دلالت قاعده نفی سبیل بر لزوم رفع زمینه سلطه کفار بر مسلمانان

تاریخ:شنبه 3 خرداد 1399-12:44 ق.ظ


تاریخ انتشار: ۰۲ خرداد ۱۳۹۹ - ۰۳:۰۲ -22 May 2020
فقه مقاومت / ۱۷

دلالت قاعده نفی سبیل بر لزوم رفع زمینه سلطه کفار بر مسلمانان

وسائل ـ حجت الاسلام دکتر سید سجاد ایزدهی در تبیین دلالت ادبیات فقه امروزی (ادبیات دولت ملت) بر حمایت از فلسطین اظهار داشت: در ادبیات فقهی چند قاعده و گفتمان داریم که در نظام بین الملل تعیین تکلیف می‌کنند. مثل قاعده نفی سبیل که بر اساس آن، کفار بر مسلمانان سلطه ندارند و نباید داشته باشند و چنانچه این اتفاق بیفتد طبق دیدگاه اسلام (اعم از فقه جعفری و فقه اهل سنت)، باید آن را دفع کرد و از بین برد و اگر زمینه آن وجود دارد و یا در مظان وجود است، باید آن رفع کرد و بستر آن را نیز از بین برد.
به گزارش خبرنگار وسائل، سه شنبه ۳۰ اردیبهشت ماه،طبق قاعد نفی سبیل، باید حتی زمینه سلطه کفار بر مسلمانان را نیز رفع کرد نشست علمی «قدس و فلسطین در آینه فقه مقاومت» با ارائه حجت الاسلام دکتر سید سجاد ایزدهی رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و حجت الاسلام دکتر ذبیح‌الله نعیمیان عضو گروه فقه سیاسی دانشگاه باقرالعلوم به همت پایگاه فقه حکومتی وسائل، در سالن نشست‌های موسسه رسا برگزار شد.

بخش نخست این نشست پیش‌تر منتشر شد؛ آنچه در ادامه می‌خوانید بخش دوم این نشست و مهمترین مطالب ارائه شده توسط حجت الاسلام دکتر سید سجاد ایزدهی است.

بحث این است که آیا می‌توانیم نسبت به کشوری که در سازمان ملل کرسی دارد، مخالفت کنیم، با اینکه بر اساس نرمال جهانی باید آن‌ها را به رسمیت بشناسیم، به عبارت دیگر، در فرآیند معنایی انقلاب اسلامی در حوزه سیاست خارجی نظام جمهوری اسلامی چه باید بکنیم؟ آیا انقلاب اسلامی به ما اجاره می‌دهد در مقابل رژیم صهیونیستی کوتاه بیاییم و آن را به رسمیت بشناسیم یا اینکه بایسته‌ها فقهی و هنجاری فقهی ما را ملزم می‌کند که در مقابل این رژیم غاصب بایستم و غیر از این را نمی‌توانیم مشی کنیم؟
 

دفاع از فلسطین طبق مبنای فقه سنتی

در فقه سیاسی برای پاسخ به این سوال، باید تکلیف چند مسئله را روشن کنیم. در ادبیات فقهی، مجموعه کشور‌های اسلامی را به مثابه یک دار واحد تلقی می‌کند و آن را تحت کل واحد با عنوان «دارالاسلام» می‌شناسد که نقطه مقابل آن، یا دارالحرب است یا دارالکفر. اگر ما بر اساس ادبیات سنتی صحبت کنیم، هر کشوری باید از مزر‌های خود دفاع کند، مثلا اگر به یکی از استان‌ها و یا یکی از شهر‌های او حمله کردند مسلمان باید از آن دفاع کنند. در این منطق، دارالاسلام یعنی تمام مناطقی که مسلمانان در آن ساکنند، هنجار‌های اسلامی در آن پیاده می‌شود و حاکمان اسلامی بر آن حکومت می‌کنند.

با منطق فقه سنتی، در غرب دارالاسلام، کشوری به نام فلسطین وجود دارد، یعنی اگر فرضاً دارالاسلام یک کشور باشد یک منطقه از آن فلسطین است؛ حال بر مبنای فقه سنتی آیا باید از منطقه‌ای از مناطق دارالاسلام که مورد هجوم کفار قرار گرفته دفاع کنیم؟ نه فقط فقه بین الملل بلکه هر انسانی معتقد است که با هجوم به یک شهر از کشورمان، باید از شهر خود دفاع کنیم.
 

دفاع از فلسطین در ادبیات کنونی دولت ملت

ادبیات امروزه جهانی از بحث دارالاسلام و دارالکفر به سمت دولت ملت‌ها سوق پیدا کرده است که شامل کشور‌های مستقلی مانند ایران، عربستان، سوریه. حال در ادبیات جدید، آیا کشوری مانند ایران که به عنوان یک کشور شناخته شده است موظف است در مقابل رژیمی که با ظلم سرزمینی را اشغال کرده، بایستد و آن را به رسمیت نشناسد؟ ادبیات فقهی ما در فضای دولت ملت هم، چنین حکمی را تایید می‌کند.

برای تبیین این دیدگاه باید به دو نکته توجه کنیم؛ ادبیات فقهی ما را به این سمت می‌کشاند که باید از مظلوم دفاع کنیم و در مقابل ظالم بایستیم، امام صادق (ع) از پیامبر اکرم (ص) نقل می‌کنند که ایشان فرمودند: «مَنْ أَصْبَحَ لَا یَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلًا یُنَادِی یَا لَلْمُسْلِمِینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِم‏؛ کسی که صبح کند و اهمیتی به کار‌های مسلمانان ندهد او از آنان نیست و کسی که صدای مردی را بشنود که فریاد کمک خواهی از مسلمانان را سر دهد و پاسخش را ندهد مسلمان نیست».

اما نکته دیگر، ماهیت رژیمی است که بر علیه فلسطین مرتکب جنایت شده است، رژیمی که از آن به منفورترین کشور یاد می‌شود. برای استقرار هر حکومتی باید چهار ویژگی وجود داشته باشد: حکومت، حاکمیت، جمعیت و سرزمین. اسرائیل نه جمعیت قابل ملاحظه‌ای دارد، نه سرزمینی که متعلق به خود باشد، نه منطق حاکمیتی مقبول و نه کارگزار مشروعی. بر این اساس، رژیمی که هیچ یک از ویژگی‌های حکومتی را ندارد مشروعیت ندارد و نباید به رسمیت شاخته شود.
 

قواعد فقهی که در نظام بین الملل تعیین تکلیف می‌کنند

در ادبیات فقهی چند قاعده و گفتمان داریم که در نظام بین الملل تعیین تکلیف می‌کند. مثل قاعده نفی سبیل که بر اساس آن، کفار بر مسلمانان سلطه ندارند و نباید داشته باشند و چنانچه این اتفاق بیفتد باید برای از بین بردن آن اقدام شود. مقصود از سلطه در این قاعده، اعم است از سلطه فرهنگی، جغرافیایی و اقتصادی که رژیم اشغالگر صهیونیسم هر سه سلطه را دارد.

طبق دیدگاه اسلام (اعم از فقه جعفری و فقه اهل سنت) اگر سلطه کفار وجود دارد، باید آن را دفع کرد و از بین برد و اگر زمینه آن وجود دارد و یا در مظان وجود است، باید آن رفع کرد و بستر آن را نیز از بین برد. رژیم اسرائیل ماهیت خود را در پرچم خود تعریف کرده است، یعنی رژیم صهیونیست یهودی که سرزمین خود را از نیل تا فرات می‌داند.
 

بر اساس قاعد نفی سبیل، باید حتی زمینه سلطه کفار بر مسلمانان را نیز رفع کرد

بر اساس منطق فقه مقاومت نمی‌توان صبر کرد تا اسرائیل این منطقه را به سلطه خود در آورد و پس از آن ما بر علیه او اقدام کنیم، بلکه به مقتضای این منطق، اگر زمینه سلطه کفار وجود داشته باشد لازم است نسبت به رفع آن اقدام کنیم، همانگونه که امروزه شاهد آن هستیم که اسرائیل، در همان محدوده‌ای که آن را غصب کرده برای محافظت از خود دیوار کشیده است.

اگر ما منطق مقاومت را توسعه نداده بودیم و امروزه بر اساس قاعده نفی سبیل، از مرز‌های بومی خود یعنی همان دولت ملت فراتر نرفته بودیم و عملا در کشور‌هایی مثل افغانستان، یمن، عراق، سوریه و لبنان نفوذ نمی‌کردیم امروز شاهد دیوار کشی اسرائیل نبودیم، مخصوصا اینکه منطق آن‌ها تسلط بر نیل تا فرات است و بر همین اساس اخیرا به دنبال کرانه باختری هستند.
 

مهاجرت معکوس؛ ایده مهم منطق مقاومت

رژیمی که مردم و جمیعت نداشته باشد اصلا وجود ندارد؛ طبق منطق مقاومت باید در برابر اسرائیل به گونه‌ای رفتار کنیم که مهاجرت معکوس رخ دهد، این مهم می‌تواند یا با تدابیر امنیتی شکل بگیرد و یا با تدابیر اقتصادی، فرهنگی و مانند این ها. وقتی کشور‌های مسلمان، دست از تبادل امنیتی، اقتصادی و فرهنگی با اسرائیل را بردارند و کشور‌هایی را که به این امر اقدام می‌کنند تحت فشار بگذارند طبیعتا مردمی که در این سرزمین سکونت دارند احساس ناامنی می‌کنند و به فکر مهاجرت می‌افتند.
 

دلالت قاعده عدالت بر حمایت از فلسطین

قاعده مسلم دیگری که در فقه مطرح است قاعده «عدالت» است. عدالت به این معناست که هر چیزی در جای خود قرار گیرد و وقتی ما از اسرائیل سخن می‌گوییم یعنی رژیمی که در جای خود قرار نگرفته و با غصب حق مسلم مردم فلسطین، سرزمین آن‌ها را اشغال کرده است. پس ما برای اجرای عدالت مکلفیم که با این رژیم منحوس مبارزه کنیم و حق را به حق دار برسانیم.

منطق انقلاب اسلامی این است که «لَا تَظْلِمُونَ وَلَا تُظْلَمُونَ؛ نه ستم مى‌کنید و نه ستم مى‌بینید»، یعنی ما نه اهل ظلم کردن هستیم و نه اهل ظلم دیدن. اگر کسی ظلم کند، ما همواره آن را محکوم می‌کنیم، هر کجای عالم که این ظلم صورت بگیرد. منطق انقلاب اسلامی از آغاز این گونه بوده و بر همین هم مبتنی خواهد ماند.

مسئله مهمی که باید بدان توجه شود این است که ما به عنوان یک مسلمان در دارالاسلام، باید چگونه با این مقوله رفتار کنیم؟ خداوند متعال در آیه ۱۱ از سوره مبارکه رعد می‌فرماید: «ِانَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ؛ (امّا) خداوند سرنوشت هیچ قوم (و ملّتی) را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند!».

اگر ما مسلمانان برای مقابله با اسرائیل مبادرت نکنیم، این رژیم از بین نخواهد رفت ولو آنکه منطق آن منتهی به نابودی باشد. ما باید در سطح نخبگانی بحث را تنویر و تبیین کنیم تا مسلمانان با اقدام همه جانبه امنیتی، فرهنگی و اقتصادی بر علیه رژیم اسرائیل نابودی این رژیم غاصب را فراهم کنند.
 

اسرائیل تنها محدود به یک منطقه و حاکمان خاص نیست

لازم به ذکر است، ما مقید به مقوله‌ای به نام اسرائیل با یک سرزمین و حاکمیت خاص نیستیم، بلکه این رژیم را نماینده یک تمدن در حال جریان می‌دانیم. رژیم اسرائیل آرمان خود را بر اساس آرمان آخرالزمانی طراحی کرده که در آن منجی‌ای خواهد آمد که دنیا را خواهد گرفت. البته، همانطور که مستحضرید بحث صهیونسیم با یهود جدا است، وقتی ما از صهیونیسم صحبت می‌کنیم یعنی فرقه‌ای که چه بسا یهود را نیز به خدمت گرفته است.

ما در پشت پرده سرزمین اشغالی، با منطق صهیونیسم مواجهیم که در کل جهان در حال تدبیر و اداره سازمان ها، نهاد‌ها و حتی حاکمان کشور‌ها است. این فرقه عملا برای پایداری خود تنها به مقوله‌ای به نام یک کشور در یک سرزمین خاص بسنده نکرده است. این تمدن مبتنی بر هنجار‌های مشخصی است که بر اساس سرمایه، ربا و ثروت شکل گرفته است. یهود از قدیم در اقتصاد داعیه داشته و حتی در زمان پیامبر اکرم (ع) بر ربا تاکید می‌کردند. امروزه این سرمایه به سمت رسانه‌ای رفته است که در حال القاء فرهنگی بر مردم جهان است که مطابق فطرت آن‌ها نیست.

دو جریان مهم در جهان وجود دارد که مدعی اداره جهان بر اساس منطق خاص هستند؛ منطق اسلام و منطق صهیونیسم. این دو جریان پشتوانه‌ای دارند که آن مهم است؛ تمام هم و غم ما این است که در جامعه انسانیت، فطرت و عدالت مبتنی بر خداوند متعال در جامعه حاکم شود، اما چیزی که در مقابل این منطق قرار دارد که عمدتا صهیونیسم بین الملل آن را پشتیبانی می‌کند، مبتنی بر فرهنگ مادی و پذیرش نظام سلطه است./504/م



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

روز قدس نماد بازگشت به اسلام اصیل است

تاریخ:شنبه 3 خرداد 1399-12:43 ق.ظ

روز قدس نماد بازگشت به اسلام اصیل است

حجت الاسلام سید سجاد ایزدهی گفت: همه پرسی راه حلی است که از ابتدا مقام معظم رهبری در زمینه مسئله فلسطین اعلام کردند و راه حل اول و آخر و بلکه تنها راه حل است.

حجت الاسلام سید سجاد ایزدهی به مناسبت روز قدس در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: پدیده انقلاب اسلامی با محوریت مرحوم امام یک اثر کوتاه مدت و یک اثر بلندمدت داشت. اثر کوتاه مدت آن از بین رفتن رژیم شاه و سلطه طاغوت بود. اما در دراز مدت بنیاد انقلاب اسلامی منطقی دارد که عبارت است از ظلم ستیزی و عدم قبول نظام سلطه و که بر تفکر صهیونیسم استوار است. بنا بر این بود که رژیم صهیونیستی از سال ۱۹۴۸ در منطقه بیاید و توسعه پیدا کند و نقشه آن بین نیل تا فرات گسترش یابد. این فرایند عملاً در جریان بود و نیروی عمده مخالفی هم وجود نداشت. حتی مخالفانی که در فلسطین یا لبنان یا سوریه بودند عمدتاً یا نیروهای مبارز ناسیونالیست عربی بودند یا مبارزانی که رویکرد سوسیالیستی داشتند و رویکرد اسلامی بر آنها حاکم نبود.

رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی افزود: پیامی که انقلاب اسلامی برای جهان اسلام به ارمغان آورد و به صورت نمونه در بحث فلسطین، مقاومت در برابر نظام سلطه و جایگزین کردن فرهنگ اسلامی به جای فرهنگ غربی و مادی بود. در کوتاه مدت نوع مبارزان عوض شدند و رویکردها اسلامی شد و هر چه گذشت نفوذ اسرائیل در کشورهای دیگر کم شد. به گونه‌ای که روزی داعیه نیل تا فرات را داشت اما امروز عملاً در داخل سرزمین‌های اشغالی دور خود دیوار کشیده و خود را محدود به آن دیوارها کرده و نمی‌تواند از آن فراتر رود.

وی ادامه داد: حضرت امام روز قدس را مطرح کرد و این تقویمی است که برای مسلمانان است و به ایران اختصاص ندارد و حتی آزادگان جهان هم از آن پیروی می‌کنند. فلسفه روز قدس گرچه از بین رفتن رژیم جعلی اسرائیل است اما عملاً از یک جهت معیار وحدت جهان اسلام است. چون نقطه مشترکی که تقریباً همه مسلمانان در همه جای دنیا بر آن وفاق دارند بحث فلسطین و مبارزه با اسرائیل است. از سوی دیگر مسئله فلسطین به محدوده جغرافیایی خاص محدود نمی‌شود. این گونه نیست که مسئله فقط محدود به یک منطقه اشغال شده توسط صهیونیست‌ها باشد بلکه منطق صهیونیسم یک منطق جهانی است.

سجاد ایزدهی اضافه کرد: از یک طرف از لحاظ اقتصادی نفوذ صهیونیست‌ها در سازمان‌های پولی و بانکی در حال توسعه است. از طرف دیگر تفکر فرهنگی، رسانه و سبک زندگی صهیونیست‌ها در حال گسترش است. از طرفی نیز فعالیت‌های سیاسی آن هاست که در تلاش هستند نهادهای عمده سیاسی بین المللی را اشغال کنند. بنابراین مسئله روز قدس و حمایت از فلسطین در واقع تقابل با رژیمی است که می‌خواهد به مانند یک اختاپوس همه ارکان سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جهان را در بر بگیرد.

وی سپس عنوان کرد: انقلاب اسلامی به عنوان تنها گزینه‌ای که مقابل این منطق صهیونیستی ایستاد و کابوسی برای آنها تلقی شد. امروزه منطق انقلاب اسلامی باید به یک تمدنی تبدیل شود که به جای ارزش‌ها و معیارهای صهیونیستی، ارزش‌های اسلامی و فطری در آن حاکم شود. روز قدس احیای انقلاب اسلامی، پیام انقلاب اسلامی و تقابل با صهیونیسم و رژیم صهیونیستی است. در سطح خرد از اسرائیل و رژیم صهیونیستی در یک منطقه صحبت می‌کنیم که جنایت‌های فراوانی را صورت داده اما در سطح کلان از یک تفکری صحبت می‌کنیم که در نهادهای حاکمیتی جهان وجود دارد و در بسیاری از کشورها نفوذ کرده و تلاش دارد حتی برای مسلمانان تبدیل به یک سبک زندگی خاص شود.

سجاد ایزدهی اظهار داشت: روز قدس نماد بازگشت به اسلام اصیل در مقابل تمدن مادی مبتنی بر سرمایه داری و الحاد است. این تذکر را باید به همه مسلمانان بلکه به همه آزادگان عالم داد تا در این روز ندای پیام انقلاب اسلامی را در مقابل پیام نظام سلطه و صهیونیسم در عالم پراکنده کنند. راه حلی که از ابتدا مقام معظم رهبری در این زمینه اعلام کردند راه حل اول و آخر و بلکه راه حل انحصاری است؛ یعنی مراجعه به آرا عمومی از سوی همه ساکنین اصلی سرزمین فلسطین. ایشان از این جهت تعبیر راه حل نهایی را به کار بردند چون همه راه حل‌ها از جمله مذاکره، عقب نشینی و یا دو کشور کنار هم در عمل محکوم به شکست بوده‌اند و هیچ فایده‌ای نداشته‌اند.

وی تأکید کرد: نه فقط آخرین راه بلکه تنها راه همین است. ممکن است از لحاظ ترتیب تاریخی آخرین راه باشد اما اولین و آخرین و تنها راه حل منطقی است و حتی غربی‌ها هم آن را قبول دارند که همان دموکراسی و مردم سالاری است. بحث اینجاست که از چه کسانی باید پرسیده شود که حکومت مطلوب شأن چیست؟ قطعاً مردمان اصلی همان سرزمین. اگر قرار باشد در یک محله‌ای یک قلدری بیاید و خانه‌ای را اشغال کند، اگر ۷۰ سال هم بماند این ماندن در آنجا ایجاد صلاحیت و حق نمی‌کند و غاصب است. این منزل حق کسانی است که مالک آنجا هستند. یعنی ساکنان اصلی آن سرزمین که در حال حاضر در اطراف یعنی در سوریه، لبنان، اردن و … پراکنده‌اند.

سجاد ایزدهی همچنین گفت: این‌هایی که در حال حاضر در کشورهای دیگر پناهنده یا مهاجر هستند باید برای خودشان تصمیم بگیرند. هیچ چاره دیگری وجود ندارد و منطقی هم که مقام معظم رهبری می‌فرمایند این است. هر حاکمیتی از حیث استاندارد جهانی باید مبتنی بر حاکمان، شهروندان و سرزمین باشد. اگر حاکمیتی سرزمین نداشته باشد حاکمیت نیست. اگر حاکمیتی شهروند نداشته باشد حاکمیت نیست و اگر حاکمیتی کارگزار نداشته باشد حاکمیت نیست.

وی سپس عنوان کرد: در موضوع رژیم صهیونیستی اینها دو مقوله را عملاً غصب کردند. اول اینکه سرزمین را از جای دیگر گرفته‌اند و غصب کرده‌اند و مال خودشان نیست. از طرفی شهروندان را از جاهای دیگر به اینجا آورده‌اند و شهروندان اصیل اینجا را بیرون کرده‌اند. چاره کار تنها این است که شهروندان هر کشور برای کشور خود تصمیم بگیرند. مستأجران مستعجل آنجا از حقی برخوردار نیستند و هر چه صاحبان اصلی تصمیم بگیرند همان خواهد شد. با قواعد امروز جهانی چاره‌ای جز این نیست. نه بحث اول و آخر است و نه تشابهی در کار است. بلکه تنها راه حل این است.

سجاد ایزدهی همچنین اظهار داشت: نکته دیگر این است که طبیعتاً اگر سال‌های گذشته در روز قدس راهپیمایی می‌کردیم و به خیابان می‌آمدیم یکی از آثار آن این بود که به رسانه‌های جهان و مردم آزاده دنیا بفهمانیم که حمایت جدی وجود دارد. از طرفی هم برای خودمان این فضا میسر می‌شد که ما طرفدار ظلم نیستیم بلکه مخالف ظلم ایم. اما با شرایط کنونی منطقی که امروز باید با آن مواجه شویم این است که باید در سطح نخبگانی و در سطح توده‌ها این پیام را از راه‌های دیگر به مردم آزاده جهان برسانیم. فضای مجازی و رسانه‌ها این قابلیت را دارند که از این طریق حرف‌ها را بهتر می‌توان منتقل کرد. لذا باید رویکرد مجازی این تظاهرات هم محقق شود.

وی ادامه داد: مهم این است که هدف راهپیمایی محقق شود. اگر در گذشته راهپیمایی با هدف اعلام حقیقت به آزادگان عالم بود امروز هم باید این هدف محقق شود. باید از طریق رسانه‌های نو حقیقت را منتقل کنیم. هشتگ کردن، ترند کردن، ترجمه کردن، هشدار دادن و … کارهایی است که مردم ما می‌توانند انجام دهند. اما کار دیگری که توده مردم می‌توانند انجام دهند این است که اگر رژیم صهیونیستی پشتوانه اقتصادی خود را از دست بدهد به طبع دیگر برقرار نخواهد بود. همان طور که آمریکا می‌خواهد ما را تحریم کند تا پشتوانه اقتصادی ما تضعیف شود که ما را به زانو در بیاورد که البته این ملت مقاومت را پذیرفته‌اند، این پیام را باید هم مردم ایران و هم آزادگان جهان دریابند که باید اقتصاد نیمه جان اسرائیل تضعیف شود.

سجاد ایزدهی در پایان گفت: نه فقط کالاهای اسرائیلی بلکه کالاهای شرکت‌هایی که صهیونیست‌ها در کل جهان در اختیار دارند باید تحریم و به تعبیری بایکوت شود و کسی آنها را نخرد. اگر این اتفاق بیفتد نظام اقتصادی اسرائیل تضعیف می‌شود و در نتیجه مردم مهاجر رژیم صهیونیستی مهاجرت معکوس خواهند کرد و اگر این مهاجرت معکوس رخ دهد به این معنی است که رژیم صهیونیستی از بین خواهد رفت که غایت همان روزی است که از آن به نام روز قدس یاد می‌کنیم.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نشست علمی «قدس و فلسطین در آینه فقه مقاومت»

تاریخ:پنجشنبه 1 خرداد 1399-12:22 ق.ظ

نشست علمی «قدس و فلسطین در آینه فقه مقاومت»

نشست علمی «قدس و فلسطین در آینه فقه مقاومت» 

به گزارش خبرنگار وسائل، نشست علمی «قدس و فلسطین در آینه فقه مقاومت» عصر دیروز با ارائه حجت الاسلام دکتر سید سجاد ایزدهی رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و حجت الاسلام دکتر ذبیح‌الله نعیمیان عضو گروه فقه سیاسی دانشگاه باقرالعلوم در سالن نشست‌های موسسه رسا برگزار شد.

در ابتدای این نشست، حجت الاسلام علیرضا فلاحی دبیر علمی نشست با اشاره به مفهوم دعای ۲۵ ماه مبارک رمضان اظهار داشت: تقارن این نشست با روز ۲۵ ماه مبارک رمضان را به فال نیک می‌گیرم؛ چراکه این دعا بسیار شفاف و روشن خط مشی ما را نسبت به مسأله فلسطین و مقاومت روشن می‌کند. در دعای امروز تولی و تبری به زیبایی مورد درخواست قرار می‌گیرد؛ در این دعا  به خداوند عرض می‌کنیم: «اَللّهُمَّ اجْعَلْنى فیهِ مُحِبَّاً لاِوْلِیاَّئِکَ وَمُعادِیاً لاِعْداَّئِکَ مُسْتَنّاً بِسُنَّهِ خاتِمِ اَنْبِیاَّئِکَ یا عاصِمَ قُلُوبِ النَّبِیّینَ». یعنی پروردگارا! ما را در این روز و در این ماه دوستدار دوستانت و دشمن دشمنانت قرار ده. در ادامه با ادبیاتی خاص می‌فرماید: این تولی و تبری سنت نبوی است.

 

وی ادامه داد: از این رو، مسأله حمایت از فلسطین و جبهه مقاومت از اصول کلی و مسلم متون دینی و روایی ما قابل استفاده است؛ بر همین اساس است که امام خامنه ای فرمودند: «ما در جمهوری اسلامی مساله فلسطین برای مان یک مساله تاکتیکی نیست، یک استراتژی سیاسی هم نیست، مساله عقیده است، مساله دل است، مساله ایمان است». 

 

در ادامه این نشست، حجت الاسلام ایزدهی در پاسخ به این سوال که آیا بایسته‌های فقهی، حمایت کنونی ما از فلسطین را می‌پذیرد یا خیر، اظهار داشت: احادیث و روایات به ما می‌گوید که باید از مظلوم دفاع، و با ظالم مبارزه کنیم؛ طبق این احادیث، چنانچه به یک مسلمانی در گوشه‌ای از عالم ظلم شود، ما موظف به دفاع از او هستیم. در فقه چند قاعده وجود دارد که این مسئله را تایید می‌کند؛ مثل قاعده نفی سبیل که بر اساس آن، کفار بر مسلمانان سلطه ندارند و چنانچه این اتفاق بیفتد باید برای از بین بردن آن اقدام شود. مقصود از سلطه در این قاعده، اعم است از سلطه فرهنگی، جغرافیایی و اقتصادی که رژیم اشغالگر صهیونیسم هر سه سلطه را دارد؛ پس ما موظف به مقابله با این رژیم هستیم تا این سلطه از بین برود.

وی ادامه داد: قاعده مسلم دیگری که در فقه مطرح است قاعده «عدالت» است. عدالت به این معناست که هر چیزی در جای خود قرار گیرد و وقتی ما از اسرائیل سخن می‌گوییم یعنی رژیمی که در جای خود قرار نگرفته و با غصب حق مسلم مردم فلسطین، سرزمین آن‌ها را اشغال کرده است. پس ما برای اجرای عدالت مکلفیم که با این رژیم منحوس مبارزه کنیم و حق را به حق دار برسانیم.

رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی پیرامون منطق مقاومت ابراز کرد: بر اساس منطق مقاومت، دارالاسلام زمان بردار نیست. این وظیفه بدون اینکه مقید به زمان و مکان خاصی باشد، بر دوش تمام مسلمانان است، حتی کشور ایران که با فلسطین مرز جغرافیایی ندارد. طبق این منطق، باید در مقابل رژیمی غاصبی که می‌خواهد از نیل تا فرات را (که بدون تردید متعلق به مردم فلسطین است) از آنِ خود کند، طوری رفتار کنیم که مهاجرت معکوس رخ دهد.

در ادامه این نشست، حجت الاسلام نعیمیان به آیه چهارم از سوره مبارکه اسراء اشاره کرد و گفت: خداوند متعال در این آیه می‌فرماید «ما در تورات به بنی اسرائیل خبر دادیم که قطعاً دو بار در زمین فساد می‌کنید و (در برابر طاعت خدا) به سرکشی و طغیان (و نسبت به مردم به برتری جویی و ستمی) بزرگ دچار می‌شوید». امروزه اسرائیل به حدی از خشونت رسیده که می‌توان گفت: مشمول آیه چهارم از سوره مبارکه اسراء است که خداوند متعال ۱۴۰۰ سال قبل نسبت به آن انذار داده است.

وی ادامه داد: در فضای کنونی باید مسئله مقاومت پررنگ‌تر از قبل جلوه کند و ما نیز باید اهتمام به قوت آن داشته باشیم. البته، روشن است که ماهیت مقاومت در چنین زمانی نباید تنها دفاع نظامی باشد، چراکه حملات نظامی تنها بخشی از هجوم مشرکین بر این کشور مظلوم است، بخش دیگری که قابل اهمیت است حمله اقتصادی و فرهنگی است، نگاه ما به استکبار نباید تک بعدی باشد، اگر امروزه استکبار جنبه تمدنی پیدا کرده که مجموعه‌ای از امور فرهنگی، اقتصادی و نظامی را در اختیار دارد، مقاومت نیز باید به مثابه آن باشد.

عضو گروه فقه سیاسی دانشگاه باقرالعلوم با اشاره به واقعیت اسرائیل بیان داشت: واقعیت این رژیم یک دوگانگی دارد که ما نباید از آن غافل شویم؛ یک جنبه آن همان رژیم غاصبی است که مرتکب جنایاتی بر علیه فلسطین شده و جنبه دیگر، نمایندگی از استکبار جهانی است. خشمی که ما از اسرائیل داریم نباید ما را از جنبه دوم غافل کند. اگر نگاه ما به اسرائیل این گونه باشد مقاومت نیز بر اساس همین وضعیت تعریف می‌شود، یعنی بخشی از ماهیت مقاومت، دفاع از فلسطین در برابر هجوم و حمله رژیم اشغالگر است و بخشی دیگر، نمایندگی مقاومت در مبارزه با استکبار جهانی است.

گفتنی است، مشروح این نشست به زودی منتشر خواهد شد./د۱۰۲/ف

نشست علمی «قدس و فلسطین در آینه فقه مقاومت»:۲۰۲۰-۰۵-۲۰ ۱۲:۲۴:۵۵



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقشه راه مسأله فلسطین از منظر رهبر انقلاب

تاریخ:پنجشنبه 1 خرداد 1399-12:20 ق.ظ

حجت‎الاسلام والمسلمین ایزدهی گفت: رهبر انقلاب، حق تعیین سرنوشت و رأی گیری را حق مردم فلسطین اعم از مسلمان، مسیحی، یهودی، عرب و غیر عرب دانسته‎اند.

به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، بعد از ظهر امروز نشست علمی مسأله فلسطین در سیاست خارجی نظام اسلامی با حضور حجت الاسلام والمسلمین سیدسجاد ایزدهی، رئیس پژوهشکده نظام‎های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه تحت نرم افزار اسکایپ برگزار شد.

وی به ابتکار امام خمینی(س) در نامگذاری روز قدس اشاره کرد و اظهار داشت: ماه مبارک رمضان تقویم مشترک همه مسلمان‎ها است و امام راحل با نامگذاری روز قدس، رویکرد مقابله با رژیم صهیونیستی و حمایت از فلسطین را جهانی کردند.

عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه، دفاع از مظلوم و مستضعف و مقابله با مستکبر را منطبق با ارزش‎های واقعی اسلام دانست و تأکید کرد: رویکرد نظام اسلامی از ابتدا دفاع از مستضعفین و مبارزه با مستکبران بوده است؛ در حالی که امروزه برخی از نحله‎های سنی و شیعه همچون وهابیت و شیعه انگلیسی عملا در خدمت استکبار جهانی قرار گرفته و با آمریکا و انگلیس علیه کشورهای اسلامی هم‌پیمان شده‎اند.

وی رژیم صهیونیستی را فاقد مشروعیت دانست و تصریح کرد: هر نظام سیاسی برای کسب مشروعیت باید دارای جمعیت، سرزمین و منطق مشروعیت پیشینی و حاکمیت مشروع باشد؛ در صورتی که رژیم اشغالگر قدس رژیمی است که بنیان آن غصب سرزمین فلسطین با ساکنان اجاره‎ای و دعوت شده از سراسر دنیا با حمایت نظام سلطه و دارای حاکمیت ظالمانه و بدون قائل شدن هیچ حقی برای ساکنان اصلی فلسطین است.

حجت الاسلام والمسلمین ایزدهی به راهکار رهبر معظم انقلاب در موضوع فلسطین اشاره و خاطرنشان کرد: ایشان به رأی گیری از مردم فلسطین و دموکراسی مورد اتفاق همه دنیا به عنوان یک راهبرد و نقشه راه تأکید کرده‎ و تعیین سرنوشت را حق مردم فلسطین اعم از مسلمان، مسیحی، یهودی، عرب و غیر عرب دانسته‎اند.

وی روشنگری درباره ماهیت رژیم صهیونیستی را ضروری خواند و گفت: با توجه به عقاید و نژادپرستی که در ساختار اسرائیل وجود دارد که حتی شهروندانش را درجه بندی می کند و با توجه به حلقه مقاومت در منطقه که اسرائیل را از شعار نیل تا فرات به دیوارکشی و محصور ماندن در فلسطین اشغالی مجبور کرده است و با اتفاقات داخلی، مشکلات اقتصادی و عدم امنیتی که در اسرائیل وجود دارد؛ وعده رهبر معظم انقلاب در نابودی این رژیم در آینده نزدیک محقق خواهد شد./پ202/




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

توجه به خواست مردم در جهت پایایی نظام است/ تمایزات وجه جمهوریت در نظام مردم‌سالاری دینی

تاریخ:سه شنبه 16 اردیبهشت 1399-02:28 ب.ظ

توجه به خواست مردم در جهت پایایی نظام است/ تمایزات وجه جمهوریت در نظام مردم‌سالاری دینی

حجت‌الاسلام ایزدهی در گفتگویی بررسی کرد؛

توجه به خواست مردم در جهت پایایی نظام است/ تمایزات وجه جمهوریت در نظام مردم‌سالاری دینی

با وجود ناکارآمدی‌ها ولی امتداد وضعیت مردم‌سالاری دینی برای پایایی نظام، ارزش بیشتری دارد تا اینکه در کوتاه مدت بخواهیم بخشی از بدنه نظام را از مردم جدا کنیم و مصلحت آن‌ها را بر خواست مردم ترجیح دهیم. اینکه در جمهوری اسلامی این‌قدر بر انتخابات و حمایت رهبری از منتخب مردم تأکید می‌شود، به همین واسطه است.

به گزارش شبکه اجتهاد، شکل‌گیری نظامی که با عنوان نظام مردم‌سالاری دینی در ایران شناخته می‌شود، نظر به گذشت زمان، راه خودش را در ادبیات سیاسی اجتماعی دوران جدید باز کرده است. جذابیت این نظام در نگاه دیگران را شاید بتوان در تلفیق جمهوریت با وجه حکومتی اسلام جست‌وجو کرد. حجت‌الاسلام دکتر سیدسجاد ایزدهی، عضو هیئت علمی گروه فقه سیاسی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی و مدیر گروه سیاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلام در مورد اهمیت و تمایزات وجه جمهوریت در نظام مردم‌سالاری دینی با قدس آنلاین به گفت‌وگو نشسته‌ است که در ادامه می‌خوانید.

تفاوت در ماهیت جمهوریت در جمهوری اسلامی با دموکراسی رایج غربی چیست؟

ایزدهی: انقلاب اسلامی بیش از اینکه نقطه اتکا و محوریت آن بر از بین بردن رژیم شاه باشد، مرهون این نقطه محوری است که بر اساس چه معیاری شکل گرفته و چه ربطی به مشروعیت نظام دارد. تا پیش از جمهوری اسلامی دو نوع نظام در عالم وجود داشت که یکی تئوکراسی یعنی حاکمیت دین یا به بهانه دین وجود داشت؛ حکومت بنی‌عباس و بنی‌امیه از این دسته بودند که لازمه آن، این بود که مصلحت مردم بر خواست مردم ترجیح داده شود و حاکمان باید مصلحت مردم را تشخیص دهند و مردم در این میان کاره‌ای نیستند. این منطق در غرب در قرون وسطا هم حاکم بود. اما آن‌ها برای گریز از این نظام، به نظام مردم‌سالاری و دموکراسی روی آوردند و از این جهت مبانی قدیم را زیرسؤال بردند. از طرف دیگر محور را مردم قرار دادند و خواست مردم را مقدم دانستند. در نظام اسلامی –فارغ از جمهوری اسلامی – در مبانی ما نظم حکومتی دیگری حاکم است که بر اساس آن، چنان که امروز از آن به مردم‌سالاری دینی یاد می‌شود، هم خواست و هم مصحلت مردم لحاظ می‌شود. در نظم جدید به تعبیری این دو در مقابل همدیگر نیستند. براساس نظام مردم‌سالاری دینی که برآمده از سیره پیامبر (ص) و امیرالمؤمنین(ع) است و در ادبیات بسیاری از روایات وجود داد، از یک جهت محوریت در قوانین، ارزش‌هاست و ارزش‌ها نیز تابع یک اعتبار خارجی هستند که با رأی و نظر مردم تغییر نمی‌کنند. از طرف دیگر در اداره امور جامعه، مردم تأثیرگذارند و خواست آن‌ها در محدوده مصالح نفس الامری یا مصالح ارزشی حاکم هست. در این نظام که به تعبیری از آن به مردم‌سالاری دینی یاد می‌شود هم بر ارزش‌ها تأکید می‌شود و هم رأی مردم محترم شمرده می‌شود و تأثیر مردم در آن جدی است.

پس نظام مردم‌سالاری دینی به تعبیری یک نظم سوم است. غربی‌ها آیا این نظم را به‌واسطه انقلاب پیش‌بینی می‌کردند؟

ایزدهی: تأکید می‌کنم نظام جمهوری اسلامی بیش از آنکه بر از بین بردن نظام شاهنشاهی سوار شود بر آن نظم پیشینی این نظام مستند است. شاید به همین دلیل بود که ابتدا برای نظام سلطه این مهم نبود که حکومت شاهنشاهی بماند و یا حکومت دیگری جایگزین آن شود؛ چراکه این پیش‌فرض مطرح بود که منطق پیشینی این نظام جدید، بر یکی از این دو نظم استوار خواهد بود و نظم سومی در کار نیست. در جمهوری اسلامی که با قرائتی از نظام اصیل اسلامی و اصل اسلام ارائه شد این منطق پیشینی و دموکراسی به چالش کشیده شد و مردم‌سالاری سر کار آمد که برپایه معیارهای فطری استوار بود و مثل حکومت‌های تئوکراسی نبود که مردم خودشان نقشی نداشته باشند، بلکه خود مردم نیز مؤثر بودند؛ بنابراین این دوگانه در جمهوری اسلامی پیگیری شد و اساساً رمز صدور انقلاب را در نرم‌افزار جمهوری اسلامی باید دانست. نکته اینجاست که مردم‌سالاری دینی به معنای یک قرائت از دموکراسی نیست که گونه بومی و ملی دموکراسی غربی باشد بلکه مراد از آن مردم‌سالاری است که از دین اخذ می‌شود و التقاطی نیز نیست؛ به این معنا که بخواهیم بگوییم محتوا را از دین و شکل را از نظام‌های جامعه غربی ضمیمه کرده‌ایم، بلکه سنخ مردم‌سالاری ما با دموکراسی غربی متفاوت است. به همین دلیل این مردم‌سالاری می‌تواند جایگزین نظام‌هایی شود که هم خدا و فطرت را نادیده می‌گیرند و هم نظر مردم برخلاف تصور در آن دخالت ندارد. این مدل از مردم‌سالاری دینی است که می‌تواند هم مصلحت و هم خواست مردم را دنبال کند و هم نظام جامع و مؤثر و برآمده از اسلام باشد.

در نظام مردم‌سالاری دینی بر خواست مردم تأکید می‌شود. مردم هر کارگزاری را که معیارهای حداقلی‌اش توسط شورای نگهبان احراز شود انتخاب می‌کنند و بنابراین این مردم هستند که تأثیرگذارند و در اداره خودشان مؤثر هستند.

مشکلات اقتصادی حتی در نظام‌های مردم‌سالار، به نظر باورمندی‌ها به جمهوری را نیز زیرسؤال برده است؛ آیا ناکارآمدی را می‌توان به وجوه جمهوری ارجاع داد؟

ایزدهی: وقتی مردم احساس کنند اراده آن‌ها تأثیرگذار است، طبیعتاً میل دارند کسانی را انتخاب کنند که برای اداره زندگی خودشان مفید باشد. مسئله این است که با همه فراز و نشیب‌هایی که نظام دارد، پیش می‌رود و به زوال نمی‌رسد و مردم در انتخابات‌ها و راهپیمایی و فضاهایی چون تشییع حاج قاسم از آن حمایت می‌کنند؛ این، نماد جمهوری است.

اما اگر ما کارگزاری را انتخاب کنیم که این کارگزار عملاً فضای عمومی را فریب و خود را کارآمد نشان دهد، در اینجا با وجود اینکه این انتخاب موجب شده یک فرد ناکارآمد در حکومت مستقر شود ولی مسئله مهم این است که در ذهن همه این گزاره وجود دارد که این مسئول، حاصل انتخاب و گزینش خود مردم بوده است و حداقل در دوره‌های بعدی کسی را انتخاب خواهند کرد که آن‌ها را فریب ندهد و کارآمدتر باشد. اگر فضای ناکارآمدی در برخی از امور وجود دارد نه ناشی از نرم‌افزار جمهوری اسلامی بلکه حاصل از کارگزارانی است که در این فضای سیاسی می‌آیند و رأی مردم را جلب می‌کنند و با آگاهی کاذب بر فضای اداره جامعه حاکم می‌شوند. آنچه به ناکارآمدی منجر شده، رفتارهای ناشی از کارگزارانی است که از جنس مردم نبوده‌اند. مشکل اساسی فعلی، اقتصاد است که در این فضا عمدتاً کسانی حاکم هستند که رویکرد شایسته سالاری مبتنی بر دین در آن‌ها وجود ندارد. آنچه مهم است در دراز مدت مردم خودشان به عنوان یک خانواده کم و کاستی‌ها را جبران می‌کنند و ایرادها را می‌گیرند و گروه‌هایی را که احساس کنند کارآمدی ندارند، کنار خواهند زد.

مشکل اینجاست که مردم به‌واسطه مشکلات، بعضاً از انتخاب‌هایشان سرخورده می‌شوند و دنبال راه کوتاه‌تری می‌گردند. حتی برخی اوقات از انتصاب به جای انتخاب حرف می‌زنند. آیا واقعاً راه حل در چنین رویکردی است؟

ایزدهی: اگر ما در قبال منطق جمهوری اسلامی بخواهیم جمهوریت را برداریم و بگوییم مصلحت مردم بر خواست آن‌ها مقدم است و افرادی منتصب شوند، شاید در کوتاه مدت به‌واسطه به‌وجود آمدن تمرکز قوا مشکل را حل و پویایی ایجاد کند، ولی آنچه مهم است پایایی است؛ یعنی مردم احساس کنند تدبیر امور به دست خودشان است و خود مردم صاحب نظام هستند و خودشان تأثیرگذار و انتخاب کننده هستند. آنجا که چنین باوری بر مردم سوار شود، هیچ دشمنی بر این کشور فائق نخواهد آمد. با وجود ناکارآمدی‌ها ولی امتداد وضعیت مردم‌سالاری دینی برای پایایی نظام، ارزش بیشتری دارد تا اینکه در کوتاه مدت بخواهیم بخشی از بدنه نظام را از مردم جدا کنیم و مصلحت آن‌ها را بر خواست مردم ترجیح دهیم. اینکه در جمهوری اسلامی این‌قدر بر انتخابات و حمایت رهبری از منتخب مردم تأکید می‌شود، به همین واسطه است.

نقش نخبگان در جهت کارآمدتر شدن وجه جمهوریت نظام چیست؟

ایزدهی: آنچه از ادبیات دینی ما برمی‌آید این است پیامبر (ص) و اهل بیت(ع) سعی می‌کردند مردم را آگاه و همراه کنند، نه اینکه مردم را به امری وادار کنند. پیامبر(ص) وقتی حکومت اسلامی را برقرار می‌کند که مردم مدینه مسلمان می‌شوند و به آرمان‌های دین وفادار می‌مانند. به همین نسبت در فضای حاکمیت عملاً پیامبر چیزی را بر مردم تحمیل نمی‌کند. وظیفه اهل بیت عمدتاً روشنگری است و وقتی مردم به راه راست و حقیقت گرایش پیدا کنند خود به خود مشکل ما حل خواهد شد. در قضیه بنی صدر به‌واسطه روشنگری‌ها، خود مردم به این نتیجه رسیدند که باید او را کنار زد. آن چیزی که نخبگان می‌توانند به تأسی از اهل بیت(ع) و پیامبر(ص) و نظام دینی ما انجام دهند فضای روشنگری نسبت به دو چیز است: یک، آن چیزی که مردم‌سالاری دینی را ارج ‌نهیم و سراغ رویکردهای دموکراسی و تئوکراسی نرویم و از طرف دیگر همواره تلاش کنیم مردم را به سمت نیازهای واقعی آن‌ها سوق دهیم و کارگزار شایسته را معرفی کنیم و ملاک‌های شایستگی را به مردم بشناسانیم. طبیعی است وقتی مردم به این قضیه واقف شوند طرف دیگر را انتخاب نخواهند کرد. در نظام اسلامی مردم غریبه نیستند، از جنس نظام هستند، بنابراین باید آن‌ها را راهنمایی کرد. هدایت از جانب نخبگان است اما تصمیم نهایی بر عهده مردم است و در رتبه بعد نوبت به حمایت از این فرایند و نقد و نظر و نظارت می‌رسد. حتی با روی کار آمدن کارگزار ناکارآمد، وظیفه مردم هدایت این فرد به روند مطلوب است.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

منطق هم‌ترازی «اقتصاد» و «سلامت» در حکمرانی شایسته / تأثیر ساختار نظام‌های سیاسی بر استفاده از ظرفیت مردم

تاریخ:سه شنبه 16 اردیبهشت 1399-02:23 ب.ظ

حجت‌الاسلام ایزدهی بیان کرد:
رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی درباره رویکرد حکمرانی شایسته در وضعیت بحرانی مانند کرونا با استناد به آیه ۳۲ سوره «مائده» گفت: مضمون این آیه در بحران کرونا شامل هم حوزه بهداشت و سلامت و هم حوزه اقتصاد می‌شود؛ همانطور که حفظ سلامت یک نفر حفظ سلامت همه است و باید اصول بهداشتی رعایت شود، در حوزه اقتصاد نیز اگر کار و معیشت افراد به واسطه تعطیلی و تداوم خانه‌نشینی از بین برود، جان او نیز در خطر خواهد بود.

حجت‌الاسلام و المسلمین ایزدهی

حجت‌‌الاسلام والمسلمین سیدسجاد ایزدهی، رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در گفت‌وگو با ایکنا، درباره رویکرد حکمرانی شایسته و مبتنی بر دین در مواجهه با بحران‌هایی مانند کرونا و نسبت این الگو با راهبرد پیشبرد همزمان «اقتصاد» و «سلامت» در این وضعیت گفت: ناظر به موضوع کرونا و آثار و تبعات آن در ادبیات دینی با دو مسئله مواجه هستیم؛ اقتصاد و بهداشت. به طور طبیعی با عنایت به اینکه نظام اداره کشور براساس منطق علم، تخصص و کارشناسی است، دو گونه پاسخ به این قضیه از سوی کارشناسان امر داده شده است.


بیشتر بخوانید:


وی ادامه داد: از یک جهت عده‌ای از این کارشناسان بر توجه به مسئله بهداشت و حفظ جان و سلامت جامعه تأکید دارند و حتی بیان‌ می‌دارند که باید اثر این ویروس در جامعه به لحاظ بهداشتی و سلامتی جامعه به صفر برسد که مسئله درستی است. ادبیات دینی هم در قرآن تأکید دارد که «أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعًا وَمَنْ أَحْیَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا» (هر كس كسى را -جز به قصاص قتل، یا [به كیفر] فسادى در زمین- بكشد، چنان است كه گویى همه مردم را كشته باشد. و هر كس كسى را زنده بدارد، چنان است كه گویى تمام مردم را زنده داشته است). لذا مسئله حفظ جان و زندگی آحاد جامعه اهمیت به سزایی در حکمرانی شایسته دارد.

کرونا و ضرورت نگاه مجموعه‌ای به «سلامت» و «اقتصاد»

ایزدهی افزود:‌ از طرف دیگر نمی‌توان مسئله اقتصاد و اشتغال جامعه را فراموش کرد. کارشناسان حوزه اقتصاد براین باورند اگر مسئله قرنطینه و در خانه ماندن به گونه‌ای ادامه یابد که عملاً پایه‌های اقتصادی تضعیف شده، اشتغال و کار نابود شود و نظام اداره خانواده و معیشت مردم از یک سو و نظام کلان اقتصاد کشور از سوی دیگر از بین برود، بازهم این آیه براین وضعیت مصداق خواهد یافت. به عبارت دیگر در حوزه اقتصاد خرد بحث این است اگر کار و معیشت فرد از دست برود جان او نیز در خطر خواهد بود همان‌طور که کرونا سلامتی او را تهدید می‌کند.

رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی بیان کرد: لذا در مقام تزاحم بین این دو اولویت و فهم تقدم یکی بر دیگری، باید حد وسطی بین این دو دیدگاه از سوی حاکمیت و دولت اعمال و اجرایی شود تا اقتصاد و فضای کسب و کار و معیشت مردم به گونه مناسب فراهم شده و امکان گذران زندگی ادامه یابد و دولت هم باید حمایت‌های اقتصادی لازم را از مردم انجام دهد و هم زمینه رعایت بهداشت و سلامت فراهم شود.

وی تأکید کرد: اینکه دولت فضا را بازتر کرده و از سطح سخت‌گیری‌ها کاسته است به معنای نادیده انگاشتن سلامت مردم نیست. زیرا باید سرنوشت جامعه را به صورت یک مجموعه در کنار همدیگر دید که نیازمند تصمیمات چندوجهی است. به ویژه اینکه کشور در وضعیت تحریمی است و اقتصاد فارغ از مسئله کرونا وضعیت شکننده‌ای دارد و اگر کرونا باعث شود همین سطح از فعالیت‌های اقتصادی به لحاظ صادرات و تولید کاهش پیدا کند مشکلات اقتصادی مضاعف خواهد شد و نظام زندگی و معیشت مردم به شدت دچار چالش می‌شود.

ایزدهی اظهار کرد: لذا نمی‌توان گفت کدام یک از دو مقوله «سلامت» و «اقتصاد» بر دیگری مقدم و ارجح است بلکه باید این دو را در قالب یک مجموعه مشاهده کرد و دولت نیز همزمان باید در دو عرصه فعالیت کند. یک؛ در حوزه اقتصاد کلان پشتیبانی اقتصادی انجام دهد و کسب و کارهای خرد را از طریق اقداماتی مانند ارائه وام، تعویق پرداخت اقساط و مالیات حمایت کند و دو؛ در حوزه سلامت نیز باید فضای بهداشتی را مناسب‌تر کند، امکانات بیمارستانی را افزایش دهد و اقلام بهداشتی و درمانی را به راحتی در اختیار جامعه قرار دهد و در کنار آن توصیه‌های بهداشتی را به اطلاع مردم برساند.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ابراز کرد: سؤال بعدی این است که اساساً می‌توان مردم را مانند اتفاقی که در ترکیه افتاد و دولت قرنطینه کامل را به مدت ۴۸ ساعت اعمال کرد، مجبور به ماندن در خانه کرد و آیا چنین کاری عملی هست یا خیر؟ همچنین چنین اقداماتی به لحاظ شاخصه‌های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی کشور امکان عملیاتی شدن دارد یا خیر؟ بیشتر کارشناسان در این حوزه معتقدند امکان چنین کاری در کشور وجود ندارد و اگر مردم ۴۸ ساعت بخواهند در خانه بمانند دولت باید کالاهای اساسی و غذا را به خانه‌ها برساند که این امر در سطح کلان کشور میسر نیست.

ماه رمضان فرصتی برای نزولی کردن شیب کرونا

وی اظهار کرد: البته نکته مهم در مدیریت کرونا این بود که دولت می‌توانست در ایام تعطیلات عید نوروز به مدت دو هفته رفت‌وآمدها را به طور جدی محدود کند و جلوی مسافرت‌ها و ترددها را می‌گرفت تا کرونا کنترل و مهار بیشتری می‌شد که به هر دلیلی انجام نگرفت و فقط در یک هفته این سخت‌گیری‌ها انجام شد و تا حدی آن قصور را پوشش داد.

ایزدهی یادآور شد: البته ماه رمضان را از آنجا که مردم به خاطر روزه غالباً مسافرت نمی‌روند و آمارها هم حکایت از به حداقل رسیدن مسافرت‌ها و ترددها در این ماه دارد و ساعات کار ادارات کاهش می‌یابد و مساجد هم فعلاً تعطیل است می‌توان به منزله فرصتی برای قرنطینه خودخواسته شرعی و حکومتی دانست و شاید این فضای میسری برای دولت باشد تا از آن برای مهار و کنترل کرونا استفاده کرده و شیب آن را کاملاً نزولی کند.

اعمال حداکثری حاکمیتی و سیاستگذاری از سوی دولت

رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی تصریح کرد: مهم این است که دولت در این مسئله تدبیر مناسب انجام دهد و فارغ از اقتضائات سیاسی و جناحی، سلامت حداکثری جامعه را ضمن برقراری کسب و کارها و حفظ اقتصاد مردم دنبال کند. اگر این دو مؤلفه به یک هماهنگی با یکدیگر برسند و دولت در راستای بهداشت و سلامت و اقتصاد و کار اعمال حاکمیت حداکثری کند روال اداره کشور به شرایط عادی خواهد رسید.

وی اضافه کرد: در این وضعیت رفتار حداقلی دولت و اتکا به مردم چاره‌ساز نخواهد بود، هرچند مردم عامل مهمی در کاهش شیب این ویروس هستند اما این بدین معنا نیست که دولت به لحاظ حاکمیتی و سیاستگذاری رویکرد حداقلی داشته باشد.

نسبت ساختار نظام‌های سیاسی و بهره‌مندی از نقش مردم

حجت‌الاسلام ایزدهی درباره مقایسه رفتار مردم کشورمان با مردم برخی کشورهای پیشرفته و توسعه‌یافته در هنگامه این بحران و ضرورت بهره‌برداری بیشتر از ظرفیت‌های مردمی از سوی مسئولان گفت: از حیث ساختار نظام‌های سیاسی دو نوع مواجهه با کرونا را می‌توان شناسایی کرد؛ مواجهه نظام‌های اقتدارگرا و مواجهه نظام‌های دموکراتیک با این بحران. چین براساس منطق توتالیتر خود منطقه ووهان را کاملاً قرنطینه کرد و مردم در خانه‌ها ماندند و ارتش و دولت نیازهای مردم را تأمین کردند و به گونه‌ای رفتار کرد که مصلحت مردم بر خواست آنها مقدم شود و این امر در نظام‌های اقتدارگرا وجود دارد. لذا حکومت‌ها براساس مصلحت‌سنجی اموری را بر مردم تحمیل کنند.


بیشتر بخوانید:


وی ادامه داد: اما حکومت‌های عمدتا لیبرال دموکراسی اصل را بر رأی و نظر مردم می‌دانند و حکومت‌ها را متأخر از آن می‌دانند و دولت‌ها بیشتر جنبه مدیریتی و اداری دارند تا اینکه بخواهند بر مردم تحکم کنند. شعار این حکومت‌ها آن است که خواست مردم بر مصلحت آن‌ها مقدم است و در واقع خواست مردم همان مصلحت‌شان است.

ایزدهی اظهار کرد: در این دوگانه که در مسائل بحرانی بیشتر از همیشه خودش را بیشتر نشان می‌دهد حکومت‌های توتالیتر معمولاً موفق‌تر هستند، زیرا در فضای بوروکراتیک قرار نمی‌گیرند و تحت تأثیر تشتت آرای مردم نیستند و لذا با یکپارچگی بیشتر مسئله را حل و فصل کنند. اما در نظام‌های دموکراسی به دلیل قرار گرفتن در فضای جلب نظر مردم و نظرخواهی از جامعه موجب شد که قدری دیر عمل کنند و کرونا در این کشورها تبدیل به یک فاجعه شود و مردم هم در فضای آزادیخواهی و فردگرایی خود را محق دانستند که کار دلخواه خود را کنند و ابتدا اقدامات قاطع دولت را نپذیرفتند. همین اتفاق باعث شد که میزان رشد ابتلا به کرونا در اروپا و آمریکا سرعت بگیرد و دولت‌ها نتوانند مدیریت قاطعانه‌ای انجام دهند.

نقش مردم در مردم‌سالاری دینی در دوران بحران   

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در ادامه به تشریح تفاوت الگوی نظام اسلامی با این دو ساختار پرداخت و گفت: نظام اسلامی ساختاری را تعبیه کرده که هیچ یک از این دو الگو نیست؛ مردم‌سالاری دینی هم خواست مردم را مهم و اصیل می‌داند و از سوی دیگر نهاد ارشد و صالحی مانند ولایت فقیه وجود دارد که مصلحت مردم را در مسیر خواست آن‌ها تنظیم می‌کند. این دوگانه که هم مصلحت و هم خواست جامعه رعایت شود، در ساختار مردم‌سالاری دینی وجود دارد و در مواجهه با کرونا خود را نشان داد؛ به عبارتی نظام یک اقتدار و فرماندهی واحد دارد که همه را از دولت، نیروهای مسلح و نیروهای زیرمجموعه رهبری کنار هم جمع می‌کند و همراه با هم کارها را انجام می‌دهند و تشتت و پراکندگی به حداقل می‌رسد و از طرف دیگر حضور مردم و فعالیت نیروهای مردمی هم مطرح و مورد توجه است و لذا سازمان‌های مردم‌نهاد، بسیج، مساجد و خیرین در کنار مجموعه حاکمیت و هماهنگ با آن به کمک‌رسانی در ابعاد مختلف می‌پردازند.

وی ابراز کرد: لذا نوع مواجهه نظام اسلامی با کرونا همزمانی اقتدارگرایی دولت و حاکمیت در عین مردم‌محوری و اعمال اراده مردم است. در سطح کلان براساس این مدل می‌توان گفت در شرق عمدتاً جامعه وجود دارد و اصل است و مردم هم حضور جدی دارند اما غربی‌‌ها بیشتر فردمحورهستند و لذا به هم تعهد جدی ندارند. در حالی که در شرق و به ویژه جامعه اسلامی براساس آموزه‌های دینی مردم نسبت به هم وظیفه و مسئولیت دارند؛ «کلکم راع و کلکم مسئول»، «بعضکم اولیا بعض»، «یأمرون بالمعروف و ینهون  عن المنکر» و ....

ایزدهی اظهار کرد: در واقع این فضا در نظام اسلامی به طور حداکثری وجود دارد و در شرق نیز به طور سنتی به دلیل اهمیت جامعه و خانواده مشاهده می‌شود. اما در نظام‌های غربی چون خانواده ضعیف شده، تجرد زیاد است و جامعه اصالت ندارد و کارتن‌خوابی روبه افزایش است. لذا مردم به لحاظ ساختاری نمی‌توانند حضور مؤثری داشته باشند. این نشان می‌دهد مکتب اصالت فرد و ساختار موجود در غرب و نظام‌های مردم‌سالاری غربی با چالش مواجهند و این ساختار در شرایط بحران توانایی اداره جامعه و همراه کردن ظرفیت‌های مردم را با خود ندارد.

گفت‌وگو از مهدی مخبری




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ساختار مردم‌سالاری دینی؛ عامل موفقیت ایران در مواجهه با کرونا

تاریخ:سه شنبه 16 اردیبهشت 1399-02:21 ب.ظ

حجت‌الاسلام ایزدهی:
رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی گفت: در نظام مردم‌سالاری دینی به رهبری ولی فقیه، این دوگانه که هم مصلحت و هم خواست جامعه رعایت شود، وجود دارد و همین عنصر دوگانه در مواجهه با کرونا، موفقیت خود را نشان داد.

مردم‌سالاری دینی، ضعف‌ حکومت‌های اقتدارگرا و مردم‌سالاری را ندارد / ساختار مردم‌سالاری دینی؛ عامل موفقیت ایران در مواجهه با کرونابه گزاش ایکنا، حجت‌الاسلام والمسلمین سیدسجاد ایزدهی، رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، امروز، ۱۴ اردیبهشت‌ماه در نشست ظرفیت و توانمندی نظام‌های دموکراسی، اقتدارگرا و مردم‌سالاری دینی در مواجهه با بحران کرونا گفت: از حیث ساختار نظام‌های سیاسی، دو نوع مواجهه با بحران‌های فراگیر مانند بیماری همه‌گیر کرونا را می‌توان شناسایی کرد؛ یکی مواجهه نظام‌های اقتدارگرا و دیگری مواجهه نظام‌های دموکراتیک.

وی افزود: نوع ارزیابی این ساختارهای سیاسی علاوه بر منطق مشروعیت فلسفی و پیشینی، تابع کارکرد مثبت و کارآمدی این نظام‌ها در شرایط بحرانی است. بلکه کارکرد مثبت و منفی این ساختارها را نیز نمی‌توان فارغ از رویکرد فلسفی آن دانست، زیرا منطق اقتدارگرایی ناظر به حل بحران‌ها و تأمین مصالح شهروندان است همچنان که منطق مردم‌سالاری نیز ناظر به توانایی جهت حل مشکلات شهروندان و حل بحران‌ها در راستای مصالح مردم است.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با اشاره به ویژگی‌های نظام‌های اقتدارگرا به ویژگی‌های مثبت آن پرداخت و اضافه کرد: اقتدارگرایی، مبتنی بر این منطق است که حاکمان، توانمندترین افراد جهت حل مشکلات جامعه و اداره آن، فاقد رویکرد بروکراسی هستند و با سرعت بیشتری قادرند به مواجهه مشکلات بروند همچنین تجمیع قوا و امکانات، به صورت مناسب‌تری در آن صورت می‌گیرد.

ایزدهی با بیان اینکه جامعه‌گرایی از دیگر ویژگی‌های مثبت این نظام‌ها است، به ویژگی‌های منفی آن اشاره کرد و افزود: نظارت‌ناپذیر یا کم نظارت‌پذیری، در اولویت نبودن آزادی‌های مردم از جمله این ویژگی‌ها است. همچنین فساد در این نظام‌ها، زیادتر و شفافیت در آن کمتر است.

ایزدهی با اشاره به ویژگی‌های نظام‌های مردم‌سالار تصریح کرد: از جمله ویژگی‌های مثبت این نظام‌ها آن است که فاقد رویکرد استبدادی  هستند؛ یعنی در آن تقدم خواست مردم بر اداره حاکمان، تأمین آزادی‌های مردم به صورت حداکثری و قانون‌محوری در اداره امور وجود دارد.

استاد حوزه علمیه با اشاره به ویژگی‌های منفی این نظام‌ها بیان کرد: عدم تمرکز بر نظام اداره کشور، حاکمیّت بروکراسی، عدم قدرت حداکثری کارگزاران برای مواجهه با بحران، ایجاد نهادهای موازی در کنار هم و عدم قرار گرفتن مصالح مردم به ملاک نفس الامری و همچنین فردگرایی از جمله این ویژگی‌ها محسوب می‌شود.

ایزدهی اضافه کرد: طبیعتاً بر اساس این نقاط ضعف و قوت که در هر یک از این دو ساختار سیاسی وجود دارد، قدرت مواجهه این دو در مقابله با مشکلات و بحران‌ها نمایان می‌شود. برخلاف نظام‌های اقتدارگرا که در شرایط عادی زندگی، مورد اقبال قرار نمی‌گیرند، در شرایط بحران، از کارآمدی مناسب‌تری برخوردار هستند.

وجه ممیزه نظام مردم‌سالاری دینی از نظام‌های دیگر

وی اضافه کرد: نظام‌های مردم‌سالار، در شرایط عادی زندگی، از مطلوبیت برخوردار هستند، ولی در زمان بحران، از توانایی مناسب برخوردار نیستند. ساختار مردم‌سالاری دینی، به گونه‌ای است که از مزایای این دو نظام برخوردار بوده و از معایب آنها به دور است و توانایی مدیریت مطلوب‌تری در هر دو شرایط عادی و بحرانی را دارد.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان اینکه در بحران کرونا، چین براساس منطق توتالیتر خود، منطقه ووهان را کاملاً قرنطینه کرد، افزود: مردم در خانه‌ها ماندند و ارتش و دولت نیازهای مردم را تأمین کردند؛ دولت به گونه‌ای رفتار کرد که مصلحت مردم بر خواست آنها مقدم شود و این امر در نظام‌های اقتدارگرا وجود دارد؛ لذا حکومت‌ها براساس مصلحت‌سنجی، اموری را بر مردم تحمیل کنند.

وی اظهار کرد: اما حکومت‌های عمدتاً لیبرال دموکراسی اصل را بر رای و نظر مردم می‌دانند و حکومت‌ها را متأخر از آن می‌دانند و دولت‌ها بیشتر جنبه مدیریتی و اداری دارند تا اینکه بخواهند بر مردم تحکم کنند. شعار این حکومت‌ها آن است که خواست مردم بر مصلحت آنها مقدم است و در واقع خواست مردم همان مصلحتشان است.

ایزدهی تصریح کرد: در این دوگانه که در مسائل بحرانی بیشتر از همیشه خودش را بیشتر نشان می‌دهد، حکومت‌های توتالیتر معمولاً موفق‌تر هستند، زیرا در فضای بوروکراتیک قرار نمی‌گیرند و تحت تأثیر تشتت آرای مردم نیستند و لذا با یکپارچگی بیشتر مسئله را حل و فصل کنند.

وی ادامه داد: اما در نظام‌های دموکراسی به دلیل قرار گرفتن در فضای جلب نظر مردم و نظرخواهی از جامعه موجب شد که قدری دیر عمل کنند و کرونا در این کشورها تبدیل به یک فاجعه شود؛ مردم هم در فضای آزادی‌خواهی و فردگرایی خود را محق دانستند که کار دلخواه خود را بکنند و ابتدا اقدامات قاطع دولت را نپذیرفتند و همین اتفاق باعث شد که میزان رشد ابتلا به کرونا در اروپا و آمریکا سرعت بگیرد و دولت‌ها نتوانند مدیریت قاطعانه‌ای انجام دهند.

این پژوهشگر سیاسی حوزه اظهار کرد: نظام اسلامی ساختاری را تعبیه کرده که هیچ یک از این دو الگو نیست؛ مردم‌سالاری دینی هم خواست مردم را مهم و اصیل می‌داند و از سوی دیگر نهاد ارشد و صالحی مانند ولایت فقیه وجود دارد که مصلحت مردم را در مسیر خواست آنها تنظیم می‌کند.

وی تأکید کرد: این دوگانه که هم مصلحت و هم خواست جامعه رعایت شود، در ساختار مردم‌سالاری دینی وجود دارد و در مواجهه با کرونا خود را نشان داد؛ به عبارتی نظام یک اقتدار و فرماندهی واحد دارد که همه را از دولت، نیروهای مسلح و نیروهای زیرمجموعه رهبری کنار هم جمع می‌کند و همراه با هم کارها را انجام می‌دهند و تشتت و پراکندگی به حداقل می‌رسد و از طرف دیگر حضور مردم و فعالیت نیروهای مردمی هم مطرح و مورد توجه است، لذا سازمان‌های مردم نهاد، بسیج، مساجد و خیرین در کنار مجموعه حاکمیت و هماهنگ با آن به کمک‌رسانی در ابعاد مختلف پرداخته و می‌پردازند.

انتهای پیام



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ساختار مردم‌سالاری دینی؛ عامل موفقیت ایران در مواجهه با کرونا

تاریخ:سه شنبه 16 اردیبهشت 1399-02:21 ب.ظ

حجت‌الاسلام ایزدهی:
رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی گفت: در نظام مردم‌سالاری دینی به رهبری ولی فقیه، این دوگانه که هم مصلحت و هم خواست جامعه رعایت شود، وجود دارد و همین عنصر دوگانه در مواجهه با کرونا، موفقیت خود را نشان داد.

مردم‌سالاری دینی، ضعف‌ حکومت‌های اقتدارگرا و مردم‌سالاری را ندارد / ساختار مردم‌سالاری دینی؛ عامل موفقیت ایران در مواجهه با کرونابه گزاش ایکنا، حجت‌الاسلام والمسلمین سیدسجاد ایزدهی، رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، امروز، ۱۴ اردیبهشت‌ماه در نشست ظرفیت و توانمندی نظام‌های دموکراسی، اقتدارگرا و مردم‌سالاری دینی در مواجهه با بحران کرونا گفت: از حیث ساختار نظام‌های سیاسی، دو نوع مواجهه با بحران‌های فراگیر مانند بیماری همه‌گیر کرونا را می‌توان شناسایی کرد؛ یکی مواجهه نظام‌های اقتدارگرا و دیگری مواجهه نظام‌های دموکراتیک.

وی افزود: نوع ارزیابی این ساختارهای سیاسی علاوه بر منطق مشروعیت فلسفی و پیشینی، تابع کارکرد مثبت و کارآمدی این نظام‌ها در شرایط بحرانی است. بلکه کارکرد مثبت و منفی این ساختارها را نیز نمی‌توان فارغ از رویکرد فلسفی آن دانست، زیرا منطق اقتدارگرایی ناظر به حل بحران‌ها و تأمین مصالح شهروندان است همچنان که منطق مردم‌سالاری نیز ناظر به توانایی جهت حل مشکلات شهروندان و حل بحران‌ها در راستای مصالح مردم است.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با اشاره به ویژگی‌های نظام‌های اقتدارگرا به ویژگی‌های مثبت آن پرداخت و اضافه کرد: اقتدارگرایی، مبتنی بر این منطق است که حاکمان، توانمندترین افراد جهت حل مشکلات جامعه و اداره آن، فاقد رویکرد بروکراسی هستند و با سرعت بیشتری قادرند به مواجهه مشکلات بروند همچنین تجمیع قوا و امکانات، به صورت مناسب‌تری در آن صورت می‌گیرد.

ایزدهی با بیان اینکه جامعه‌گرایی از دیگر ویژگی‌های مثبت این نظام‌ها است، به ویژگی‌های منفی آن اشاره کرد و افزود: نظارت‌ناپذیر یا کم نظارت‌پذیری، در اولویت نبودن آزادی‌های مردم از جمله این ویژگی‌ها است. همچنین فساد در این نظام‌ها، زیادتر و شفافیت در آن کمتر است.

ایزدهی با اشاره به ویژگی‌های نظام‌های مردم‌سالار تصریح کرد: از جمله ویژگی‌های مثبت این نظام‌ها آن است که فاقد رویکرد استبدادی  هستند؛ یعنی در آن تقدم خواست مردم بر اداره حاکمان، تأمین آزادی‌های مردم به صورت حداکثری و قانون‌محوری در اداره امور وجود دارد.

استاد حوزه علمیه با اشاره به ویژگی‌های منفی این نظام‌ها بیان کرد: عدم تمرکز بر نظام اداره کشور، حاکمیّت بروکراسی، عدم قدرت حداکثری کارگزاران برای مواجهه با بحران، ایجاد نهادهای موازی در کنار هم و عدم قرار گرفتن مصالح مردم به ملاک نفس الامری و همچنین فردگرایی از جمله این ویژگی‌ها محسوب می‌شود.

ایزدهی اضافه کرد: طبیعتاً بر اساس این نقاط ضعف و قوت که در هر یک از این دو ساختار سیاسی وجود دارد، قدرت مواجهه این دو در مقابله با مشکلات و بحران‌ها نمایان می‌شود. برخلاف نظام‌های اقتدارگرا که در شرایط عادی زندگی، مورد اقبال قرار نمی‌گیرند، در شرایط بحران، از کارآمدی مناسب‌تری برخوردار هستند.

وجه ممیزه نظام مردم‌سالاری دینی از نظام‌های دیگر

وی اضافه کرد: نظام‌های مردم‌سالار، در شرایط عادی زندگی، از مطلوبیت برخوردار هستند، ولی در زمان بحران، از توانایی مناسب برخوردار نیستند. ساختار مردم‌سالاری دینی، به گونه‌ای است که از مزایای این دو نظام برخوردار بوده و از معایب آنها به دور است و توانایی مدیریت مطلوب‌تری در هر دو شرایط عادی و بحرانی را دارد.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان اینکه در بحران کرونا، چین براساس منطق توتالیتر خود، منطقه ووهان را کاملاً قرنطینه کرد، افزود: مردم در خانه‌ها ماندند و ارتش و دولت نیازهای مردم را تأمین کردند؛ دولت به گونه‌ای رفتار کرد که مصلحت مردم بر خواست آنها مقدم شود و این امر در نظام‌های اقتدارگرا وجود دارد؛ لذا حکومت‌ها براساس مصلحت‌سنجی، اموری را بر مردم تحمیل کنند.

وی اظهار کرد: اما حکومت‌های عمدتاً لیبرال دموکراسی اصل را بر رای و نظر مردم می‌دانند و حکومت‌ها را متأخر از آن می‌دانند و دولت‌ها بیشتر جنبه مدیریتی و اداری دارند تا اینکه بخواهند بر مردم تحکم کنند. شعار این حکومت‌ها آن است که خواست مردم بر مصلحت آنها مقدم است و در واقع خواست مردم همان مصلحتشان است.

ایزدهی تصریح کرد: در این دوگانه که در مسائل بحرانی بیشتر از همیشه خودش را بیشتر نشان می‌دهد، حکومت‌های توتالیتر معمولاً موفق‌تر هستند، زیرا در فضای بوروکراتیک قرار نمی‌گیرند و تحت تأثیر تشتت آرای مردم نیستند و لذا با یکپارچگی بیشتر مسئله را حل و فصل کنند.

وی ادامه داد: اما در نظام‌های دموکراسی به دلیل قرار گرفتن در فضای جلب نظر مردم و نظرخواهی از جامعه موجب شد که قدری دیر عمل کنند و کرونا در این کشورها تبدیل به یک فاجعه شود؛ مردم هم در فضای آزادی‌خواهی و فردگرایی خود را محق دانستند که کار دلخواه خود را بکنند و ابتدا اقدامات قاطع دولت را نپذیرفتند و همین اتفاق باعث شد که میزان رشد ابتلا به کرونا در اروپا و آمریکا سرعت بگیرد و دولت‌ها نتوانند مدیریت قاطعانه‌ای انجام دهند.

این پژوهشگر سیاسی حوزه اظهار کرد: نظام اسلامی ساختاری را تعبیه کرده که هیچ یک از این دو الگو نیست؛ مردم‌سالاری دینی هم خواست مردم را مهم و اصیل می‌داند و از سوی دیگر نهاد ارشد و صالحی مانند ولایت فقیه وجود دارد که مصلحت مردم را در مسیر خواست آنها تنظیم می‌کند.

وی تأکید کرد: این دوگانه که هم مصلحت و هم خواست جامعه رعایت شود، در ساختار مردم‌سالاری دینی وجود دارد و در مواجهه با کرونا خود را نشان داد؛ به عبارتی نظام یک اقتدار و فرماندهی واحد دارد که همه را از دولت، نیروهای مسلح و نیروهای زیرمجموعه رهبری کنار هم جمع می‌کند و همراه با هم کارها را انجام می‌دهند و تشتت و پراکندگی به حداقل می‌رسد و از طرف دیگر حضور مردم و فعالیت نیروهای مردمی هم مطرح و مورد توجه است، لذا سازمان‌های مردم نهاد، بسیج، مساجد و خیرین در کنار مجموعه حاکمیت و هماهنگ با آن به کمک‌رسانی در ابعاد مختلف پرداخته و می‌پردازند.

انتهای پیام



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خراش کرونا بر پیکره فردگرایی

تاریخ:سه شنبه 16 اردیبهشت 1399-02:11 ب.ظ

گفت‌وگو حسام رضایی / فردگرایی ستون فقرات مکتب لیبرالیسم است. «استیون تانسی» در مقدمات سیاست و در باب وجاهت فردگرایی می‌نویسد: «فرد نقطه شروع هرگونه تامل و اندیشه سیاسی است.» استوارت میل نیز با برشمردن لذت نوع عالی‌تر، دست‌زدن به انتخاب خودمختارانه را جزئی ضروری از این لذت دانسته و عقبه چنین لذت‌جویی را در فردیت آدمی می‌بیند. به نظر می‌رسد مبنای اصلیِ گرایشِ جنون‌آمیز به فردیت و تمایل افراطی به خودمختاری، لذت‌جویی انسان و کوشش برای اطفای شهوت او برای سلطه‌اش بر طبیعت با هدف غایی بیرون ‌شدن از جلد خلق و درآمدن در پوستین خالق باشد. اگر نخ این سلطه را دست بگیریم و به عقب بازگردیم، عصر روشنگری و آرمان تحقق «عقل فیزیکی» به جای «نقل متافیزیکی» را پیش روی خود خواهیم یافت. برشمردن عواقب دهشتناک محوریت یافتن فردیت آدمی، زمانبر است، لیکن آنچه اینجا قصد پرداختن به آن را دارم، خراشی است که ریزک تاجدار، این روزها بر پیکره ستبر فردگرایی در غرب انداخته است.


خراش کرونا بر پیکره فردگرایی - صبح نو

در همین باب، می‌خواهم درباره اجتماع‌گراییِ نوعِ کرونایی چالش کنم و به این سوال پاسخ دهم 

که چرا انسان عاصی، همچون سرباز دورمانده از موطن، هوس آغوش همبودی دوباره کرده است. 

به همین منظور با حجت‌الاسلام سیدسجاد ایزدهی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و 

اندیشه اسلامی گفت‌وگویی را ترتیب دادم که در ادامه مشروح آن را می‌خوانید.

غرب برای مدیریت کرونا مشغول اعمال
«نسخه اقتدارگرایی» است
ایزدهی در مطلع این گفت‌وگو با اشاره به آثار کرونا بر جوامع غربی، گفت: یکی از ویژگی‌های 

ویروس کرونا، ضعیف‌کش‌بودن آن است، یعنی این ویروس معمولا به افرادی هجوم می‌ آورد 

که بدن ضعیفی دارند یا از بیماری‌های زمینه‌ای برخوردار هستند. وی افزود: فراگیر‌شدن 

کرونا باعث شد تا بسیاری از هنجارهای پذیرفته‌شدهِ جهانی از جمله لیبرال دموکراسی 

که مدعی هدایت انسان به بهشت برین یا تامین رفاه است، با مشکل مواجه شوند و 

می‌‌بینیم که بالاترین نرخ مشکلات و بیماری و حتی مرگ و میر، عمدتا در کشورهایی

 ظاهر شده که نظام آنها مبتنی بر لیبرال‌دموکراسی، سرمایه‌داری و ماتریالیسم و الحاد است.

 ایزدهی با طرح این پرسش که اپیدمی مزبور آیا مساله‌ای تصادفی است، اذعان کرد: 

بحران کرونا علاوه بر اینکه ضعیف‌کش است، ضعیف‌نشانده هم هست، یعنی این بحران 

به وضوح ثابت کرد که کشورهای به ظاهر پیشرفته دنیا، در عمل ضعیف هستند. حال این 

سوال مطرح است که این ضعف آیا ناشی از سخت‌افزارهای آن‌هاست؟ این درحالی است 

که سخت‌افزارهای آنها عمدتا خوب است و بیشترین فناوری و تکنولوژی، در اختیار آنها قرار 

دارد؛ بنابراین به نظر می‌رسد اصل مشکل، در نرم‌افزار آنها باشد که تمام نظام سرمایه‌داری 

روی آن بنا شده است. 

وی با برشمردن دلایل نرم‌افزاریِ مستاصل ‌شدنِ دنیای غرب در برابر کرونا، گفت:

 اگر در غرب با شیوع گسترده ویروس کرونا مواجه می‌شویم، یک علتش آن است که در غرب، 

مساله خانواده به طور جدی وجود ندارد، یعنی در آنجا خانواده، چندان محور نیست و اگر در 

جوامع شرقی، صحبت از مهار ویروس به میان می‌‌آید، در واقع اشاره به مهار و درمان خانگی 

دارد که باعث می‌شود اعضای خانواده از یکدیگر حمایت کنند و مراقب همدیگر باشند. 

ایزدهی تاکید کرد: اما در غرب که خانه‌های مجردی و عدم تعلق خاطر به بزرگ‌ترها و 

سالخوردگان وجود دارد، باعث شده تا دولت و نهادهای بهداشتی به‌تنهایی توانایی مقابله 

نداشته باشند و عملا به بحران برخورد کنند. الان در کشوری مثل ایران، عمدتا مراقبت‌های 

خانگی باعث پایین آمدن حجم مراجعات به بیمارستان‌ها شده است اما در غرب چنین چیزی 

چندان وجود ندارد.
ایزدهی در بخش دیگری از اظهارات خود با اشاره به اصل محوریت فرد در جوامع غربی، گفت: 

دنیای غرب در برابر خود اساس منطق جامعه‌گرای سوسیالیستی و آزادی افراد و 

فردگرایی را تا مادامی که موجب شکایت دیگران نشود، قرار داد؛ لذا بسیاری از ناهنجاری ‌هایی 

که در آنجا شاهدش هستیم، از همین فردگرایی ناشی می‌شود. وی افزود: در نظام‌های شرقی 

و مبتنی بر جامعه به دلیل حاکم بودن سنت‌ها، اجازه بروز بسیاری از این ناهنجاری ‌ها وجود ندارد.

 ایزدهی در همین‌باره با بیان اینکه مهم‌ترین عنصر در اسلام، جامعه‌گرایی و اجتماع‌گرایی است، 

گفت: نماز جماعت، نماز جمعه، جهاد، حج، اعتکاف و زیارت‌ها عمدتا مقولاتی اجتماعی هستند 

و ما معمولا در اسلام، فردگرایی نداریم و در ادبیات ما، نه‌تنها گرایش به فرد توجیه نمی‌شود، 

بلکه مذمت هم می‌شود.
وی با بیان اینکه جامعه‌گرایی در غرب اصالتی ندارد و اساسا در آنجا جامعه‌ای وجود ندارد، 

اظهار كرد: وقتی از جامعه صحبت می‌‌کنیم، میان جامعه و اجتماع تفاوت وجود دارد. 

شاید در غرب مثلا در یک مسابقه فوتبال یا در سینما یا در جشن‌های موسیقی، اجتماع 

وجود داشته باشد اما وقتی صحبت از جامعه می‌‌کنیم، مرادمان وجود نوعی همبستگی 

و پیوستگی درونی است که باعث پیوندزدن افراد آن جامعه به یکدیگر می‌شود و آنها را 

نسبت به همدیگر، شریک و مسوول می‌داند. ایزدهی اضافه کرد: در غرب چون منطق 

سرمایه‌داری و اصالت فرد حاکم است، ضرورتا مسوولیتی نسبت به افراد جامعه وجود ندارد؛ 

مثلا سرمایه‌دار باید سرمایه‌داری کند و مسوولیتی در قبال فقرا ندارد و حتی همسایه‌ها 

نیز نسبت به یکدیگر، مسوولیتی احساس نمی‌کنند؛ لذا جامعه، از‌هم‌گسیخته و فردمحور 

است اما در جوامع شرقی اینطور نیست و این جامعه است که اصالت دارد. وی افزود: 

مثلا وقتی کرونا وارد ایران شد، نهادی مانند بسیج وارد عرصه شده و اقدام به ضدعفونی 

معابر یا تهیه ماسک کرد اما وقتی همین ویروس وارد غرب شد، دیدیم که به فروشگاه‌ها 

حمله ‌کردند و حتی اعضای اتحادیه اروپا نسبت به کشورهای هم‌پیمان خود، ماسک‌دزدی ‌کردند.
این پژوهشگر حوزه اندیشه اسلامی با اشاره به نبود روح تعاون‌گرایی در غرب، تصریح کرد: 

چنین رفتارهایی در غرب، نه‌تنها اتفاقی تصادفی نیست، بلکه مبتنی بر فرهنگی است که آن فرهنگ، 

بحث تعاون و تکافل اجتماعی را ضعیف می‌كند و در مواقع بحران و فشار و مشکلات، عوارض خود را نشان می‌دهد.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در پاسخ به این سوال که آیا شما تلاش‌های 

تئوریک فیلسوفان غربی برای تکوین «جامعه مدنی» را بازکننده مسیری به سوی ایجاد جامعه نمی‌دانید، 

گفت: اگر بخواهیم منطق اندیشه‌ غرب را در چند مفهوم خلاصه کنیم، آن مفاهیم عبارتند از: سرمایه‌داری، 

فردگرایی، اومانیسم یا انسان‌محوری، الحاد و ماتریالیسم. در چنین فضایی اگر بحث «جامعه مدنی» هم 

مطرح می‌‍‌‌‌شود، این جامعه را باید ذیل مفاهیمی که بخشی از آن ‌ها را نام بردم، معنا کرد. وی در این‌باره افزود: 

من قصد توجیه سوسیالیسم و کمونیسم را ندارم اما اگر بخواهیم امروز یک محاسبه سرانگشتی داشته باشیم، 

می‌‌بینیم که کشوری مثل چین و تا حدودی ایران، توانستند کرونا را مدیریت کنند اما غرب نتوانست و موفق نبود. 

از دل این محاسبه، این سوال مطرح می‌شود که آیا دموکراسی‌خواهی و آزادی در بحث مدیریت بحران بیشتر 

تاثیرگذار است یا اقتدارگرایی. ایزدهی تاکید کرد: امروز غربی‌ها با وجود اینكه از دموکراسی‌خواهی و اصالت فرد 

دم می‌زنند، اما برای مدیریت بحران کرونا مشغول اعمال نسخه‌ای هستند که به تعبیری «نسخه جمع‌گرایی» یا 

«نسخه اقتدارگرایی» است، یعنی اعلام کرده‌اند هر کسی از منزل خارج شود و قرنطینه را رعایت نکند، جریمه یا 

زندانی خواهد شد. وی در این‌باره اضافه کرد: البته من قصد توجیه و توصیه اقتدارگرایی را ندارم اما در غرب که 

مدل دموکراسی‌خواهی آرمان بود، دیدیم که در بحران کرونا به وضوح فشل شد.

نه اقتدارگرایی نوع چینی، نه دموکراسی نوع غربی
ایزدهی با اشاره به مدل مورد پسند برای مدیریت بحران گفت: امروز تمدن غرب نتوانست واکنش لازم را در برابر 

بحران کرونا از خود بروز بدهد و البته نظام‌های اقتدارگرایی مانند چین یا شبیه آن هم عملا برای همه کشورها 

توانایی ندارند؛ بنابراین آن مدلی که می‌‌تواند بحران را مدیریت کند (از حیث نرم‌افزاری و نه سخت‌افزاری)، 

مردم‌سالاری دینی یا مردم‌سالاری مبتنی بر شایستگی است که از یک طرف واجد ویژگی‌های اقتدارگرایی ب

ه معنای نهاد برتر شایسته و جمع‌کننده تکثرهاست که می‌‌تواند در مواقع لزوم، همه امکانات را به خط کند 

و از طرف دیگر، مبتنی بر نوعی دموکراسی بوده که نظر و رای مردم در آن دخیل است. ایزدهی تصریح کرد: ما 

امروز نمی‌توانیم به مدل اقتدارگرایی از نوع چین اعتماد کنیم چون در آنجا با وجود اینكه اجتماع و جامعه‌پذیری 

وجود دارد اما عملا، مردم‌محور نیستند، یعنی نمی‌توان امورات را در درازمدت مدیریت کرد و از سویی، امکان 

اعتماد به دموکراسی از نوع غربی هم وجود ندارد چون در آنجا هم با وجود اینكه می‌شود در درازمدت مدیریت 

کرد اما در کوتاه‌مدت به دلیل ضعف در اداره بحران، در نهایت مدل اقتدارگرایی، الگو می‌شود.

این پژوهشگر حوزه اندیشه اسلامی در بخش دیگری از اظهارات خود با اشاره به اصالت سرمایه در غرب و تقدم 

آن بر سلامتی افراد، تاکید کرد: در جایی مثل آمریکا شاهد هستیم که در دعوای میان جان و نان، نان اولویت 

پیدا می‌کند. برای دولت آمریکا اقتصاد و رقابت اقتصادی در جهان بر جان و سلامتی مردم این کشور، اولویت دارد 

و به همین دلیل، برای شخصی مثل ترامپ سیاست قرنطینگی یا حفاظت اساسا مهم نیست یا از اهمیت 

پایینی برخوردار است.  
ایزدهی در پاسخ به این سوال که روح جمع‌گراییِ نوع کرونایی که هم‌اکنون در غرب ایجاد شده، تا چه حد 

اصالت و تداوم خواهد داشت، گفت: در موارد بسیار ضروری که انسان‌ها به مشکل برمی‌خورند، طبیعی است 

که روحیه نزدیک ‌شدن به یکدیگر پیدا می‌کنند؛ لذا جامعه غربی در شرایط فعلی که درگیر کروناست، مجبور شده

 تا فرد را از جامعه جدا نکند و فرد را به عنوان یکی از اعضای جامعه ببیند. وی اضافه کرد: لذا جوامع غربی در 

کوتاه‌مدت، اصالت را بر همبستگی و جمع‌گرایی قرار می‌دهند اما قطعا این قضیه امتداد پیدا نخواهد کرد چون 

بستر جامعه‌گرایی در غرب فراهم نیست و از 200 سال پیش تاکنون بر اساس منطق فردگرایی و آزادی‌های 

فردی رشد کرده‌اند. ایزدهی تاکید کرد: بحران کرونا قطعا باعث ایجاد تَرَک در سد فردگرایی خواهد شد و این سوال 

را در اذهان به وجود می‌‌آورد که آیا می‌شود جوری غیر از وضعیت کنونی زندگی کرد یا نه که  البته جاافتادن این 

موضوع نیاز به تبلیغات دارد، به شرط اینكه بوق ‌‌های رسانه‌ای غربی اجازه بدهند.

عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی همچنین درباره تاثیر کرونا بر شیوه زیست ایرانیان گفت: 

این بیماری باعث شد تا در کوتاه‌مدت، اجتماعی نداشته باشیم اما در درازمدت چون ما در مجموع به جامعه و 

همبستگی گرایش داریم و چون جامعه برای ما اصل است، بار دیگر به سمت اجتماع گرایش پیدا خواهیم کرد. 

ایزدهی تصریح کرد: همین الان وقتی یک زیارتگاهی در ایران تعطیل می‌شود، همان زیارتگاه به محلی برای 

تهیه و تولید مثلا ماسک یا ابزارهای دیگر تبدیل می‌شود. البته این را هم باید تصریح كرد که متاسفانه طی 

سال‌های گذشته، به دلیل تبلیغ زیبایی‌های غرب، جامعه ایران هم تا حدودی به سمت ارزش‌های غربی 

گرایش یافته که آثار آن را مثلا در رواج خانه‌های مجردی یا دیگر رفتارهای اجتماعی می‌‌بینیم.
این بیماری باعث شد تا در کوتاه‌مدت، اجتماعی نداشته باشیم اما در درازمدت چون ما در مجموع به جامعه و 

همبستگی گرایش داریم و چون جامعه برای ما اصل است، بار دیگر به سمت اجتماع گرایش پیدا خواهیم کرد




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ابتلائات؛ تلنگری برای یاد خدا و بستری برای تکامل

تاریخ:سه شنبه 16 اردیبهشت 1399-02:07 ب.ظ

ابتلائات؛ تلنگری برای یاد خدا و بستری برای تکامل

سجاد ایزدهی گفت: ابتلائات تلنگری است برای این که ما نظارت خداوند بر خودمان را احساس کنیم و در عین حال بستری است که خود را در آن فضا به تکامل برسانیم.

حجت الاسلام سید سجاد ایزدهی در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: مسائل و مشکلاتی بر انسان عارض می‌شود و گریزی از آنها در زندگی نیست. به تعبیری «الدّنیا دارٌ بالبلاء محفوفة». دنیا همواره با مشکلات و مصائب و بدی‌هایی همراه است و نحوه مواجهه با این بلایا مهم است. نمی‌شود در دنیا باشیم و عملاً هیچ مصیبت و مشکل و بلیه ای نداشته باشیم. در آموزه‌های دینی بحث مواجهه با بلایا مانند زلزله و سایر چیزهایی که موجب وحشت می‌شود را بر ما عرضه می‌کنند مثل نماز آیات تا قدری از وحشت انسان کم شود.

رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی افزود: یک طرف بحث این است که باید تا آن جایی که می‌توانیم مقدماتی را فراهم کنیم که این بلایا کم شود. مثل محکم ساختن خانه‌ها، رعایت بهداشت و …. اینها جز آموزه‌های ماست و این مسئله منافاتی با این ندارد که اراده خدا را باور نداشته باشیم. خداوند دستور داده است که این مراقبت‌ها را داشته باشیم تا آنجا که می‌توانیم تا مشکلات و بلایا را کم کنیم.

وی ادامه داد: گریزی از بعضی مسائل مثل زلزله یا بیماری‌های فراگیر نیست. در سطح کلان گریزی نیست البته در سطح جز انسان باید مراقبت بکند. در مواردی که گریزی از آنها نیست از جهتی علوم تجربی تمهیداتی برای ما دارد. توجه به این مسئله هم در ادبیات دینی ما مورد تأکید قرار گرفته و هم عقل بر آن حکم می‌کند. اما نکته مهم این است که عمده مسائل در این حوزه بعد روانی و بعد امنیتی است که آنها را تشدید می‌کند.

سجاد ایزدهی اضافه کرد: در ادبیات روایی ما وجود دارد که اگر خداوند فرزندی را از یک خانواده گرفت یا او را مبتلا کرد و مورد آزمایش قرار داد توصیه شده که در این موارد صبوری پیشه کنیم. به این معنا که عذاب مضاعف بر خود تحمیل نکنیم. به گونه‌ای نشود که اگر خدایی نکرده فرزندی را از دست دادیم، در کنار این مسئله آن قدر به خود فشار وارد کنیم که مشکلات دیگری هم برای خودمان به وجود بیاوریم. این عذاب مضاعف را طبیعتاً شارع از ما نخواسته و ما را نهی کرده است. دستور به صبوری می‌دهد به این معنا که به مصلحت خداوند راضی باشیم و عذاب مضاعف بر خود تحمیل نکنیم.

وی سپس گفت: در بحث بیماری‌های فراگیر مسئله عمده در عالم پزشکی که تجربه هم بر آن حکم می‌کند این است که تشویش و نگرانی درونی، سیستم عصبی بدن را تضعیف می‌کند و درصد مقابله با بیماری‌ها را تقلیل می‌دهد. باور و اعتماد به خداوند و توکل به خداوند برای بیماری بازدارندگی ایجاد می‌کند. جدا از اینکه رحمت الهی را نازل می‌کند و عنایت خدا را به بشر جلب می‌کند، بدن هم در مقابل بیماری مقاومت می‌کند و درصد خسارت بیماری کم می‌شود.

سجاد ایزدهی خاطرنشان کرد: نکته دیگر این است که اگر قرار باشد بیماری و بلیه ای بر ما بیاید باید صبر کنیم نه به این معنا که کاری انجام ندهیم بلکه به این معنا که خود را دچار مصیبت دو چندان نکنیم. به عنوان مثال در شرایط فعلی در خانه نشستن و خودقرنطینگی همان صبری است که ما را از مشکلات در امان نگه می‌دارد. این خود موجب پایین آمدن درصد مشکلات و مصیبت‌ها می‌شود تا هم امنیت روانی ما و هم سلامت بدنی ما تأمین شود.

وی اظهار داشت: امروز می‌بینیم بشری که خدا را ندیده و عملاً خدا را از زندگی خود پاک کرده، در مواقع ناراحتی‌ها سراغ خدا می‌رود و به فطرت خود مراجعه می‌کند. این مسئله تلنگری برای ما است که بتوانیم همواره در طول زندگی مان این آرامش را به خود هدیه کنیم، ارتباط مان با خداوند را بیشتر کنیم و امور را از جانب خدا ببینیم تا اینکه سلامت زندگی مان تأمین شود و عملاً بتوانیم هم زندگی مادی و هم سلامت و زندگی معنوی خوبی را برای خود رقم بزنیم.

سجاد ایزدهی افزود: اینکه می‌گویند «فی تَقلُّبِ الأحْوالِ عُلِمَ جواهِرُ الرِّجالِ» به این معناست که خداوند انسان‌ها را مبتلا می‌کند و به مشکلاتی دچار می‌کند، مثل پدری که فرزندش را به چالشی دعوت می‌کند مثلاً بچه اش را به مدرسه می‌فرستد و به زحمت می‌افتد و درس می‌خواند، در این فرایند ابتلاء کسی که خود را از این بحران و ابتلاء نجات می‌دهد، آن را تبدیل به یک فرصتی می‌کند. مثلاً از مشکلات برای خود تجربه ایجاد می‌کند یا سختی درس خواندن را به علم آموزی تبدیل می‌کند و یا از بین رفتن فرزند را به آرامش قلب تبدیل می‌کند.

وی عنوان کرد: خداوند انسان‌ها را مبتلا می‌کند چون این دنیا محل گذر است و در این محل گذر انسان‌ها باید به کمال برسند. در این فرایند کمال مهم این است که نفس و باطن انسان تقویت شود و رشد کند. در این موارد هر چه ابتلاء بیشتر شود انسان به خدا نزدیک می‌شود و یادش می‌آید خدا او را می بیند. ابتلائات تلنگری است برای اینکه ما نظارت خداوند بر خودمان را احساس کنیم و در عین حال بستری است که خود را در آن فضا به تکامل برسانیم.

سجاد ایزدهی همچنین گفت: دنیا همواره دار ابتلا است و بشر برای تکامل خود باید با این چالش‌ها مواجه شود و از آنها عبور کند تا هم خود به کمال برسد و هم آن جوهر وجودی خودش را به کمال برساند. این دنیا با همه پستی و بلندی‌ها و با همه قبض و بسط‌هایش می‌گذرد و مهم این است که انسان در این فرایند گوهر وجود خود را کامل کند تا برای رسیدن به آن نشئه دیگر حیات خود را آماده کند. هر چه قوی‌تر و مهیاتر و هر چه روح بلندتر، طبیعتاً برای آن نشئه مناسب‌تر است.

وی در ادامه اظهار داشت: در این شرایط موجود صبوری کردن، مدیریت کردن، تدبیر و کمک به دیگران مهم است. در ابتلائات اگر به دیگران کمک کردیم و از این کمک لذت بردیم روح مان هم تغذیه می‌شود. اما اگر به دیگران کاری نداشتیم و تنها به خود فکر کردیم و یا از این مسائل برای خودمان کیسه‌ای دوختیم معلوم می‌شود روح ما نه تنها تقویت نشده بلکه تضعیف شده و به آن مرحله دنائت و حیوانی آن نزدیک شده است. در این صورت ابتلا موجب پستی روح می‌شود. می‌شود از این فرصت استفاده کرد و این روح را تقویت کرد تا برای آن نشئه دنیای بعدی آماده و مهیا شود.

سجاد ایزدهی خاطرنشان کرد: برای رسیدن به مفاهیمی همچون آرامش و سکینه مهم این است که ما این دنیا را فارغ از خدا و آخرت نبینیم و جسم را فارغ از روح و دنیا را فارغ از آخرت نبینیم و زندگی آخرت را ادامه زندگی دنیا بدانیم. طبیعی است که اگر کسی بداند که خدا می بیند و جزا می‌دهد و خدا دارد او را در این فضا مهیا می‌کند نه تنها به التهاب نمی‌افتد بلکه آرامش او بیشتر می‌شود. درباره امام حسین گفته شده است که در روز عاشورا هر چه به ظهر عاشورا نزدیک تر می‌شد آرامش و اشتیاق به خدا در ایشان بیشتر می‌شد. تعبیر حضرت زینب را نیز شنیده‌ایم که گفتند هیچ چیز جز زیبایی نمی‌دیدند. در شرایطی که بدترین زمان است و شرایط اسارت در شام است این فضای سختی و مشقت را حضرت زینب با آرامش و سکینه گذر می‌کند و این تهدید را به فرصت تبدیل می‌کند.

وی ادامه داد: ویلیام جیمز می‌گوید بر فرض که خدا نباشد، اعتقاد به خدا موجب آرامش بدن می‌شود و در مقابل مصائب تحمل انسان بیشتر می‌شود. به تعبیری شبیه به این زنگی که در گذشته بر روی دوچرخه‌ها بود که وقتی این زنگ به صدا در می‌آمد ملتهب می‌شد اما وقتی انسان دستی روی آن می‌کشید آرام می‌شد. اگر احساس کردیم که دستی از طرف خدا بر سر ماست و نظاره گر ماست، طبیعتاً آرامش بر ما حاکم می‌شود. نگرانی و وحشت و ترس نشانه ندیدن دست الهی است. اگر ما باورهایمان را تقویت کنیم آن وحشت از ما رخت می‌بندند و در نهایت ما را به آرامش می‌رساند که این آرامش هم برای این دنیای ما و سلامت ما خوب است. تمام آموزه‌های دینی به دنبال این هستند که ما خدا را ببینیم که خدا ناظر ماست و خدا می بیند.

سجاد ایزدهی یادآور شد: حضرت ابراهیم می‌گوید همین که خداوند من را می بیند من را کفایت می‌کند. خدا که نمی‌خواهد او را در آتش بیندازد و لذا آتش برای ابراهیم سرد و سلامت می‌شود. چون می‌گوید خداوند مرا می بیند و جون مرا می بیند و من در معرض دید او هستم هیچ نگرانی‌ای ندارم. اگر بخواهد من را در آتش بسوزاند لطف است و اگر به سلامت بیرون بیایم باز هم لطف خداست. نگرانی و وحشت ناشی از دوری از خدا و فراموش کردن خداست که اثرات جدی در زندگی انسان دارد و در بهداشت و سلامت روحی فرد و جامعه می‌تواند تأثیرگذار باشد.

وی اظهار داشت: از سردار شهید سلیمانی مثالی می زنم که ان شا الله خداوند ایشان را با اهل بیت محشور بگرداند. چگونه شد که ایشان بزرگ شد و همه مردم از هر گروهی و هر کشوری به ایشان اقبال داشتند؟ ایشان در بلیّات ورود کرد و از داخل بلیّات گذر کرد و امتحان خود را خوب پس داد. اما اگر سردار سلیمانی اهل ورود در بلیّات نبود و این امتحانات بر او حادث نمی‌شد این اتفاقات برای او نمی‌افتاد. بحث داعش با وجود اینکه توطئه دشمن بود اما باعث شد انسان‌ها خود را محک بزنند و انسان‌ها در ورود به این عرصه‌ها بتوانند به صورت مطلوب بیرون بیایند و بسیاری از ظرفیت‌های نهفته شأن را آشکار کنند.

سجاد ایزدهی اضافه کرد: یکی از خوبی‌های انقلاب اسلامی این بود که بسیاری از ظرفیت‌ها ی نهفته ما را آشکار کرد و ما افراد بسیار خوبی در این انقلاب داشته‌ایم. مانند شهید همت، شهید رجایی، مرحوم امام، مقام معظم رهبری و …. اگر انقلاب اتفاق نمی‌افتاد معلوم نبود که این بروز و ظهورها را شاهد باشیم و چنین سرمایه‌ها و ظرفیت‌هایی را کشف کنیم. در بستر این ابتلائات است که ظرفیت‌ها کشف می‌شود. اگر جنگ تحمیلی نبود الان ما خودکفایی در خیلی از عرصه‌ها را نداشتیم. تعبیر حضرت امام هم به همین دلیل این بود که این جنگ برای ما نعمت بود. جنگ بلیه است و چیز بدی است و هیچکس از جنگ به نیکی یاد نمی‌کند اما در داخل جنگ اگر ما ورود کردیم و بلیه را به فرصت تبدیل کردیم طبیعتاً ظرفیت‌های جدیدی برای ما آشکار می‌شود که برای زمان‌های بعد می‌توانیم از آن استفاده کنیم.

وی تأکید کرد: این بیماری جدید هم ولو اینکه می‌تواند توطئه دشمن باشد یا به خاطر سهل انگاری دیگران باشد اما می‌تواند برای بدن امنیت بخشی کند، می‌توان از ویروس آن پادزهر آن را ایجاد کرد و می‌تواند حتی در بعد اقتصادی اگر واکسنی ایجاد شود نفع اقتصادی برای کشور داشته باشد. اما همه اینها منوط به این است که ما با این مشکل چگونه رو به رو می‌شویم. اگر انفعالی و بر اساس روزمرگی رفتار کردیم طبیعتاً این مشکل بر ما تحمیل می‌شود و آورده‌ای هم برای ما نخواهد داشت. اما اگر به گونه فعال و کارآمد رفتار کردیم طبیعتاً با وجود اینکه مشکلاتی بر ما تحمیل می‌شود اما عملاً آورده‌هایی برای ما خواهد داشت که جز در این فضا برای ما قابل ایجاد شدن نمی بود.

سجاد ایزدهی در پایان گفت: می‌توان با الگوگیری از آن تعبیر حضرت زینب که می‌فرمایند جز زیبایی چیزی ندیدم، فضای سخت و مشکل را به گونه‌ای مدیریت کرد که ارمغان آن رساندن پیام امام حسین به همه جهان باشد. از سختی‌های دیگر هم می‌توان بهره برداری خوب کرد. به شرط آنکه به گونه‌ای فعال و کارآمد و با مواجهه مثبت با آنها رو به رو شویم.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چه وقت مشارکت سیاسی و اجتماعی در یک جامعه حداکثری می شود؟ راز محبوبیت و اسرار مقبولیت

تاریخ:سه شنبه 29 بهمن 1398-11:37 ب.ظ

آرشیو دو‌شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۸، شماره ۷۲۸۱
ایران اندیشه
۱۳
یادداشت

چه وقت مشارکت سیاسی و اجتماعی در یک جامعه حداکثری می شود؟

راز محبوبیت و اسرار مقبولیت

حجت الاسلام دکتر سیدسجاد ایزدهی





۱اصولا مشارکت سیاسی یا اجتماعی در هر نظامی تابع مبانی آن نظام است؛ به این معنا که آن نظام و ساختار سیاسی چقدر مشارکت پذیر است، چقدر تقاضا و اقتضای مشارکت دارد و چقدر مشارکت را از مردم طلب می کند.

در برخی از نظام ها همچون نظام های استبدادی و غیرانتخابی، توتالیتر و... مشارکت اجتماعی و سیاسی چندان موضوعیتی ندارد و اگر هم باشد بسیار حداقلی است. اما پایه و اساس برخی نظام ها بر مشارکت سیاسی و اجتماعی مردم است و طبیعتا از آنان انتظار می رود که از سطح بالاتری از مشارکت اجتماعی برخوردار باشند.

لذا در بحث از سطح مشارکت اجتماعی و سیاسی در یک جامعه، نخست باید بررسی کرد که چقدر نظام و ساختار سیاسی آن جامعه، مشارکت پذیر و مشارکت طلب است و چقدر مردم را سهیم می کند؟

نکته دوم این است که در جامعه ما «مردم» پایه و اساس مشارکت هستند و نظام سیاسی ما، قائل به مردمسالاری دینی است. بر این اساس، طبیعتا مشارکت مردم نه تنها یک «حق» بلکه «تکلیف» هم تلقی می شود. به تعبیر دیگر، خود نظام و ساختار سیاسی هم مردم را به نوعی مکلف به مشارکت در فرآیند قانونگذاری، اجرای قوانین و مراقبت از نظام می داند حتی در فقه ما هم بر «مشارکت سیاسی» تاکید بسیار شده است.

نکته سوم اینکه در نظام اسلامی، مشارکت سیاسی و اجتماعی هم ذیل نظام عادل و هم ذیل نظام جائر (ستمگر) موضوعیت پیدا می کند؛ به این معنا که حتی در یک نظام ناحق نیز مردم مکلف به مشارکت سیاسی و اجتماعی هستند تا نظام را به سمت بهبود و اصلاح سوق دهند. به عنوان مثال در نظام طاغوت، مشارکت سیاسی مردم موجب شد تا نظام بتدریج از جایگاه خود عقب بنشیند که در نهایت، مشارکت سیاسی و اجتماعی مردم، به انقلاب اسلامی ایران در سال ۵۷ منجر شد.

اگر در نظام جائر، مشارکت سلبی و برای تقلیل قدرت نظام جائر است، در نظام عادل، مشارکت برای کارآمدسازی نظام دینی اعم از بهبود قوانین، اصلاح فرآیند امور، نظارت بر کارگزاران، تعیین کارگزاران و... است.

۲ اما پرسش اصلی این است که آیا تراز مشارکت اجتماعی و سیاسی مردم در جامعه ما، از سطح مطلوبی برخوردار است؟ در مقام پاسخ به این پرسش اساسی باید گفت واقعیت این است که در این ۴۱ سالی که از پیروزی انقلاب اسلامی می گذرد سطح مشارکت سیاسی و اجتماعی مردم، مثل تمام کشورهای جهان، فراز و نشیب های بسیار داشته است؛ برخی اوقات سطح مشارکت بالا و گاه پایین آمده است. لذا نمی توان یک قانون کلی گذاشت و طبق آن نتیجه گرفت که سطح مشارکت مردم ما به طور کلی کم یا زیاد است، بلکه این موضوع را می توان اینگونه مورد تحلیل قرار داد که در هر برهه زمانی چه سطح از مشارکت سیاسی و اجتماعی را داشته ایم؟ و متعاقب آن پرسید چرا در دوره هایی سطح مشارکت سیاسی و اجتماعی مردم حداکثری و در دوره هایی حداقلی شده است؟

واقعیت این است که در دوره هایی سطح مشارکت سیاسی و اجتماعی مردم حداکثری می شود که از یک طرف، اموری همچون باور مردم به تغییر، باور به کارگزاران و تاثیر آنان در تدبیر امور، امید به آینده و... افزایش پیدا کند و از طرف دیگر زمانی که در شرایطی خاص احساس تاثیرگذاری داشته باشند؛ به عنوان مثال زمانی که کشور مورد تهاجم دشمن قرار می گیرد یا در شرایطی که رقابت میان احزاب و جناح ها زیاد می شود. در این فضا، به طور معمول رویکرد مشارکتی در یک جامعه افزایش می یابد. در علم منطق گفته می شود «تبعیت نتیجه از اخس مقدمتین» است.

برای توضیح این مطلب اینگونه می توان مثال آورد: ماشینی را در نظر بگیرید که از نظر فنی عاری از هر گونه ایراد است اما وقتی یکی از لاستیک های آن پنچر می شود، در عمل ماشین نمی تواند حرکت کند. اما این بدان معنا نیست که ماشین خراب است بلکه ماشین تنها پنچر شده است. مشارکت سیاسی هم به همین نحو است گاه بخشی از بدنه نظام به مشکل برمی خورد اما این اشکال در بدنه، بدان معنا نیست که از اساس آن نظام، ناکارآمدی است. در این وضعیت تنها باید آن مشکل در بدنه را برطرف کرد؛ این اشکال گاه می تواند عدم اعتماد لازم به بخش هایی از نظام، گاه ناامیدی، گاه تاثیر و تاثر از فضاسازی های دشمن، گاه عدم رقابت جدی بین احزاب و گروه های سیاسی و... باشد که طبیعتا باید اینها را برطرف کرد تا در نهایت حضور و نمود مردم در مشارکت های سیاسی- اجتماعی قوی تر شود.

۳ از آنجا که نظام بر پایه رای و نظر مردم شکل می گیرد، طبیعی است که هر گاه حضور و مشارکت مردم را داشته ایم فارغ از اینکه نتیجه انتخابات چه باشد، ثبات و کارآمدی نظام تثبیت شده است. حتی اگر انتخاب مردم آنچنان که مطلوبشان هست، نتیجه بخش ظاهر نشود، اما چون این انتخاب را ناشی از تصمیم خود می دانند، پای این انتخاب می ایستند. به این اعتبار است که تاکید می شود باید موانع و مسائلی که سطح مشارکت مردم را پایین می آورد، برطرف کرد.

علی رغم فراز و نشیب هایی که ما در سطح و میزان مشارکت سیاسی- اجتماعی شاهد بودیم به نظر می رسد که سطح مشارکت در ایران نسبت به کشورهای اطراف، تراز بالاتری را نشان می دهد؛ چرا که ما نسبت به کشورهای اطراف، یک فرآیند مطلوب تری را در بحث مشارکت اجتماعی طی کرده ایم. در نظام ما وقتی مردم تصمیم می گیرند، نظام هم بر اساس تصمیم آنان (توسط نمایندگان مجلس) عمل می کند تا آنجا که حتی می توان گفت «استقلال نظام» از قدرت های جهانی، خواست مردم و ملت ما بوده است و تنها یک تصمیم دولتی و حاکمیتی نبود.

اما پرسش دیگری که مطرح می شود این است که مردم از مشارکت سیاسی- اجتماعی چه چیزی را طلب می کنند و چه انتظاری دارند؟ طبیعتا اینکه اسلامیت نظام تضمین شود و سیاست استقلال از نظام سلطه را حفظ کنیم از خواسته های اساسی مردم است. اما مردم علاوه بر اینها، انتظار دارند در کنار این دو، رفاه و آرامش نسبی هم داشته باشند و آزادی های مشروط، منزلت و کرامت انسانی شان هم حفظ شود. اینها حداقل هایی است که جامعه ما توقع دارد و در واقع مطالبه این امور است که آنان را به مشارکت های سیاسی- اجتماعی ترغیب می کند و طبیعتا انتخاب هایشان هم در این راستا است.

آن چیزی که مردم را به مشارکت مشتاق تر می کند، از یک طرف، اخلاص مسئولان است؛ اینکه مردم احساس کنند مسئولان تعهد اجتماعی بالایی دارند، مسئولان مردم را درک می کنند و بر اساس فهم مردم و بر اساس واقعیت های جامعه عمل می کنند. از طرف دیگر، مردم احساس کنند که صاحب این نظام هستند و حرف ها و تصمیمات شان تاثیرگذار است. اگر این دو مولفه بدرستی محقق شود بی شک مشارکت سیاسی- اجتماعی در جامعه ما حداکثری خواهد شد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پس از انقلاب اسلامی مشارکت سیاسی اقلیت های دینی جدی گرفته شد

تاریخ:دوشنبه 28 بهمن 1398-12:39 ق.ظ

سیدسجاد ایزدهی: پس از انقلاب اسلامی مشارکت سیاسی اقلیت های دینی جدی گرفته شد

شفقنا – عضو پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی گفت: در طول تاریخ اسلام و حتی در زمان خلفای راشدین حضور و مشارکت سیاسی اهل سنت همیشه با فراز و فرود هایی همراه بود است و پس از پیروزی انقلاب اسلامی این مشارکت سیاسی در نظام اسلامی رنگ و بوی جدی به خود گرفت.

به گزارش خبرنگار شفقنا در قم، حجت الاسلام سید سجاد ایزدهی در کرسی آزاد اندیشی مشارکت سیاسی – اجتماعی اقلیت های مذهبی که در موسسه آموزشی و پژوهشی مذاهب اسلامی برپا شده بود، اظهار کرد: مشارکت سیاسی به آزادی گفته می شود که بر اساس موازین قانون و در زیر لوای قانون توسط افراد سرزمین انجام می شود و در واقع توسط دولت ها تنفیذ می گردد.

دانشیار گروه فقه سیاسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی افزود: در مرحله بعد اقلیت هایی در جغرافیایی سرزمینی وجود دارند که بر اساس قوانین وضع شده در رویدادهای سیاسی مشارکت می کنند. این مشارکت بر دو وجه می باشد و آن اینکه قوانین جامعه بر اساس هنجارهای قالب و بر اساس افراد قالب مدوّن می شود به عنوان مثال رویکرد لیبرالی در فرانسه که همگان برای مشارکت در رویدادهای سیاسی و فرهنگی این کشور باید مطابق موازین لیبرالی گام بردارند.

او با بیان اینکه بحث از اقلیت دینی مراد من نیست و اقلیت های مذهبی است، بیان کرد: ما در سیستمی به نام جمهوری اسلامی ایران که همه مسلمان هستیم ولو اختلاف نظر و عقیده داریم در مسیر کلی با هم مشترک هستیم. در واقع مشارکت سیاسی نهادینه شده بر اساس تحقق حاکمیت و اعمال آن است.

ایزدهی با بیان اینکه بیعت قدر متقن همه قرائت های مختلف مذاهب اهل سنت است، ادامه داد: تحقق حاکمیت بر گرفته از سیره اهل سنت و بر اساس افتاء خودشان فارغ از اینکه چه کسی خلیفه و حاکم باشد ملزم به حضور و مشارکت هستند.

او با بیان اینکه من کاری به شیعه و سنی ندارم ، گفت: یا مسلمانیم در درالاسلام یا یک ایرانی هستیم در سرزمین بنام جمهوری اسلامی، بحث از اقلیت که مطرح می شود در واقع همان درصد حضور و جمعیت است والا همه در زیر لوای اسلام و نظام اسلامی حضور داریم یا به عنوان امت در یک جغرافیایی مشخص به عنوان ایران اسلامی می باشیم که باید برای ارتقای آن همه بکوشیم و تلاش کنیم.

عضو پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی عنوان کرد: همه ما متعلق به انقلاب هستیم، انقلابی که مثابه یک نرم افزار در برابر سلطه ایستادگی کرده تا اسلام را محقق کند. در مقابل منطق شیرازی ها یا به تعبیر رهبر انقلاب اسلامی شیعه انگلیسی ایستاده تا واقعیت های اسلام را بگوید.

او افزود: هیچ گاه ما در برابر اقلیت های مذهبی و دینی به صورت ابزاری اقدام نکرده ایم همانطور که رسول الله (ص) در سیستم مدینه یهودیان آن زمان را به عنوان اقلیت در جامعه اسلامی پذیرفت و هیچ گاه بر آنان سختی نگرفت الا در مواقعی که خود یهودیان دست به خدعه و نیرنگ زدند و به دنبال استفاده از ادوات نظامی بودند.

ایزدهی تصریح کرد: شیعه و سنی همه از امت اسلام هستند و جبهه ما یکی و واحد است همانطور که در طول سالیان متمادی از حزب الله و حماس حمایت کردیم چرا که سیاست ما دارالاسلام است.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بومی‌سازی انتخابات در فقه شیعی

تاریخ:دوشنبه 28 بهمن 1398-12:37 ق.ظ

بومی‌سازی انتخابات در فقه شیعی/ سید سجاد ایزدهی

بومی‌سازی انتخابات در فقه شیعی/ سید سجاد ایزدهی

اگر در جامعه غربی از انتخابات صحبت می‌شود، با این پیش‌فرض بحث می‌شود که دموکراسی موردقبول است و رأی اکثریت مردم، ایجاد مشروعیت می‌کند. لذا بحث انتخابات در غرب به‌تبع بحث دموکراسی مطرح شد و به هر صورت دموکراسی چاره رسیدن به واقعیت است. انتخابات هم به‌مثابه ابزاری برای دموکراسی مطرح است که اگر دموکراسی را از جامعه بگیریم طبیعتاً انتخابات هم معنایی نخواهد داشت. البته دموکراسی شکل‌های مختلفی پیدا کرد. حتی در خانه‌های مردم هم نفوذ و رواج پیدا کرد و به رأی اکثریت مردم، بهاداده شد نه‌فقط در حاکمیت و حکومت و قانون بلکه در اینکه چه غذایی بخوریم، چه برنامه‌ای نگاه کنیم.

اختصاصی شبکه اجتهاد: مسئله انتخابات، در تمام کشورهایی که حکومتشان مبتنی بر دموکراسی است، امری پذیرفته‌شده و مورد قبول عقلا است اما آیا در نظام‌های اسلامی و خصوصاً در فقه شیعی نیز این چنین است؟ حجت‌الاسلام‌والمسلمین سید سجاد ایزدهی، مدیر پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه، در این رابطه، یادداشتی اختصاصی را برای شبکه اجتهاد نگاشته است.

انتخابات، رهاورد نظام‌های غربی

انتخابات به‌عنوان یک مؤلفه مستند به جامعه مدرن، عملاً به جهان عرضه شد و در فضایی مطرح شد که در جهان غرب، نوع نگاه مردم به خدا گذر کرد و به‌جای اینکه اداره نظام سیاسی و حکومت از جانب خدا یا به بهانه خدا از بالا بر مردم تنفیذ شود، عملاً با از بین بردن معادله خداوند در نظام‌های غربی، این امر هم به مردم واگذار شد و مردم هم طبیعتاً می‌توانستند از دو راه حاکم را انتخاب کنند: یا به‌واسطه زور و اینکه عملاً در فضای جنگ وارد شوند و کشتار ایجاد کنند و به‌واسطه کشتار یکدیگر را از بین ببرند و یک نفر را به‌عنوان حاکم قبول کنند یا اینکه تفاهم کنند و قدرت خود را به فرایند اراده عمومی و انتخابات بگذارند که طبیعتاً فرهیختگان جامعه غربی بر این فرض که اراده مردم ملاک باشد و مردم تعیین‌کننده قانون و کارگزار و اداره جامعه باشند، فرآیند انتخابات را بنا گذاشتند و انتخابات را ملاک تعیین کارگزار اداره کشور قراردادند.

این نقطه فارغ از این‌که شکل و صورتی برای اداره کشور است بر مقوله‌ دموکراسی و رأی اکثریت و قراردادن حقانیت در گرو رأی و نظر اکثریت مردم مبتنی است.

طبیعتاً اگر در جامعه غربی از انتخابات صحبت می‌شود، با این پیش‌فرض بحث می‌شود که دموکراسی موردقبول است و رأی اکثریت مردم ایجاد مشروعیت می‌کند. لذا بحث انتخابات در غرب به‌تبع بحث دموکراسی مطرح شد. به نظر ایشان، دموکراسی، چاره رسیدن به واقعیت است. انتخابات هم به‌مثابه ابزاری برای دموکراسی مطرح است که اگر دموکراسی را از جامعه بگیریم طبیعتاً انتخابات هم معنایی نخواهد داشت. البته دموکراسی شکل‌های مختلفی پیدا کرد. حتی در خانه‌های مردم هم نفوذ و رواج پیدا کرد و به رأی اکثریت مردم، بهاداده شد، نه ‌فقط در حاکمیت و حکومت و قانون بلکه در اینکه چه غذایی بخوریم، چه برنامه‌ای نگاه کنیم و … . فضای دموکراسی و انتخابات به فضای غرب محدود نشد و عملاً این توسعه تمدن غربی موجب شد که انتخابات به فضای جامعه شرقی و جامعه‌ها اسلامی هم توسعه پیدا کند و امروزه ما با مقوله‌ای به نام انتخابات مواجه هستیم. مثل بسیاری از مؤلفه‌های دیگر مدرنیته مثل قانون اساسی، مرزهای ملی، تفکیک قوا، ریاست جمهوری و پارلمان و حزب و مواردی از این قبیل.

انتخابات و تطبیق فقه شیعه بر آن

مسئله مهم در این خصوص این است که آیا ما می‌توانیم در نظام فقهی شیعه، از مقوله‌ای به نام انتخابات استفاده کنیم با این فرض که اولاً ریشه در مبانی فقهی ما ندارد و از طرف دیگر انتخابات، در فقه شیعه، محکوم است چون متهم به مقوله سنی‌گری و انتخاب در قبال نظریه شیعه در عصر غیبت بوده است و اهل سنت هستند که انتخابات داشته‌اند. از طرف دیگر، بحث انتخابات، عملاً مبتنی بر مبانی غربی است که فارغ از خداست و مبتنی بر هنجارهای اومانیسم است که در فقه ما مورد قبول نیست.

ما امروزه با مقوله‌ای به نام انتخابات و دموکراسی مواجهیم که برای همه مردم، موجه و مقبول است که ما نظر اکثریت را بپذیریم ولی از سوی دیگر با مشکلاتی مواجهیم. فقیه برای اینکه این مسائل مستحدثه و نو را به فقه خودش عرضه کند، طبیعتاً باید برای فرآیند اجتهاد و استناد این مقولات به فقه، تلاش کند. از طرف دیگر سؤال این است که آیا می‌توان مقولات مدرن و مقولاتی که در عصر شارع نشانی از آن نبوده را می‌توان به فقه شیعه عرضه کرد و پاسخ مثبت بگیریم و از آن استفاده کنیم یا اینکه فقه شیعه محدود به امور صدر اسلام است و در موارد متأخر، باید رجوع به بنای عقلا یا خرد جمعی کرد و آنجا را محدوده فقه ندانست یا اینکه محدوده فقه هستند و طبیعتاً اقتضای جاودانگی و خاتمیت دین و اینکه دین برای همه زمان‌ها و شرایط و همه مکان‌ها و برای همه مردم حرف برای گفتن دارد، این است که ما باید بتوانیم علاوه بر فضای سنتی، در فضای مدرنیته هم اسلام را ارائه کرده، آن را پیاده کنیم و راهکار متناسب با این فضا را برای مردم مهیا نمائیم. این مسئله و این دغدغه‌ای که عملاً وجود دارد، موجب شده است که فقها این مسائل را به فقه عرضه کنند و بتوانند پاسخ مناسب برای آن مسائل از فقه دریافت کنند.

تشخیص ماهیت انتخابات، کلید حل مشکل

به‌عنوان نمونه موردی اگر بخواهم فقه در بحث انتخابات پیاده کنم، ازیک‌طرف باید دید اساساً ماهیت انتخابات چیست؟ آیا ماهیت انتخابات همان چیزی است که در صدر اسلام از آن به بیعت یاد می‌شده است؟ در برخی از عبارات مرحوم امام خمینی، عبارتی شبیه به این وجود دارد. یا اینکه انتخابات بحث عقل اجتماعی است و تابع قرارداد اجتماعی و خواست مردم است؛ یعنی یک قرارداد اجتماعی دوجانبه بین مردم و حاکمان صورت می‌گیرد و تابع الزامات قرارداد دوجانبه آن‌هاست یا اینکه یک عقد جدید با یک الزامات جدید و ویژگی‌های جدید است.

دموکراسی به‌مثابه ارزش یا روش؟

برای اینکه مقوله انتخابات را حل کنیم، نقطه اول، بحث دموکراسی است. آیا ما در اسلام اصلاً دموکراسی داریم تا بتوانیم بحث انتخابات داشته باشیم یا اینکه دموکراسی نداریم و رأی اکثریت حجت نیست. در این خصوص، در ادبیات فقه شیعه، دو گونه بحث مراجعه به نظر مردم در بحث دموکراسی داریم. یک بحث رجوع به اکثریت این است که آیا اکثریت، ایجاد ارزش می‌کند؟ آیا دموکراسی و رأی اکثری به‌مثابه یک ارزش است که این ارزش، ایجاد حق می‌کند و الزامی برای مردم ایجاد می‌کند یا اینکه دموکراسی ارزش نیست بلکه روشی است برای تحقق ارزش‌ها؟ طبیعتاً اگر دموکراسی تنها روشی برای تحقق ارزش‌ها باشد، ما باید دموکراسی را در چهارچوب ارزش‌های کلان ببینیم و رأی مردم، وقتی معتبر خواهد بود که در نقطه مقابل با شریعت قرار نداشته باشد، بلکه چون همه مردم یا اکثریت آن‌ها مسلمان هستند، نظر اکثریت مردم مسلمان، بهتر ازنظر اقلیت مردم مسلمان خواهد بود و بحث ایجاد ارزش نیست بلکه بحث راهکار تحقق ارزش‌هاست. ازاین‌جهت مشکلی در فقه شیعه ایجاد نخواهد شد و دموکراسی به‌مثابه شکل و روش، امری موجه است برخلاف دموکراسی به‌مثابه ارزش که ایجاد حق و باطل می‌کند. بر همین اساس، نمی‌شود اکثریت مردم یا اکثریت نمایندگان پارلمان، حکم به صحت سقط‌جنین کنند. چون این حکم از اساس، در محدوده کاری آن‌ها نیست؛ اما در اینکه در حکم شرعی، چگونه بتوانیم این حکم شرعی را اعمال کنیم درحالی که ممکن است در خارج با مشکلاتی مواجه شویم، در اینجا بر اساس نظر اکثریت مردم حکم می‌کنیم. لذا بحث دموکراسی روشی مطرح است نه دموکراسی ارزشی.

اگر این اتفاق افتاد و دموکراسی را به‌مثابه ارزش تلقی نکردیم، راه برای مرحله انتخابات باز می‌شود که انتخاباتی که می‌خواهیم در فقه شیعه برگزار کنیم، آیا اصلاً چیزی به نام انتخابات می‌توانیم داشته باشیم؟ آیا مردم به‌عنوان انسان‌های خود بنیاد هستند که هر چه آن‌ها بگویند ملاک است یا اینکه انسان‌ها به‌عنوان موجوداتی هستند که خداوند به آن‌ها حق اختیار و انتخاب داده است که در صورت دوم، در چارچوب روش‌های الهی و خلافت الهی انسان، انتخاب مردم معنا پیدا می‌کند که طبیعتاً برمدار ارزش‌ها و قواعد شریعت است و فراتر از آن نخواهد بود.

حالا اگر مردم حق انتخاب داشته باشند، مردم چگونه باید حق انتخاب خود را اعلام کنند؟ این مطلبی است که در فقه شیعه مورد توجه قرارگرفته است یعنی ما در جهان در طول سالیان، انسان‌ها برای راحتی و توسعه و پیشرفت زندگی و امورشان، معمولاً ابزارهایی می‌سازند که زندگی‌شان را مناسب‌تر می‌کند لذا برای زندگی‌شان مثلاً پول درست کردند. از سکه تبدیل به اسکناس کردند و کم‌کم بانک و بورس به وجود آمد. یا در وسایل نقلیه، از حیوانات به سراغ وسایل نقلیه ابتدایی و سپس ماشین‌ها و قطار و هواپیما رفته‌اند. این مقولات از اموری است که شارع دخالت ابتدایی در آن‌ها ندارد و به‌عبارت‌دیگر این امور از مخترعات شرعی نیست بلکه شارع این ابزار را چون بنای رایج عقلا برای رفاه زندگی است، تلقی به قبول می‌کند اما به‌شرط اینکه این ابزار، با مبانی دینی منافات نداشته باشند و به تعبیر دیگر از جانب شارع، ردعی بر آن‌ها نرسیده باشد.

تأثیر ردع یا عدم ردع شارع بر مسئله انتخابات

حال در مقوله انتخابات، آیا می‌توان انتخابات را به‌عنوان یک ابزار حکمرانی لحاظ کنیم و به‌عنوان یک ابزار بپذیریم و درنهایت بااینکه شارع منعی از آن نکرده است آن را بپذیریم یا اینکه باید بر اساس ادله بررسی کنیم؟ طبیعتاً اگر بخواهیم انتخابات را بر اساس ادله لحاظ کنیم، با این مسئله مواجه می‌شویم که انتخابات بر اساس ادله ما، رأی اکثریت به گونه ارزشی مقبول نیست بلکه به گونه روشی مقبول است. حال اگر قرار باشد انتخابات را به‌مثابه ارزش تلقی نکنیم و بنای عقلا را بخواهیم امضا کنیم یا با عدم ردع، تثبیت کنیم، باید گونه‌ای خاص از انتخابات را مدنظر قرار بدهیم. ماهیت این‌گونه خاص، با ماهیت انتخابات مختلف است ولو اینکه از حیث ابزاری مشترک هستند؛ یعنی اینکه صندوقی وجود دارد و رأی‌گیری می‌شود و حق با اکثریت مردم است و رأی‌ها مخفی هستند؛ اما ماهیت آن چیست؟ در فقه شیعه برای اینکه ماهیت انتخابات مستند به فقه شیعه شود نه اینکه التقاطی از نظریه غربی باشد که آن را اخذ کنیم و از جانب شارع رضایتی تهیه کنیم، باید از انتخابات یک بازخوانی جدیدی انجام دهیم و یک مدل بومی و دینی ارائه کنیم. برای اینکه این اتفاق بیفتد، چند گزینه وجود دارد.

یک مقوله بحث بیعت است که آیا انتخابات بیعت است؟ به نظر می‌رسد این‌طور نیست. چون بیعت رتبه متأخر دارد و معمولاً به‌عنوان وفاداری نسبت به حاکم و قوانین است و وقتی وفاداری صدق می‌کند که آن عمل اتفاق افتاده باشد، حاکم معین‌شده باشد و برای اینکه مردم آن حاکم متعین را به فعلیت برسانند، اعلام مقبولیت و وفاداری می‌کنند و این غیر از بحث انتخابات است؛ زیرا به‌واسطه انتخابات، شخص به فعلیت نمی‌رسد؛ یعنی انتخابات است که شخص را متعین می‌کند نه اینکه از قبل مشخص‌شده باشد.

بحث قرارداد اجتماعی هم بر اساس منطق شیعه، منطق موجه و قابل قبولی نیست چون بحث قرارداد اجتماعی، فارغ از آموزه‌های شریعت و تابع مؤلفه‌های دیگر است.

ماهیت انتخابات، بر اساس منطق شورا است

آنچه به نظر مطلوب می‌رسد و بخواهیم به‌واسطه آن، انتخابات را موجه کنیم، منطق شورا است. برای توضیح منطق شورا باید مقدمه‌ای را عرض کنم. در نظام اسلامی برای اینکه نظر دیگران جلب بشود و پرسیده شود، اصولاً با سه گزینه مواجهیم. گزینه رجوع به خبره، مشورت و شورا. در بحث رجوع به خبره و مشورت، غرض، رجوع علمی است؛ یعنی ما به کسی مراجعه کنیم تا از علم او کسب کنیم و بر همان اساس هم رفتار کنیم با این تفاوت که در رجوع به خبره، جاهل مطلق به عالم مطلق مراجعه می‌کند مثل‌اینکه افراد به پزشک مراجعه می‌کنند چون از بیماری خبر ندارند و او خبر دارد. در این موارد اگر مراجعه به خبره بشود، باید التزام به مفاد قول خبره هم داشته باشد.

در بحث مشورت، بحث رجوع به خبره مطرح نیست بلکه رجوع کسی است که خودش هم حظ و بهره‌ای از علم دارد نسبت به کسی که او هم حظ و بهره‌ای از علم داشته باشد. لذا مراجعه می‌کنند به کسی به امید اینکه شاید بر علم من افزوده شود. مثلاً من مراجعه می‌کنم که کدام پزشک بروم. اگر درنهایت بر علم من افزوده شد، خودم تحلیل می‌کنم و عمل می‌کنم و الا یکی از آن موارد را انتخاب می‌کنم.

اما در بحث شورا غرض از شورا، رجوع علمی نیست؛ یعنی من مراجعه نمی‌کنم تا اینکه بر علم من افزوده شود بلکه شورا از سنخ تدبیر و اجرا است. پیامبر وقتی در جنگ احد می‌خواست محل جنگ را مشخص کند، نظر شخصی پیامبر این بود که در مدینه بجنگیم اما برخی از جوانان گفتند ما در سرزمین احد بجنگیم و چون اکثریت با آن‌ها بود و پیغمبر هم از آن‌ها نظرخواهی کرده بود، لذا پیغمبر هم حکم آن‌ها را پذیرفت و به‌عبارت‌دیگر چون پیامبر خودش را ملزم کرده بود که حرف هرکسی که اکثریت است را بپذیرد لذا به‌حکم اکثریت هم ملتزم شده بود. این امر تابع خود آن فرد است که چون خودش را ملزم می‌کند، باید ملتزم شود. در بحث شورا، غرض این نیست که اگر اکثریت مردم گفتند مثلاً در احد بجنگیم بهتر یا بدتر است، بحث این مسئله نیست بلکه بحث این است که احتمال پیروزی در سرزمین احد، بیشتر است.

تعیین صلاحیت نامزدها بر عهده حاکم اسلامی است

در نظام اسلامی برای تطبیق بحث انتخابات، ما عملاً حاکمی به نام ولی‌فقیه داریم که در زمان‌های گذشته، رویکرد از بالا به پایین داشته است و همه نظام‌های عالم این‌گونه بوده است. مثلاً حضرت علی علیه‌السلام، حاکم و استاندار را منصوب می‌کند و بحث تقسیم قواست؛ اما در نظام‌های اسلامی الآن یا حاکم می‌تواند فردی را از بالا منصوب کند یا اینکه می‌تواند این مسئله به فرآیند شورا بگذارد که در این صورت، معنایش این است که افرادی از حائزین منصب مثلاً ریاست جمهوری، می‌توانند این صلاحیت را داشته باشند، حاکم می‌گوید که این‌ها شرایط و صلاحیت‌ها را دارند، به گمان شما، کدام‌یک از این اشخاص برای این فرآیند مناسب‌تر هستند. این بحث شورا است که مردم می‌آیند. آن‌ها هم تبلیغات می‌کنند و خودشان را معرفی می‌کنند و در آخر یک نفر از میان آن‌ها متعین می‌شود. وقتی متعین شد، معنایش این است که رأی اکثریت بر یک شخص، توافق شد. اینجا، حاکم، چون اکثریت مردم حکم به چیزی کردند، آن حکم را تنفیذ می‌کند و به رسمیت می‌شناسد و قبول می‌کند. لذا در ادبیات قانون اساسی، تعبیر این است که اگر مردم رأی دادند و متعین شد، ولی‌فقیه، او یعنی منتخب مردم را منصوب می‌کند.

این فرآیند به این خاطر است که نظام و حاکمیت، خودش را ملتزم می‌داند که نسبت به منتخب شورای مردم تمکین کند. اگر ماهیت انتخابات، به بحث شورا مربوط بشود و اساساً بحث بیعت یا قرارداد جدید یا عقد اجتماعی جدید نباشد، طبیعتاً الزاماتی بر این امر بار می‌شود؛ یعنی اگر فرآیند، فرآیند شورا است باید در رتبه قبل، حاکم این را به فرآیند شورا بگذارد و مردم حقِ خودبنیاد ندارند و این‌طور نیست که هرکسی خودش را به رأی و نظر مردم بگذارد و مردم هم‌رأی بدهند بلکه این شورا فرآیندی است که از جانب نظام و حکومت ارائه می‌شود و مردم عملاً در آن فرآیند قرار می‌گیرند. از طرفی بحث هدایت شورا و گمراه نشدن این شورا و قرار نگرفتن شورا در یک امر باطل، وظیفه حکومت‌ها است و حکومت‌ها شایستگی‌هایی را در مرحله قبل لحاظ نموده و افراد باصلاحیت را برای این منصب معین می‌کنند و هرکدام از این اشخاص متعین بشوند، نظام اسلامی نسبت به آن‌ها راضی هستند.

ترجیح اکثریت، مقبول و موجه است

این همان انتخابات به‌مثابه روش است که در داخل ارزش‌ها و صلاحیت‌ها انجام می‌شود؛ اینکه کدام شخص، صلاحیت بیشتری دارد. منطق آن‌هم در فقه شیعه به سه نوع توجیه می‌شود. یک نوع ترجیح اکثریت بر اقلیت است که مرحوم نائینی و دیگران تأکید می‌کند که اگر اقلیت در قبال اکثریت باشند، ترجیح اکثریت، مقبول و موجه است و خلاف آن مرجوح است و چه‌بسا فساد آور باشد. نوع دوم که در فقه ما در بحث شهرت به آن عمل می‌کنند، این است که ما به روایتی را که مورد اجماع است عمل می‌کنیم. مجمع علیه، هم مراد توافق حداکثری نیست. بلکه آن چیزی است که بیشتر و مشهور است لذا می‌گویند: «خذ بما اشتهر بین الأصحاب و دع الشاذ النادر فان المجمع علیه لاریب فیه» اگر شهرت بر امری تعلق گرفت، باید به آن تمکین کرد و لذا فقها در مقام افتاء، بحث شهرت را اعم از روایی و فتوایی، لحاظ می‌کنند و به‌عنوان مرجح تلقی می‌کنند و فهم اکثریت از یک‌چیز را نسبت به فهم اقلیت ترجیح می‌دهند. امر سوم هم آن چیزی است که در فقه شیعه بر اساس قرائت بومی از انتخابات می‌توان ارائه داد. البته چون ماهیت این کار، متفاوت است طبیعتاً در الزامات و راهکارها و ویژگی‌ها و کارکردها متفاوت خواهد بود و باید بر همین اساس انتخابات را بازخوانی کنیم، چه شبهه دور در کار باشد که بر همین اساس قابل‌فهم است و چه بحث تبلیغات انتخاباتی باشد و چه بحث نظارت بر انتخابات که باید بر اساس این مقوله بازخوانی شود و بر همین اساس بر آن حکم کرد. در بحث انتخابات باید سنخ آن ماهیت شناسی شود و سپس الزامات آن مطرح شود و سپس شبهه دور و نظارت استصوابی توضیح داده شود.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مردم سالاری دینی ابزاری برای پذیرفته شدن دین در عصر حاضر نیست

تاریخ:دوشنبه 28 بهمن 1398-12:31 ق.ظ

مردم سالاری دینی ابزاری برای پذیرفته شدن دین در عصر حاضر نیست
حجت الاسلام سید سجاد ایزدهی گفت: برخی گمان می‌کنند که مردم سالاری دینی اصالتی نداشته، برای مهجور و منزوی نشدن مطرح می‌شود و رویکردی ابزاری برای پذیرفته شدن معارف دینی در عصر حاضر است.

به گزارش ثریا نشستی تخصصی با موضوع «مردم سالاری دینی» در معهد المعارف الحکمیة (شعبۀ قم) برگزار شد.

اولین سخنران این نشست، حجت الاسلام و المسلمین احمد جهان‌بزرگی، مدیر گروه علوم سیاسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی بود که دربارۀ «نقش مردم در جمهوری اسلامی» سخن گفت.

دموکراسی اسلام کامل‌تر از دموکراسی غرب است

وی با اشاره به این نکته که فقها به ویژه در سده اخیر مطالبی را درباره نقش مردم در حکومت ارائه کرده‌اند، گفت: حضرت امام و مقام معظم رهبری هم در این‌باره سخنان بسیاری گفته‌اند. حضرت امام رحمة‌الله‌علیه می‌فرمایند: «رژیمی که به جای رژیم ظالمانه شاه خواهد نشست، رژیم عادلانه ای است که شبیه به آن رژیم در دموکراسی غرب نیست و پیدا نخواهد شد. ممکن است دموکراسی مطلوب ما با دموکراسی‌های که با دموکراسی‌هایی که در غرب هست مشابه باشد، اما آن دموکراسی که ما می‌خواهیم به وجود آوریم در غرب وجود ندارد».

مدیر گروه علوم سیاسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ادامه داد: امام عنوان دموکراسی اسلامی را به کار می‌برند، ولی در جامعۀ ما و حوزۀ علمیۀ قم کسانی هستند که هنوز کلمه دموکراسی را نمی‌پذیرند. در حالی که قرن ۱۵ و قرن ۲۱ قرن خمینی است و باید اندیشۀهای امام خمینی را در جهان اسلام نشر دهیم و امام از به کار بردن کلمۀ دموکراسی ابایی ندارد. امام می‌گوید که ما می‌خواهیم دموکراسی اسلام را به وجود بیاوریم و دموکراسی اسلام کامل‌تر از دموکراسی غرب است.

وی گفت: بعضی متأسفانه می‌گویند که امام این حرف‌ها را زد تا مردم به سمت حکومت اسلامی رو بیاورند. آیا می‌شود که یک فقیه مردم را فریب دهد؟! این چه حرفی است که برخی از افراد می‌زنند؟! می‌شود که یک فقیه به دموکراسی اعتقادی نداشته باشد، اما کلمۀ دموکراسی را بارها به کار ببرد و کلمۀ دموکراسی اسلامی را صحیح بداند. امام می‌فرماید: «دموکراسی غربی‌اش فاسد است، شرقی‌اش هم فاسد است؛ دمکراسی اسلامی صحیح است و ما بعدها اگر توفیق پیدا کنیم به شرق و غرب اثبات می‌کنیم که این دموکراسی که ما داریم، دموکراسی واقعی است نه آنکه شما دارید». مقام معظم رهبری هم کلمۀ جمهوری و مردم سالاری را بکار می‌برند، اگر چه ایشان نیز بارها از کلمۀ دموکراسی استفاده کرده‌اند. ایشان می‌فرمایند: «جمهوریت ما از اسلام گرفته شده، اسلام ما اجازه نمی‌دهد در این کشور مردم سالاری نباشد. ما نخواستیم جمهوریت را از کسی یاد بگیریم. اسلام این را به ما تعلیم داد». در اینجا جمهوریت و مردم سالاری را مترادف هم به کار می‌برند.

حجت الاسلام والمسلمین جهان‌بزرگی افزود: اینها که می‌گویند دموکراسی مفهوم جدیدی است، اشتباه می‌کنند و مفهوم دموکراسی حداقل از سه هزار سال پیش بوده است، اما مسلماً واژۀ دموکراسی را برای حکومت مردم استفاده نمی‌کرده‌اند و همۀ اقوام در طول قرون متمادی واژه‌ای برای بیان مفهوم حکومت مردم داشته اند. برای اینکه بدانیم کدام دموکراسی با اسلام سازگار بوده و کدام دموکراسی با اسلام سازگاری ندارد، باید انواع دموکراسی را بشناسیم. دموکراسی را به لحاظ صفت می‌توان به دموکراسی محض و دموکراسی غیر محض تقسیم کرد. در دموکراسی محض، منبع قانون و مبنای قانون‌گذاری خواست مردم قرار می‌گیرد و پلورالیسم عقیدتی و سکولاریسم وجود دارد، اما در دموکراسی‌های غیر محض منبع قانون، مکتب است و همه دموکراسی‌هایی که در طول تاریخ تحقق خارجی پیدا کرده‌اند، دموکراسی غیر محض بوده‌اند. دموکراسی اسلامی، دموکراسی سوسیالیسی و دموکراسی لیبرالیستی، دموکراسی‌های غیر محض هستند. در همۀ این دموکراسی‌ها منبع قانون، مکتب است؛ منبع لیبرالیسم، سوسیالیسم و اسلام. دموکراسی محض در طول تاریخ در هیچ کجا تحقق پیدا نکرده و فقط در شعارها وجود دارد.

مدیر گروه علوم سیاسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در ادامه گفت: حکومت اسلامی یکی از مصادیق دموکراسی غیر محض است و با آن ناسازگاری ندارد. دموکراسی یک ظرف است و مکاتب، مظروف آن می‌باشد و ظرف همواره با مظروف خود شناخته می‌شود. مشخصات دموکراسی‌ای که حضرت امام قبول دارند و مقام معظم رهبری بر آن تأکید می‌کنند، مشارکت مردم در مسائل سیاسی، آزادی‌های نسبی و تساوی در برابر قانون است. دموکراسی فقط این سه مشخصه را دارد، اما برخی از افراد می‌گویند که پلورالیسم مذهبی و سکولاریسم سیاسی جزئی از دموکراسی است، اما ما می‌گوئیم شما مسئله را خلط کرده‌اید. سکولاریسم و نسبیت اخلاق و پلورالیسم مذهبی جزئی از مکتب لیبرالیسم هستند، نه جزئی از دموکراسی.

حجت الاسلام والمسلمین جهان‌بزرگی دربارۀ انتصابی یا انتخابی بودن دموکراسی یا مردم سالاری در جامعۀ اسلامی گفت: هر گاه در برابر سوال از انتصابی یا انتخابی بودن قرار بگیریم، از پرسشگر می‌پرسیم سؤالت در مرحلۀ تحقق است یا در مرحلۀ مشروعیت، این دو متفاوت است. حکومت اسلامی در پنج مرحله تحقق خارجی پیدا می‌کند؛ دو تا انتصاب، دو تا انتخاب و یک کشف. برخی معتقدند که مردم فقط کشف می‌کنند ولی ما معتقدیم که مردم کشف هم می‌کنند. مرحلۀ اول، انتصاب موضوعی است و خداوند از میان ده نوع حکومتی که در طول تاریخ بوده، حکومت اسلامی را منصوب کرده است. مرحلۀ دوم، انتخاب موضوعی است و مردم باید حکومت اسلامی را انتخاب کنند تا تحقق خارجی پیدا کنند. در یثرب مردم با سه نوع حکومت رو به رو بودند؛ حکومت اسلامی مورد ادعای پیامبر صل‌الله‌علیه‌وآله، حکومت زرمداری یا الیگارشی و حکومت پدرسالارانه‌ای که در حجاز بوده است. مردم مدینه با این حکومت‌ها رو به رو بودند اما حکومت اسلامی را انتخاب کردند. مرحلۀ سوم، انتصاب موردی است و حاکم مورد نظر خداوند برای قرار گرفتن در رأس حکومت اسلامی مشخص می‌شود. در عصر پیامبر، خداوند پیامبر را تعیین کرده و پس از آن، امام را تعیین کرده و در عصر غیبت فقهای جامع‌الشرایط را تعیین کرده است. مرحلۀ چهارم کشف مورد است و مردم باید به کشف حاکم مورد نظر خداوند بپردازند، همانگونه که مردم در عصر پیامبر و ائمه برای کشف می‌آمدند و با معجزات و مانند آن کشف می‌کردند. در عصر غیبت هم مردم باید فقهای جامع الشرایط را کشف کنند. همۀ فقهای جامع الشرایط با در نظر گرفتن دوازده شرط بالقوه دارای حاکمیت هستند، اما بالفعل شدن آن بستگی به مرحلۀ پنجم دارد. مرحلۀ پنجم، بیعت و انتخاب است. دربارۀ پیامبر و امام معصوم، انتخابی نیست و بلافاصله بعد از کشف، حکومت اسلامی تحقق خارجی پیدا می‌کند. اما در عصر غیبت، انتخاب لازم است و مردم باید از بین فقهایی که شرایط لازم را دارند، فرد یا افرادی را انتخاب کنند و در رأس حکومت اسلامی قرار دهند. پس سه مرحلۀ بر عهدۀ مردم است؛ انتخاب موضوعی، کشف مورد و بیعت و انتخاب.

وی درباره مبانی مشروعیت حکومت اسلامی نیز گفت: مشروعیت در صد سال اخیر به معنای حقانیت، مقبولیت و قانونیت به کار برده می‌شود و باید مشخص کنیم کدام معنا مقصود است. حضرت امام و اکثر فقهای تاریخ تشیع معتقدند که خداوند حاکم مورد نظر را به مردم معرفی می‌کند و به آنها مشروعیت می‌بخشد و مردم در مشروعیت به معنای حقانیت بخشی نقشی ندارند و فقط مردم فعلیت بخشنده به حکومت هستند. حضرت امام می‌فرمایند: «لازم است که فقها اجماعا یا انفراداً برای اجرای حدود و حفظ ثغور و نظام، حکومت شرعی تشکیل دهند. در صورتی هم که ممکن نباشد، ولایت ساقط نمی‌شود، زیرا فقها از جانب خداوند منصوب‌اند».

تعارضی که در فلسفۀ غرب بین مردم و ملّت وجود دارد، در فلسفۀ اسلامی به وجود نمی‌آید

در بخش دیگر این نشست دکتر محمد پزشگی، دانشیار پژوهشگاه علوم و فرهنگ به این نکته اشاره کرد که بحثش فقهی نیست و صرفاً با توجه به حکمت متعالیه سخن می‌گوید.

وی گفت که می‌خواهیم ببینیم با بینش حکمت متعالیه وقتی به یک مسئلۀ غربی نگاه می‌شود، چه پاسخ بومی‌ای دریافت می‌کنیم. مسئله از فلسفۀ غرب به وجود می‌آید. به لحاظ مکاتب اجتماعی فلسفۀ غرب ما دو نوع نگاه به مسائل اجتماعی می‌توانیم داشته باشیم؛ یک نگاه فردگرایانه و یک نگاه کل‌گرایانه. فردگراها واحد تبیین مسائلشان اتم است و وقتی در حوزۀ علوم اجتماعی وارد می‌شوند، واحد تحلیل رفتار انسان‌ها را افراد می‌دانند. به همین دلیل، اکثریت را معیار می‌دانند. بر خلاف دیدگاه کولکتیویسم‌ها که معتقدند جامعه ویژگی‌هایی دارد که غیر از جمع ویژگی‌های تمام افراد است. با توجه به این دو دیدگاه، این بحث در غرب مطرح می‌شود که آیا ما باید ببینیم که افراد چه می‌گویند یا باید دیدگاه بر آمده از اجتماع را بدست آوریم؟ به همین دلیل، در حوزۀ علوم اجتماعی، بحث مردم و ملّت پیش می‌آید. این مسئله وارد کشورهای ما هم می‌شود، در حالی که اصلاً نگاه ما متفاوت است و مسئله برای ما اینگونه نیست که تعارضی میان مردم و ملّت باشد. مدعای من این است که بر اساس حکمت متعالیه با توجه وزن وجودی افراد در جامعه، ما می‌توانیم بین مردم تا ملّت رفت و آمد کنیم و تعارضی که در فلسفۀ غرب بین مردم و ملّت وجود دارد، اصلاً در فلسفۀ اسلامی به وجود نمی‌آید.

محمد پزشگی ادامه داد: بر اساس مبانی حکمت متعالیه، مفاهیم اجتماعی موجب اشتراک همۀ افراد است، چرا که افراد در مرتبه‌ای از تجرّد با صورت ذهنی آن مفاهیم متحد شده و همین موجب اشتراک همۀ افراد می‌شود. جامعه یعنی اینکه ما علی‎رغم تنوعات شخصی معتقدیم که یک نقطۀ مشترکی داریم که همۀ ما را به هم متصل می‌کند. وقتی افراد وجودهای مشترکی پیدا می‌کنند، شخصیت دوم و فرهنگ مشترکشان ساخته می‌شود. این وجوه و وجودهای مشترک یا اقتصادی است، مثلاً ما طلبه‌ها یا ما سرمایه‌دارها یا ما همه فقراء، گاهی این وجود مشترک، زبانی است، گاهی نژادی و گاهی به لحاظ تقسیم کار اجتماعی است. اما معمولاً بین ویژگی‌های مختلف در ذهن تعادلی ایجاد می‌شود و مثلاً وجود سعی در دوران ما، کشور و برای ما مسلمانان، دین و مذهب هم از مفاهیم و وجوه مشترک است. به همین علت وقتی تعارضی میان زبان و ملّیت ما ایجاد می‌شود، ما معمولاً ملّیتمان را ترجیح می‌دهیم. با این مفهوم و وجود مشترک می‌توانیم فرهنگ را با تعریفی وجودی تعریف کنیم و بگوییم فرهنگ ب

خشی از وجود افراد جامعه است که علی‌رغم تفاوت‌ها در آن با هم مشترک هستند. ممکن است محور این اشتراک، قومی، قبیلگی، زبانی، ملّی، دینی و مانند اینها باشد. به این شکل جامعه و مردم با هم پیوند پیدا می‌کنند.

وی افزود: برای حفظ این پیوندی که میان افراد اجتماع ایجاد شده می‌شود، علمای اخلاق گفته‌اند که برای رسوخ هر کار، صفت و اخلاقی به دفعات تکرار کنید تا به ملکه تبدیل شود. این را در علوم اجتماعی، جامعه‌پذیری نامیده می‌شود. در حوزۀ روان‌شناسی اجتماعی هم درونی کردن عقاید و ایده‌ها می‌نامند.

محمد پزشگی به این نکته اشاره کرد که اگر روند جامعه‌پذیری به شکل کاملی انجام بگیرد و شخص به این مرحله برسد که در تعارض میان هویت زبانی با هویت ملّی، هویت ملّی مقدم است، ملّت ساخته می‌شود، اما در جامعه‌پذیری روند درونی کردن ارزش به طور کامل شکل نمی‌گیرد و در تعارض میان منافع قومی و قبیلگی و ملّی، منافع قبیلگی را ترجیح می‌دهند و اینجاست که وحدت به طور کامل شکل نمی‌گیرد و مردم به وجود می‌آید. یعنی کسانی که ملّیت را قبول دارند اما قوم و قبیله و زبان هم برای آنها اهمیت دارد.

وی گفت: بر خلاف فلسفه‌های غربی که شکافی میان مردم و ملّت وجود دارد، این شکاف در فلسفۀ ما وجود ندارد و یک طیف و پیوستاری وجود دارد که معمولاً انسان‌ها در وسط آن قرار می‌گیرند و نه به شکل کامل فردگرا هستند و نه به شکل کامل جمع هستند و در این میان افراد تفاوت می‌کنند، برخی به زبان بیشتر اهمیت دهند، برخی به طبقه بیشتر از نژاد توجه دارند. در نتیجه، اگر در جامعه‌پذیری، افراد ارزش‌های بالای اجتماعی را درونی‌تر کنند، به سمت امّت پیش می‌روند. به همین علت، پس از شهادت شهید سلیمانی مردم افغانستان و لبنان و عراق و دیگر کشورها هم متأثر می‌شوند.

دانشیار پژوهشگاه علوم و فرهنگ در پایان افزود: فیلسوفان شرقی واقعیت‌های اجتماعی را اینگونه ذو مراتب می‌دیده‌اند. یکی از مشکلات مدرنیته این است که همه چیز را مثبت و منفی می‌بیند. در حالی که شرقی‌ها می‌گفتند که هر کس کارگر است تا حدی کارفرما هم هست. به طور خلاصه مدعای من این است که هر قدر وجود ثانوی‌ها بیشتر شود، ما از سمت مردم بودن به سمت ملّت و امّت بودن پیش می‌رویم و اگر کمتر بشود، بر عکس می‌شود.

مردم سالاری دینی رویکردی ابزاری برای پذیرفته شدن معارف دینی در عصر حاضر نیست

حجت الاسلام سید سجاد ایزدهی، رئیس پژوهشکدۀ پژوهش‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی نیز در بخش پایانی این نشست گفت: برخی گمان می‌کنند که مردم سالاری دینی اصالتی نداشته، برای مهجور و منزوی نشدن مطرح می‌شود و رویکردی ابزاری برای پذیرفته شدن معارف دینی در عصر حاضر است. این گروه گمان می‌کنند که مردم سالاری دینی همان دموکراسی غربی است که در آمریکا، چین و هند به اشکال متفاوت است و یک شکل آن هم در ایران است و اساس دموکراسی و مردم محوری برای آن طرف است و ما قرائت خاصی از آن را انتخاب کرده‌ایم.

حجت الاسلام والمسلمین ایزدهی در ادامه گفت: امام در پاریس می‌گویند که ما به دنبال دموکراسی هستیم که در جاهای دیگر هم وجود دارد، ولی محتوای آن اسلام است. دموکراسی غربی فضای ما را نمی‌فهمد و نمی‌فهمد که ما مردم سالاری داریم و با آن چیزی که آنها دارند، متفاوت است. به خاطر همین امام مجبور است که با زبان قوم با آنها صحبت کند. این ادبیات وقتی جلو می‌رود، مقام معظم رهبری تأکید می‌کنند که ما دموکراسی دینی هم نمی‌گوییم. وقتی نمی‌گوییم دموکراسی دینی یعنی آن بار معنایی دموکراسی را نمی‌خواهیم. بار معنایی دموکراسی این است که اکثریت موجِد حقّ است و وقتی اکثریت گفتند کاری درست است، یعنی آن کار درست است. در حالی که در نظام دینی اکثریت موجِد حقّ نیست و اکثریت در نهایت روش کشف یا روش عملیاتی است. به عقیدۀ ما، اکثریت روشی است؛ نه ارزشی. اکثریت ایجاد ارزش نمی‌کند، بلکه اکثریت در داخل ارزش، روشی است برای إعمال حاکمیت.

منبع: خبرگزاری مهر





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

توفیق انقلاب در استقلال و آزادی و موفقیت نسبی در عدالت / ضرورت وجود احزاب رسمی

تاریخ:دوشنبه 21 بهمن 1398-12:36 ق.ظ

حجت‌الاسلام ایزدهی بیان کرد:
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان اینکه نبود حزب سبب سوءاستفاده و موج‌سواری برخی می‌شود، درباره ارزیابی مولفه‌های اصلی انقلاب، گفت: انقلاب در ایجاد عدالت کمتر موفق ولی در تحقق استقلال و آزادی موفق بوده است.

سیدسجاد ایزدهی حجت‌الاسلام والمسلمین سیدسجاد ایزدهی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در گفت‌وگو با ایکنا، با بیان اینکه در سنجش کارآمدیِ یک عنصر مانند انقلاب باید تناسب را براساس موانع، امکانات و اهداف مراعات کنیم، گفت: اگر مثلاً رشد اقتصادی ما در شرایطی که هیچ دشمنی نداشته باشیم هفت درصد باشد، در این صورت رشد خوبی نیست، ولی وقتی دشمنان و استکبار یکپارچه علیه ما بایستند و فضای جنگ باشد رشد دو درصد هم خوب است؛ لذا ملاک دستیابی به اهداف براساس امکانات و موانع است.

مبارزه با استکبار؛ ویژگی ممتاز انقلاب

ایزدهی با بیان اینکه آن چیزی که انقلاب ما را از اقران خود متمایز می‌کند بحث مبارزه با نظام سلطه است، تصریح کرد: کسی تردید ندارد که ایران مستقل‌ترین نظام در دنیاست و تحت تأثیر تطمیع و زور دیگران قرار نگرفته است، یعنی همه تصمیمات فارغ از اینکه خوب و مؤثر بوده و یا نادرست توسط خود مسئولان کشور انجام شده است؛ البته طبیعتاً ممکن است رویکرد دولتی به غرب بیشتر و دولت دیگر کمتر رویکرد داشته است.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با اشاره به بحث آزادی و مردم‌سالاری دینی بیان کرد: فرایندی خارج از انتخابات نداریم و حتی انتخاب ولی فقیه هم از طریق انتخاب خبرگان صورت می‌گیرد؛ یعنی آزادی وجود دارد گرچه ممکن است امری را ما آزادی بدانیم ولی کشورهای غربی آن را قبول نکنند، ولی آزادی در نظام‌ اسلامی با لیبرال دموکراسی متفاوت است.

ایزدهی با بیان اینکه برای امتیازدادن به آزادی در کشور با بیان اینکه برخی دولت‌ها آزادی را ممکن است کمتر رعایت کرده و برخی بیشتر ولی به هر حال باز این دولت‌ها منتخب مردم بوده‌اند، اظهار کرد: آزادی گاهی در سطح ساختارها بررسی می‌شود که از نظر بنده نمره بالاتر از توفیق نسبی می‌گیرد؛ زیرا نظام علاوه بر حق مردم در انتخاب آن را نهادینه کرده و الگو برای کشورهای دیگر منطقه هم هست، ولی در رفتارها و مصادیق، دولت‌های مختلف رفتارهای متفاوتی داشته‌اند و گاهی دولت‌ها رای مجلس، نظر خبرنگاران و ... را برنتابیده است. در این راستا برخی دولت‌ها متهم به پوپولیسم و برخی متهم به خفقان و ... شده‌اند.

شورای نگهبان و دو محذور قانونی

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در پاسخ به این سؤال که الان در فرایند انتخابات هستیم و برخی ردصلاحیت‌های شورای نگهبان را به معنای عدم آزادی تلقی می‌کنند، چه میزان این تلقی درست است؟ تصریح کرد: شورای نگهبان عملاً به کیسه بوکس تبدیل شده است، زیرا میان دو محذور است؛ اولین محذور اینکه باید افراد ناصالح و اهل سوءاستفاده را شناسایی و ردصلاحیت کند و از طرف دیگر باید حرمت افراد را رعایت کند که کاری مشکل است. این مسئله مانند دادگاه‌ها شده است، زیرا قانون آنان را ملزم به این مسئله کرده بود که اسامی افراد را اعلام نکنند؛ این مشکل وجود دارد که باید به لحاظ قانونی برای آن فکری شود؛ می‌توانیم در سطح محدود و نسبت به افراد معینی دسترسی به وضعیت این افراد ایجاد شود که به شبهات دامن زده نشود.

ایزدهی در پاسخ به اینکه آیا برخی ردصلاحیت‌های نادرست از سوی شورای نگهبان هم وجود دارد که تداعی محدود شدن آزادی را ایجاد کند؟ اظهار کرد: مسئله مهم در همه جا که دموکراسی را قبول دارند، این است که شورایی عمل می‌شود؛ یعنی وقتی تعداد بیشتر اعضا در شورا در مورد فردی به جمع‌بندی مثبت یا منفی رسیدند، طبیعتا آن رأی نافذ است.

ایزدهی بیان کرد: در انتخابات آمریکا ملاحظه کردید که وقتی بوش و الگور به مرحله نهایی رسیدند، قضات عالی آن کشور در نهایت بوش را انتخاب کردند و کسی در افکار عمومی تردیدی در صلاحیت آنان ایجاد نکرد؛ بحث در شورای نگهبان رویکرد علمی مستند بر عدالت و تقوای اعضا و رویه معین قانونی است. نمی‌توانیم بگوییم که آزادی را مضیق و یا موسع کرده است. در مجموع رویکرد انقلابی درست و رویکرد سیاسی و حزبی درست نیست.

ایزدهی در پاسخ به اینکه یکی از ملاک‌های ارزیابی موفقیت انقلاب، تحقق جمهوریت و اسلامیت نظام است، ولی متأسفانه گاهی شاهد دامن زدن به تضاد میان این دو مفهوم محوری هستیم در این صورت نحوه مواجهه ما چگونه باید باشد؟ اظهار کرد: افرادی در داخل این نظام هستند که از کانال شورای نگهبان تأیید صلاحیت شده و مسئولیت گرفته‌اند؛ بنابراین رأی مردم و تأیید شورای نگهبان ناظر به هر دو بُعد اسلامیت و جمهوریت است؛ البته ممکن است فردی بگوید که برجام آری و دیگری بگوید که خیر و هر دو هم رأی و نظر مردم را جلب کرده‌اند، گرچه تجربه نشان داده که دولت‌هایی که رویکرد متفاوت از نظر ولی فقیه و خواست مردم داشته‌اند، رفتارشان به ضرر مردم تمام شده است.

نبود حزب رسمی؛ ریشه برخی مشکلات

این استاد حوزه علمیه در پاسخ به اینکه چرا تدبیری اندیشیده نمی‌شود تا دولت‌ها نتوانند با سرنوشت مردم بازی کنند؛ یعنی یکسری اصولی را تعیین کنیم که هیچ دولتی حق عدول از آن را نداشته باشد، بیان کرد: متأسفانه در ایران حزب نداریم؛ در ایام انتخابات یکدفعه افرادی کنار هم جمع شده و برای لیست واهی تبلیغ می‌کنند و بعد تمام؛ این گروه‌ها هیچ پیشینه و رفتار شناخته شده قبلی ندارند؛ در این شرایط ممکن است فردی در دوره‌ای اصولگرا بوده، ولی ۴ سال بعد وارد جرگه اصلاح طلب می‌شود؛ آیا این رویه درست است؟ مشکل ما بیش از اسناد بالادستی این است که حزب نداریم؛ در حزب اگر فردی از اصول آن تخطی کند او را از حزب بیرون می‌کنند و اجازه رفتار غیر از آن چارچوب را به او نمی‌دهند.

ایزدهی افزود: گاهی می‌بینیم که فردی با برچسب اصولگرا رای آورده، ولی قانون عفاف و حجاب را رعایت نمی‌کند؛ مشکل این است که این شخص به هیچ مرامنامه‌ای پاسخگو نیست. کشور باید حزب رسمی دارای عملکرد مشخص باشد تا برخی مشکلات رفع شود؛ البته فرایند موجود هم نظارت‌های فرایندی را برنمی‌تابد.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی درباره اینکه روند عدالت در کشور در ۴ دهه چه فرایندی داشته است، تصریح کرد: در عدالت موفق نبوده‌ایم البته نه اینکه هیچ توفیقی نبوده است؛ برخی افراد که زمانی جزء بهترین‌های نظام بودند، منحرف شده و دنبال آلاف و الوف و تأمین زندگی فرزندان و ... رفتند که البته در صدر اسلام هم وجود داشته است و عملاً با امام معصوم دوره خود درافتادند.

توفیق نسبی در عدالت

وی با تأکید بر اینکه در عدالت موفق نبودیم، گرچه مقام رهبری هم تذکر و هشدار دادند، افزود: این جریان ازآنجاکه متکی به پول و قدرت است، مقابله با آن دشوار شده است، اما مهم این است که مردم احساسشان بر این است که اگر کسی ناعادلانه رفتار کنند، می‌توانند اعتراض کنند؛ یعنی فرض این است که منطق بی‌عدالتی در افکار عمومی غلط است، نقطه توفیق نظام زنده بودن روحیه عدالت‌طلبی است، البته سوءاستفاده‌های انجام شده ممکن است حس عدالت را در کشور از بین ببرد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :34
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic