مردم‌سالاری دینی از بطن اندیشه‌های امام خمینی(ره) بیرون آمد/مردم را فرزند خود می‌دانست

تاریخ:پنجشنبه 16 خرداد 1398-10:29 ق.ظ

ررسی سبک زندگی سیاسی امام خمینی(ره) در گفت‌وگو با یک استاد حوزه 
مردم‌سالاری دینی از بطن اندیشه‌های امام خمینی(ره) بیرون آمد/مردم را فرزند خود می‌دانست
حجت‌الاسلام ایزدهی با بیان اینکه امام خمینی(ره) هم فقیه بودند و هم فیلسوف و عارف و هم عالم به علم اخلاق، گفت: مردم‌سالاری دینی از بطن اندیشه‌های امام(ره) بیرون آمد و الگویی است که بدیل نداشته، ایشان ارتباط عمیق عاطفی با مردم داشتند نه روحیه حاکمیتی.

 حجت الاسلام «سید سجاد ایزدهی»، در گفت وگو با خبرنگار گروه اندیشه خبرگزاری شبستان، با اشاره به اینکه دو تلقی از حکومت وجود دارد، اظهار کرد: یک تلقی آن است که حاکم اختیاردار جامعه باشد، حاکم ولی نعمت است و هرگونه که صلاح بداند رفتار می کند، طبیعتا این نوع حکومت در جامعه امروز به حکومت استبدادی تعبیر می شود.

 

رئیس پژوهشکده نظام های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ادامه داد: در جوامع غربی برای آنکه حکومت های استبدادی قرون وسطا را تعدیل کنند در ابتدا به بحث مشروطیت روی آوردند، یعنی حاکم را مقید کردند و سیستم حکومت و ساختار آن را به گونه ای چیدند که حاکم اختیاردار مطلق نباشد و نتواند از موقعیت خود سوءاستفاده کند اما نظام اسلامی، از اساس نوع نگاه و فرضیه اش به مقوله حکومت متفاوت بود لذا اصلا نیازی به ساز و کار برای تهدید کردن یعنی محدود کردن قدرت حاکمان برای دوری از استبداد نداشت چون در نظام مطلوب اسلامی، حاکمیت بر عهده ولی فقیهی نهاده می شود که عادل است و از منصب خود سوءاستفاده نمی کند لذا اگر حاکم اسلامی در مواردی از موقعیت خود سوءاستفاده کند و یا اینکه عدالت نداشته باشد خود به خود از مقام و منصب اش عزل شده و دیگر آن ولایت را ندارد.

 

وی تصریح کرد: بر این اساس در حکومت اسلامی به معنای حاکمیت شایستگان از یک جهت سوء استفاده وجود ندارد و چون حاکم اسلامی شخصیتی فرهیخته یعنی فقیه عادل جامع الشرایط و باتقوا است لذا از یک جهت، در اداره جامعه از حکومتی بهره می گیرد که الگویش منبعث از سیره حضرت رسول(ص) است. وقتی پیامبر(ص) و امیرالمومنین امام علی(ع) کمترین امتیازات را برای خود قایل اند، طبیعتا همین رویکرد را نسبت به خانواده خودشان هم دارند و رفتاری به جز آنچه که با مردم دارند با آنان ندارند.

 

حجت الاسلام ایزدهی اظهار کرد: این رویکرد در مورد مرحوم امام خمینی(ره) نیز وجود داشت، امام راحل هرگز از بیت المال سوء استفاده نکردند، سهم شخصی نداشتند، خود را نسبت به امور پاسخگو می دانستند و از طرف دیگر هیچ سهم خاصی برای اطرافیان شان از بیت المال قایل نبودند و مانند یک شهروند عادی زندگی می کردند.

 

وی در بخش دیگری از سخنان خود درباره سبک زندگی سیاسی امام خمینی(ره) بیان کرد: این رفتار امام راحل از سیره علوی نشأت می گیرد، امیرالمومنین امام علی(ع) با افرادی که تخلف می کردند برخورد اشتند، بنابر نقل تاریخ برخی از استانداران مولای متقیان(ع) تخلفاتی داشتند که حضرت(ع) آنان را توبیخ و از مقام شان عزل می کردند که در این میان برخی از ترس مجازات ایشان به کشورهای دیگر فرار کرده و به معاویه پناهنده شدند.

 

این استاد حوزه تاکید کرد: این سیره در روحیه مرحوم امام خمینی(ره) نیز وجود داشت، ایشان توجه عمیقی به این مساله داشتند که مبادا حق کسی ضایع شود. ایشان به شفاف سازی مسائل و جلب اعتماد مردم از این طریق تاکید می کردند.

 

وی در بخش دیگری از مباحث خود ابراز کرد: امام خمینی(ره) هم فقیه بودند و هم فیلسوف و هم عارف و هم عالم به علم اخلاق باشد؛ جامعیت فکری و رفتاری امام خمینی(ره) موجب شده که الگویی از نظام ارایه کنیم که از یک طرف مبتنی بر مبانی فلسفی و کلامی است و لذا حکومت را وجاهت و مشروعیت می بخشد و از طرف دیگر فقیه است که قوانین را بر اساس رویکرد هنجارهای دینی محکم می کند که این مولفه به اعتبار نظام اضافه می کند. این ویژگی ها در امام(ره) وجود داشت.

 

عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی افزود: از طرف دیگر رویکرد عرفانی و اخلاقی امام خمینی(ره) موجب تلطیف حداکثری فضا در جامعه بود. لذا چیزی که امام(ره) را به مثابه امام قرار داد و آن راهبرد کلان جامعه را به عهده ایشان گذاشت، از این جهت بود که ایشان یک راهبر و الگو بود و  و هنجارهای ثابت را در نظام حکمرانی از بین برد و گفتمان جدیدی را برایش ایجاد کرد، این گفتمان مبتنی بر دنیا و آخرت، روح و جسم، سعادت و لذت، آسایش و آرامش بود.

 

وی با بیان اینکه اخلاق و معنویت، امام خمینی(ره) را نسبت به دیگران متمایز می کرد، گفت: ما در طول تاریخ حاکمان دین دار داشته ایم اما این گونه که مردم داری و دین داری در یک جامعه به بهترین شکل بروز و ظهور یابد نبوده است، مردم سالاری دینی از بطن اندیشه های امام(ره) بیرون آمد و الگویی است که بدیل نداشته و قابلیت خود را در طول زمان نشان داده است.  امام(ره) یک ارتباط عمیق عاطفی با مردم داشتند نه روحیه حاکمیتی، ایشان همواره مردم را فرزند خود می دانستند.

 

این پژوهشگر سیاسی تصریح کرد: نکته دیگر اینکه امام خمینی(ه) حکومت را مبتنی بر سنت و مدرنیته ایجاد کردند، ما در زمان مشروطه از مولفه هایی مثل تفکیک قوا و مجلس و قانون اساسی برخوردار بودیم اما گفتمان قالب در آنجا مشروطه است، گفتمان مدرنیته است، در این میان امام خمینی(ره) به گونه ای دیگر ورود کرده و نظریه ولایت فقیه را که زیر نظر ولایت امت است مطرح کردند و بدین شکل گفتمان سنت و مدرنیته با یکدیگر جمع شدند.

 

وی ادامه داد: بعد از این مرحله بود که امام خمینی(ره) ساختارسازی کردند، سپاه و ارتش را کنار هم نگاه داشتند. ساختارهایی که امام خمینی(ره) ایجاد کردند مثل کمیته، شورای عالی انقلاب فرهنگی، مجمع تشخیص مصلحت نظام، هر کدام در مواقع بسیار جدی بحران ها را از بین بردند و کارآمدی و توفیق را به ارمغان آوردند، در نتیجه این انقلاب از آن جایی که مبتنی بر آرمان ها، مبتنی بر مردم و مبتنی بر ولایت فقیه است، ماندگاری دارد و از برکات ساختاری که امام راحل ایجاد کردند همین بود که نه فقط مردم ایران که مردم جهان را با حرکت خود همراه کرد، پس این ویژگی ها از مولفه های قدرت نظام است که از سوی امام خمینی(ره) ایجاد شد.

 

حجت الاسلام ایزدهی در مورد سیره و سبک زندگی امام خمینی(ره) خاطرنشان کرد: بُعد رفتاری امام خمینی(ره) فراتر است، امام راحل همواره در منزلی ساده و محقر زندگی و از لباس، خورد و خوراک ساده استفاده می کردند و حتی از مرحوم حاج احمدآقا نقل است که یک بار امام(ه) هندونه ای را که شور بود می خوردند، وقتی پرسیدند چرا این هندوانه را می خوردید؟ ایشان پاسخ دادند: احساس می کردم که وقتی که از آن هندوانه می خوردم لذت می برم در نتیجه نمی خواستم تا این اندازه هم به نفسم اجازه دهم که لذت ببرد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

لازمه ورود به فقه های تخصصی نگاه جامع و مطالعات بینارشته ای است

تاریخ:چهارشنبه 25 اردیبهشت 1398-03:00 ب.ظ

حجت الاسلام والمسلمین ایزدهی:
استاد درس خارج حوزه با اشاره به جامعیت و مطالعات بینا رشته ای به عنوان دو پیش شرط ورود قوی در فقه تخصصی گفت: بدون این دو نتیجه مطلوبی از تخصصی کردن فقه به دست نمی‌آید.

حجت الاسلام والمسلمین سید سجاد ایزدهی عضو هیأت علمی و مدیر گروه سیاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری رسا، با اشاره به بحث تخصص گرایی در فقه اظهار داشت: رهبر معظم انقلاب از زمان های گذشته فقه های تخصصی را مد نظر داشتند چون در پیامد تحقق نظام اسلامی و اداره نظام اسلامی طبیعتا این منطق که فقه بر اساس روش سنتی بخواهد همه پرسش های نظام را پاسخ بدهد قابل قبول نیست.

وی افزود: همه عرصه های نظام اعم از اقتصاد و سیاست و امنیت و عبادات مقتضی یک بحث کارشناسی جدی و تخصصی است همچنانکه جوامع امروز هم همین گونه رفتار می کنند دانشگاه پزشکی و مهندسی و شیمی و بسیاری از رشته های دیگر برای این که دانش های خود را رشد بدهند و به پرسش های عمیق جواب بدهند راهکار تخصصی کردن را در پیش گرفته اند و طبیعتا در همه جهان به رشد دانش ها منجرشده است.

حجت الاسلام والمسلمین ایزدهی بیان داشت: علم فقه نیز به مثابه علمی که نرم افزار اداره جامعه دینی هست به ویژه در کشور ایران که قانون اساسی بر همین اساس تدوین شده و قوانین داخلی نیز بر اساس بر محوریت فقه نگاشته شده است، اگر بخواهیم بر روال سنتی تأکید کنیم که فقه توسط یک نفر که از اول تا آخر آن را مدنظر قرار بدهد غایت مطلوب خودش را طبیعتا تأمین نمی کند و آن زوایای مختلف علم مورد نیاز فقه به صورت تخصصی را طبیعتا تأمین نمی کند.

استاد درس خارج حوزه علمیه قم در ادامه با اشاره به تأکید رهبر معظم انقلاب مبنی بر لزوم بسط و گسترش فقه های تخصصی یادآور شد: البته در حوزه علمیه مراکزی که متکفل فقه های تخصصی باشند نیز راه اندازی شده که مباحثی از جمله فقه السیاسیه، فقه الاقتصاد، فقه الثقافه، فقه العائله یا فقه القضاء تأکید دارند و از قضا مؤسسه ای که با نظرات و استناد به رهبر معظم انقلاب در قم وجود دارد در راستای همین بحث تخصص گرایی هست.

وی بیان داشت: تخصص گرایی  از یک جهت رویکرد مثبت دارد که عرصه های ناکاویده فقه را به صورت تخصصی و عمیق جواب می دهد؛ ولی اگر کسانی بخواهند از زاویه تخصص وارد شوند و از جامعیت برخوردار نباشند، به عنوان مثال در حالی وارد فقه الاقتصاد شوند که هیچ درکی از فقه السیاسه نداشته باشند یا ارتباط بین فقه های تخصصی را از اساس ندانند به توفیق چندانی نمی رسند.

این استاد و پژوهشگر فقه سیاسی ادامه داد: اشکال عمده این کار این می شود که چون فقه یک نرم افزار کامل و جامع برای اداره است و اگر کسی بخواهند نظام را اداره کند باید ارتباط این ها را بهم بسنجاد طبیعتا نمی تواند فقه او به گونه ای باشد که اقتصاد و فرهنگ و سیاست هریک به سمت جداگانه ای برود، چراکه فقه نظام باید باهم  هم افزایی داشته باشد و یک منطق را داشته باشد و قانون در عرصه های مختلف تناقض نداشته باشد.

وی با تأکید بر این که تخصص گرایی نباید منجر به از بین رفتن جامعیت شود، تصریح کرد: فارغ از اقتضائات نظام اسلامی که فقه باید جامع و منسجم باشد، خود فقیهی که بخواهد به استنباط بپردازد چون بسیاری از مباحث فقه به هم گره خورده و ادله مشترک و ناظر به هم است اگر کسی وارد فقه تخصصی شود و بخواهد استنتاج کند و لزوام بحث را در فقه های دیگر نبیند نتیجه نمی گیرد.

حجت الاسلام والمسلمین ایزدهی ادامه داد: به عنوان مثال اگر در فقه اقتصاد مباحث مربوط به فقه الثقافه یا فرهنگ نبیند حجیت آن هم معلوم نیست، چون استنباط در فقه نیازمند استفراغ الوسع است و کسی که استنباطی می کند باید همه فقه را ببیند که آیا موارد اختلافی در آن وجود دارد یا ندارد؟ بنابراین اگر به فقه تخصصی خودش اکتفا کند حجیت استنباط محل خدشه و ایراد است.

وی با بیان این که تخصصی بودن باید در کنار جامعیت دیده شود، گفت: یعنی نگاه جامع باشد و این نگاه جامع رویکرد تخصصی داشته باشد، همچنانکه برخی از رشته های دیگر این را به گونه ای البته مدنظر قرار می دهد و عیوبش را می پوشانند؛ در فقه چون بسیاری از مباحث بینا رشته ای است والزامات خاص خودش را دارد باید حتما کسی که وارد کار می شود رویکرد بینا رشته ای داشته باشد.

عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی عنوان کرد: بحث «آزادی» در فقه اقتضائات سیاسی یا فرهنگی و اقتصادی دارد که ممکن است هریک مسیری را بطلبد، بنابراین در قبال تخصصی شدن نکته اول جامعیت و نکته دوم بینا رشته ای بودن است تا فقهی که خروجی استنباط می شود هم به جامعیت مستند باشد و از یک جهت دیگر کارآمد باشد و بتواند نظام را به صورت مطلوب را اداره کند./1330/ج





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تحقق بیانیه گام دوم انقلاب منوط به تحول در حوزه است

تاریخ:جمعه 20 اردیبهشت 1398-04:27 ب.ظ

تحقق بیانیه گام دوم انقلاب منوط به تحول در حوزه است

وسائل ـ حجت الاسلام والمسلمین ایزدهی ضمن بیان اینکه انقلابی که مبنای فقهی دارد اگر در قالب 
فقه بخواهد کشور و نظام اسلامی را اداره کند می‌شود فقه حکومتی اما اگر فراتر از جمهوری و در مقیاس 
جهانی نگاه شود، می‌شود فقه تمدنی گفت: راهبری انقلاب در گام دوم این است که برسیم به نقطه مطلوب
 و آن مستلزم تحول از رویکرد فقه حکومتی به سمت رویکرد فقه تمدنی است.

گفت وگو| تحقق بیانیه گام دوم انقلاب منوط به تحول در حوزه است

به گزارش خبرنگار وسائل، رهبر معظم انقلاب در بیانیه‌ گام دوم انقلاب با مرور تجربه‌ ۴۰ ساله‌ 

انقلاب اسلامی اعلام کردند: انقلاب «وارد دوّمین مرحله‌ی خودسازی و جامعه‌پردازی و تمدّن‌سازی 

شده ‌است». گام دومی که باید در چارچوب «نظریه‌ نظام انقلابی» و با «تلاش و مجاهدت جوانان

 ایران اسلامی» به‌سوی تحقق آرمانِ «ایجاد تمدّن نوین اسلامی و آمادگی برای طلوع خورشید 

ولایت عظمی (ارواحنافداه)» برداشته شود.

به همین مناسبت خبرنگار پایگاه تخصصی فقه حکومتی وسائل گفت‌وگویی با حجت الاسلام 

والمسلمین سید سجاد ایزدهی، رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و 

اندیشه اسلامی داشته است که در ادامه تقدیم می شود:

 

وسائل ـ لطفا دورنمایی از بیانیه گام دوم و وظیفه حوزه در خصوص این بیانیه را بیان کنید؟

وقتی حضرت آقا گام دوم را به سمت تمدن می برد معنی آن این است که فقه که در چهل سال 

گذشته رویکرد اداره کشور اسلامی، جامعه مومنانه و زندگی مردم را داشت و در اصطلاح فقه حکومتی

 بود را به سمت فقه تمدنی پیش ببریم.

 

اداره جهان با فقه اهل بیت

به عبارت دیگر الآن فرض این است که یک کشور را اداره می کنیم. آیا فقه ما فقط ظرفیت اداره یک 

کشور را دارد یا می‌تواند کشورهای دیگر را نیز اداره کند. حضرت امام(ره) نامه‌ای به شورای نگهبان 

نوشتند که در آن تعبیر بسیار مهمی وجود داشت و آن اینکه نباید به گونه‌ای عمل کنیم که فقه ما متهم 

شود به اینکه توانایی اداره جهان را ندارد. این نکته بسیار مهمی است که فقه توانایی اداره جهان را دارد.

 

ظرفیت‌های جهانی انقلاب اسلامی

برای روشن شدن این مطلب باید به این نکته توجه کرد که باید بین جمهوری اسلامی و انقلاب 

اسلامی فرق گذاشت. وقتی انقلاب اسلامی محقّق شد، حضرت امام(ره) یک ایده جهانی مطرح 

کرد و از قضا در کل جهان صدا کرد و تمام مخالفت هایی که شد به جهت آن بود که انقلاب اسلامی، 

انقلاب جهانی است، دارای ظرفیت های جهانی است.

این ظرفیت اول در کشور جمهوری اسلامی مستقر شد و بعد که صدور انقلاب مطرح شد این به معنای 

صدور نظامی نیست بلکه این انقلاب مثل انقلاب حضرت پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) که ظرفیت آن 

را دارد از شبه جزیره عربستان به بسیاری از مناطق جهان صادر شود، چراکه می دیدند منطق حضرت، 

منطق خوبی است مثل کرامت انسانی، توحید، محبت، احترام به دیگران و ... لذا این منطق، فراگیر شد 

و این انقلاب پیامبر به شبه جزیره عربستان محدود نشد.

 

جهانی بودن منطق انقلاب اسلامی

همین منطق در انقلاب اسلامی وجود دارد. وقتی انقلاب اسلامی محقق شد در بقیه کشورها نیز تمایل 

به پذیرش آن، ایجاد شد حتی با قرائت خاص خودشان مثل کشورهای سنّی مذهب یا غیر مسلمان مثل

آمریکای جنوبی و غیره، چراکه استکبار ستیزی و نرفتن زیر بار قدرت های زورگو و ایستادن بر رو پای خود، 

منطقی است که همه ملت های آزادی خواه طالب آن هستند.

بنابراین وقتی در کشور فتنه می شود بقیه کشورها که همراه هستند می‌گویند ما احساس خطر 

می کنیم چراکه اینجا کانون انقلاب است، انقلاب اسلامی در جهان جایش را باز کرده است. امام 

انقلاب اسلامی را محقق کرد و این انقلاب اسلامی در پوسته جمهوری اسلامی محقق شده است.

 

وسائل ـ با توجه به این سخنان، باید تفاوتی بین فقه حکومتی و فقه تمدنی قائل باشیم؟

انقلابی که مبنای فقهی دارد در قالب فقه قرار می‌گیرد و رویکرد فقهی پیدا می‌کند، حکومتی می‌شود،

 اما اگر این فکر را فراتر از جمهوری گرفتی و در سطح انقلاب دیدیم با نگاه تمدنی می شود فقه تمدنی. 

لذا راهبری انقلاب در گام دوم این است که به نقطه مطلوب برسیم و اسلام این ظرفیت را دارد که به تمدن 

برسد همانطور که در قرن ۵ و ۶ رسید و در بسیاری از مظاهر تمدّن تاثیرگذار بود.

 

اداره ارزشی جهان با رویکرد تمدنی اسلام

اسلام اموی و عباسی با تمام نواقصی که داشتند و ظلم و جورهایی که در آن وجود داشت اما چون 

علم محور بودند تمدن ساز شدند چون ظرفیت اسلام، تمدنی است امروز ما می‌خواهیم یک رویکرد تمدنی

 ایجاد کنیم که با نظام هایی مانند لیبرالیسم که در همه جا سیطره انداخته است، توانایی مقابله 

داشته باشد؛ این رویکرد تمدنی اسلام می تواند جهان را با نگاه ارزشی اداره کند.

پس آنچه در تمام سخت افزار و نرم افزار حکومت دنیا مشاهده می شود این است که مبتنی بر مادیّت 

است و چالش جهان هم بر سر منافع مادی است و جنگ‌ها هم به خاطر مادیّت و نزاع های مادّی اتفاق 

می افتاد. جنگ جهانی مرهون این رویکردها است، اما اگر رویکرد معنوی محور باشد، جنگ اتفاق 

نمی افتد، سعادت می آید لذت می رود، معنویت می آید ماده می رود، ولایت می آید سلطنت می رود، 

این که انسان به معنای جسم و جان باشد این همان رویکرد تمدنی و فرهنگی است که اگر در جامعه باشد 

جای خود را باز می کند.

گفت وگو| تحقق بیانیه گام دوم انقلاب منوط به تحول در حوزه است

ضرورت بازخوانی فقه برای تحقق بیانیه گام دوم

پس منطق گام دوم انقلاب آن رویکرد آرمانی است که البته در مبنا باید شکل بگیرد، بازخوانی باید 

در ساختار، شکل، غایت و اهداف انجام شود. که طبیعتاً این مستلزم بازخوانی جدی برای فقه ما است 

چون فقه، نرم افزار اداره است.

اگر نرم افزار فقه را در راستای اداره بخواهیم پیش ببریم و فقه را آن نرم افزار، دانستیم یعنی تفقه در 

دین (فقه، اخلاق و معارف) با رویکرد تمدنی داشته باشیم یعنی باور ما فردی نباشد بلکه اجتماعی و 

تمدنی باشد نسبت این سه که من، باوری جهانی درست کنم، فقهی جهانی و اخلاق جهانی در قالب یک 

نظام. این همان نظام آرمانی است.

از طرف دیگر، رویکرد اداره نظام برای فقه، مستلزم این است که بتوانیم تمامی ابواب فقه از عبادات تا حدود

 و دیات را با این تراز ببینیم و آن اداره مطلوب جهان است. آیا اگر حضرت پیامبر (ص) الان حضور داشت اداره

 جامعه محدود دینی را مدنظر قرار می دادند یا جذب حداکثری برای همه جهان.

اگر آن غایت و هدف اسلام که پیامبر برای ما به ارمغان آورده است را بخواهیم در زمان حاضر پیاده کنیم 

باید چه اتفاقی بیافتد، اگر امام زمان بخواهد تشریف بیاورد و رویکرد اداره جهانی را مدّ نظر قرار دهد، چه

 اتفاقی باید بیافتد که امام زمان بتواند با این فقه نظام جهانی را اداره کند، این همان رویکرد مطلوب و 

آن رویکرد تمدنی و رویکرد فقه آرمانی است. پس از آن جایی که فقه نرم افزار اداره است حتما در بیانیه 

حضور دارد و باید با این نرم افزار به این ۴۰ سال برسیم لذا اگر فقه نتواند خودش را بازخوانی کند، به چشم

 انداز هم نخواهیم رسید.

 

وسائل ـ  وظیفه حوزه در قبال این بیانیه چیست؟

حوزه به لحاظ اینکه متصدی امر دین در علوم انسانی که رویکرد اسلامی دارند، است لذا فقه ما نمی تواند

 نسبت به این امور بی‌تفاوت باشد. تمدن مرهون علوم انسانی اسلامی است و علوم انسانی اسلامی

 ساحتش غربی نیست، لذا رهبری بر اساس این منطق، این نکته را مطرح می‌کند که ما علوم انسانی

 اسلامی داریم و طبیعتاً نرم افزارش باید متفاوت باشد طبیعتا در آن پازل، علوم انسانی به مثابه مبنا و محور 

کارآمدی نظام خواهد بود.

اگر حوزه در هر دو عرصه فارغ شود یعنی فقه را با رویکرد تمدنی نگاه نکند ما به آن نقطه مطلوب نمی رسیم

 علوم انسانی را هم اگر با این نگاه ملاحظه نکند به آن مقصد نمی رسیم چراکه متصدی علوم انسانی حوزه

 و البته دانشگاه است؛ زیرا اگر این نرم افزار فقط در دانشگاه شکل بگیرد رویکرد دینی اش تامین 

نمی شود و چشم انداز تمدنی ما چشم انداز سکولار خواهد بود.

اگر فقط رویکرد دینی صرف داشته باشد و رویکرد واقعی نداشته باشد رویکرد اجتماعی نداشته باشد ما 

را به تمدن می رساند چون تمدن، سنخش واقعیت است. لذا حوزه باید در این عرصه ورود کند که متاسفانه

 ورود نکرده است پس اگر با این رویکرد حرکت نکرد این نتیجه که حاصل می شود، ناقص و سکولار است.

پس در فقه نظام یک نوع کارآمدی داریم و در فقه تمدنی، نوع دیگر کارآمدی، یکی داخلی و یکی خارجی و 

جهانی است، لذا تحقق این فقه، الزاماتی دارد، تحول، اصالت، مشروعیت، رو به جلو بودن و عینیت دارد. 

هر کدام از اینها یک آبشخور دارد. روح گام دوم تحول است؛ تحول از رویکرد حکومتی به رویکرد فقه تمدنی

 و این رویکرد یک الزامات و لوازمی دارد./402/229/ح




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تولید علوم انسانی اسلامی نرم افزار تمدن نوین اسلامی است

تاریخ:جمعه 20 اردیبهشت 1398-04:25 ب.ظ

 تولید علوم انسانی اسلامی نرم افزار تمدن نوین اسلامی است
دینی که «فقه نظام» نداشته باشد، ناقص است

حجت‌الاسلام ایزدهی:

تولید علوم انسانی اسلامی نرم افزار تمدن نوین اسلامی است

شبکه اجتهاد: انقلاب اسلامی فرآیند فراگیر همه جهانی ذات و ماهیت، نرم افزارش علوم انسانی اسلامی و راه رسیدن به تمدن نوین اسلامی تلاش است؛ باید علوم انسانی اسلامی با رویکرد تمدنی تولید کنیم و در سبک زندگی ما وارد شود؛ نمی‌شود سبک زندگی و حتی سر در خانه‌های ما نماد تثلیث مسیحیت باشد، منطق ما اسلام است، باید نرم‌افزارسازی کنیم، تمدن‌سازی و نمادسازی داشته باشیم وگرنه باقی نخواهیم ماند و مجبور خواهیم شد که سکولار شویم و از ذاتمان تهی باشیم.

رهبر انقلاب اسلامی در بیانیه‌ «گام دوم انقلاب» با مرور تجربه‌ چهل ساله‌ انقلاب اسلامی اعلام کردند: انقلاب «وارد دوّمین مرحله‌ خودسازی و جامعه‌پردازی و تمدّن‌سازی شده است»؛ گام دومی که باید در چارچوب «نظریه‌ نظام انقلابی» و با «تلاش و مجاهدت جوانان ایران اسلامی» به‌ سوی تحقق آرمانِ «ایجاد تمدّن نوین اسلامی و آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمی ارواحنافداه» برداشته شود؛ در همین راستا خبرنگار شبکه اجتهاد، گفتگوی تفصیلی با حجت الاسلام سید سجاد ایزدهی، رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه داشته است که در ادامه تقدیم خوانندگان گرامی می‌شود.

اجتهاد: رهبر معظم انقلاب در آستانه چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی، نامه‌ای را با موضوع گام دوم انقلاب با محوریت تمدن نوین اسلامی تدوین کردند، در این خصوص و در رابطه با نقش و نسبت انقلاب اسلامی و تمدن نوین اسلامی بیشتر توضیح دهید؟

ایزدهی: اسلام، شیعه و منطق مرحوم امام یک ظرفیت بین‌المللی و جهانی دارد، اسلام و شیعه می‌گوید دین من در چهار جهت گسترده است، ۱. همه مکانی؛ فقط در شبه جزیره عربستان نیست، هدی للعالمین، ۲. همه جایی، برای همه انسان‌ها است نه برای تنها ایرانی‌ها و مسلمان‌ها، هدی للناس، ۳. همه زمانی است، حلال محمد حلال ابداً الی یوم القیامة و حرامه حرام ابداً الی یوم القیامة، منطق خاتمیت، جاودانگی تا روز قیامت، ۴. شمولیت، لَا رَطْبٍ وَلَا یَابِسٍ إِلَّا فِی كِتَابٍ مُبِینٍ، هرچه شما فکر کنید در اسلام و قرآن و دین هست، لذا ادعای ما این است که در چهار جهت، دین اسلام خاتم و جامع است، پس ما این ظرفیت را داریم و خودمان را به مرز خاصی محدود نمی‌کنیم.

اگر انقلاب اسلامی به عنوان نماینده تفکر اصیل اسلام یا شیعه در ایران پا گرفت و حکومت در آن ایجاد شد، امروز منطق انقلاب اسلامی نیز به کشورهای زیادی انتقال پیدا کرده است؛ اسلام و انقلاب اسلامی یک پیام دارد و پیام آن هم در ذهن انسان است و معرفتی است.

پیامبر فقط یک مرشد و زاهد نبوده است

بنابراین پیامبر صلی الله علیه و آله، اگر می‌خواست در خانه‌اش بنشیند و خدا را عبادت کند می‌شد یک زاهد نمونه و دیگر نمی‌آمد یک کشور مدرن ایجاد کند، برود بجنگد، پیامبر بیش از بیست سال جنگید، کدام زاهد و عابد می‌جنگد، او نشسته و ذکر می‌گوید؛ اما پیامبر نیامد این کار را انجام دهد، ایشان قیام کرد، امر به معروف کرد.

با این وجود آیا ما به مثابه نماد انقلاب اسلامی می‌توانیم بر مبنای ماده‌گرایی و اصالت ماده نه اصالت خدا و معنویت و طبق این علوم انسانی موجود و براساس اومانیزم و انسان محوری جامعه را اداره کنیم؟ حتما نمی‌شود، آیا می‌توانیم براساس اصالت آزادی و لیبرالیزم جامعه را اداره کنیم؟ حتما نمی‌شود، جامعه جز به واسطه یک نرم‌افزار اداره جامعه موفق نمی‌شود، باید قانون ایجاد کنیم، آیا مردم آزاد هستند هر کاری می‌خواهند انجام دهند؟ نه نمی‌توانیم این مطلب را بگوییم.

تمام مسأله در علوم انسانی اسلامی است، دعوای ما با نظام غربی دعوای شاه و ترامپ و آمریکا نیست، دعوای ما نه با مرز خاصی، نه با آدم خاصی و نه با کشور خاصی است، دعوای ما یک ذهنیتی است که این ذهنیت را باید عملیاتی کنیم، دعوای ما این است که بتوانیم باورمان را تبدیل به یک دانش کنیم.

اجتهاد: آیا علوم انسانی، اسلامی و غیر اسلامی دارد؟

ایزدهی: غرب می‌گوید علم خنثی است، هنجارپذیر نیست، دین‌پذیر نیست، فرض کنید علوم سیاست، جامعه‌شناسی و روان‌شناسی و دیگر علم‌ها اسلامی و غیر اسلامی ندارد، علم، علم است؛ یعنی محک تجربه، محک اثبات‌پذیری، در صورتی که این مطلب کذب محض است، خود علوم انسانی غرب هنجاری است، علوم انسانی غرب مبتنی بر ماتریالیزم و مادی‌گرایی است، مبتنی بر اومانیسم و انسان‌محوری است.

اصلا آیا امکان دارد من علوم انسانی داشته باشم، با این فرض که تلقی من با انسان متفاوت است، من انسان را خلیفه الله می‌دانم، او انسان را گرگ انسان می‌داند، من می‌توانم این‌گونه تجویز کنم، ماهیت انسانی که من می‌شناسم و دین من به من معرفی می‌کند و مبنای من ارائه می‌کند با انسان متفاوت است، مگر من می‌توانم یک تجویز واحد و یکسان داشته باشم، نگرش من به انسان متفاوت است، غایت من به انسان متفاوت است.

من انسان را به عنوان مرغ باغ ملکوتم، نیم از عالم خاک؛ چند روزی قفسی ساخته‌اند از بدنم، می‌شناسم، اگرچه من در این دنیا هستم، اما این جهانی نیستم، بلکه آن جهانی هستم، من مسافرم، من اینجا مقیم نیستم، حکایت ما فرق می‌کند، من می‌خواهم اینجا مقیم باشم، خانه می‌سازم؛ وقتی مسافر چند روزه‌ام یک کیف برمی‌دارم، مفهوم انسان، غایت انسان، نگرش انسان و کارکرد انسان متفاوت است، حالا اگر اینطوری باشد، انسانی که مبدأ او از خدا است و خلیفه الله است با انسانی که فرمول تکامل یافته میمون است فرق نمی‌کند، علوم مبتنی بر او فرق نمی‌کند، حتما فرق می‌کند.

نود درصد مشکلات ما این است که در بستر قوانین و فرهنگ غربی زندگی می‌کنیم، دلمان خوش است که مسلمان هستیم و اسلامی زندگی می‌کنیم، ما در ایران عادت کردیم به خام‌فروشی، از این نفت هزاران محصول بالادستی به دست می‌آید، پتروشیمی، بنزین و صنایعی که ارزش‌های صدبرابری دارد، این کار را نمی‌کنیم چون عادت کرده‌ایم، نفت مهم نیست، در علوم انسانی هم خام فروشی می‌کنیم، ما چقدر روایات، آیات، شخصیت‌های محوری مانند امام علی، پیامبر، امام سجاد و امام حسین علیهم السلام داریم، اما خام‌فروشی می‌کنیم.

آن مسیحی می‌گوید اگر من یک امام حسین علیه‌السلام داشتم مثل شما شیعیان، پرچمش را در خانه همه جهانیان برمی‌افراشتم، اما ما تنها با او شیوه می‌کنیم و تبدیل به فرهنگش نکرده‌ایم، اگر جهان تنها یک علی داشت دنیا را با او می‌گرفت، ما هنوز نمی‌ٔدانیم در نهج‌البلاغه چه خبر است، نتوانستیم آن را تبدیل به دانش کنیم و تنها خام‌فروشی می‌کنیم.

ما در حال حاضر یک شرح نهج البلاغه متناسب کودکان نداریم، ما قرآن را برای عالم نتوانستیم به صورت متناسب و روزآمد، ترجمه کنیم، ما هنوز در فکر احکام عبد و کنیز و غلام هستیم، ما امروز داریم در قالب یک کشور و نظام زندگی می‌کنیم، یک نظام و قانون اساسی داریم بعد اینها را مبتنی بر نظام‌های غربی کنیم؛ غرب در فرآیند رنسانس و مدرنیته یک علومی را ایجاد کرده می‌گوید این علوم جهانی است، انگار می‌خواهد به ما غالب کند که این علوم جهانی است می‌گوید علوم انسانی، خیلی خب این علوم انسانی چیست؟

مثلا می‌گوید روان‌شناسی، این روان‌شناسی یکی از علوم انسانی تلقی می‌شود می‌گوید اصالت لذت، ما می‌گوییم اصالت سعادت و کمال، خیلی فرق می‌کند، شما به یک بچه بگویید که هرچه دلت خواست انجام بده، بچه خانه را خراب می‌کند، حالا به این بچه بگو بنشین تا شب درس بخوان و به این نکته خاص برسی؛ مسلم این‌که چنین کاری می‌کند، منطقی که امروز در روان‌شناسی توصیه می‌شود این است که من به دیگری چه کار دارم، هرکسی در زندگی خود آزاد و مختار است، بنده می‌گویم نه امر به معروف و نهی از منکر، در منطق غرب می‌گوید فرد محوری، وقتی گفتند فردمحوری؛ یعنی من با شما چه کار دارم، من ربطی به شما ندارم من کار خودم را می‌کنم و شما کار خودت را انجام بده.

من می‌گویم فرد محوری نه جامعه محوری، می‌گویم منظورم از جامعه این است که همه داخل یک کشتی هستیم و اگر کسی بیاید در کشتی جای خود را سوراخ کند من هم سقوط می‌کنم، باید جلوی او را بگیرم، اما او می‌گوید، نه من مستقل هستم هر کاری می‌خواهم می‌کنم، به کسی هم ربطی ندارد، این منطق غرب است.

غرب یک هنری به خرج داده و واقعا هنر است، به اندازه دویست سال کشورهای شرق را استعمار کرده و سرمایه‌هایشان را گرفته است، مثلا پرتغال، اسپانیا، هلند و دیگر کشورهای استعماری، آسیا و جنوب شرق آسیا را استعمار کردند و پول‌هایشان را گرفتند، تبدیل به یک دانش انسانی کردند، مجدد این علوم انسانی را آنجا بردند و گفتند شما مثل ما فکر کنید، وقتی مثل او فکر کنیم، یعنی او در کشور من حاضر است، من به زبان او حرف می‌زنم، با منطق او فکر می‌کنم.

اجتهاد: آیا تحولات صورت گرفته در نظام اسلامی در این چند دهه در راستای گام دوم انقلاب و بحث تمدن نوین اسلامی بوده است، یعنی آیا انقلاب اسلامی یک پروسه است یا پروژه؟

ایزدهی: انقلاب اسلامی فرآیند، مرحله‌ای است، به قول منطقیون مشکک یا متواتی است، عده‌ای بر این باور هستند که انقلاب اسلامی در سال ۵۷ با بیرون انداختن شاه، مأموریتش تمام شد، تاج رفت و عمامه آمد، کسی که دین را باور نداشت، رفت و کسی که دین را باور دارد آمده است، این یک منطق است.

دو گروه به این باور دارند، اما منطق امام و رهبری می‌گوید که پس از چهل سال ما تازه گام اول هستیم و مرحله اول هستیم، قرار شد انقلاب اسلامی شود، دولت اسلامی شود، جامعه و نظام اسلامی شود و در نهایت تمدن اسلامی ایجاد شود، ما یک هدف‌گزاری بسیار طولانی داریم و می‌خواهیم همه مردم «لیخرج الناس من الظلمات الی النور» شوند، مسأله مسلمانان و احکام نیست؛ بلکه فطرت و دین و ظلمت و نور است.

لذا گام اول باید شاه برود، چون وقتی شاه باشد، باید با اسرائیل رفت و آمد داشته باشیم، چون زورش می‌رسد و سلاح و ارتش دارد، گام دوم، سوم، چهارم و پنجم؛ این گام‌ها محقق نمی‌شود، جز این که ما بتوانیم نرم افزار اداره جامعه را بازخوانی کنیم و تبدیل به نرم‌افزار جامعه اسلامی کنیم، خام‌فروشی نکنیم، هرکسی در هر جا و هر ظرفیتی که دارد.

البته در نظام اسلامی قدری بازخوانی شده است، اما اگر نتوانیم بازخوانی کنیم نمی‌توانیم نفس بکشیم، مجبور هستیم غربی شویم، مثلا نظام غربی در بحث سیاست و حاکمیت می‌گوید دموکراسی، آیا امروز می‌شود در جامعه جهانی کسی بگوید دموکراسی نباشد، آمریکا، اروپا، شوروی و چین همه دموکراسی و جمهوری هستند، حتی جمهوری اسلامی دموکراسی است.

یک سؤال، می‌خواهیم در ارتش دموکراسی را انجام دهیم، در ارتش مثلا صد سرباز است و یک فرمانده، این سربازها بیایند رأی‌گیری کنند که از امروز ما دو هفته می‌خواهیم به مرخصی برویم، می‌گویند نه هرچه فرمانده گفت، پس رأی اکثریت چه می‌شود؟ این در ارتش نیست.

نکته دوم در دانشگاه درباره فرمول نسبیت رأی بگیریم؛ نه آقا فرمول دارد ربطی به دموکراسی و رأی اکثریت ندارد، حالا آیا می‌توانیم در جامعه رأی بگیریم که خدا وجود ندارد، اما در غرب رأی گرفتند که خدا وجود ندارد، گفتند نظام ما نظام مردم سالار است؛ یعنی نظام دموکراسی است، یعنی هرچه مردم گفتند، مردم گفتند خدا را کنار می‌گذاریم؛ پس خدا را کنار می‌گذاریم، مگر می‌شود خدا را کنار گذاشت و گفت روز نیست، بلکه شب است.

دموکراسی به مثابه ارزش یا روش

با این منطق گفتیم در نظام دموکراسی ما دو گونه دموکراسی داریم؛ دموکراسی به مثابه ارزش، رأی مردم ایجاد ارزش می‌کند و ارزش‌ها مابه ازای خارجی دارد، چه بخواهیم چه نخواهیم، اینجا یک استکان وجود دارد؛ حالا شما همه رأی بدهید پنج استکان است.

اما یک دموکراسی داریم به مثابه روش، همه مسلمان هستیم، خدا و انقلاب اسلامی را باور داریم، همه ما هم دانشجو و دانش‌آموز و استاد هستیم؛ حالا در این میان همفکری می‌کنیم که کدام مسیر را برویم؟ رأی اکثریت اندیشمندان این است که اکثریت بهتر از اقلیت است، لذا ما کی رهبر را انتخاب می‌کنیم، می‌گوییم انتخابات خبرگان مردم که براساس خبرگی رأی می‌دهند نه بر اساس اکثریت صنف، اینجا تفاوت کرد، مردم آمدند رأی دادند آقای الف شد رییس جمهور، رهبر و ولی فقیه باید حکم او را تنفیذ کند و نصب کند، چون او نماینده امام معصوم است، پس ما آمدیم یک نظمی برقرار کردیم که در این نظم مبتنی بر ارزش‌های خودمان است؛ البته مواردی از تجربه غربی را هم استفاده کردیم.

منطق انقلاب اسلامی یک محتوایی است که آن محتوا مردم سالاری دینی است، نمونه عینی و عملی آن در جمهوری اسلامی ایران ولایت فقیه است؛ یعنی حاکم من فرهیخته‌ترین افراد، حکیم‌ترین افراد و نخبه‌ترین افراد باشد، مردم به نخبه‌ترین افراد رأی دهند، پس اول می‌گوییم نخبه‌ترین آدم‌ها چه کسانی هستند؟ اینها ارزشمند و دیندار هستند، منطق جمهوری اسلامی انقلاب اسلامی مردم سالاری دینی است و این قابلیت صدور دارد.

غرب آمد به من دموکراسی را القا کرد و گفت هرچه همه مردم گفتند، من چه می‌توانم در قبال آن بگویم؟ او منطق خودش را جا انداخت و به نظام اسلامی گفت دموکراسی، گزینه بدیل من برای او براساس بازخوانی علوم انسانی اسلامی است، ما مردم سالاری دینی داریم، مردم سالاری ارزشی داریم، این کار تفاوت می‌کند، ما قرار است یک انقلابی انجام دهیم.

رهبر معظم انقلاب گفتند ما می‌خواهیم به تمدن نوین اسلامی برسیم، بالاترین تمدن جهانی که نرمال‌های موجود را دارد، تمدن اسلامی است، غرب هم در ابتدا علومی را که مسلمانان ایجاد کرده بودند، بازخوانی کرد، البته آن را متحول کرد، هرچند تمدن‌های قرن‌های ششم، هفتم در آندلس و اسپانیا، تمدن مبتنی بر آموزه‌های ناقص اسلامی بود، اسلام عباسی اسلام طاغوتی بود؛ اما همان هم در عرصه علم و فرهنگ ارمغان جدی داشت و امروز غرب در آن بستر زندگی می‌کند و مسلمانان را عقب نگه داشته است.

ظرفیت انقلاب اسلامی می‌تواند تمدن اسلامی ایجاد کند و باید مبانی تمدن یعنی علوم انسانی اسلامی ایجاد شود، مگر غیر از این است که ما دنبال مهدویت هستیم، مهدویت که با دعا و تسبیح حل نمی‌شود، من باید بتوانم منتظران مهدی را در همه عالم اضافه کنم، باید بتوانم عدالت گستری را در همه عالم ایجاد کند و بتوانم حیا، عفاف، عدالت، معنویت و بندگی خدا را گسترش دهم.

اجتهاد: حوزه علمیه چگونه می‌تواند نسبت به علوم و دانش‌های اسلامی، رویکرد تمدنی داشته باشد؟

ایزدهی: ببینید یک سؤال فقهی را با دو رویکرد می‌توان بررسی کرد؛ آیا من می‌توانم در خانه هرچه آب خواستم، مصرف کنم پولش را می‌دهم، آیا اشکال دارد؟ بار دیگر این سؤال را با یک نگرش دیگر مطرح می‌کنم، می‌گویم آقای مرجع تقلید، ما امروزه در کشور ایران و شهر قم و محله خودمان مشکل کمبود آب، مشکل کشاورزی، مشکل دامداری، مشکل صنعتی داریم و آب نداریم، اگر بیایم به جای اینکه یک لیوان برای وضو استفاده کنم، بیست لیتر آب استفاده کنم، ضربدر ساکنین یک شهر و منطقه می‌شود هفتاد میلیون، هفتاد میلیون برای یک وضو بیست لیتر، می‌شود فاجعه ملی، مرجع تقلید می‌گوید نمی‌شود؛ می‌گویم شما که دفعه اول گفتید اشکالی ندارد.

تفاوت دو رویکرد فردی و حکومتی در روش استنباط احکام فقه

می‌گوید: دفعه اول فرد ملاک بود و سؤال فقهی اصل اولیه، اما الآن فرد و جامعه، اقتضائات و همه موارد، این است که بازخوانی می‌کند، نمی‌توانی، آب خانه‌ات را قطع می‌کنند، این نگاه حکومتی است، مصرف آب به مقدار هرچه دلخواه نمی‌شود؛ در فقه خوانده‌ایم خرید و فروش آزاد، من امروز به بازار می‌روم و می‌خواهم ده هزار دلار بخرم، ده هزار دلار بفروشم، به کسی چه ربطی دارد، جلوی تو را می‌گیرند، زندانت هم می‌کنند، حکم آزادی در خرید و فروش لازمه‌اش اخلال اقتصادی است که جیب همه شهروندان نصف می‌شود آیا مجاز است؟ نه.

دیروز نگاه فردی بود، من و شخص مقابلم، ما تاکنون اینگونه رفتار کردیم؛ اما امروزه می‌خواهم بگویم: من و این جامعه و تمدن و حاکمیت، حالا پاسخ‌ها متفاوت می‌شود، باید تفاوت کند، کار کیست؟ تمام نکته رهبری این بود که این کار جوان‌ها است و کار کسی دیگر نیست.

جوان براساس این انگیزه و ماهیت باید بیاید این علوم انسانی را یک بار دیگر نگاه کند، از استادش یک بار دیگر تقاضای بازخوانی کند و بگوید من تا الآن اینگونه فهمیده‌ام، اما مثل این‌که به گونه‌ دیگری است، می‌خواهیم در جامعه تمدن ایجاد کنیم، تا دیروز من طلبه و روحانی با چه کسی طرف حساب بودیم، یک کسی مراجعه می‌کرد و می‌گفت مسأله، اما امروز با چه کسی مواجه هستم؟ من باید برای حضور شهروند زرتشتی در شورای شهر هم نظر بدهم، می‌گوید به تو روحانی شیعه چه ربطی دارد؟ امروز مخاطب من شهروندان هستند، نه فقط مؤمنان و مسلمانان.

اگر قرار باشد امروز مخاطبان فقط مؤمنان باشند تنها باید در قم و چند شهر زندگی کنم، اما امروز ولی فقیه من بر چه کسانی حکم می‌‌کند؟ بر شیعه، سنی، مسیحی و آشوری، یک نفر بگوید من که مسیحی هستیم ولی فقیه را قبول ندارم من که سنی هستم ولی فقیه را قبول ندارم، نه من امروز دارم در نظام اسلامی زندگی می‌کنم و مخاطب من شهروندان هستند، مخاطب من انسان‌ها هستند حالا چه کار کنم؟

تولید علوم انسانی اسلامی نرم افزار تمدن نوین اسلامی است

انقلاب اسلامی فرآیند فراگیر همه جهانی ذات و ماهیت و نرم افزارش علوم انسانی اسلامی است، راه رسیدن به تمدن نوین اسلامی تلاش است، تکلیف ما معلوم است، هرچقدر تلاش کردیم، بهره می‌بریم؛ هرچه تلاش نکردیم روی زمین مانده است، اینجا علم وجود داشته باشد اگر نتوانم اعمال کنم، اتفاقی نمی‌افتد؛ باید علوم انسانی اسلامی با رویکرد تمدنی تولید کنیم و وقتی رویکرد تمدنی باشد باید در سبک زندگی وارد شود.

نمی‌شود در کشور اسلامی و در جامعه اسلامی زندگی کنم، اما سبک زندگی و حتی سردر خانه‌های ما مثلث و نماد تثلیث مسیحیت باشد، منطق ما اسلام است، باید نرم‌افزارسازی کنیم، تمدن‌سازی و نمادسازی داشته باشیم وگرنه باقی نخواهیم ماند و مجبور خواهیم شد که سکولار شویم و از ذاتمان تهی باشیم.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اندیشه شهید مطهری نه منفعلانه است و نه مقلدانه/ بومی‌سازی تجارب بر مبنای استوار دین

تاریخ:جمعه 13 اردیبهشت 1398-04:55 ب.ظ

گروه حوزه‌های علمیه ــ عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان اینکه شهید مطهری در مواجهه با اندیشه‌های رایج در زمان خود نه منفعل بود و نه مقلد، تأکید کرد: وی همانند امام(ره) معتقد بود که باید تجارب تمدن‌های دیگر بر مبنای ذات دین بومی‌سازی شوند، همان طور که انتخاب نظام «جمهوری اسلامی» بر این اساس بوده است.

اندیشه شهید مطهری نه منفعلانه و نه مقلدانه است/ بومی‌سازی تجارب روی مبنای استوار دینحجت‌الاسلام والمسلمین سیدسجاد ایزدهی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در گفت‌وگو باایکنا از قم، ضمن تبریک روز معلم و با اشاره به سالگرد شهادت شهید مطهری، در پاسخ به این سؤال که در میان انواع مواجهه با اندیشه‌های نوپدید در هر دوره ایشان چه مواجهه‌ای داشت، گفت: سه نوع مواجهه می‌توانیم داشته باشیم؛ منفعلانه برخورد کنیم؛ مقلد باشیم و چاره را در همراهی و همدلی ببینیم و سوم اینکه با اندیشه برخورد کنیم و آن را به نقد بکشیم و در عین حال آن را درست بفهمیم و مزایا را بپذیریم و معایبش را رد کنیم.

وی افزود: انقلاب اسلامی نه تنها قرائتی نوین از مقولات سنتی و قدیمی دین، بلکه فقه ارائه داد و اقامه نظام جهوری اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه بود که برخاسته از رویکرد سنتی نظریه امامت و حاکمیت فردی فقیه، عادل و فرهیخته بر جامعه است.

ایزدهی ادامه داد: از طرفی چون جامعه مدرن بشری گسترش یافته و مشارکت مردم نقش مهمی در آن دارد و مباحثی مانند جمهوریت و مردم‌سالاری و رای مرم حرف اول را حداقل در ظاهر می‌زند، رهبران فکری نظام اسلامی مانند شهید مطهری به تبعیت از امام بر این باور بودند که باید رویکرد سنتی در نوع حکومت با اقتضائات معاصرمنطبق شود. لذا نظام جمهوری اسلامی شکل گرفت.

این محقق و استاد حوزه علمیه با بیان اینکه انقلاب بر بنیادهای اساسی خود یعنی نظام ولایت فقیه استوار شد، گفت: در عین حال نظر و رأی مردم هم و بحث مقبولیت و مردم‌سالاری هم لحاظ شد و در واقع مدلی بومی از نظریه فقهی حکومت اسلامی انتخاب شد.

ایزدهی با بیان اینکه این نوع مدل نه انفعال است و نه همدلی و همراهی مقلدانه، بلکه بومی‌سازی اندیشه‌ها و تجربه‌های دیگر تمدن‌های فکری است، بیان کرد: آنچه امروز باید از رهبران فکری انقلاب به خصوص شهید مطهری درس بگیریم همین رویکرد است، زیرا معتقدیم که اسلام دین خاتم و جاودان است و می‌تواند برای همه زمان‌ها و ادوار تا قیامت دیدگاه ارائه دهد.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان اینکه اسلام برای عصر غیبت برنامه دارد، همان طور که برای عصر حضور داشته است، تصریح کرد: نباید تابع همه نتایج نظام‌های مدرن باشیم و التقاطی رفتار کنیم، زیرا رفتار التقاطی یعنی اینکه بخشی را از غرب و بخشی را از اسلام بگیریم و این به معنای از بین بردن اصالت اندیشه است، زیرا اصالت اندیشه اسلامی وقتی است که مبنا براساس ذات دین باشد و امکان تحقق در همه زمان‌ها را ایجاد کند

تبیین بنا و مبنا در اندیشه سیاسی شهید مطهری

ایزدهی با بیان اینکه شهید مطهری برخلاف کسانی که رویکردشان فقط فقه و شریعت است عمدتاً مباحث را در زیربنا بحث کرده است تصریح کرد: اگر مبانی کلامی حل نشود حتی فقه هم نمی تواند کارآیی لازم را داشته باشد. بنابراین شهید مطهری مبانی اندیشه‌ای را بحث کرده است؛ ایشان فلسفه فقه و مبانی کلامی را مورد توجه قرار می‌داد و این مسئله می‌تواند نقشه راه کار ما باشد؛ وی مبانی کلامی ـ فلسفی امتداد رویکرد حکومت دینی و نظام مردم‌سالاری دینی را مطرح و بحث کرده و هم در بنا و هم مبنا اندیشه سیاسی انقلاب را تبیین فرمود.

وی در پاسخ به این سؤال که وی معتقد بود افکار و اندیشه‌های مختلف حتی  کمونیستی و مارکسیستی باید در فضای علمی نقد شود ولی امروز کمتر این تفکر در حوزه و دانشگاه مجال دارد تأکید کرد: هنر مطهری این بود که مشکلات و معضلات اندیشه‌ای را از باب طبیب دوار بطبه و در عرصه میدانی یعنی محیط دانشگاه، که محل تبادل افکار و آرای گوناگون است، دنبال کند و آن را با رویکرد اندیشگانی تبیین فرماید نه اینکه صرفاً سراغ کتب ومقالات و رساله‌ها برود.

آزادی اندیشه به معنای ژورنالیسم‌سازی نیست

ایزدهی تصریح کرد: البته آزادی اندیشه این نیست که که صرفاً مطالب در روزنامه‌ها و محیط ژورنالیستی بیان شود، زیرا برخی مواقع بحث کتب و مطالب ضال مطرح است و صلاح طرح آن در محیط عمومی نیست ولی در فضای نخبگانی باید مطرح شود؛ اگر معتقدیم که اسلام جهانشمول و جاودانه و فرازمانی و مکانی است که هست باید حرف و منطق و سخن مخالف را بشنویم و پاسخ بدهیم.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی اظهار کرد: شهید مطهری در دوره خود به خاطر جنس انقلاب و سنخ افکار و اندیشه‌های آن دوره اندیشه انقلاب را تبیین و تفکرات دیگر را نقد کرد؛ انقلاب نیاز به استقرار داشت. بنابراین باید اندیشه‌های آن هم به مردم معرفی و از طرفی مضرات اندیشه‌های متضاد هم باید روشن می‌شد و کار ایشان این بود که این اندیشه‌ها را بیان کند.

وی تأکید کرد: امروز هم جامعیت و خاتمیت اسلام مقتضی است که سؤالات و اندیشه‌های مختلف محکوم نشود و فضا برای طرح آن در مجال نخبگانی فراهم باشد؛ آن را بشنویم و پاسخ دهیم. البته در فضای نخبگانی و نه ژورنالیستی، زیرا ژورنالیسم برای فریب است؛ گرچه در این فضا هم باید منطق پاسخ به شبهه وجود داشته باشد.

انتهای پیام




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تولید علم پیش نیاز رونق تولید است/تحول اقتصاد به خروج از کلیشه غرب گرایی نیاز دارد

تاریخ:چهارشنبه 21 فروردین 1398-11:19 ب.ظ

مدیر گروه فقه سیاسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی تاکید کرد 
تولید علم پیش نیاز رونق تولید است/تحول اقتصاد به خروج از کلیشه غرب گرایی نیاز دارد
حجت الاسلام ایزدهی با اشاره به تاکید مقام معظم رهبری بر مسئله اقتصاد در شعارهای انتخابی سال، گفت: اگر قرار باشد که رونق تولید در اقتصاد شکل بگیرد باید پیش فرض آن رونق تولید در علم باشد واگرنه رویکرد اقتصادی مناسبی شکل نمی گیرد.

حجت الاسلام «سید سجاد ایزدهی» در گفت وگو با خبرنگار گروه اندیشه خبرگزاری شبستان، در مورد نامگذاری سال جدید با عنوان «رونق تولید» از سوی مقام مقم معظم رهبری، اظهار کرد: امسال نیز مانند چند سال گذشته معظم له شعار را به سمت مسایل اقتصادی سوق دادند. اگر بخواهیم از این مساله تبارشناسی کنیم و اینکه چرا ایشان همواره ذیل هر بحثی از جمله الگوی اسلای ایرانی پیشرفت، نهضت نرم افزاری علمی، بیانیه گام دوم و و... همواره بحث اقتصاد را مورد التفات قرار می دهند، باید ابتدا به نقاط قوت و ضعف مان توجه کنیم.
 
 
مدیر گروه فقه سیاسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
 ادامه داد: علت تاکید مقام معظم رهبری از آن جهت است که یکی از نقطه ضعف هایی که دشمن می تواند بر اساس آن به نظام آسیب بزند، مسایل اقتصادی است. اگر این مولفه رونق و رواج پیدا کند، کارآمدی و کارکرد نظام تقویت می شود لذا تاثیرگذاری بیشتری خواهد داشت.


 
وی تصریح کرد: از سوی دیگر اقتصاد همواره پیش نیازهای مهمی دارد و اگز آن پیش نیازها تامین نشوند اقتصاد هم رویکرد مطلوب ندارد، برای مثال ما اکنون اقتصاد داریم اما با رویکرد لیبرالیستی، کاپیتالیسیتی و ... .اگر نسبت به این مسایل تعیین تکلیف نشود طبیعتا راه به جای نمی بریم، در نتیجه مقام معظم رهبری همواره تاکید بر مولفه هایی نظیر اقتصاد مقاومتی می کنند که پیش فرض های کلامی و فلسفی دارد.

 

این پژوهشگر اظهار کرد: برای توضیح این نکته باید بگویم که وقتی دوران قرون وسطا در غرب به پایان رسید، رویکرد اصلی ممالک غربی مسایل اقتصادی بود در نتیجه با ایجاد کارخانجات متعدد، سعی در رشد جامعه در حوزه صنعت کرد و برای آنکه به قدرت برسند از هر ظرفیتی استفاده کردند، از جمله بحث فمنیسیم را مطرح کردند تا زنان را به کارخانجات بکشند و از نیروی ارزان استفاده کنند، بعدها بحث دموکراسی را به گونه ای دیگر مطرح کردند تا از زنان به عنوان نیروهای پشت پرده این دموکراسی استفاده کنند ودر نهایت نیز ایسم هایی را ایجاد کردند تا پشتوانه محور اقتصادشان قرار بگیرد.

 

حجت الاسلام ایزدهی ابراز کرد: این سبک اقتصادی به مثابه سبک زندگی های رایج آنهاست، یعنی اگر امروز به تولیدات غربی نگاه می کنیم یک پشتوانه نظری دارد و متناسب با  سبک زندگی غربی است، آنها این تفکر را رواج می دهند و در کشورهای جهان سوم نیز روالی شکل می گیرد که طی آن تولیدات در ذات و بطن خود الگوی تمدن غربی را به همراه دارند. می خواهم به این نتیجه گیری برسم که غرب به واسطه اقتصاد و تولیداتی که دارد وارد کشورهای جهان سوم شده و به هر صورت سرمایه های آنها را جمع می کند.

 

وی تاکید کرد: امروز اگر قرار باشد که بحث رونق تولید را مد نظر قرار دهیم باید بستر مناسب فراهم شود و قانون گذاران قانون مناسب بگذارند. اگر قرار باشد که رونق تولید در اقتصاد شکل بگیرد باید پیش فرض آن رونق تولید در علم باشد اگر چنین نشود رویکرد اقتصادی مناسبی هم جریان پیدا نمی کند. برای مثال اکنون بانک داریم اما بانکداری ما متناسب با سبک زندگی غربی است یعنی اصل بر این است که سرمایه سرمایه داران جمع شود، بنابر این در چنین رویکردی ذات بانک عدالت نیست، ذات بانک از بین بردن فقر نیست، اگر از نظر فلسفی، علمی، فقهی، راه یک مساله را عوض کنیم و از قاب غرب گرایی خارج کنیم آن زمان است که نتیجه می دهد.


حجت الاسلام ایزدهی در ادامه بیان کرد: بانک از آنجا که مبتنی بر هنجارهای ذاتی و مساله سرمایه است نمی توان انتظاری از آن داشت که عدالت اجتماعی ایجاد کند مگر آنکه بیاییم و نهادهای بدیل را ایجاد کنیم. نمی گویم بانک را از بین ببریم ولی باید بر اساس منطق پیشینی ابزارهای لازم فکری برای مقاصد اقتصادی را فراهم کنیم که اگر چنین شود شاهد بانکداری و اقتصاد بدون ربا خواهیم بود. 

 

عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در پایان خاطرنشان کرد: با تحقق این مساله می توانیم سطح و اختلاف فقیر و غنی را کم کنیم، اگر چنین کردیم طبیعتا اهداف غایی نظام و عدالت محقق می شود. صرف اقتصاد به ما هو اقتصاد آن هم با الگوگیری از غرب به نتیجه ای نمی رسیم. بنابراین باید بحث الگوی تولید و رونق تولید با پیش فرض علمی پیش برود و متناسب با الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت در جامعه رشد کند.

پایان پیام/248



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

جمهوری اسلامی ثابت کرد مردم سالاری و اسلامیت هیچ منافاتی با یکدیگر ندارند

تاریخ:دوشنبه 12 فروردین 1398-05:56 ب.ظ

رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی:
جمهوری اسلامی ثابت کرد مردم سالاری و اسلامیت هیچ منافاتی با یکدیگر ندارند
حجت الاسلام ایزدهی با بیان اینکه مردم سالاری مدنظر ما برگرفته از غرب نیست بلکه در ذات دین است، گفت: این نظام بر حاکمیت شایستگان تاکید دارد؛ جمهوری اسلامی یعنی مردم سالاری و معنویت هیچ منافاتی با هم ندارند.

















به گزارش خبرنگار گروه اندیشه خبرگزاری شبستان: چهل سال قبل در دوازدهمین روز از بهار طبیعت، مردم ایران به جمهوری اسلامی «رأی» آری دادند تا در سایه یک حکومت مردم سالار دینی بتوانند به بهترین شکل در تعالی خود و جامعه تلاش کنند.

از این رو، به مناسبت فرا رسیدن این روز، بر آن شدیم مساله مردم سالاری دینی و انقلاب اسلامی ایران را در گفت وگو با حجت الاسلام «سید سجاد ایزدهی»، رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به بحث و بررسی بگذاریم که در ادامه حاصل آن را می خوانید:

 

امروز دوازدهم فروردین است، روزی که مردم به جمهوری اسلامی رای دادند و تصمیم گرفتند که نظام اسلامی اداره امور کشور را بر عهده بگیرد، به عنوان نخستین سوال در مورد ابعاد این جمهوریت اسلامی و آنچه که از آن به مردم سالاری دینی یاد می کنیم اشاره بفرمایید.

 هنر، قدرت و پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357بیش از آنکه در بیرون انداختن شاه و ساقط کردن رژیم طاغوتی نمود داشته باشد، بیشتر وابسته به این بود که قانون اساسی تدوین و ایجاد شد که بر اساس بنیادهای اصیل دینی بود.

 در آن زمان دولتمردان کشورهایی نظیر آمریکا و نظام های غربی می خواستند علیه ایران اقدام کنند و علت اصلی آن عمدتا به تدوین قانون اساسی بر می گشت چراکه این قانون مبتنی بر آموزه های اصیل دینی و مردم سالاری بود، به عبارت دیگر، چیزی که موجب شد بعدها دشمنان بیایند و در عرصه نظامی و فرهنگی و سیاسی تحریم برای کشور ایجاد کنند الگویی بود که در ایران اسلامی شکل گرفت.

الگویی که از یک جهت سر بر آسمان داشته و مشروعیت حکومت را مستند به خدا و آموزه های دینی می داند و از طرف دیگر حاکمیت را به مردم و مقبولیت مردمی واگذار می کند، یعنی دوگانه ای که در نظام های غربی به مثابه پارادوکس تلقی می شد؛ به این معنا که سیاست و حکومت باید از خدا بِبُرد و به مردم واگذار شود لذا نظام های قدیم که در جهان تحت عنوان نظام تئوکراسی یا نظام دین سالاری وجود داشت در قرون متمادی تبدیل به مردم سالاری شد و خدا از معادلات خط خورد و نظام دموکراسی به معنای حاکمیت مردم بر مردم مطرح شد.

از طرفی حاکمیت نظام دینی غرب از قدیم به دلیل رویکرد اقتدارگرایی و سوء استفاده از دین برای حاکمیت که در زمان قرون وسطا وجود داشت در کشورهای غربی از بین رفته بود و نظام های غربی جدید جایگزین آن شده بودند. حال در چنین شرایطی انقلاب ایران، دین را در قانون اساسی خود آورده و روز دوازدهم فروردین هم مردم به جهموری اسلامی رای می دهند، این نظام یعنی جمهوریت و مردم سالاری و از طرف دیگر اسلامیت و معنویت، دو رویکردی هستند که هیچ منافاتی با یکدیگر ندارند. 

 

چرا کشورهای غربی جمهوری اسلامی را یک تهدید برای خود می دانستند؟

سران این ممالک دیدند اگر این نظام با چنین کیفیتی شکل بگیرد که اتفاقا گرفت و به خوبی راه خود را پیدا کرد، تبدیل به الگو می شود یعنی کشورهای اسلامی می توانند نظامی خدامحور و به دور از استبداد داشته باشند و دخالت بیگانگان را برنتابند در نتیجه دشمنی ها با نظام ایران اسلامی آغاز شد.

معادله مردم سالاری دینی که در قالب قانون اساسی ما به عنوان جمهوری اسلامی نمودار شد در این چهل سال نشان داد که می توان ارزش مدار بود، خدامحور بود و در عین حال مردم گرایی هم داشت. می توان مردم را در حاکمیت و قانون گذاری جریان داد، لذا در طول چهل سال گذشته به عیان مشخص شد که نظام و مردم ایران از یکدیگر متقابلا استفاده حداکثری می کنند و مردم خود را متولی این نظام می دانند. بنابراین چنین نظامی حیات دارد چون مردم پایش نشسته اند و بر اساس ارزش های اسلامی حرکت می کند.

 نکته دیگر آنکه آن زمان کشورهایی دیگر مثل پاکستان و موریتانی نیز اسمی از جمهوری اسلامی داشتند اما قانون اساسی با این محتوا نبود، در ایران اما قانون اساسی نیز بر این اساس تدوین شد.

 

اما چه طور این دو رویکرد یعنی مردم سالاری و دین سالاری ایجاد شد بدون آنکه پارادوکسی شکل بگیرد؟

 دو نظر در آن زمان وجود داشت، از یک طرف بعضا مطرح می شد که ما از حیث محتوا دینی باشیم و از نظر شکلی جمهوریت و دموکراسی داشته باشیم، به این معنا که از حیث ساختار مثل غرب باشیم اما به آن ساختار محتوای دینی تزریق کنیم اما بعد از مدتی اندیشمندان به این باور رسیدند که این رویکرد نوعی التقاط است و اصالت نداشته و تعلقی به ما ندارد؛ مضافا بر این که خود ساختار و شکل هم تاثیر جدی در بحث محتوا دارد. نمی شود شکل را بگیریم و محتوا را توجه نکنیم. 

نکته دیگر اینکه مردم سالاری ای که ما می گوییم برگرفته از غرب نیست بلکه در ذات دین وجود دارد لذا ذات دین مردم سالار است یعنی خود دین می گوید که مردم دخیل و صاحب اختیارند و در ارکان حکومت اثرگذارند، بنابراین مدلی که جمهوری اسلامی از 12 فروردین ارایه کرد مدلی است که با دو کلان نظریه عمده در جهان یعنی نظریه تئوکراسی یعنی حاکمیت دین و نظریه دموکراسی یعنی  حاکمیت مردم سالاری رقابت می کند.

این در حالی است که مدل مردم سالاری دینی مدلی است که در قبال این دو مدل عمده قرار دارد. اگر قرار باشد ما انقلاب اسلامی و محتوا و ارزش هایش را صادر کنیم باید بر اساس مدل مردم سالاری دینی باشد؛ به عبارت دیگر اگر غرب توانست دموکراسی را در همه جهان صادر کند ما نیز می توانیم مدل مردم سالاری دینی را در جهان حاکم کنیم، مردم سالاری دینی می گوید حاکمیت شایستگان و نَه حاکمیت هرکسی که انتخاب شود بلکه باید شایستگان حکومت کنند و بر اساس منطق شایسته و به شایستگی با مردم رفتار کنند. با این منطق در نظام های غربی هم می توان مردم سالاری دینی مطابق قرائت آنها داشت چنانکه از قدیم الایام صحبت فیلسوف شاهی می کردند یعنی کسی حاکم شود که دانا و حکیم است.

دستاوردهای حکومت مردم سالاری دینی که نظام ما نمونه موفقی از این مدل به شمار می رود، چیست؟

اساسا نوع مدیریت مردم سالاری دینی خود به خود به لطیف شدن و حاکم شدن ارزش ها و از بین رفتن جنگ ها کمک می کند لذا مدل جهوری اسلامی ایران بیش از اینکه هنر و نفوذش به از بین بردن شاه محدود شود به ایجاد یک نرم افزار جدی و نو در عرصه بین الملل مستند است که هم دین داری و هم مردم سالاری را حاکم می داند و این مولفه(مردم سالاری) را به مثابه امر بسیط می داند نه التقاطی، لذا این مدل برای جهان غرب زنگ خطر ایجاد کرده است چون نرم افزار و سبک زندگی و ساختار انقلاب اسلامی ما است که با مبانی غربی سازگار نیست و آنها از در مخالفت با آن وارد می شوند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عبور از چالش‌های کلان نیازمند تولید نظام‌های معرفتی بومی است

تاریخ:جمعه 9 فروردین 1398-09:56 ب.ظ

سیدسجاد ایزدهی:

عبور از چالش‌های کلان نیازمند تولید نظام‌های معرفتی بومی است

رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی، اقتصاد به معنی ساخت نظام اقتصادی اسلامی را عمده‌ترین چالش کلان پیش روی نظام در دهه پنجم دانست و گفت: امروز بر بستر نظام معرفتی اقتصاد غرب قرار داریم و تا اصل ساختار معرفتی اقتصاد کشور اصلاح نشود، مشکلات اقتصادی نیز از دولتی به دولت دیگر منتقل می‌شود.

به گزارش پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح؛ حجت‌الاسلام والمسلمین سیدسجاد ایزدهی، رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی، در گفت‌وگویی درباره چالش‌ها و مشکلات کلان کشور در دهه پنجم انقلاب گفت: عمده‌ترین چالش پیش روی نظام اسلامی که البته امروز نیز نمایان شده مسئله اقتصاد است. در واقع آنچه مهم‌تر از رفتارها و تصمیمات اقتصادی دولت‌هاست، نظام اقتصادی اسلامی و بنیان‌های فکری آن است.

وی اظهار کرد: امروز ما بر بستر نظام معرفتی اقتصاد غرب قرار داریم و برخی از جزئیات را اصلاح و آنها را بومی‌سازی کردیم، اما تا وقتی اصل ساختار معرفتی اقتصاد کشور اصلاح نشود، طبیعی است که رویکردهای اقتصادی دولت‌ها اصلاح نشده و در نتیجه مشکلات اقتصادی نیز از دولتی به دولت دیگر منتقل و به صورت بنیانی حل و فصل نمی‌شود.

تولید نظام‌های معرفتی بومی

وی ادامه داد: زمانی که ساختار اقتصادی براساس شکاف بین فقیر و غنی باشد، عدالتی هم تحقق نخواهد یافت. لذا در دهه پنجم انقلاب عمدتا با بحث نظام‌های معرفتی در حوزه‌های مختلف مواجه هستیم که اگر نظام‌های معرفتی بومی و اسلامی در حوزه‌های فرهنگ، اقتصاد، سیاست و سایر عرصه‌ها شکل بگیرد، می‌توانیم با نظام‌های معرفتی غرب هم‌آوردی کنیم.

رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی اظهار کرد: از جنبه رفتاری نیز دشمن درصدد محدود کردن منابع و توسعه قدرت و نفوذ معنوی جمهوری اسلامی ایران است و اگر مردم براساس منطق مردمسالاری دینی شایستگان را به معنی واقعی آن انتخاب کنند، این نرم‌افزار قابلیت وصول کشور به سعادت و قدرت حداکثری را دارد، اما اگر مردم شایستگان را انتخاب نکنند و کارگزاران حداکثری متناسب با آموزه‌های حداکثری دینی برگزیده نشوند، به شکل طبیعی منطق انقلاب اسلامی در جامعه جنبه عینی و عملی پیدا نخواهد کرد و با چالش مواجه می‌شود.

ایزدهی بیان کرد: لذا از حیث معرفتی باید نرم‌افزارهای متناسب با ارزش‌های اسلامی و ملی در حوزه‌های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تولید شود و از بعد عملی نیز کارگزاران شایسته و صالح انتخاب شوند که هم به نرم‌افزار انقلاب اسلامی باور داشته باشند و هم از قدرت، توانایی و میل اجرای آن برخوردار باشند.

وی تأکید کرد: اگر این دو مؤلفه علمی و عملی تحقق پیدا کند تقریبا بستر توسعه حداکثری انقلاب اسلامی در دهه پنجم و حرکت به سمت تمدن‌سازی اسلامی فراهم می‌شود و می‌توان گفت گام دوم انقلاب هم با قدرت برداشته شده است.

تهیه و اجرای الگوی بومی پیشرفت 

مدیر گروه سیاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی اضافه کرد: از آنجا که هدف غایی نظام اسلامی، ساختن تمدن نوین اسلامی است، لذا باید با تهیه الگوی کلان مبتنی بر ارزش‌های دینی و ملی خود که همان الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت است و تسری آن به همه خرده‌نظام‌های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و دفاعی ــ امنیتی، سبک زندگی نمونه‌ای ایجاد کنیم که به یک الگوی جهانی تبدیل شود.

ایزدهی یادآور شد: البته در طی چهل سال اول انقلاب در این راستا گام‌های بلندی برداشته شده، اما چون اغلب در بستر نظام معرفتی غرب بوده نتوانسته به نتایج دلخواه و مدنظر انقلاب برسد. لذا لازم است بر مبنای یک نگاه بلندمدت، برنامه‌ریزی، سیاستگذاری و تولید دانش صورت گیرد تا بتوان همه ظرفیت‌های بالقوه و استفاده نشده انقلاب اسلامی را شکوفا کرد و در جهت حل مشکلات کلان و خرد نظام اسلامی به کار گرفت.

اهمیت مقابله تمدنی با تمدن غرب

رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی تصریح کرد: با تحقق این امر، قطعا جمهوری اسلامی ایران یک قدرت جهانی خواهد شد و جهان اسلام نیز به تبع آن به قطب قدرت جدید تبدیل می‌شود و در این وضعیت دیگر سیاست‌های تحریم و فشار امریکا نه تنها نمی‌تواند به اقتصاد، فرهنگ، تولید و سیاست کشور ضربه بزند بلکه کاملا بی‌اثر و خنثی شده به نحوی که امریکایی‌ها را از رفتن به سمت اعمال تحریم به عنوان یک راهبرد علیه ایران ناامید خواهد ساخت.

وی در پایان بیان کرد: البته طی این چهل سال هماوردی و مقابله با نظام‌های غربی به لحاظ شعای و عملی انجام ‌شده، اما نکته محوری آن است که انقلاب اسلامی باید به مثابه تمدن نوینی مبتنی بر آموزه‌های اصیل اسلامی بتواند وارد این میدان نبرد شده و بر تمدن مبتنی بر مادی‌گری غلبه کرده و جایگزین آن شود.

انتهای پیام/

منبع: ایکنا




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تحقق اسلام حداکثری در زمانه بسط ید فقیه

تاریخ:پنجشنبه 1 فروردین 1398-12:54 ب.ظ

تحقق اسلام حداکثری در زمانه بسط ید فقیه


حجت‌الاسلام ایزدهی در گفت‌وگو با «صبح‌نو» الزامات حوزه انقلابی را بررسی کرد

تحقق اسلام حداکثری در زمانه بسط ید فقیه

رهبر انقلاب اسلامی چندی قبل در دیدار اعضای مؤسسه عالی فقه و علوم اسلامی بیاناتی درباره مسائل علوم دینی و اقتضائات حوزه انقلابی داشتند. یکی از حاضران در جلسه حجت‌الاسلام دکتر سید سجاد ایزدهی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی بود. «صبح نو» در گفت‌وگو با او الزامات حوزه انقلابی و پژوهش مسأله‌مند را به بحث گذاشته است.

اگر انقلاب اسلامی و حکومت اسلامی نباشد، روحانیت به همان معنای سنتی و قدیمی کلمه باقی خواهد ماند یا همین هم از بین خواهد رفت؟

ایزدهی: روحانیت یک مقوله مشکک است. مقوله‌ای نیست که بین وجود و عدم باشد. طبیعتاً تابع قرائت‌های مختلفی است. این قرائت‌ها از مرحله حداقلی شروع می‌شود تا حداکثری. ممکن است نحله‌ها و گونه‌هایی باشند که قائل به عرفان‌گریز و گوشه‌گیر باشند. ممکن است در سطح بالاتر عرفان اجتماعی و سیاسی و حکومتی هم وجود داشته باشد. لذا این‌گونه نیست که روحانیت فقط با انقلاب معنا داشته باشد و اگر انقلاب نباشد روحانیت معنا نداشته باشد.

نشانه ماندگاری روحانیت این است که در هر زمانی متناسب با اوضاع و شرایط همان زمانه زندگی می‌کند. یک وقت، زمان قبض ید فقیه جامع‌الشرایط است؛ یعنی قدرت ندارد و مجبور است با سلطان تعامل کند و تقیه کند. در اینجا وظیفه روحانیت رسیدگی به زندگی مؤمنانه افراد است و بس. عمده عالمان ما در طول تاریخ همین گونه بوده‌اند. چون در زمان تقیه قرار داشتند و پاسخگوی یک جامعه نبودند. بلکه فقط مرجع تقلید بوده‌اند و پاسخگوی نیاز فردی مکلفان بوده‌اند؛ اما در زمان اقتضائات حداکثری و منع حداقلی دشمن، طبیعی است که عالم دین بر اساس جامعیت و خاتمیت و فرازمانی و فرامکانی بودن دین، رویکرد حداکثری خواهد داشت. نه دین حداقلی است و نه عالمان دین.

اما از حیث عمل می‌تواند یک روحانی حداقلی باشد در زمانی که اقتضائات حداقلی است. اینکه در زمان مرحوم امام(ره) انقلاب مطرح می‌شود چون امکان تحقق حداکثری دین وجود دارد. اما در زمان مرحوم بروجردی و آقای خویی امکان تحقق حداکثری دین را نداشتند. حکومت یکی از شئون روحانیت است. به این دلیل که حکومت ابزار رسیدن به غایات دین است.

صرف نظر از امکان‌های تاریخی، از نظر مبانی عده‌ای اصلاً قائل به اسلام حداکثری نیستند. این رویکرد حداقلی آیا در این شرایط اگر حکومت اسلامی نباشد امکان حیات خواهد داشت؟

ایزدهی: دین یک مقوله فطری است و مردم می‌خواهند دین داشته باشند. اینطور نیست که اگر حاکمیت نبود دین هم نیست. مهم این است که این دین دیگر دین واقعی نخواهد بود و بدلی خواهد بود. آن معنویت حداقلی باقی خواهد ماند.

مردم با همان فطرت‌شان نخواهند گفت دینی را که حداقلی باشد و با ظلم مبارزه نکند نمی‌خواهیم و لذا به الحاد رو نمی‌آورند؟

ایزدهی: این دین حداقل مترادف سکولاریسم است و ماهیت حقیقی دین را ندارد اما برخی از کارکردهای دین را دارد. همین دینداری در زمان قبض ید فقیه بسیار مطلوب است؛ اما در زمان اقتضائات حداکثری دیگر دین مطلوبی نیست. مثل بسیاری از معنویت‌های نوظهوری که در غرب آمده است. ممکن است کارکردهای دین را داشته باشد اما دیگر دین واقعی نیست. دینی که خاتم است و برای تحقق مهدویت آمده است. دینی که می‌خواهد حاکمیت خدا را پیاده کند. صورت دین حداقلی در زمان اقتضاء حداکثری و بسط‌ ید فقیه عبادت است اما ماهیتش الحاد است. مثل معنویت‌های بدلی که سازگار با اومانیسم و حتی کفر است.

گاهی احساس می‌کنیم برخی روحانیون نسبت به حکومت اسلامی و مشکلاتش یک حالت تنزه‌طلبی دارد. ظاهراً می‌خواهند خودشان را از مشکلات حاکمیت برکنار بدانند و بگویند مشکلات به این دلیل رخ داده که نظر ما اجرا نشده است. نظر شما چیست؟

ایزدهی: من این تعبیر تنزه‌طلبی را قبول ندارم. شاید مصلحت‌اندیشی باشد. در برخی از مباحث وظیفه علما این است که تذکر دهند و نظارت و نقد کنند؛ اما این یک طرف قضیه است. طرف دیگر قضیه این است که بالاخره یک دولتی سرکار آمده که منتخب مردم است.

طبیعتاً مخالفت با انتخاب فراگیر مردم به صلاح نیست و از طرف دیگر از بین رفتن غایات دین به صلاح نیست. این که الان طبق کدام صلاح رفتار کنند، به معنای تنزه‌طلبی نیست. به این معناست که مصلحت را مراعات کنم.

زمانی امام(ره) با شاه درافتاد و زمانی هم که به صورت مستقیم با شاه مبارزه نمی‌کرد به این معنا نبود که امام(ره) تنزه‌طلب است. مهم این است که اقتضای زمانه بر اساس فهم عالم چیست. البته اینکه برخی به خاطر مصلحت شخصی یا صنفی از وظیفه خودشان فرار کنند نه تنها تنزه‌طلبی و مصلحت‌طلبی نیست بلکه نفاق است؛ که این از ساحت روحانیت اصیل و مراجع واقعاً به دور است. ممکن است برخی مسائل را به‌صورت خصوصی تذکر دهند که این هم به دلیل اقتضائاتی است و به معنای تنزه‌طلبی نیست.

چیزی که امروز غیرقابل انکار است جنگ ما با نظام سلطه در همه ابعاد است. هم جنگ اقتصادی هم جنگ رسانه‌ای و هم جنگ نظامی و … . این شرایط جنگی در پژوهش‌ها و تبعات علمی ما چه الزاماتی دارد؟ مرز آن با پژوهش‌هایی که فقط در پناه بودجه‌های بیت‌المال و بدون دغدغه انجام می‌شود چیست؟

ایزدهی: دو رویکرد در جنگ با دشمن داریم. یه موقع جنگ ما بنیادین است. جنگ بنیادین ما با دشمن، بحث اسلام و کفر است، بحث اسلام ناب و اسلام آمریکایی است، بحث نظام‌های اسلامی در حوزه‌های گوناگون فرهنگ و امنیت و … است. نمی‌شود انتظار داشت که فرمانده جنگ برود در صف و سرباز برود در ستاد.

اگر جنگ اقتصادی به معنای تحریم است یک بخش کار این است که باید من مبانی اقتصاد مقاومتی را استخراج کنم و راهبردها را بررسی کنم. همچنان‌که کسی در حوزه بنیادها باید ببیند اقتصاد اسلامی چیست. ما نباید بگوییم اگر کسی صحبت‌های نظری کرد وارد جنگ نشده است. عمده جنگ ما با غرب در بنیادها است. مثلاً ما جایگزین عادلانه برای «بانک» نداریم. البته این نکته مهم است که باید کارها سازمان‌یافته باشد. متناسب با رویکرد تقابلی با غرب باشد. بر اساس نیازها و ساخت نظام اسلامی باشد.

بعضی از پژوهش‌ها در ساختار اداری آن‌چنان به دور از واقعیت است که فقط در ساحت نظر معنا دارد.

ایزدهی: روی این کسی بحثی ندارد. یا مثلاً بعضی پژوهش‌های به صورت موازی در حال انجام است. این قطعاً مطلوب نیست. اگر ما تحقیق کنیم برای تحقیق، خوب نیست. تحقیق اگر هدفمند و بر اساس حل مشکل عینی و روزآمد باشد خوب است. تحقیق باید برای تحقق کارآمدی نظام باشد. پژوهش باید انقلابی و اقتضائات و حل مشکلات انقلاب باشد.

یکی از اشارات رهبری در دیدار اخیر هم این بود که لازم نیست ۱۵ سال روی همه جزئیات علم اصول وقت گذاشته شود و از اصل مسأله غافل شد.

ایزدهی: بله، رهبری فرمودند مثلاً خواندن اصول آقای خویی پنج سال طول می‌کشد. ما دو نگاه در حوزه داریم. یکی کسانی که برای اصول اصالت قائل هستند. عده‌ای هم مانند مرحوم امام(ره) و آقای بروجردی از تورم اصول یاد می‌کردند؛ یعنی مواردی در آن هست که لزومی ندارد. اصول موضوعیت ندارد، طریقیت دارد. اصول برای حل مشکل فقه است. هر کجا فقه مشکل دارد سراغ فقه می‌روند. از طرفی یک طلبه مگر چقدر فرصت دارد که ۱۵ سال اصول بخواند که بسیاری از آن هم به کارش نمی‌آید. پژوهش‌ها هم باید برای حل مسأله طریقیت داشته باشد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تحقق نظام معرفتی دین در جامعه مبتنی بر رویکرد نظام‌وارگی و تمدنی است

تاریخ:دوشنبه 20 اسفند 1397-12:16 ق.ظ


استاد سیدسجاد ایزدهی:

تحقق نظام معرفتی دین در جامعه مبتنی بر رویکرد نظام‌وارگی و تمدنی است

سایت اجتهاد نوشت: دین مجموعه‌ای نظام واره است که باید جامعه را به هدف مشخصی هدایت کند؛ در عین حال تعبیر نظام، نظام‌مندی و نظام‌وارگی تعبیری است که در ادبیات ما به چشم می‌خورد و حضرت زهرا(س) و حضرت علی(ع) به آن اشاره جدی دارند؛ رهبر معظم انقلاب نیز در این راستا بحث فقه حکومتی، فقه نظام، نظام‌وارگی فقه، رویکرد اجتماعی به فقه، رویکرد حکومتی به آموزه‌های دینی را مدنظر قرار می‌دهند و بر این باور هستند که تحقق نظام معرفتی دین در جامعه مبتنی بر رویکرد نظام‌وارگی و تمدنی است.

دین اسلام دین جامع و خاتم است؛ یعنی اینکه ما هرسوال و ابهامی داشته باشیم، می‌توانیم به آن مراجعه کرده و مشکل فردی و اجتماعی خود را حل کنیم؛ اگر غیر این باشد با خاتمیت و جاودانگی و جامعیت دین اسلام منافات دارد؛ بنابراین آیا در ادبیات دینی از نظام وارگی دین بحث شده است و دین می‌تواند نظام سازی داشته باشد؟ در همین زمینه خبرنگار شبکه اجتهاد، گفتگوی تفصیلی با حجت‌الاسلام والمسلمین سید سجاد ایزدهی، رییس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی داشته است که متن آن تقدیم خوانندگان می‌شود.

با توجه به تعبیری از امیرالمؤمنین علی(ع) و حضرت زهرا(س) در بحث جامعیت و نظام وارگی دین و با عنایت به این‌که حضرت امام در راستای موازین و آموزه‌های برگرفته از اهل بیت(ع)؛ نظام اسلامی را برقرار کردند و طبیعتا این کشور و آموزه‌های نظام سیاسی را نیز براساس همان بنا کردند، به صورت خاص بحث نظام و نظام سیاسی و نظام‌سازی را با محوریت تعابیر ایشان پیگیری می‌کنیم.

حضرت فاطمه زهرا(س) در خطبه معروفی که در مدینه ایراد فرمودند و از جمله مواردی که در آنجا تأکید فرمودند، بحث نظام است، در آنجا حضرت زهرا(س) تعبیری دارند «اِطاعَتَنا نِظاماً لِلمِلَّهِ وَ اِمامَتَنا أماناً لِلفِرقَه»؛ حضرت می‌فرماید که اطاعت ما موجب نظام و انتظام‌بخشی برای دین است و دین براساس محوریت اطاعت اهل بیت(ع) شکل می‌گیرد و البته امامت اهل بیت(ع) هم موجب دوری از تفرقه در جامعه خواهد شد.

در تعبیری که حضرت درباره نظام به کار بردند، بحثی مطرح است که آیا آموزه‌های اسلامی بر محوریت نظام قرار دارد؟ آیا قابلیت نظام‌مندی دارد؟ آیا رویکرد نظام‌وارگی دارد یا نه مجموعه اموری که در کنار هم قرار گرفته و رویکرد منسجم نظام‌واره ندارند.

در این تعبیر، حضرت زهرا(س) به دین با رویکرد نظام‌واره نگاه می‌کنند، اما نظام‌وارگی را بر محوریت ولایت رقم می‌زنند و البته در بحث امامت با سه تعبیر در اینجا مواجه هستیم، بحث امامت، نظام و ملت و به تعبیری امت، البته در تعبیر دیگری از امیرمؤمنان(ع) هست که ایشان می‌فرمایند « فَرَضَ الله الأیمان تطهیراً من الشرک… و الإمامه نظاماً للأمّه و الطاعه تعظیماً للإمامه…؛ نهج البلاغه محمّد عبده، ص ۵۵»؛ از یک طرف بحث نظام و نظام‌وارگی مطرح است و از طرف دیگر امامت را محور نظام و انتظام دین فرض می‌کنند و اطاعت از اهل بیت(ع) را موجب تعظیم امت یا به تعبیری امامت قرار دادند.

در اینجا مراد از نظام، نظامات اجتماعی و به معنای نظام‌سازی است؟

ایزدهی: حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) تعبیری در واژه نظام دارند و می‌فرمایند «مکان القیم بالامر مکان النظام من الخرز یجمعه و یضمه فإذا انقطع النظام تفرق الخرز و ذهب ثم لم یجتمع بحذافیره أبدا، نهج البلاغه، خطبه ۱۴۶» حضرت وقتی تعبیر می‌کنند از نظام؛ این نظام را به معنای آن تسبیحی می‌گیرند که نخ ریسمان این وسط سبب جمع این‌ها هست و تعبیر حضرت این است که این نخ تسبیح همه اینها را گرد هم جمع می‌کند و براساس یک منطقی اینها را ردیف می‌کند.

تعبیر حضرت این است که «فاذا انقطع النظام…» اگر این نظام از بین برد، این نخ تسبیح از بین برود، همه دانه‌های تسبیح از همدیگر جدا می‌شوند و پخش می‌شوند و قابلیت جمع شدن هم ندارد، حضرت از سویی رهبری را در این راستا لحاظ می‌کنند رهبری جامعه آن مکان نظام‌وارگی است که مردم را دور خود جمع می‌کند و پیرو او مردم جمع می‌شوند و دیگر متفرق نمی‌شوند.

از سوی دیگر بحث این است که ما همه آموزه‌های دین را براساس محوری خاص و براساس آن رابطه مشکل باید بفهمیم، مجموعه امور دینی اموری نیستند که هر کدام یک مجموعه گزاره‌های متفاوتی باشند که کنار هم جمع شده باشند و هیچ نسبت و ربطی با هم نداشته باشند، بلکه این‌ها با یک رفتار پیشنی نسبت به هم قابل سنجش هستند و طبیعتا همچنان که دانه تسبیح باید براساس منطق مشخصی کنار هم جمع شود مثلا تسبیح باید ۳۳ تایی باشد یا ۹۹ عدد باشد تا غایت تسبیح محقق شود.

لذا تناسب مهم است، انسجام کنار هم مهم است، تعادل بین اینها مهم است، دانه تسبیح نمی‌شود یک دانه‌اش کوچک و دانه دیگر بزرگ باشد، دانه‌های تسبیح باید کاملا شبیه هم باشند و یک منطقی بر‌ آنها حاکم باشد و یک عقلانیت بر این تسبیح حاکم باشد که به غرض دست زدن حاصل شود و در نهایت بتواند غایت خود را محقق کند.

هدف این است که آیا دین مجموعه‌ای نظام واره است که این مجموعه نظام به هدف مشخصی جامعه را باید هدایت کند یا نه ممکن است مجموعه گزاره‌های پخش و متفاوت و غیرنظام‌مند و غیر منسجم در کنار هم باشد، ضمن این‌که ما در ادبیات دینی می‌دانیم که اینها مجموعه‌ای از امور غیرمنسجم و پخش نیستند و یک منطقی بر آنها حاکم است؛ اما در عین حال تعبیر نظام، نظام‌مندی و نظام‌وارگی تعبیری است که در ادبیات ما به چشم می‌خورد و حضرت زهرا(س) و حضرت علی(ع) به آن اشاره جدی دارند.

از طرف دیگر در طول تاریخ ولو ما نتوانستیم نظامی را به صورت نظام سیاسی متمرکز ارائه کنیم، اما مرحوم امام براساس این پیش‌فرض پسینی که غرض از همه آموزه‌ها تحقق یک نظام هست و قرض از او ایجاد آموزه‌ّای دینی براساس رویکرد عینی و عملی است؛ لذا از یک جهت مرحوم امام دین را به مصادیق مجموعه نظام فهم می‌کند و بر همین اساس هم طبیعتا آنها را ارائه می‌کند.

به تعبیری فقه، فلسفه، کلام و عرفان حضرت امام در یک راستا قرار گیرد و در راستای تحقق حداکثری دین در جامعه و رویکرد غایات دین محقق می‌شود و از طرف دیگر حضرت هم به صراحت درک می‌کنند که اگر یک نظام سیاسی ساختاری در جامعه محقق نشود، طبیعتا دین قابلیت تحقق خارجی نخواهد داشت، لذا مرحوم امام بحث رویکرد حکومت‌سازی را برای تحقق دین در جامعه مدنظر قرار می‌گیرند و عملا هم این حکایت اتفاق می‌افتد.

آن چیزی که در وجود حضرت امام بیشتر اهمیت دارد، با آنکه مرحوم امام اولین کسی است که حکومت دینی را به معنای مشخص در جامعه برقرار کردند، اما بیشترین هنر امام، ترسیم‌ نظام‌واره برای دانش هست که بتواند دانش‌های اسلامی را براساس یک رویکرد نظام‌واره ارائه کند، رویکرد حکومتی به اینها بدهند، بلکه دانش‌هایی مثل اخلاق، فلسفه و کلام و همه مانند آن را در این راستا فهم کنند و رویکرد اجتماعی، عینی، عملیاتی برای تحقق غایات دین در جامعه ارائه کنند.

رهبر معظم انقلاب در این راستا بحث فقه حکومتی، فقه نظام، نظام‌وارگی فقه، رویکرد اجتماعی به فقه، رویکرد حکومتی به آموزه‌های دینی را مدنظر قرار می‌دهند و بر این باور هستند که تحقق نظام معرفتی دین در جامعه با رویکرد نظام‌وارگی امکان‌پذیر است و البته باید رویکرد تمدنی هم داشته باشد، یعنی آموزه‌های دینی رویکرد نظام‌واره پیدا کرده، انسجام درونی، منطق بیرونی و هدف‌مندی داشته باشد و بتواند به یک مقصد و جهت خاصی حرکت کند.

اگر این اتفاق افتاد آن وقت در جامعه به صورت عینی محقق می‌شود، هنجارهای غربی نیز عمدتا فارق از بحث مبانی یک نظام بر آنها حاکم است، یعنی نظام مبنایی آنها، مثلا بر اومانیزم، بر ماتریالیزم، بر لیبرالیزم است، اما همه اینها خارج از بحث‌های مبنا عملا در قانون آنها خود را نشان داده و قانون آنها مبتنی بر اثرات سرمایه و کاپیتالیسم و اثرات انسان است، اومانیسم، آزادی‌محوری، لیبرالیسم و اینها عملا در قوانین آنها خود را شکل داده است.

بلکه رویکردهای تمدنی آنها و سبک زندگی آنها عملا بر همین اساس تبیین و تدوین شده است و این چندگانه یعنی مبانی، قوانین، هنجارها و سبک زندگی وقتی کنار هم قرار می‌گیرند و یک تولید معرفت می‌کنند این عملا در جهان خارج خود را به شکل یک تمدن نشان می‌دهد و امروزه می‌تواند به خود قابلیت صدور دهد.

این حکایت  امروزه اگر برای نظام اسلامی اتفاق نیفتد؛ یعنی ما براساس مبانی مثل توحید، عدالت، خدامحوری، آرمان‌گرایی، آخرت‌گرایی یا دنیاگرایی، نفی سکولاریسم نتوانیم تبدیل به قانون و تبدیل به هنجارهای غالب و به یک سبک زندگی تبدیل کنیم که در جامعه محقق شود و اگر نتوانیم مجموعه‌ای از این آموزه‌های دینی را در قالب آموزه فقهی و آموزه اخلاقی، فلسفی و کلامی براساس یک مدار و یک منطق تنظیم کنیم؛ طبیعتا چون نظام معرفتی نظام کاملی نیست، قابلیت صدور و الگوبرداری پیدا نخواهد کرد.

بنابراین وقتی قابلیت الگوبرداری پیدا می‌کند که یک انسجام درونی باشد، غایت‌مداری باشد،‌ هدف‌مندی باشد، عقلانیت باشد و در نهایت بتواند جامعه جهانی را به یک مسیر هدایت کند نه فقط مؤمنان، چراکه فرض بر این است که دین هدی لناس هست و برای هدایت همه مردم است، ما باید بتوانیم در برابر منطق مادی غرب، منطق توحیدی ارائه و قابلیت عملیاتی‌سازی برای آن در جامعه ایجاد کنیم.

با توجه به مبانی دینی، چرا امروزه مسأله امتناع یا عدم نظام‌ سازی مطرح است؛ علت این خلأ چیست؟

ایزدهی: در طول تاریخ ما چون نظام سیاسی نداشتیم و همواره در حال تقیه بودیم و حاکمان اجازه ظهور و عرض اندام نمی‌دادند، چون جمعیت حداقلی برای شیعه در جهان داشتیم در یک منطقه خاصی حداکثری نبودیم؛ لذا همواره رویکرد ما در دانش‌ها رویکرد پاسخ‌گویی به جوامع محدود و رویکرد فردی بود، اما وقتی امروزه یک رویکرد جامعه متکثر جامعه شیعی هدفمند نظام سیاسی قرار داریم، امروزه باید بازخوانی کنیم که آیا می‌توانیم آن آموزه‌های حداکثری را از دینی که خاتمیت و جامعیت دارد تبدیل به یک نظام معنایی با قابلیت صدور کنیم.

این سؤال قبلا هم چه بسا وجود داشت اما قابلیت انجام نداشت، امروزه ما در این بستر قرار داریم، این امکان وجود داشت اما قابلیت رو به تحقق وجود نداشت اما اکنون قابلیت تحقق پیدا کرده است، به همین خاطر این سؤال را مجدد طرح و بازخوانی کردند و اگر یک زمانی جامعه اسلامی یک تمدنی ایجاد کرد به نام تمدن اسلامی امروزه مجدد بحث تمدن نوین اسلامی مطرح است.

اگر قرن‌ هفت هجری، تمدن اسلام، تمدن ناقص بنی عباسی هست، اما امروزه براساس قرائت اسلام شیعی آرمانی می‌خواهیم محقق شود، لذا بحث امتناع و بحث امکان بیش از این‌که رویکرد علمی داشته باشد، رویکرد تاریخی دارد؛ چون در طول تاریخ ما عملا توفیقی برای این نداشتیم و مسأله ما این نبود، اما امروزه توفیق مسأله ما این است از آن دغدغه‌های تاریخی گذر کردیم جامعه مستقل شدیم و می‌خواهیم براساس اینها، بتوانیم یک تمدنی برایش مبنا کنیم، لذا آن بحث مبنایی نیست بیشتر بحث تاریخ‌مندی است.

شاید این سؤال مطرح باشد که غرب براساس تمدن خودش نظام سازی کرده؛ برایش ساختارهای خاص در نظر گرفته و به صورت جزِئی برنامه و نقشه راه مشخص کرده است، حتی ما نیز در داخل ساختارهای غربی و در تعامل با آن زندگی می‌کنیم؛ لذا این مبانی و کلیات در این شرایط قابل اجرا نیست؟

ایزدهی: پازل غرب در تمدن‌سازی و نظام‌سازی کامل است، چراکه حدود دویست سال از این تمدن شکل گرفته تا به اینجا رسیده است، تمدن اروپای قدیم تمدنی نبود که ما امروزه لحاظ کنیم، نقاط ضعف و چالش‌های فراوانی داشت  اما هرچه گذشت آنها این را تکمیل کردند، آنها را جزئی و تبدیل به سبک زندگی کردند، ما هنوز چند سالی نیست که این دغدغه در ما ایجاد شد.

مهم این است که این قابلیت در ما وجود دارد اما ما همچنان ما در بستر نظام اقتصاد غربی قرار داریم و هنوز در بستر اداره ما نظام اقتصادی غربی است و هنوز باور نکردیم که می‌توانیم یک نظام اقتصادی متمایزی را براساس عدالت تنظیم کنیم، نظام غربی نظام اصالت سرمایه است، اما اینجا نظام عدالت و حمایت از ضعفا است، ما برای این‌ها نتوانستیم ساختار ایجاد کنیم و ساختار آن متمایز نشده است، اما این‌که این کار می‌شود حتما می‌شود، البته گام‌هایی برداشته شده نسبت به این چهل سال انقلاب ما ساختار سیاسی متمایزی در جهان داریم.

چنین ساختاری در جهان وجود ندارد، نظام‌سازی سیاسی کردیم و یک ساختار هم برای آن ساخته‌ایم اما این‌که این را ببریم در نظام‌های فرهنگی، امنیتی، اقتصادی و نظام‌های مختلف جامعه طبیعتا یک زمان می‌برد، البته متوقع این است که دولت، حاکمیت و نظام سرمایه بگذارد و اگر برای تکنولوژی و ماهواره هزینه می‌کند بداند که این مبنا است و اگر این رشد نکند طبیعتا آنها هم رشد نمی‌کند.

در نظام‌های غربی وقتی تکنولوژی و فرهنگ و تمدن غربی رشد کرد که اینها در مرحله قبل، مبانی علوم انسانی آن را تکمیل کردند، اگر آن ایسم‌های متقدم به خوبی تبیین و ابتذال نمی‌شد هیچ‌گاه این تکنولوژی براساس آن شکل نمی‌گرفت؛ لذا اولویت این است بیش از آن‌که ما به مباحث سخت‌افزاری بپردازیم و تولید مواد مورد نیاز کنیم، رویکرد نرم‌افزاری داشته باشیم و از حیث نرم‌افزاری اینها را تقویت کنیم، بنابراین رویکرد تمدن آن نرم‌افزار است اگر آن شکل گرفت تمدن شکل می‌گیرد وگرنه شکل نمی‌گیرد.

آیا محور اصلی در نظام‌سازی بر عهده فقه است؛ رویکرد فقه در این شرایط چگونه باید باشد؟

ایزدهی: نه دو گونه است، ما یک وقت می‌خواهیم نظام معرفتی خود را بگوییم که در دانش‌ها همه دانش‌ها را به مثابه یک کل در نظر بگیریم و فقه و کلام و فلسفه را به صورت مجزا در نظر نگیریم مثلا در فلسفه به سمت چپ نرویم و در کلام به سمت راست، همه در یکسو و بخشی از یک پازل باشند، بلکه در خود فقه هم به مثابه یک دانش از دین خود این هم ابواب مختلفش را ناظر به هم باشد، یعنی عبادت ناظر به سیاست باشد و سیاست ناظر به فرهنگ باشد و فرهنگ ناظر به اقتصاد باشد و همه این‌ها را یک مجموعه کل و یک نظام ببینیم که به صورت منسجم و آن دانش اصلی کنار هم قرار گرفته باشند و بر محور توحید و ولایت حرکت کنند.

اگر این حرکت اتفاق افتاد آن وقت می‌توانیم بگوییم ما یک نظام اسلامی داریم در قالب یک کشور که آنجا اقتصاد مرتبط با سیاست، سیاست مرتبط با فرهنگ و فرهنگ مرتبط هسته‌های مختلف است و با همدیگر یک مجموعه منسجم، هدفمند و کارآمد باشند،

لذا ما دو سطح داریم، ۱. سطح دانش‌های اسلامی ۲. سطح فقه، هر کدام از این‌ها طبیعتا باید نظام‌مند و نظام‌واره باشند و براساس یک منطق پیشینی و حلقه ارتباط شکل بگیرند، وگرنه هیچ‌وقت آن نظام‌مندی و نظام‌وارگی شکل نمی‌گیرد.

رویکرد فقه باید حتما نظام‌مند باشد و براساس یک رویکرد تحقق نظام سیاسی باشد، همچنان که پیامبر نظام سیاسی ایجاد کرد و در بستر نظام سیاسی نظام‌های معرفتی را ایجاد کرد در فقه هم باید این‌گونه باشد، به تعبیر حضرت امام که حکومت فلسفه عملی فقه از گهواره تا گور است، همه فلسفه فقه برای تشکیل حکومت یعنی اداره جامعه برای یک هدف مشخص باشد، اگر فقه بتواند با رویکرد حکومتی و تحقق جامعه مطلوب براساس آرمان‌ها شرکت کند و همه آموزه‌هایش را هم بر همین اساس به خدمت بگیرد، این فضایی که می‌گویید شکل می‌گیرد و الا شکل نخواهد گرفت.

انتهای پیام




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

انقلاب به مثابه یك «نظام معرفتی»

تاریخ:پنجشنبه 16 اسفند 1397-10:59 ب.ظ

انقلاب به مثابه یك «نظام معرفتی»
«نظام سازی انقلاب» به چه معناست و از چه شاخصه هایی برخوردار است؟

نویسنده: حجت الاسلام دكتر سیدسجاد ایزدهی

پس از گذشت 40 سال از استقرار نظام اسلامی و ورود به دهه پنجم انقلاب اسلامی، در خصوص این نظام، دو رویكرد مطرح می شود؛ نخست آنكه، نظام اسلامی «پروژه» ای بود كه در سال 57 و با سقوط نظام شاهنشاهی انجام شد و رویكرد دوم آن است كه انقلاب اسلامی «پروسه و فرآیندی» است كه مستلزم مراحل متعددی است كه نخستین گام آن در سال 57 رقم خورد و با پیروزی بر رژیم طاغوتی، به تاسیس یك نظام سیاسی در كشور ایران منجر شد و مراحل بسیاری از آن در سالیان بعد باید تحقق پیدا كند. این مراحل بنا به تعبیر مقام معظم رهبری، مراحل پنجگانه «انقلاب اسلامی»، «نظام اسلامی»، «دولت اسلامی»، «جامعه اسلامی» و «تمدن اسلامی» است.رهبر معظم انقلاب در بیانیه مهمی كه در آستانه چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ارائه كردند و از آن به «گام دوم انقلاب» تعبیر شده است، چهل سال آغاز انقلاب را گام نخست برای انقلاب اسلامی برشمردند كه باید گام های بعدی را در پی داشته و مستلزم آن باشد كه حركت نظام اسلامی به گونه استمرار و پویا ادامه یابد.مطابق دیدگاه ایشان، انقلاب اسلامی نه فقط به دنبال ایجاد یك «نظام سیاسی ساختاری» یعنی، یك حكومت مبتنی بر آموزه های دینی است بلكه در پی تاسیس یك «نظام معرفتی» است كه بر آموزه های دینی مبتنی باشد و توانایی اداره جامعه وسیع و حكومت دینی را داشته باشد.

بدیهی است مراحل پنجگانه ای كه رهبر معظم انقلاب برای حركت انقلاب (به مثابه چشمه جاری و مستمر) تصویر كردند باید به «تمدن نوین اسلامی» برسد. به این اعتبار، چشم اندازها، سیاستگذاری ها و تدوین نظام های معرفتی انقلاب اسلامی نیز باید بر همین اساس شكل گیرد.

برای اینكه، نظام اسلامی به «تمدن نوین اسلامی» سوق یابد باید نكاتی را مدنظر داشت كه از مهم ترین آنها می توان به ملاحظه رویكرد نظام واره در خصوص فهم آموزه های دینی اشاره كرد. بدین صورت كه همه آموزه های دینی در یك راستا و آن هم در راستای هدایت حداكثری جامعه و وصول به یك سعادت حداكثری امكان تحقق پیدا كند. همچنین بتواند مشكلات نظام را حل كند و نسبت به مسائل آن پاسخگو باشد و بتواند همه شئون زندگی انسان ها را در عرصه های مختلفی مثل سیاست، اقتصاد، فرهنگ، امور نظامی، انتظامی و موارد امنیتی تامین نماید. در خصوص رویكرد نظام واره باید گفت دو گونه رویكرد نظام واره وجود دارد؛ از یك سو، دین به معنای عام، با همه عرصه هایش (عقاید، شریعت و اخلاق) باید به گونه نظام واره فهم شود و از سوی دیگر، فقه (به مثابه بخش اعظم و مهم دین) و به عنوان نرم افزار اداره جامعه لحاظ شده و همه ابواب و مسائل آن در راستای یك نظم معنایی و معرفتی، جهت اداره مطلوب و كارآمد یك كشور و یك جامعه، مورد استنباط قرار گیرد. رویكرد فقه شیعه باید مستلزم جامعیت نسبت به همه شئون نیازهای جامعه باشد.بر این اساس، نظام اسلامی باید در مرحله تاسیس یك ساختار و یك حاكمیت محدود نشود بلكه به سمت ایجاد یك «تمدن نوین اسلامی» حركت كند و در این راستا بتواند نرم افزار مستقل، متناسب و بومی برای اداره جامعه خویش ارائه نماید. همچنان كه تمدن غرب، متناسب با منطق و مبانی مادی خویش، نرم افزاری مادی و سكولار عرضه كرده است. البته این رویكرد مستلزم آن است كه بتوانیم در عرصه های مختلف تمدن سازی، علوم اسلامی را در رویكرد دانشی از علوم انسانی مادی موجود غرب متمایز كرده و قرائت بومی از آن (علوم انسانی اسلامی) ارائه نماییم، زیرا نمی توان بر اساس منطق علوم انسانی غرب حركت كرد و انتظار تاسیس تمدن اسلامی را داشت بلكه باید علوم انسانی متناسب با آموزه های اسلامی داشته باشیم و آن را پس از بازخوانی، به «دانش» تبدیل كنیم. لذا آنچه رهبر معظم انقلاب در این بیانیه تاكید كردند، كه البته در سالیان قبل هم به گونه های مختلفی این را تذكر داده بودند، این بود كه ما در نقطه آغاز حركت انقلاب قرار داریم و همچنان باید برای رسیدن به این تمدن تلاش كنیم. از این روی، برخلاف آنان كه گفتند ظرفیت نظام تمام شده و تمامی امكانات معرفتی نظام اسلامی به پایان رسیده است، این انقلاب تنها در گام نخست خود قرار دارد و همچنان در مسیر تمدن سازی در حال حركت است.گام های تحقق این نظام هم طبیعتا بیش از اینكه مبتنی بر رویكردهای اجرایی باشد به مبانی معرفتی و دانشی مبتنی است و رمز بقا و پایایی آن، این است كه در راستای جهت گیری تمدنی شكل گیرد. با عنایت به پیموده شدن گام نخست انقلاب و رویكرد انقلاب اسلامی به سمت تمدن نوین اسلامی، باید همچنان كه گام نخست انقلاب، به دستان با كفایت جوانان به گام دوم رسید، در گام دوم هم باید فرآیند تولید علوم انسانی اسلامی را به دست جوانان به مثابه متفكران و كارگزاران آینده نظام اسلامی سپرد.سپردن امور به جوانان و تاكید بر واگذاری این وظایف به جوانان از آن رو است كه انقلاب یك نسخه روزآمد برای همه افراد دارد. یعنی همچنان كه در سال 57 این انقلاب را جوانان به عهده گرفتند و اموری چون جنگ، تولید، تفكر و... را بسامان رساندند، طبیعتا نقطه روزآمد نظام معرفتی انقلاب اسلامی یعنی تهیه و تدوین نرم افزار علوم انسانی در راستای پویایی و پایایی نظام سازی اسلامی را نیز باز باید جوانان طراحی كنند؛ طبیعتا این امر تلاش و روحیه ای جوانانه می طلبد، از آنجا كه انقلاب هم همچنان جوان است، نیازمند رویكرد و تفكر جوانانه انقلاب است.


*استاد فقه سیاسی 


 روزنامه ایران، شماره 7015 به تاریخ 15/12/97، صفحه 11 (ایران اندیشه) 

لینک کوتاه به این مطلب:     
 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بیانیه گام دوم انقلاب مبتنی بر رویکرد حداکثری به دین و مردم‌سالاری است

تاریخ:یکشنبه 12 اسفند 1397-08:21 ب.ظ

حجت‌الاسلام و المسلمین ایزدهی:
گروه سیاسی ــ رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ واندیشه اسلامی با بیان اینکه نگاه رهبر معظم انقلاب در بیانیه گام دوم انقلاب مبتنی بر رویکرد حداکثری به آموزه‌های دین، معنویات و اخلاق و عدالت از یک‌سو و نگاه حداکثری به مردم‌سالاری از سوی دیگر است، گفت: این نوع نگاه به زمین و آسمان، دین و دنیا و سعادت و رفاه است که قابلیت الگوبرداری دارد و به همین جهت است که مورد هجمه نظامهای غربی و در رأس آن آمریکا قرار می‌گیرد.

حجت‌الاسلام والمسلمین سیدسجاد ایزدهی، رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در گفت‌وگو با خبرنگار ایکنا درباره ابعاد مهم بیانیه گام دوم انقلاب گفت: با توجه به اینکه برخی دچار این گمان و توهم بودند که انقلاب اسلامی به ۴۰ سالگی نخواهد رسید، انقلاب اسلامی به بن‌‌بست رسیده، ساختار نظام جواب نمی‌دهد و نرام‌افزار اداره انقلاب ناکارآمد است، اما رهبر معظم انقلاب در این بیانیه به چند نکته را هوشمندانه‌ مطرح کردند.

وی ادامه داد: نکته اول اینکه ما چهل سال در این انقلاب حرکت و حضور داشتیم و اتفاقاتی در این مدت رقم خورد که در مقایسه با تمام انقلاب‌ها بی‌نظیر است و انقلاب به مثابه موجودی زنده، فعال و بانشاط به گونه‌ای رفتار کرده که در طول چهل سال گذشته همچنان مردم رویکرد انقلابی دارند و در میانه میدان هستند.

ایزدهی اظهار کرد: در خیلی از انقلاب‌ها فرض بر این است که بعد از چند سال، شرایط انقلابی به شرایط عادی و عرفی تبدیل و به عبارتی انقلاب به قانون تبدیل می‌شود و کشور از وضعیت انقلابی عبور می‌کند، اما در کشور ما همچنان مردم رویکرد انقلابی دارند و رهبر انقلاب می‌فرمایند که من انقلابی هستم و تحقق اهداف کشور با تراز آرمان‌های انقلاب سنجیده می‌شود.

وی افزود: در ذیل این انقلاب مؤلفه‌های بسیاری وجود دارد که در هیچ انقلابی دیده نشده است. برای نمونه مقوله مردمسالاری و حضور مردم در انقلاب اسلامی در بین تمامی انقلاب‌های بزرگ، بی‌نظیر است که مردم از روز اول در انقلاب بودند و هنوز هم مردم پایه و محور نظام هستند. محوریت عدالت، تلاش برای پیشرفت علمی، تبدیل شدن به الگو برای جهان تحت سلطه و ایجاد  نظام معنایی خاص از جمله دستاوردهای گام اول بوده است.

رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی بیان کرد: جریان شیعی در طول تاریخ یک نیروی ضعیف و محدود بوده است و امروزه به مثابه یک قدرت محوری و کلان در عالم تلقی می‌شود که به برکت پیروزی انقلاب اسلامی بوده که در برابر نظام دو قطبی سابق و تک‌قطبی امروز قد علم کرده است. به عبارتی با از بین رفتن بلوک شرق، عملاً نظام لیبرال دموکراسی و جهان غرب هماورد اصلی خود را نظام جمهوری اسلامی مبتنی بر تفکر شیعی می‌داند.

وی اظهار کرد: در کنار این پیش‌فرض‌های ۴۰ سال گذشته انقلاب اسلامی و افتخارآفرینی‌های زیاد در این مدت نشان می‌دهد انقلاب مراحل خود را پیموده و از یک نهال نورس، نحیف و کوچک به یک درخت تناور تبدیل شده است، اما با وجود این رهبری انقلاب این را گام اول انقلاب می‌دانند و نه فقط به بن‌بست‌ نرسیده و کارش به پایان نرسیده، بلکه تازه گام اول را برداشته و این نظام قرار است به انقلاب مهدوی متصل شود.

رئیس پژوهشکده نظام های اسلامی تصریح کرد: طبیعی است که این ایده وقتی می‌تواند به نظام مهدوی متصل شود که قابلیت الگوبرداری داشته باشد و بتواند به تمدن تبدیل شود و نرم‌افزار متناسب با تمدن اسلامی را که همان علوم انسانی اسلامی است تولید کند و به آینده باور داشته باشد.

ایزدهی یادآور شد: این چشم‌اندازی که رهبری انقلاب برای سالیان آینده تصویر کردند و نوع نگاهی که انقلاب را در سایه رویکرد تمدنی و هماوردی می‌بیند بسترساز برداشتن گام دوم شده است. امروزه هماوردی با نظام‌های غربی از حیث شعار و عمل انجام می‌شود، اما نکته محوری آن است که انقلاب اسلامی به مثابه تمدن نوینی مبتنی بر آموزه‌های اصیل بتواند بر تمدن مبتنی بر مادی‌گری غلبه کند و جایگزین آن شود.

وی تأکید کرد: امروزه نظامی که بر محور فطرت، عدالت و مردمسالاری دینی بنا شده باشد و بتواند الگویی اسلامی و بومی برای اداره جامعه در ذیل همه خرده‌نظام‌ها، اعم از سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و امنیتی، ارائه کند و آن را به سبک زندگی تبدیل کند قابلیت جهانی شدن پیدا می‌کند. تا امروز گام‌های زیادی را پیموده‌ایم، اما همه این‌ها گام اول بوده و برای برداشتن گام‌های بعد باید اهتمام جدی داشت و بر همان مبنای نگاه بلندمدت برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری و تولید علم کنیم و این گونه می‌شود که انقلاب اسلامی چشمه جوشان پایان‌‌ناپذیری خواهد شد که نه فقط برای جمهوری اسلامی بلکه برای همه جوامع می‌تواند مفید باشد و الگوبرداری شود.

ایزدهی ابراز کرد: این نگاهی است که مبتنی بر رویکرد حداکثری به آموزه‌های دین، معنویات و اخلاق و عدالت در جامعه است و از طرفی نگاه حداکثری به مردمسالاری نیز دارد. این نوع نگاه به زمین و آسمان، دین و دنیا و سعادت و رفاه، نگاه بسیار مؤثری است و اگر این نگاه قابلیت الگوبرداری و تحقق حداکثری نداشت، هیچ‌گاه نظام‌های غربی و در رأس آن‌ها، آمریکا، با جمهوری اسلامی ایران هماوردی نمی‌کردند، اما می‌بینیم که امروزه همه آن‌ها ظرفیت و توان خود را برای ناکارآمد کردن نظام به کار گرفته‌اند و اعمال تحریم‌ها، فشارهای اقتصادی و ایجاد ناامنی برای جلوگیری از الگو شدن این نظام است و در انتخابات آمریکا، ایران پربسامدترین واژگان در میان رقبا بود.

رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان اینکه اصل این اهتمام دشمنان نشان می‌دهد این منطق بسیار قوی است و دشمنان قدرت این منطق را به فراست دریافتند و برای از بین بدن آن تلاش می‌کنند، گفت: رهبر معظم انقلاب فارغ از جزئیات، دولت‌ها، رفتارها و برخی ناکارآمدی‌ها به صحنه آمدند و نقشه راه آینده را مبتنی بر تجربه چهل ساله انقلاب اسلامی تدوین کردند. تبیین ابعاد این بیانیه نیاز به کار تحقیقی جدی دارد که باید به  ساختار و دانش مشخصی برسد و این دانش در رویکرد تمدنی به الگوی مشخصی برسد که همان الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت است.

گفت‌وگو از مهدی مخبری

انتهای پیام




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ظرفیت‌های علوم انسانی اسلامی؛ ریشه دشمنی نظام سلطه با انقلاب

تاریخ:شنبه 4 اسفند 1397-08:10 ق.ظ

حجت الاسلام ایزدهی:

ظرفیت‌های علوم انسانی اسلامی؛ ریشه دشمنی نظام سلطه با انقلاب

وسائل ـ حجت الاسلام ایزدهی با بیان اینکه قطار علم پس از انقلاب با سرعت پیش رفته است، گفت: عمده مشکل غرب با ما آن است که نظام اسلامی در مبانی و مباحث نرم افزاری مربوط به اداره جامعه و نگرش به انسان و جهان، نگاه متفاوتی با آنها دارد.

ظرفیت‌های علوم انسانی اسلامی؛ ریشه دشمنی نظام سلطه با انقلاب

به گزارش وسائل، حجت الاسلام سید سجاد ایزدهی، در گفت وگویی،با بیان اینکه انقلاب بیش از آنکه 

رویکرد نظامی و حتی فرهنگی داشته باشد، رویکردی علمی داشت، اظهار کرد: این بدان معنا است که 

 انقلاب اسلامی ولو اینکه در برخی خاستگاه های فرهنگی و سیاسی از جمله عدم کفایت شاه در اداره 

کشور، وابستگی به بیگانگان و ... شکل گرفت اما باز هم بیش از آنکه مستند به این موارد باشد متمرکز 

بر آن است که منطق جدیدی برای اداره کشور و بلکه جهان شکل بگیرد.

مدیر گروه سیاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ادامه داد: اساساً دعوای نظام سلطه با کشور و 

نظام ما، دعوا بر سر کارگزاران خاص نیست که اگر بود در همین کشور محدود می شد و هرگز این اندازه 

دشمنی های متعدد اظهار نمی شد، اما طی این چهار دهه مشخص شد که آنها با یک نوع نگرش خاص 

در اداره جامعه ایران پس از انقلاب اسلامی مواجه شدند که مبتنی بر علوم انسانی اسلامی بود و در نتیحه 

تمامی تلاش خود را به کار بستند تا در سطح جهانی با این نظام مبارزه کنند.

حجت الاسلام ایزدهی ادامه داد: عمده مشکل غرب با ما آن است که نظام اسلامی در مبانی و مباحث 

نرم افزاری مربوط به اداره جامعه و نگرش به انسان و جهان، نگاه متفاوتی با آنها دارد در نتیجه بحث هم 

طرازیِ این نگاه و امکان تبدیل آن به علوم انسانی مستقل برآمده از وحی، عمده تقابل نظام اسلامی و 

نظام غربی است؛ بنابراین، در طول سالیان پس از انقلاب اگر این جوهره را نداشتیم و به جای آن نگاه 

سکولار، لیبرال و اومانیستی داشتیم هرگز با ما مشکلی نداشتند. مساله آنها این است که انقلاب این مباحث

 را به چالش می کشد.

وی تاکید کرد: این نوع نقد و مبنایی که در نظام اسلامی داریم، قابلیت به چالش کشیدن نظام سلطه و 

نظام غربی را دارد و عملا ماهیت غرب را به زیر سوال می برد در نتیجه سال های سال است که آنها با ما به 

طرق مختلف دشمنی می کنند.

حجت الاسلام ایزدهی با بیان اینکه از جمله مهمترین عواملی که سبب دشمنی غرب با نظام ما می شود 

تولید علوم انسانی اسلامی است، تاکید کرد ذات این انقلاب، تکیه بر علوم انسانی اسلامی است که در 

اوایل انقلاب به صورت اجمالی و در دهه های بعد به شکلی جدی در سطح گسترده پیگیری شد.

وی ابراز کرد: در سال های بعد از انقلاب و هر چه که جلوتر رفتیم این امکان یعنی تبدیل علوم انسانی 

اسلامی به قالب های مختلف و خرده نظام های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی قوت گرفت و عملا این اتفاق 

افتاد تا جایی که امروز سخن از تمدن نوین اسلامی به میان می آید که این نتیجه انقلاب اسلامی است و 

اندیشمندان به جد روی این مساله کار می کنند.

وی با بیان اینکه حرکت علمی در بحث علوم انسانی اسلامی پس از انقلاب سرعت قابل توجهی داشته 

است، بیان کرد: این امر طبیعتا منبعث از نگرش مقام معظم رهبری(مدظه العالی) است. جنبش نرم افزاری 

و کرسی های نظریه پردازی بسیاری از کارها را جلو برده است، کرسی های آزاداندیشی بستری برای نگاه 

علمی است چراکه تا نقد و نظر نباشد نمی توان کاری از پیش برد.

حجت الاسلام ایزدهی در پایان خاطرنشان کرد: قطار تولید علم بعد از انقلاب اسلامی با حداکثر سرعت 

پیش رفت و طبیعتا این نهال امروز به باروری رسیده است اما اینکه بتوانیم گام های جدی تر و مهم تری 

برداریم نیازمند آن است که رویکرد کاملا همه جانبه و ساختارمندی ایجاد شود. رشته های مختلف در عرصه 

علوم انسانی ایجاد شود و در چشم انداز چهلمین سال گام های جدی برداریم./909/241/ح

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بررسی نقش حوزه علمیه در گام دوم انقلاب

تاریخ:شنبه 4 اسفند 1397-08:08 ق.ظ

Image result for ‫ایزدهی‬‎

به گزارش پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح؛ سلسله نشست های احیای حیات طیبه اسلام با موضوع نقش حوزه علمیه در گام دوم انقلاب با عنایت به بیانیه رهبر معظم انقلاب در چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی شامگاه چهارشنبه به همت مؤسسه فقه تخصصی احیای حیات طیبه اسلام با همکاری مرکز پژوهش های مسجد جمکران در سالن جلسات مرکز پژوهش های مسجد جمکران برگزار شد.

در آغاز این نشست علمی حجت الاسلام والمسمین ایزدهی عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با اشاره به هدف از برگزاری این نشست گفت: در چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی آنهایی که به بقای انقلاب میل نداشتند تلاش کردند این انقلاب به چهل سالگی نرسد زیرا چهل سالگی ایام بلوغ، رشادت و عقلانیت است.

وی ادامه داد: عده ای گمان کردند پس از گذشت چهل سال از انقلاب کارشان تمام شده است اما رهبر معظم انقلاب با انتشار بیانیه خود بیان کردند انقلاب اسلامی پروژه ای نیست که با تصویب قانون اساسی تمام شود بلکه پروسه ای است که از سال ۵۸ شروع شده و انجام آن به ظهور امام زمان(عج) منجر می شود.

عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با اشاره به بیانیه گام دوم انقلاب اظهارکرد: بحث مد نظر ما در این نشست این است که حوزه علمیه در گام نخست تحولات شگرفی داشته است اما در گام دوم چه اتفاقی می خواهد برای حوزه علمیه رخ دهد.

وی افزود: رهبر معظم انقلاب در بیانیه خود به بحث تمدن نوین اسلامی اشاره می کنند که باید فراگیر شود؛ زمانی که تمدن گفته می شود، یعنی باید همه جوامع را شامل شود که این تمدن نیز باید از آموزه های دین اسلام خارج شود چنانکه تمدن غرب از میان آموزه های غربی خارج شده است بنابراین در گام دوم انقلاب حوزه علمیه باید چه فعالیت هایی انجام دهد؟ راهبرد حوزه علمیه چه باید باشد؟.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اقدامات «پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی» در حوزه بومی سازی علوم انسانی

تاریخ:شنبه 4 اسفند 1397-08:02 ق.ظ


حجت الاسلام ایزدهی در گفت و گو با ایسکانیوز مطرح کرد؛

اقدامات «پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی» در حوزه بومی سازی علوم انسانی

 پنج‌شنبه 2 اسفند 1397 - 05:37
   
کد مطلب: 997051

نشست خبری دکتر صالح اسکندری و حجت الاسلام ایزدهی

مدیر گروه سیاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، اقدامات این پژوهشگاه را در حوزه بومی سازی علوم انسانی تشریح کرد.

حجت الاسلام سید سجاد ایزدهی مدیرگروه سیاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در گفت و گو با خبرنگار گروه دانشگاه ایسکانیوز، درباره چالش های بومی سازی علوم انسانی در کشور اظهار داشت: ایجاد علوم انسانی بومی، نیاز به یک فرآیند طولانی مدت دارد؛ در واقع بایستی مجموعه ای از دانش ها و گرایش های مختلف گرد هم آیند تا بتوانیم نمونه ای از علوم انسانی بومی را ایجاد کنیم.

وی افزود: پژوهشگاه حکمت و دین پژوهشی که مرتبط با پژوهشگاه ما است، در حوزه فلسفه علوم فعالیت دارد. اگر علمی بخواهد تولید شود، جز به واسطه فلسفه علم و نگاه درجه دو به آن، نمی تواند تولید شود.

ایزدهی ادامه داد: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، بیشتر کتبی را که انتشار داده، در حوزه فلسفه مضاف یا فلسفه علوم انسانی بوده است که دربیشتر در رشته های مبنایی همانند فلسفه، کلام و عرفان نوشته شده است.

مدیر گروه سیاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی تصریح کرد: در این پژوهشگاه یک سری از واحدهای درسی و گرایش ها به صورت ابتکاری ایجاد شده است؛ دین پژوهشی و معرف شناسی از جمله این واحدهای ابتکاری است.

وی گفت: در این پژوهشگاه کارگروه هایی تحت عنوان کارگروه های علوم انسانی مبتنی بر قرآن وجود دارد که بررسی می کنند اگر بخواهیم علوم انسانی را در تمامی بخش ها فارغ از مبانی ماتریالیستی و اومانیسمی ایجاد کنیم، چه اقدامی باید انجام دهیم.

ایزدهی با اشاره به اقدامات پژوهشکده اسلامی در حوزه علوم انسانی اذعان داشت: در این پژوهشکده 5 گروه ایجاد شده است؛ گروه اقتصاد اسلامی جزء پیشگام ترین گروه ها در ایران است که مجله ای را تحت عنوان «اقتصاد اسلامی» منتشر کرده اند که بر رویکرد اسلامی به اقتصاد تاکید دارد.

مدیر گروه سیاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی اضافه کرد: گروه دوم در حوزه مسائل حقوقی اعم از حقوق جزایی، کیفری و جنایی نیز اقدامات خوبی انجام داده است که به نهادهای تصمیم ساز و تصمیم گیر همانند مجلس و مجمع تشخیص مصلحت نظام کمک می کنند. 3 گروه دیگر در این حوزه عبارت اند از سیاست اسلامی، مدیریت اسلامی و اخلاق .

وی بیان کرد: فرآیند بومی سازی علوم انسانی را از حدود 25 سال پیش آغاز کرده ایم؛ راه پیموده شده تا بدین لحظه بسیار خوب بوده است اما تولید علوم انسانی، نیاز به یک کار عمیق و میان رشته دارد. این که بگوییم امروزعلوم انسانی را تولید کرده ایم درست نیست اما گام های اساسی برای آن برداشته شده و راه های وصول به آن مشخص شده است.

انتهای پیام/




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :34
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic