عبرت های عاشورا

تاریخ:سه شنبه 6 بهمن 1388-08:31 ق.ظ

روزنامه قدس: یکشنبه 29 آذرماه 88

اشاره: یکی از بحث های قابل توجه در رابطه با قیام امام حسین(ع)، بحث عبرت های عاشورا است که توجه جدی بدان را می طلبد. به مناسبت فرا رسیدن ایام محرم، گفت و گویی را با حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید سجاد ایزدهی، عضو هیئت علمی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی قم انجام دادیم که متکفل بحث از عبرت های عاشورا و بازخوانی وضعیت دوران پیامبر(ص) و بعد از ایشان تا قیام خونین کربلا است. لازم به ذکر است که از دکتر ایزدهی، تاکنون کتب و مقالات متعددی به چاپ رسیده است که کتاب نظارت بر قدرت در فقه سیاسی ایشان، نیز به عنوان کتاب سال انتخاب شده است.

*. اجازه بدهید سؤال اول خودم را با توجه به فضای پیش از امامت امام حسین(ع) مطرح کنم و این که وضیعت سیاسی- اجتماعی زمان پیامبر(ص) چگونه بود که وقتی در دلایل قیام امام حسین(ع) دقیق می شویم، یکی از آن دلایل را تغییر وضعیت جامعه زمان پیامبر(ص) تلقی می کنند؟

سؤال خوبی مطرح کردید. باید اشاره کنم که فضای زندگی پیامبر(ص) و زمانه ای که ایشان در آن می زیست، دچار کج روی ها و انحراف هایی بود که شامل مسائل مختلف از قبیل فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و غیره می شد؛ به گونه ای که آنها در بت می پرستیدند، مرتکب فحشا می شدند، بلکه، دختران خود را زنده به گور می کردند و بسیاری خیلی از عادات و انحرافات دیگر که پیامبر (ص) همزمان با بعثت، تنها به تبیین رسالت و وحی الهی، اکتفا نکرده بلکه انقلابی در تمامی بنیادهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه ایجاد کردند. به گونه ای که جامعه مبتنی بر آموزه های پیامبر ص تنها اضافه شدن آموزه های عبادات به جامعه آن روز نبود، بلکه تغییری اساسی در تمامی ابعاد جامعه صورت پذیرفت

طبیعی است که در فضای جدید که از سوی پیامبر ص و بر مبنای آموزه های دین اسلام صورت پذیرفت مدیریت جامعه نمی توانست بر عهده حاکمان قبلی و افرادی که به همان دیدگاه باور داشتند باشد. بلکه انقلاب و ادامه آن مستلزم هدایت جامعه در تحت هدایت و رهبری افرادی باشد که دل در گرو اهداف آن داشته و نسبت به مبانی آن آگاهی کامل داشته باشند.

بنابر این در این جامعه، صحبتی از حاکمیت افرادی مانند ابوسفیان که اعتقادی به انقلاب پیامبر و آرمان های آن ندارند، نخواهد بود. چنان چه در روایت از امام حسین ع آمده است که ایشان فرمود: لقد سمعت رسول الله یقول: انَّ الخلافة محرّمة علی ابوسفیان و آل ابوسفیان. «حاکمیت و رهبری بر افرادی مانند ابوسفیان و خاندان وی حرام است.

*. چه شد که این وضعیت و فضای نورانی شکل گرفته در زمان پیامبر بعد از ایشان عوض شد؟

باید بگویم که بعد از پیامبر، بنیان ها و ارزش های جامعه تغییر یافته و از محوریت شرک و کفر به محوریت توحید تبدیل شد. لکن افرادی که دل در گرو این تغییرات و انقلاب نبسته بودند، درصدد بودند جامعه را به زمان قبل از انقلاب برگردانند. اوّلین زمزمه های این انحراف در پسامد رحلت پیامبر اسلام ص رخ داد و مدیریت جامعه بر عهده کسانی قرار گرفت که این اهداف و آرمان ها فاصله داشته و دیدگاه خود را به عنوان دیدگاه شریعت حاکم می دانستند. طبیعی است که چون نقل روایت در این تاریخ ممنوع شده و سخنان پیامبر ص به نسل بعد منتقل نشده جای اصل و بدل در مدیریت کلان جامعه عوض شد و از سوی دیگر جامعه از مجاری حقیقی انقلاب نبوی سیراب نشد، مردم با گونه ای متفاوت از ارزش ها روبرو شدند. در حالی که مدیریت جامعه می بایست بر عهده کسانی باشد که نزدیک ترین افراد به پیامبر بوده و منسوب خداوند و پیامبر باشد. نه کسانی که بتوانند به هر دلیلی مردم را به گرد خود جمع کنند. بدیهی است که افرادی که دل در گرو انقلاب نداشته اند، گرچه بتوانند مردم را نیز در گرد خود جمع کنند، نمی بایست مدیریت کلان جامعه را بر عهده داشته باشند زیرا با توجّه به تأثیر پذیری شدید مردم از حاکمان، آن ها خواهند توانست مردم را سمت و سویی که خود می خواهند سوق داده و کم کم جامعه را از اهداف انقلاب دور سازند. به هر حال، معاویه و یزید که در این دوران حاکم شده بودند، چون از اساس، اعتقادی به مبانی دینی توحید و اسلام نداشتند، درصدد بودند بنیان های اعتقادی و ارزشی جامعه را تغییر داده و به زمان جاهلیت برگردانند. در چنین وضعیتی امام حسین که فرزند خاندان وحی و رسالت بود در مبارزه با فساد فراگیر یزید قیام کرده و مردم را به بازگشت به مبانی انقلاب دعوت نمود. نکته دومی که در این قضا قابل ذکر است این که آیا مطابق آموزه های اسلام در جامعه، شهروند درجه اول و دوم وجود دارد یا خیر؟ در پاسخ به این پرسش باید گفت. اگر شهروندی درجه یک و دو به این معناست که برخی از افراد از امتیازات اجتماعی خاصّی برخوردار باشند و برخی از این متیازات محروم باشند باید گفت چنین تبعیضی در اسلام، روا نیست. اما اگر مراد از شهروند درجه یک و دو این باشد که بگوییم هر کسی قادر خواهد بود بر مدیریت جامعه تکیه زند باید گفت انقلاب، و آرمان ها و مبانی آن، اجازه نخواهند داد افرادی که به آن باور نداشته و هنوز در فضای جاهلیت زندگی می کنند، بر عرصه تصدّی گری جامعه گام نهاده و راهبری مردم و ارزش های آن را بر عهده بگیرد. طبیعی است که در فضای اسلام پس از پیامبر ص یک یهودی یا کافر و یا امثال ابوسفیان، معاویه و یزید نخواهند توانست جانشین و خلیفه رسول خدا باشند. گرچه ممکن است به هر دلیلی و به ناحق خلیفه مردم شده باشند، اما این به معنای مشروعیت آن ها و جانشینی پیامبر در امور جامعه و هدایت و راهبری آن باشد. به هر حال، در زمان امام حسین، فضای ارزشی و انقلابی که در زمان پیامبر شکل گرفته بود در سایه انحرافاتی که در ذیل راهبری خلفای نابحق صورت پذیرفته بود، به تدریج کم رنگ شده بود و با دین و اسلام ناب فاصله گرفته بود و ثمره حاکمیت افرادی مانند یزید، جز فساد، تباهی و بازگشت جامعه به مبانی جاهلیت نبود.

نکته ای که این جا باید بگویم این است که ما در طول تاریخ مشاهده می کنیم که صلحی که بین امام حسن(ع) و معاویه منعقد شده بود، مانع قیام شده و حتی امام حسین ع هم به مانند برادر بزرگوارشان، بدان پای بند بودند، اما بعدها که صحبت از اصل اسلام و در خطر بودن آن پیش آمد، سکوت جایز نبود؛ به گونه ای که سکوت در این وضعیت، خلاف صلح نامه هم تلقی می شد و در سوی دیگر یزید هم به صورت علنی به ضدیّت با مبانی اسلام مبادرت می ورزید و در ضمن فاقد کیاست و سیاست معاویه بود. در این وضعیت و در کنار هم قرار دادن این مقدمات، می بایست گفت که امام باید رسالت خویش را در صیانت از ارزش ها و آرمان های اسلام اصیل و انقلاب پیامبر ص بر عهده می گرفت و  مردم را به دین درست رهنمون می ساخت. تأثیرات این قیام و رویگردانی مردم از مبانی جاهلیت به گونه ای بود که می توان گفت که بعدها و تا سده های متوالی، هر قیامی که بر ضدِّ حاکمان جور، شکل گرفت به خونخواهی از حادثه کربلا و شهدای کربلا بود و تاکنون هم ادامه یافته است.

*. اگر بخواهیم بحث عبرت های عاشورا را مطرح کنیم، نگاه شما در مقایسه انقلاب اسلامی با وضعیت آن دوران چیست؟

سؤال قابل توجهی پرسیدید. باید عرض کنم که در فضای امروزین جامعه ما بحث برپایی نظام جدید و حالتی شبیه زمان پیامبر را داشت؛ به گونه ای که می توان گفت که امام خمینی با انقلاب اسلامی، بنیان های جامعه و حکومت سابق را در هم ریخت و عوض کرد و عین قضیه ای که در زمان پیامبر رخ داد، در این وضعیت هم شکل گرفت. بحثی که این جا قابل توجه است این که آنها و کسانی که معتقد به انقلاب نیستند الان هم نمی توانند مسئولیت امور جامعه و کشوری را در دست بگیرند که بر اساس آرمان های اعتقادی و ارزشی اسلام اصیل به وجود آمد. بله، می توان گفت اینها می توانند از حقوق شهروندی برخوردار باشند، اما از حقوق انتخاب شوندگی، خیر. چرا که معتقد به آن آرمان های امام راحل(ره) نیستند و نمی توان اداره حکومت و جامعه اسلامی را به دست آنها سپرد.

*. نتیجه ای که از مقایسه این دو دوران به دست می آید را چگونه ارزیابی می فرمایید؟

نتیجه منطقی همه اینها بحث عبرت هایی از تاریخ است که عین آن حکایت اکنون در حال تکرار شدن است و اگر بخواهیم از آرمان های امام راحل فاصله بگیریم، مشابه وضعیتی برایمان پیش می آید که در آن زمان، مردم بعد از رسول الله در پیش گرفتند و آن حادثه کربلا پیش آمد؛ بنابراین باید دائماً مراقب باشیم؛ چرا که کل ارض کربلا و کل یوم عاشورا.

*. باز هم از این که وقت خود را در اختیار ما قرار دادید تشکر می کنم.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
مجتبی طبرستانی راد
دوشنبه 12 بهمن 1388 02:21 ق.ظ
سلام سید خوشکل
حاجی از اینجا به شما ارادت
حاجی مصداق برای حا حاضر هم بیار خوب ، ما هم بهتر بفهمیم
سید
جمعه 9 بهمن 1388 11:59 ق.ظ
سلام سید

مطلب خوب وقابل استفاده ایی بود !

(صالحیان)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo



ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو