر شد و سبب شر عظیم شد زیرا خروج امام حسین موجب فتنه‏هاى بسیارى گردید.»

 نكته دیگرى كه ابن تیمیه قیام حسینى را بدان علت نامشروع مى‏خواند این است كه قیام امام حسین هیچ مصلحتى را نه در دنیا و نه در آخرت در پى نداشت بلكه خروج و قیام ایشان مفاسدى را در بر داشت كه در صورت عدم حركت از مدینه چنین مفاسدى ایجاد نمى‏شد. وى در این باب مى‏گوید:

«لم یكن فى خروجه مصلحة لا فى دین ولا فى دنیا و كان فى خروجه و قتله من الفساد ما لم یكن یحصل لو قعد فى بلده؛[7]

خروج امام حسین مصلحتى در دین و دنیا را در بر نداشت بلكه خروج و قتل ایشان فسادى را در برداشت كه اگر ایشان در شهر خویش مى‏ماند (و قیام نمى‏كرد) اتفاق نمى‏افتاد.»

 در این باب باید گفت به شهادت تاریخ خروج امام حسین‏(ع) از شهر مدینه در آغاز به انگیزه قیام و سرنگونى حكومت یزید نبوده است بلكه امام‏(ع)به مجرد استنكاف از بیعت مورد تهدید واقع شد و مجبور شد به‏ خاطر حفظ جان خویش اولاً و آگاهى‏بخشى به مردم در ایام حج روانه شهر امن الهى مكه شود و به علت این‏كه سربازان یزید قصد ریختن خون آن حضرت در ایام حج و حرم الهى را داشتند ایشان به‏خاطر حرمت‏بخشى خانه امن الهى از خونریزى و حفظ جان خویش مكه را ترك و به خاطر نامه‏هاى متعدد در حمایت از ایشان توسط مردم كوفه راهى آن شهر شدند. و در حقیقت مى‏توان گفت كه این، یزید بود كه امام را به پیمودن این مسیر مجبور نمود و حضرت، خود به دلخواه خود شهر مدینه را ترك نفرمود. ابن عباس در نامه‏اى كه به یزید مى‏نویسد در این باب مى‏گوید:

«لا تحسبن(لا اباً لك) نسیت قتلك حسیناً و فتیان بنى عبدالمطلب و ما انسى من الاشیاء فلست بناسٍ اطراوك الحسین بن على من حرم رسول اللَّه الى حرم اللَّه و دسك الیه الرجال لتغتاله فاشخصته من حرم‏اللَّه الى الكوفه ثم انك الكاتب الى ابن مرجانه (عبیداللَّه بن زیاد) ان یستقبل حسیناً بالرجال و امرته بمعالجته و ترك مطاولته و الالحاح علیه حتى یقتله و من معه من بنى عبدالمطلب؛[8]

گمان مكن(اى بى‏پدر) كه فراموش كردم قتل تو حسین و جوانان فرزند عبدالمطلب را، و فراموش نمى‏كنم كه تو حسین بن على‏(ع) را از حرم پیامبر(ص) به حرم خداوند فرارى دادى و در آن جا نقشه ترور وى را كشیدى و وى را به سمت كوفه روانه كردى سپس به عبیدا... بن زیاد نوشتى كه جلوى حسین را گرفته و بر او سخت بگیرد تا این‏كه او و همراهانش از فرزندان عبدالمطلب را كشتى.»

 و بر این اساس، این امام حسین نبود كه موجبات قتل خویش را فراهم كرد بلكه حاكمان جائر درصدد بودند كه امام حسین‏(ع) را به شهادت برسانند و با این‏كه حضرت، خویش را در منطقه امن الهى جاى داده بود آنها قصد قتل ایشان را داشتند و لذا حضرت به خاطر این‏كه حرمت خانه خدا كه خون ریختن در آن حرام است رعایت شود از شهر مكه بیرون رفت و فرمود آنها هر كجا كه باشد مرا خواهند كشت و من نمى‏خواهم به واسطه كشتن من حرمت خانه خدا از بین برود.

«واللَّه لئن اقتل خارجاً منها بشبر احبّ الى من ان اقتل فیها و ایم اللَّه لو كنت فى حجر هاقه من هذه الهوام لاستخرجونى حتى یقضوا بى حاجتهم واللَّه لیعتدن على كما اعتدت الیهود فى السبت؛[9]

قسم به‏خدا اگر به اندازه یك وجب خارج از مكه كشته شوم بهتر است از این‏كه در مكه كشته شوم قسم به‏خدا اگر در لانه مارهاى سمّى هم بودم مرا بیرون مى‏كشیدند تا این‏كه حاجت خود را برآورند (مرا بكشند) و آنها بر من ظلم مى‏كنند چنانچه یهود در روز شنبه مرتكب شدند.»

 نكته دیگرى كه درباب كلام ابن تیمیه باید گفت این‏كه وى خروج امام را برخلاف مصلحت مسلمین دانسته و ممانعت‏كنندگان از سفر امام‏(ع) به كوفه را طلب‏كنندگان مصلحت اسلام و مسلمین خوانده است:

«و لذا اشار علیه بعضهم ان لا یخرج و هم بذلك قاصدون نصیحته طالبون لمصلحته و مصلحة المسلمین واللَّه و رسوله انما یامر بالصلاح لا بالفساد؛[10]

و به همین روى برخى از اصحاب امام حسین به ایشان گفتند كه از مكه خارج نشود و آنها قصد نصیحت داشته و مصلحت او و مسلمین را خواستار بودند و خداوند و رسولش به صلاح امر مى‏نمایند نه فساد.»

 لكن امام ضمن این‏كه خروج خویش را از مصادیق فساد به دور مى‏داند آن ‏را در راستاى اصلاح در میان امّت پیامبر و مطابق مصلحت این مردم و احیاء فریضه امر به معروف و نهى از منكر و براساس سیره جد و پدر بزرگوارشان تبیین مى‏نمایند و بدین روى حركت امام‏(ع)نه تنها از مصادیق فتنه و فساد نیست بلكه براى هدایت عامه مردم به سیره پیامبر(ص)است. حضرت امام حسین در این باب مى‏فرمایند:

«انى لم اخرج اشراً ولا بطراً ولا مفسداً و انما خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدّى ارید ان آمر بالمعروف و انهى عن المنكر والسیر بسیرة جدى و ابى على بن ابى‏طالب؛[11]

من نه از روى خود خواهى و هوسرانى این حركت را آغاز مى‏كنم و نه براى ایجاد فساد و ستمگرى بلكه هدفم اصلاح امت جدّم (رسول اللَّه) است مى‏خواهم امر به معروف و نهى از منكر نمایم و به سیره جدم و پدرم على بن ابى‏طالب عمل كنم.»

 ابن تیمیه بدون در نظر گرفتن شرایط آن زمان اصل هر قیام علیه صاحب منصبان را موجب فساد معرفى مى‏نماید و حال آن‏كه امام‏(ع) شرایط زمان خویش را به صورتى تبیین مى‏نماید كه جامعه از سنت پیامبر(ص) دور شده بلكه اصل سنت نبوى از بین رفته و بدعتها جایگزین آنها شده است و اگر دین اسلام را درنیابند از بین رفته و نابود مى‏شود و ایشان مردم را به كتاب خدا و سنت پیامبر(ص)دعوت نمود و این نه تنها در ذیل مصادیق فساد جاى نمى‏گیرد بلكه عین مبارزه با فساد و احیاء معارف فراموش شده اسلام است.

«انا ادعوكم الى كتاب‏اللَّه و سنة نبیه فان السنة قد امیتت و ان البدعة قد احییت؛[12]

من شما را به كتاب خدا و سنت پیامبرش مى‏خوانم همانا سنت پیامبر مى‏رانده و بدعت احیاء شده است.»

از این روی با توجّه به این که حاكمان فاسدِ وقت اصلاح خویش و امت پیامبر(ص)را برنتابیده و قصد جان پسرِ پیامبر اسلام را نمودند. این امر موجب قرار گرفتن آنها در ردیف فتنه‏گران و مفسدان شده و اصلاح امور توسّط برترین فرد در جامعه را اقتضا می نمود.

«والسلام»



[1] ابن تیمیه، منهاج السنة، ج 2، ص 245

[2] محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 44، ص 326

[3] ابن اثیر، الكامل فى التاریخ، ج 3، ص 48 یا 280

[4] همان

[5] ابن تیمیه، منهاج‏السنة، ج 2، ص 241

[6] همان، ص 242

[7] همان، ص 242 - 241

[8] تاریخ یعقوبى، ج 2، ص 249

[9] الكامل، ج 4، ص 38

[10] ابن تیمیه،منهاج السنة، ج 2،  ص 241

[11] محمد باقر مجلسی،  بحارالانوار، ج 44، ص 329

[12] همان، ص 34




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Lizzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzz
چهارشنبه 20 مرداد 1389 08:21 ب.ظ
ایول
پاسخ سید سجاد ایزدهی : jتویی که نمی شناسمت(آقایی که ایول داری)؟
از راه دور و از کنار خانه خدا و کعبه و در اوّلین روز ماه رمضان دعای خیرم را نثارت می کنم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo



ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو