حکایت تکرار تاریخ عاشورا

تاریخ:پنجشنبه 25 اسفند 1390-06:21 ق.ظ

بررسی عبرت های قیام کربلا در گفتگو با حجةالاسلام والمسلمین دکتر ایزدهی؛

* سید جواد میرخلیلی
یکی از بحث های قابل توجه در رابطه با قیام امام حسین(ع)، بحث عبرت های عاشورا است که توجه جدی بدان را می طلبد. به





مناسبت فرا رسیدن ایام محرم، گفتگویی را با حجةالاسلام والمسلمین دکتر سید سجاد ایزدهی، عضو هیأت علمی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی قم انجام دادیم که دربردارنده بحث عبرت های عاشورا و بازخوانی وضعیت دوران پیامبر(ص) و بعد از ایشان تا قیام خونین کربلا است.لازم به ذکر است که از دکتر ایزدهی، تاکنون کتب و مقالات متعددی به چاپ رسیده است که کتاب نظارت بر قدرت در فقه سیاسی ایشان، نیز به عنوان کتاب سال انتخاب شده است.
***
* اجازه بدهید سؤال اول خودم را با توجه به فضای پیش از امامت امام حسین(ع) مطرح کنم و اینکه وضیعت سیاسی- اجتماعی زمان پیامبر(ص) چگونه بود که وقتی در دلایل قیام امام حسین(ع) دقیق می شویم، یکی از آن دلایل را تغییر وضعیت جامعه به زمان پیامبر(ص) تلقی می کنند؟
** سؤال خوبی مطرح کردید. باید اشاره کنم که فضای زندگی پیامبر(ص) و زمانه ای که ایشان در آن می زیست، دچار کج روی ها و انحراف هایی بود که شامل مسایل مختلف از قبیل فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و غیره بود؛ به گونه ای که آنها بت می پرستیدند، مرتکب فحشا می شدند، دختران خود را زنده به گور می کردند و بسیاری از عادات و انحرافات دیگر.
پیامبر(ص) همزمان با بعثت، علاوه بر تبیین رسالت و وحی الهی، انقلابی در تمامی بنیادهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه آن روز ایجاد کردند. به گونه ای که جامعه مبتنی بر آموزه های پیامبر(ص) تنها مبتنی بر عبادات نبود، بلکه ایشان تغییری اساسی در تمامی ابعاد جامعه ایجاد کردند.






طبیعی است که در فضای جدیدی که از سوی پیامبر(ص) و بر مبنای آموزه های دین اسلام صورت پذیرفت، مدیریت جامعه نمی توانست بر عهده فرهنگ سابق و افرادی که همان دیدگاه را باور داشتند، باشد. بلکه انقلاب نبوی و ادامه آن مستلزم هدایت جامعه، تحت هدایت و رهبری افرادی بود که دل در گرو اهداف وحی داشته و نسبت به مبانی آن آگاهی کامل داشته باشند. بنابراین در این جامعه، صحبتی از حاکمیت افرادی مانند ابوسفیان که اعتقادی به انقلاب پیامبر(ص) و آرمان های آن ندارند، نخواهد بود. چنانچه در روایتی از امام حسین(ع) آمده است که ایشان فرمود: حاکمیت و رهبری بر افرادی مانند ابوسفیان و خاندان وی حرام است.
* چه شد که این وضعیت و فضای نورانی شکل گرفته در زمان پیامبر(ص) بعد از ایشان دگرگون شد؟
** بعد از بعثت پیامبر(ص)، بنیان ها و ارزشهای جامعه تغییر یافته و از محوریت شرک و کفر به محوریت توحید تبدیل شد. لکن افرادی که دل در گرو این تغییرات و انقلاب نبسته بودند، درصدد بودند جامعه را به زمان قبل از انقلاب نبوی برگردانند. اولین زمزمه های این انحراف در پسامد رحلت پیامبر(ص) رخ داد و مدیریت جامعه بر عهده کسانی قرار گرفت که با این اهداف و آرمانها فاصله داشته و دیدگاه خود را به عنوان دیدگاه شریعت حاکم می دانستند. طبیعی است که چون نقل روایت در این تاریخ ممنوع شده و سخنان پیامبر(ص) به نسل بعد منتقل نشده بود جای اصل و بدل در مدیریت کلان جامعه عوض شد و از سوی دیگر جامعه از مجاری حقیقی انقلاب نبوی سیراب نشد و مردم با گونه ای متفاوت از ارزشها روبرو شدند. در حالی که مدیریت جامعه می بایست بر عهده کسانی باشد که نزدیکترین افراد به پیامبر بوده و منسوب خداوند و پیامبر (ص)باشد. نه کسانی که بتوانند به هر دلیلی مردم را به گرد خود جمع کنند. بدیهی است که افرادی که دل در گرو انقلاب فرهنگی پیامبر(ص) نداشته باشند، گرچه بتوانند مردم را نیز در گرد خود جمع کنند، نمی بایست مدیریت کلان جامعه را بر عهده داشته باشند زیرا با توجه به تأثیرپذیری شدید مردم از حاکمان، آنها خواهند توانست مردم را سمت و سویی که خود می خواهند، سوق داده و کم کم جامعه را از اهداف انقلاب دور سازند. به هر حال، معاویه و یزید که در دوران امامت امام حسین(ع) حاکم شده بودند، چون از اساس، اعتقادی به مبانی دینی توحید و اسلام نداشتند، درصدد بودند بنیان های اعتقادی و ارزشی جامعه را تغییر داده و به زمان جاهلیت برگردانند. در چنین وضعیتی امام حسین(ع) که فرزند خاندان وحی و رسالت بود در مبارزه با فساد فراگیر یزید قیام کرده و مردم را به بازگشت به مبانی انقلاب دعوت نمود.
* سؤالی که در اینجا مطرح می شود این است که آیا مطابق آموزه های اسلام در جامعه، شهروند درجه اول و دوم وجود دارد یا خیر؟
** در پاسخ به این پرسش باید گفت. اگر شهروندی درجه یک و دو به این معناست که برخی از افراد از امتیازات اجتماعی خاصی برخوردار باشند و برخی از آن امتیازات محروم، باید گفت چنین تبعیضی در اسلام، روا نیست، اما اگر مراد از شهروند درجه یک و دو این باشد که بگوییم هر کسی قادر خواهد بود بر مدیریت جامعه تکیه زند؛ باید گفت انقلاب، آرمان ها و مبانی آن، اجازه نخواهند داد افرادی که به آن باور نداشته و هنوز در فضای جاهلیت زندگی می کنند، بر عرصه تصدیگری جامعه گام نهاده و رهبری مردم و ارزشهای آن را بر عهده بگیرد.
طبیعی است که در فضای اسلام پس از پیامبر(ص) یک یهودی یا کافر و یا امثال ابوسفیان، معاویه و یزید نخواهند توانست جانشین و خلیفه رسول خدا باشند. گرچه ممکن است به هر دلیلی و به ناحق خلیفه مردم شده باشند، اما این به معنای مشروعیت آنها و جانشینی پیامبر(ص) در امور جامعه و هدایت و رهبری آنان نیست.
به هر حال، در زمان امام حسین(ع)، فضای ارزشی و انقلابی که در زمان پیامبر(ص) شکل گرفته بود در سایه انحرافاتی که در ذیل رهبری خلفای ناحق صورت پذیرفته بود، به تدریج کم رنگ شده و با دین و اسلام ناب فاصله گرفته بود و ثمره حاکمیت افرادی مانند یزید، جز فساد، تباهی و بازگشت جامعه به مبانی جاهلیت نبود.
نکته ای که این جا باید بگویم این است که ما در طول تاریخ مشاهده می کنیم که صلحی که بین امام حسن(ع) و معاویه منعقد شده بود، مانع قیام شده و حتی امام حسین(ع) هم مانند برادر بزرگوارشان، بدان پایبند بودند، اما بعدها که صحبت از اصل اسلام و در خطر بودن آن پیش آمد، سکوت جایز نبود؛ به گونه ای که سکوت در این وضعیت، خلاف صلح نامه هم تلقی می شد و از سوی دیگر یزید هم به صورت علنی به ضدیت با مبانی اسلام مبادرت می ورزید و در ضمن فاقد کیاست و سیاست معاویه بود. در این وضعیت و در کنار هم قرار دادن این مقدمات، می بایست گفت که امام حسین(ع) باید رسالت خویش را در صیانت از ارزشها و آرمان های اسلام اصیل و انقلاب پیامبر(ص) بر عهده می گرفت و مردم را به دین درست رهنمون می ساخت. تأثیرات این قیام و رویگردانی مردم از مبانی جاهلیت به گونه ای بود که می توان گفت که بعدها و تا سده های متوالی، هر قیامی که بر ضد حاکمان جور، شکل گرفت به خونخواهی از حادثه کربلا و شهدای کربلا بود و تاکنون هم ادامه یافته است.
* اگر بخواهیم بحث عبرت های عاشورا را مطرح کنیم، نگاه شما در مقایسه انقلاب اسلامی با وضعیت آن دوران چیست؟
** سؤال قابل توجهی است. در فضای امروزی جامعه ما بحث برپایی نظام جدید و حالتی شبیه زمان پیامبر(ص) مطرح شد؛ به گونه ای که می توان گفت که امام خمینی با انقلاب اسلامی، بنیان های جامعه و حکومت سابق را در هم ریخت و عوض کرد و مانند قضیه ای که در زمان پیامبر(ص) رخ داد، در این زمان هم شکل گرفت. بحثی که این جا قابل توجه است اینکه کسانی که معتقد به انقلاب نیستند الان هم نمی توانند مسؤولیت امور جامعه و کشوری را در دست بگیرند که بر اساس آرمانهای اعتقادی و ارزشی اسلام اصیل به وجود آمده است. به عبارت دیگر می توان گفت آنان می توانند از حقوق شهروندی برخوردار باشند، اما از حقوق انتخاب شوندگی، خیر. چرا که معتقد به آرمانهای امام راحل(ره) نیستند و نمی توان اداره حکومت و جامعه اسلامی را به دست آنها سپرد.
* نتیجه ای که از مقایسه این دو دوران به دست می آید را چگونه ارزیابی می فرمایید؟
** نتیجه منطقی همه اینها بحث عبرت هایی از تاریخ است که عین آن حکایت، اکنون در حال تکرار شدن است و اگر بخواهیم از آرمانهای امام راحل فاصله بگیریم، مشابه وضعیتی برایمان پیش می آید که در بعد از رسول ا...(ص) و حادثه کربلا پیش آمد؛ بنابراین باید دائماً مراقب باشیم؛ چرا که کل ارض کربلا و کل یوم عاشورا.

روزنامه قدس 29/9/1388



نوع مطلب : اندیشه  مناسبت ها 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo



ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو